We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
EXO ❤️ اکسو
162 stories
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 43,004
  • WpVote
    Votes 7,881
  • WpPart
    Parts 40
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
My Husband's GirlFriend by BySandMan
BySandMan
  • WpView
    Reads 90,833
  • WpVote
    Votes 18,216
  • WpPart
    Parts 24
🗽 کامل شده🎠 بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن. ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند... ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
𓏲✒RUN🍷𓏲᮫۬  by TaleBySunset
TaleBySunset
  • WpView
    Reads 2,293
  • WpVote
    Votes 867
  • WpPart
    Parts 16
نجار گمون می‌کرد پسرش بعدها هنرمند بزرگی شه. هنرمند هم شد اما هنروری که می‌نوشت و بعد گذر از سنگ‌فرش‌های خیس لندن ، فارغ از حرف‌های نژاد‌پرستانه مردم ، روی سکوی سالن اجرا می‌کرد. درسته بین رنگ‌های قرمز و مداد‌های شکسته‌ شده‌ی استاد پارک سکوت کرد ، اما روی صحنه‌ی تئاتر تا دم مرگ می‌رفت. . -درون هر آدمی که می‌بینی یه شیطان وجود داره که گاهی تسخیرش می‌کنه. بعضیاشون رام شدن اما خیلی‌هاشون ذات پلیدشون رو فراموش نکردن ، بچه. . -جوانمرد بودن مهم‌تر از مردونگی‌ایه که ازش حرف می‌زنی. اگه فکر می‌کنی مردونگی ، موی کوتاه و دستای زمخت منه اشتباه می‌کنی. . عنوان: دویدن | Run نویسنده: SUNSET | سانست کاپل: چانبک ژانر: رمنس ، انگست - مینی فیک ، کامل شده -
🌸Love The Way You Lie [Completed_chanbaek]🌸  by ItzLotus
ItzLotus
  • WpView
    Reads 212,973
  • WpVote
    Votes 36,028
  • WpPart
    Parts 60
♥️••●کاپل: چانبک؛ سکای ♥️••○ژانر: رمنس؛ درام، زندگی روزانه، NC+18 ♥️••●خلاصه: چانیول یه بیزنس من موفق و یه دانشجوی برجسته تو دانشگاهشونه. این مرد موفق یه نقص کوچیک تو ظاهرش داره که با همه ی کوچیک بودنش، به چشم اطرافیانش بزرگ میاد. اون لکنت داره و سر همین موضوع کوچیک بار ها کسی که عاشقشه، قلبش رو میشکنه. هرچند به مرور قلب مهربونش باعث میشه بقیه هم شیفته و عاشقش شن. ولی حتی اون هم یه خط قرمز محکم داره! چانیول از همون اول رابطش با بکهیون مشخص میکنه که کسی که بهش خیانت کنه تو قلبش میمیره ..
Getting Under Chanyeol ✒ by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 100,202
  • WpVote
    Votes 14,864
  • WpPart
    Parts 46
بکهیون فرزند خانواده ی عجیب غریبیه اما زندگی خوش و خرمش وقتی عاشق یه نویسنده ی سرد و مرموز میشه کاملا بهم میریزه... اون تصمیم میگیره فقط برای اینکه بهش نزدیک باشه... باهاش به ویلای خارج از شهر ش بره و براش کار کنه. داستان +18 هستش. حتما دقت کنید. این داستان در اصل برای معرفی جامعه ی LGBTQ نوشته شده و توش تقریبا از همه نوع جنسیت شخصیت داریم با احترام بخونید... و آشنا بشید. میخواییم به مشکلاتی که ممکنه با ناآگاهی با LGBT پیش بیاد برسیم... ... و اینکه همه یکسانیم
Lonely Moon by p-phoenix1485
p-phoenix1485
  • WpView
    Reads 15,347
  • WpVote
    Votes 3,626
  • WpPart
    Parts 62
Genre: "Omegavers, Crime, Angst, Action, Romance, Phycology" Couples: "KrisYeol, Yoonmin, Kaihun" Writer: "Purplephoenix" «ماهِ تنها» خلاصه: زندگی خوبی داشت، خوشحال بود و از وقت گذروندن با خانواده‌اش لذت میبرد... اما یک روز...توی یک لحظه...همه چی از هم پاشید... خوشی رنگ باخت و دنیا رخ بیرحمش رو نمایان کرد؛ حالا تنهاست و باید از این تاریکیِ محبوس کننده رهایی پیدا کنه...اما آیا میتونه؟ اون بهش این اجازه رو نمیده تا از سایه‌ی منفورش خلاص بشه و روشنی رو ببینه...به نام عشق حبسش کرده و ذره ذره روحش رو میدره... •°•°•°•°•°• بخشی از داستان: درحالی که روی من سایه انداخته بود، چاقو رو به گردنم فشرد؛ از پشت نقاب سیاه رنگی که به چهره داشت تنها میتونستم چشمهاش رو ببینم...چشمهای خماری که انگار توشون آتیش روشن کرده بودند. رایحه‌‌ی عجیبی داشت، وقتی اونطور به چشمهام خیره شده بود حتی سوزش گردنم هم باعث نشد نگاهم رو ازش بگیرم... Start:1400/09/30 Finished:... (حتماً از روی لیست بخونید داستان رو، ممکنه پارت ها بهم ریخته باشند و پارتی رو جا بندازید.)
