Shizuokac's Reading List
3 stories
𝐏𝐚𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 by Vmira95
Vmira95
  • WpView
    Reads 7,814
  • WpVote
    Votes 457
  • WpPart
    Parts 8
[ Persian Translation ] ترجمه ناول کره ای شهوت Tel Chnl: @Passion_Novell Genre: Korean BL (BoysLove) , Action , Military , Romance , Gay , Smut +19 *** جونگ ته ایی، سرباز ترخیصی از ارتش که تایپش پسرای لیتل و کیوته و همیشه توی زندگیش تاپ بوده. ته ایی از وقتی که از ارتش مرخص شده بیکاره، تا اینکه عموش - یکی از اساتید سازمان اونهردو - به خونه اون میاد. ته ایی با اینکه علاقه ای نداره اما به اجبار عموش وارد سازمان میشه. ایلای ریگرو قاتل سادیستی که همه توی سازمان ازش وحشت دارن و به خونش تشنه ان. ناخواسته رابطه ای بین این دو نفر شکل میگیره، اما نزدیک شدن به ایلای مثل بازی با آتیش میمونه. باید ببینیم آیا ته ایی آماده سوختنه یا نه؟! *** _ تو تایپ من نیستی! + توهم تایپ من نیستی اما برای ارضا کردن شهوتمون نیازی به احساسات نداریم ... *** Start: 22 June 2023 End:
Fuck You Cucumber by elmirabv8
elmirabv8
  • WpView
    Reads 76,049
  • WpVote
    Votes 10,409
  • WpPart
    Parts 40
(Season 1) ⌲ Aυтнor ┋⌜ Elmirabv ⌟ ⌲ Geɴre ┋⌜ Drama ≣ Fluff ≣ Smut ⌟ ⌲ Coυple ┋⌜ KookV ≣Yoonmin ⌟ ⌲ Coɴdιтιoɴ ┋⌜ ONGOING ⌟ ⌲ тco ┋ ⌜ +18 ⌟ بعضیا میگن"تنفر" بعدا تبدیل به "عشق" میشه. این حرف، از نظر تهیونگ هیچ معنی ای نداشت ! کیم تهیونگ، پسری بود که توی راهنمایی بخاطر قد بلند بودنش کلی تحسین میشد ... اما چی میشه اگه توی دبیرستان، با آدمای قد بلندتری رو به رو بشه ؟ یا یکیشون معادلاتش رو بهم بریزه ؟ کسی که تمام زندگیش رو دستخوش تغییر کنه ... و رویاهاشو صاحب شه ! یکی که بی اختیار بهش فکر بکنه. -من از خیار متنفرم، تو هم درازی و باعث شدی از تیم والیبال بیام بیرون، پس توهم خیاری! ازت متنفرمممم! +اوه، خوشحالم، چون جزو چیزایی شدم که ازشون یاد میکنی (Season 2) ⌯ Gᴇɴʀᴇs ⤷ Smut ⤷ Drama ⤷ Romance ⤷ Fluff ⤷ Happy Ending ⌯ Cᴏᴜᴘ: ⤷ KookV ⤷ YoonMin ⤷ NamJin ⌯ Wʀɪᴛᴇʀ: #ElmiraBV خلاصه: ده سال گذشته ده سال از موقعی که جونگ کوک به تهیونگ قول داد که زود برگرده و اونو برای همیشه واسه خودش کنه، گذشته. اما چی میشه اگه بعد از هفت سال یهویی سر و کله اش پیدا بشه، اونم با یه حلقه توی دستش؟! به نظرتون تهیونگ چیکار میکنه؟ درخواستشو قبول میکنه؟ +بازگشت به کشور خودت قشنگه -آره، اما نه با یه حلقه!
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 397,957
  • WpVote
    Votes 60,504
  • WpPart
    Parts 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین