شاید این بار صدا کردن اسمت کافی نباشه !
🥀 Gᴇɴʀᴇ: Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, smut, Aɴɢᴇsᴛ
🥀 Cᴏᴜᴘʟᴇ: Vᴍɪɴ
Season 1 [ Torment ] ~ FULL 📚
Season 2 [ Mend ] ~ FULL 📚
Highest :
1 فارسی🍀
☘️4 فارسی
☘️3 فارسی
☘️2 فارسی
در افسانه ي يوناني،نرگس پسري زيباس كه از حيرت زيبايي خودش خشك ميشه و به گل تبديل ميشه!🥀
"تو جه: من ايده ي اوليشو از يه فيك ديگه گرفتم ...!"
'پايان يافته
+ناركيسوس تلفظ تركي كلمه ي انگليسي Narcissus به معني گل نرگس هست!
همه چیز برای کیم ته هیونگ از یه خط خامهای شروع شده بود تا برسه به احساسی که درست مثل اکستاسی بود و کسی مثل ته هیونگ رو تا مرز کفر می برد!
• عنوان: فرزند ماه
فصل اول -> تراکاتا (گل سفالگری)
- کاپل: ویمین - سکرت
- ژانـر: رمنس - فلاف - کمدی - روزمره
- رده سـنی: PG - 13
+:چرا باید گیر این آدم های بی رحم بیفتم
پسری که مجبور میشه بجای پدرش بدهی بپردازه اونم به بزرگ ترین باند مافیای شهر...
🔞
(کامل شده )
ژانر : اسمات ،کمی طنز ، عاشقانه، مافیا ، جنایی
کاپل اصلی : ویمین
عشق تو برای من یه سوال بود. یهو یه روز از یه جا پیدات شد و من رو عشق خودت صدا کردی. راه میرفتی و جار میزدی که من عشق توام با اینکه قبلا اصلا همدیگر رو ندیده بودیم. و تو نمیتونستی صدای اعتراض من رو بشنوی. نه اینکه مشکلی نداشته باشم، نه! حقیقت این بود که من نمیتونستم حرف بزنم. شرارت رو توی چشمات میدیدم. تو اون چشمای مشکیت همیشه یه برق شیطنت بود و من خیلی زود فهمیدم که این شرارتی بود که ناخواسته همه رو درگیرش کردی.
« شرارتی برای صدای تو »
Best rank
#1 bangtan
#1 namjin
#1 yoonkook
#1 fiction
#1 vhope
از وقتی که ما بچه بودیم تو بهترین دوست من بودی.
تو منو میشناسی ، و منم تو رو میشناسم.
تو همه چیز رو راجب من میدونی اما خب، من همه چیز رو راجب تو نمیدونم .
وقتی راجب عشقت به یه نفر دیگه بهم گفتی ، قلب من کاملا شکست .
نمیتونم واسه خوشحالیت خوشحال نباشم ، ولی نمیتونم جلوی گریه های از رو حسودی ام رو بگیرم .
امیدوارم یه روز برسه که راجب احساساتم بهت بگم ، چیزی که تاحالا شانس گفتنش رو نداشتم .
قلب من کاملا شکست و دیگه نمیخوام عاشقت باشم .
یا بهتر بگم .
الان ازت متنفرم .
________________________
#1 bangtan
#1 gay
#1 boyxboy
#2 vmin
(های به ریدرها عزیزم لینک پارت های ویرایش شدش قرار گرفته در پارت اول لطفا اگه به این بوک برای خوندن فرصت دادید لطفا فایل های ویرایش شده اش رو چک کنید و لذت ببرید 💜)
کیم تهیونگ
حتی اسمشم باعث میشه سرتو بکبونی تو دیوار
کیم تهیونگ عنصریه که تنها کاری که بلده و میتونه انجام بده دردسر درست کردنه اونقدر سادس که خیلی راحت باورش میشه و چیزی متوجه نمیشه اون خیلیییی خله و قراره کلی از عمر اطرافیانشو تو شیشه کنه ......به نظرتون زندگی باهاش چه جوریه؟؟؟به نظرتون جیمین چه حسی پیدا میکنه وقتی باهاش روبه رو میشه؟؟
~~~~~~~~~~
Cup:Vmin-Namjin-Hopekook
نام داستان :عشق ممنوعه💜
ژانر:drama/romantic/angest
کاپل:minv
نویسنده:لیلا🔮
جیمین با شنیدن دوباره اسم ته اشکاش سرازیر شد و روی زانوهاش نشست.
"میگه تهیونگ رفته،
اون گفت ولی من میدونم دروغ گفته
اون جایی نمیره،
ما به هم قول دادیم."