خب shelter یا پناهگاه قراره یه داستان معمولی از زندگی آدمای معمولی باشه. شخصیتا قراره تو موقعیت هایی قرار بگیرن که شاید خیلی از ما تجربش کردیم.
قرار نیست عشق افلاطونی و بزرگ داشته باشن قرار نیست یه دنیایی رو با قدرتای خاص تکون بدن. اونا معمولین قراره عادی عاشق بشن عادی زندگی کنن و در عین سادگی خاص باشن.
امیدوارم که با این داستان همراهیم کنید💜✨
کاپل: sope .namjin
کاپل فرعی: vkook ( tekook)
ژانر:درام.عاشقانه.برشی از زندگی.اسمات.bl
راجب روزای آپم فعلا برنامه خاصی ندارم اما سعی میکنم حداقل هفته ای یه پارت آپ کنم✌🏻✨
فیک ترجمه شده.
در طول روز، یونگی به عنوان پزشک قانونی واسه پلیس کار میکنه.
ولی وقتی شب میاد، اون تبدیل به یه کابوس میشه.
یه قاتل زنجیرهای.
کاپل اصلی: سپ
کاپل فرعی: نامجین - ویمینکوک
تعداد قسمت: ۴۵
دژاوو چیه؟
میتونه یه حس باشه؟
میتونه یه الهام باشه؟
یا شاید یه خاطره؟
دژاوو داستان زندگی منه...
تئوری عشقی که به عجیب ترین شکل ممکن به وجود اومد.
تصادفی که من و به کما برد، اما وقتی برگشتم دیگه اون ادم سابق نبودم!
خاطراتی داشتم که متعلق به همزادم از جهان دیگه ای بود...
و مرکز تمام اون خاطرات تو بودی...کیم نامجون...
نویسنده: Sylvie
ژانر : رومنس، علمی تخیلی، درام، اسمات
کاپل: نامجین، سپ
فصل دوم آگوست دی.فیک ترجمه شده.
یونگی داره بیخیال میشه. داره آگوست رو رها میکنه. چون با وجود آفتاب، درخت های نخل و دریا، کی به یه آدم کش نیاز داره؟
ولی به شکل بی رحمانه ای بهش یادآوری میشه نمیتونه از هویتش فرار کنه، نه تا یه میلیون سال دیگه.
چون به یه چیز تیره تر، یه چیز سرد تر از آگوست نیازه تا تیم از این مخمصه نجات پیدا کنه.
هیچوقت نباید چیزی که مال اونه رو ازش بگیری.
هیچوقت.
(این فیک هنوز توسط نویسنده در حال آپه، پس لطفا قبل خوندن به ریسکش توجه کنید)
Written by: Hopefullylost
فیک ترجمه شده.کامل شده.
روز شوگا به اندازه کافی بد هست.
دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه.
مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش.
خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه.
امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه.
یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص
Written by: hopefullylost
سوپ: سوییچ
کوکوی: کوکی تاپ
نامجین: جین تاپ
جیمین و ریچارد: جیمین باتم