Love is the reason for life by zahaaaaaa13
zahaaaaaa13
  • WpView
    Reads 6,836
  • WpVote
    Votes 1,322
  • WpPart
    Parts 33
من چانيولم همون كسي كه ارزش زندگي كردن نداره بك لياقت عاشقي كردن نداره ، بلد نيست عاشق باشه ، هركي دورم بوده از بين رفته چون من بلد نيستم نگه دارم،بلد نيستم مواظبت كنم من ارزش زندگي ندارم ، كي بهت گفت عاشق بشي ،؟؟؟!ها كي بهت گفت ؟ مگه من گفتم عشق ؟رابطه ؟علاقه؟ ،كه عاشق شدي ...بيخيال بك من آدمش نيستم خسته ام ولم كن بزار برم بميرم دست از سرم بردار .... *** چي شد اون كه ميگفت خسته است سهون ميگفت عاشقي نميخواد، بلد نيست ،چي شد يهو اون چه فرقي داره كه عاشق شد سهون ها....بگو بهم دارم خفه ميشم سهون... بك ...بك چه قدر بگم ...بس كن ... فرق ميكنه اون ديگه مسئوليت نداره ،روحش عوض شده ،اون ديگه نگران گذشته نيست توجيح هست يا يه ريسمان واسه چنگ زدن به زندگي فرقي نميكنه بك خيلي محكم خيلي قوي ذهنش پست زده هم تو رو هم گذشتشو هم زن مرده و بچه هاشو گذاشتتون تو يه قسمت از مغزش جلوش ديوار كشيده بتني فراموشي مطلق همه چيزو وصل كرده به اين كه از اولم اشتباه انتخاب كرده حق مسئوليت و وظيفه گردن اون نيست ..اون خوشحاله بك بيخيالش شو واسه اولين باره تو اين همه سال ميبينمش كه ميخنده ... krisyeol-chanbeak-sekai-krisho-chankai
•○⌬ Soul SkippeR ⌬○• by downtodust
downtodust
  • WpView
    Reads 552
  • WpVote
    Votes 187
  • WpPart
    Parts 13
داســـتان کوتـــاه ژانـــرها: ســـای‌فای تریلـــر پســـاآخرالزمــــانی دیستوپیـــا اکشــــن دارکـــــــ سایبـــرپانـــک
Amnesia: The Last Chapter  by ajivid
ajivid
  • WpView
    Reads 37,819
  • WpVote
    Votes 7,442
  • WpPart
    Parts 85
فراموشی: بخش آخر ژانر: مافیایی، رمنس، طنز، انگست، اکشن، هپی اند کاپل اصلی: چانبک بخش اول : پایان یافته | بخش آخر : در حال آپ "آدم فقط از کسایی که خیلی دوست داره می‌تونه متنفر بشه..." بکهیون کوچیکترین پسر یه خانواده‌ی مافیایی‌ئه که به‌خاطر یه سرکشی کوچیک زندگیش کاملاً عوض میشه. اون جایی میره و با کسایی آشنا میشه که فکرش رو هم نمی‌کرده. ولی اون کنار میاد، اون یاد می‌گیره، اون درک می‌کنه، تا اینکه یه فاجعه به بار میاد... شروع: 2023.08.15 By: Vitia & Ajivid
𝘩𝘺𝘱𝘰𝘱𝘩𝘳𝘦𝘯𝘪𝘢 by mellirora
mellirora
  • WpView
    Reads 49,583
  • WpVote
    Votes 12,110
  • WpPart
    Parts 72
"پایان یافته" لویی پارک، مامور سازمان بین دولتی FATF برای هدفی که تمام عمرش رو پاش گذاشته بود به عنوان مربی موسیقی وارد خونه‌ی بی‌بی، هکر و هوش لوتو کلاب می‌شه. کلابی که در ظاهر هیچ‌چیز غیرقانونی‌ای جز قمار و مواد فروشی‌های خرده ریزه درونش دیده نمی‌شد، اما فقط تعداد محدودی می‌دونستند پولشویی‌های میلیونی‌ای که اوه سهون برنامه‌ش رو می‌چید تا چه حد حساب‌های اعضای لوتو رو پر از پول می‌کنه! همیشه گناهکار‌ها قربانی می‌دن! این تقاصیه که پس می‌دن، چی می‌شه اگه قربانی سهون معشوقه‌ی بازی خورده‌ش باشه و قربانی بکهیون دختر پنج ساله‌ش؟ "ون گوگ قبل از مرگ‌ش فقط تونست یکی از نقاشی هاش رو بفروشه، اما بعد از مرگش یکی از تاثیر گذار ترین هنرمند های تاریخ شد... جونگین ون گوگ من بود، درست وقتی که دیگه هیچ جوره نداشتمش فهمیدم چه شاهکاری بوده!" Hypophrenia: [noun] نام دیگری برای ناتوانی ذهنی. این اصطلاح همچنین می تواند به فردی اشاره کند که احساس غمگینی یا افسردگی می کند بدون دلیل شناخته شده ای برای این غم و اندوه. ══ Chanbaek X Sekai ══ ══ dram angst criminal Smut══ ══@Parkfamily_fictions ══