On going forever...
14 cerita
Ball of Fur  oleh SepandX
SepandX
  • WpView
    Membaca 104,738
  • WpVote
    Vote 17,807
  • WpPart
    Bab 38
لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟ • a Larry Stylinson Fanfiction. [Mperg.] • -سِپَند تلگرام : FanfictionsOnly
Las Vegas [L.S] oleh fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Membaca 653
  • WpVote
    Vote 176
  • WpPart
    Bab 4
"جایی که لویی بارتندر یک -پاب.بار منطقه‌ی پایین شهر شیکاگو- دانشجوی با استعدادی که به بی استعدادی معروفه. بیشتر خلاق بود تا شبیه یک دانشجوی عادی باشه. یکی از دانشجوهای ترم اخر رشته‌ی کامپیوتر. و هری دانشجوی پزشکیه، تمام سال های عمرش رو با برنامه های دقیق روی دیوار اتاقش زده بود، اون هم از چهارده سالگی اون پیش بینی کننده بود و حالا حالش از این اینده‌ی پیش بینی شده بهم می‌خورد. و حالا می‌خواد زیر بار این زندگی معمولی خارج بشه اما؛ چی می‌شه که این دوتا توی یک سفر به لاس وگاس، توی مستی ازدواج می‌کنن؟"
 • Beloved Rival • [L.S] oleh Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Membaca 87,756
  • WpVote
    Vote 12,398
  • WpPart
    Bab 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson
+21 lagi
𝑺𝑨𝑽𝑬 𝑴𝑬 ~[𝐋.𝐒].[𝒁𝒊𝒂𝒎]࿐ oleh its_il
its_il
  • WpView
    Membaca 13,122
  • WpVote
    Vote 3,328
  • WpPart
    Bab 24
[on going...] «فرقی نداره چندبار گم بشی هری! من هربار میام و نجاتت میدم...» پرنس لویی ویلیام تاملینسون، شاهزاده و جانشین یکی از هفت قلمرو و هری فقط یه خدمتکار ساده‌ست... ولی چی میشه اگه یه روز دیگه اوضاع مثل سابق نباشه؟! چی میشه اگه داستانی که از بقیه برای خودمون ساختیم، زمین تا آسمون با واقعیت فرق داشته باشه؟! COVER BY: @Cnstylinson
The Trip [L.S] oleh flavian28
flavian28
  • WpView
    Membaca 17,001
  • WpVote
    Vote 4,349
  • WpPart
    Bab 29
هری به عنوان آخرین مقصدِ سفرش، قصد داشت به آریزونا بره. اما پسری که با ماشینِ داغونش کنار جاده براش نگه داشت، زندگیشو عوض کرد...و البته همه ی شلوارهاشو هم به فنا داد! :) ⚠️پیشنهاد میکنم همه ی چپترهارو یکجا نخونید. 1 in #louisandharry 2 in #1directionfanfic 3 in #larry
HELP Me!!!!  oleh Angry_girl18
Angry_girl18
  • WpView
    Membaca 20,503
  • WpVote
    Vote 3,412
  • WpPart
    Bab 114
We do this... together.. We lie... We play our part... We fight We kill... To protect eachother cause eachother all we have... ما این کارو باهم انجام دادیم... ما دروغ گفتیم... نقشمون رو بازی کردیم.. جنگیدم... ما آدم کشتیم... تا از همدیگه محافظت کنیم... چون تمام چیزی که داریم همدیگه است...
Smultronstället "Larry" oleh fookinglost
fookinglost
  • WpView
    Membaca 2,738
  • WpVote
    Vote 552
  • WpPart
    Bab 11
جنگل، خیلی بزرگتر از اون دوتا پسر و علاقه آبی رنگشون بهم بود‌. اما وقتی جوونی و کسی رو دوست داری همه چیز حول محور شما دو نفر میچرخه. آپ: متوقف شده.
Royal Blue [L.S|Mpreg] oleh siler_xr
siler_xr
  • WpView
    Membaca 57,777
  • WpVote
    Vote 12,840
  • WpPart
    Bab 30
×on going× زندگی ای که بعد از ملاقات با چشم هاش به رنگ آبی سلطنتی در میاد.
forgiven [L.S] oleh AtrinaAbbbeuhd
AtrinaAbbbeuhd
  • WpView
    Membaca 2,998
  • WpVote
    Vote 619
  • WpPart
    Bab 12
هیچ درمانی برای خاطرات وجود نداره، مستثنا ای هم وجود نداشت! نباید وجود می‌داشت، اما یک چیزی باعث میشه اون جهنم روشن کم کم از ذهنم خارج بشه. شاید چون تو زیادی شبیه ملودی هستی؟ تو شبیه ملودی هستی! لحجهت، صورتت، طوری که قدم برمی‌داری و همه کار هارو طوری با حوصله انجام میدی انگار تا ابد براش وقت داری. [ امپرگ هری پرگ]