Krisho
136 cerita
Unholy oleh Aurora1485-L
Aurora1485-L
  • WpView
    Membaca 862
  • WpVote
    Vote 183
  • WpPart
    Bab 10
ناپاک! Couple: Krisho, sekaihun Genre: slice of life, historical, drama, romance, angst, smut "تو عاشق پسری شدی که پدرت اونو به فرزندی قبول کرده تا جای تورو بگیره" پسر سری تکون داد و سهون درحالی که از پنجره به بیرون خیره شده بود ادامه داد "اون قبولت نکرده اما باتو به اینجا فرارکرده! یا زندگی خیلی بهش سخت گرفته یا اونم به تو بی میل نیست در هر صورت موفق باشی پسر؛ من برای به دست اوردن دل جونگین هرکاری کردم اما ببین نتیجه چی شد؟ امیدوارم تو به سرنوشت من دچار نشی کریس"
⋆◦꙳ᴋʀɪsʜᴏ꙳◦⋆ oleh Melisamomo
Melisamomo
  • WpView
    Membaca 6,830
  • WpVote
    Vote 700
  • WpPart
    Bab 23
ʲᵘˢᵗ ᴋʀɪs♡︎ʜᴏ ᵐᵃʸᵇᵉ ᴛᴀᴏ♡︎ʟᴀʏ ʷʳⁱᵗᵉʳ ִֶָ ᴀᴊᴜᴍᴍᴀ ᴡɪɴᰔᩚ
ၴႅ𝘀𝗶𝗹𝘃𝗲𝗿 𝗥𝗼𝘀𝗲 oleh Melisamomo
Melisamomo
  • WpView
    Membaca 1,027
  • WpVote
    Vote 139
  • WpPart
    Bab 4
ၴႅ𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗞𝗿𝗶𝘀𝗛𝗼⋅ 𝗧𝗮𝗼𝗟𝗮𝘆⋅ ၴႅ𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗙𝗮𝗻𝘁𝗮𝘀𝘆⋅ 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮𝘃𝗲𝗿𝘀𝗲⋅ 𝗦𝗺𝘂𝘁⋅ 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁⋅ ၴႅʷʳⁱᵗᵉʳ ִֶָ ᴀᴊᴜᴍᴍᴀ ᴡɪɴᰔᩚ "با خارهای رُزهام، دیوارِ بزرگی ساختم تا کسی نتونه ازش عبور کنه؛ ولی تو، مثل برخورد یک گلبرگ لطیف به سطح آب، ستونِ اون دیوار رو‌ لرزوندی"
Little miracle  oleh Aurora1485-L
Aurora1485-L
  • WpView
    Membaca 6,048
  • WpVote
    Vote 870
  • WpPart
    Bab 10
یه آلفا و امگا به علاوه یه آلفا کوچولو! "چرا آپا باما زندگی نمیکنه؟ " "با هردوتون قهرم همه بچه ها والدینشون پیش همن به جز من!" الفا و امگایی که بعد از جدا شدن از همدیگه به خاطر دختر کوچولشون دوباره پیش هم برمیگردن، اونا میتونن باهم کنار بیان؟ "آپا خیلی باحاله اون میذاره کلی شکلات بخورم و یه عالمه بازی کنم ولی بابا میگه باید درس بخونم و خوراکی های مضر نخورم" "این بچه بین این دوتا دیوونه میشه!" Krisho" Chanbaek"
Us? oleh V_leucanthemum
V_leucanthemum
  • WpView
    Membaca 6,425
  • WpVote
    Vote 1,843
  • WpPart
    Bab 22
☀︎︎کاپل: کریسهو ☀︎︎ژانر:مدرسه ای،برشی از زندگی، عاشقانه ☀︎︎نویسنده: leucanthemum ☀︎︎روز آپ: _ ☀︎︎وضعیت: پایان یافته(۵/آذر/۱۴۰۱)
Mahjoor oleh Tamana81
Tamana81
  • WpView
    Membaca 6,198
  • WpVote
    Vote 909
  • WpPart
    Bab 30
آلفا... نمی‌تونست ببخشه. نه خودش رو. نه اون دنیا رو. نه اون گرگ های حرومزاده رو که فکر کردن می‌تونن به خانواده‌ش دست بزنن. دستش روی صورت امگا نشست:جون... من اینجام عزیزم... صداش آروم بود، اما لرزش خشم و عشق قاطیش شده بود. نگاهش توی نگاه نیمه‌جون امگا گره خورد. _همه‌ش تموم میشه... بهت قول میدم عزیزم و امگا قبل از بسته شدن چشم هاش به این فکر میکرد که چند وقت شده بود که این لحن عاشق و آروم آلفا رو نشنیده بود؟ کاش هیچوقت ولش نمیکرد.اشکی که از بین پلک های بستش جاری شد توسط لب های گرم آلفا بوسیده شد.اما امگا دیگه هوشیار نبود. Couple:Krisho Genre: Forced Marriage,Angst,Omegaverse,Mpreg,Romance
𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐊𝐢𝐧𝐠 oleh sariya_mim
sariya_mim
  • WpView
    Membaca 63,656
  • WpVote
    Vote 1,896
  • WpPart
    Bab 13
❥︎ 𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 𝗡𝗮𝗺𝗲 : 𝗗𝗮𝗿𝗸 𝗞𝗶𝗻𝗴 ❥︎ 𝗠𝗮𝗶𝗻 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : 𝗞𝗿𝗶𝘀𝗛𝗼, 𝗞𝗮𝗶𝗦𝗼𝗼, 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗕𝗮𝗲𝗸. ❥︎ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗦𝗺𝘂𝘁. ❥︎ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : 𝗦𝗮𝗿𝗶𝘆𝗮.𝗺 ❥︎ 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 & 𝗪𝗮𝘁𝘁𝗽𝗮𝗱 : @𝗞𝗿𝗶𝘀𝗵𝗼𝗻𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 𝗦𝗲𝗮𝘀𝗼𝗻 01 𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗮𝘁𝗲 𝗦𝗲𝗮𝘀𝗼𝗻 02 .... دارک کینگ روایتگر احساس و رابطه متقابل بین دو آدم از دنیاهای مختلف رو نشون میده که هر کدوم دنبال یه راهی برای خلاصی از مشکلاتی هستند که داخل زندگیشون جریان داره... سوهوی پسر نابالغ و عاشق داستان سعی داره با بی توجهی به حقایق گذشته اش به زندگیش ادامه بده و کریس وو مرد تاریک داستان دارک کینگ دنبال حقایق زندگی گذشته اشه ...
Boys Over Flowers | پسران برتر از گل oleh colored_sky
colored_sky
  • WpView
    Membaca 3,371
  • WpVote
    Vote 623
  • WpPart
    Bab 25
دیدی وقتی پارچه یه جا گیر می‌کنه نخ‌کش می‌شه؟! منم وقتی اون روز، اون لگد جانانه رو ازت خوردم قلبم بهت گیر کرد و داره نخ کش می‌شه! "تو بهم یاد دادی که زندگی رو با تموم سختی‌هاش لمس کنم و عشقتو بغل بگیرم!" ‌ ‌ و این عشقِ ناخواسته داستان زیبایی را رقم زد! ‌ ( پسران برتر از گل F4 ) Fiction: #F4 "boys over flowers" couple: کریسهو ، چانبک genre: رمنس ، مدرسه‌ای
💙𝙺𝚛𝚒𝚜𝙷𝚘 𝚃𝚒𝚖𝚎🍶 oleh kim-min-Xi
kim-min-Xi
  • WpView
    Membaca 126
  • WpVote
    Vote 26
  • WpPart
    Bab 3
چون من تو رو دوست دارم و تو کریسهو رو، پس: «کریسهو-تایم»🤌🏻✨
Fire Dragon Dagger oleh polaris_maka
polaris_maka
  • WpView
    Membaca 81
  • WpVote
    Vote 18
  • WpPart
    Bab 1
《خنجر آتشین اژدها》داستان اژدهایی هست که به عنوان یک قربانی برای پس دادن تاوان پدرش، توسط جادوگر سفید تا لب مرگ میره و برمی‌گرده و زمانی که چشماش رو باز می‌کنه، یک دکتر مهربون جوون با چشمایی به رنگ آبی مواجه میشه را روایت می‌کند. 🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥 تلاش می‌کرد جلوی لبخندی که ناخودآگاه می‎خواست روی لبش نقش ببنده رو بگیره و گفت: _وسط تابستون، بیش از حد سردی. دکتر تکونی به خودش داد. سعی کرد مچ دستش رو از دست کریسی که محکم نگهش داشته بود، باز کنه و گفت: _خورشید در حال غروبه و ما توی جنگلیم. من شدیدا سرماییم. اینطور هردومون گرم میشیم. به گرما نیاز داری. کریس اخمی کرد. فشار انگشت‎هاش‎رو دور دستش بیشتر کرد. بیشتر نزدیکش شد و گفت: _به من دروغ نگو. تو توی بیمارستان هم مثل یخ سرد... 🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥🌀🪄🥼🔥 کاپل: کریسهو ژانر: رمنس، فانتزی. 💫وانشات💫 Ranking Suho: #1 #Fire_Dragon_Dagger