𝐥𝐚𝐫𝐫𝐲ꨄ︎
36 stories
Flower boy  [L.S](Persian Translation) por PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LECTURAS 67,258
  • WpVote
    Votos 15,684
  • WpPart
    Partes 85
[Completed] وقتی که هری اشتباهی وارد یه چت با چهار تا پسر دبیرستانی‌ای میشه، که هم مدرسه‌ای هستن. یا جایی که لویی از هری‌ با گل‌هایی در میان گیسوانش، خوشش میاد . Written by: @CarolAnnGladstone Translated by: @LoutheGolden & @P_mayne
larrents good parents por kiminaaa
kiminaaa
  • WpView
    LECTURAS 126,869
  • WpVote
    Votos 17,227
  • WpPart
    Partes 55
ما لری رو می شناسیم و به شدت دوسشون داریم اما به نظرتون چه جوری می شه اگه لری بچه داشته باشن... سلام به همگی:) من کیمیام و این ها تصورات من راجع به بچه داری لری است امیدوارم دوسشون داشته باشین^-^
Dare To Remember (L.S) - Completed por bebygun
bebygun
  • WpView
    LECTURAS 213,256
  • WpVote
    Votos 30,024
  • WpPart
    Partes 74
صداهايي كه توي سرم مي پيچند، همانهايي اند كه كابوس شبم شده اند؛ همان درد و همان گيجي و همان... بدون شك بخش بزرگي از عذاب امروزمان، گذشته ايست كه رقم خورد و درد پاشيد به روحمان و زخمش به جا ماند حتي براي آينده اي كه هنوز نيامده. _ تو چي؟ تو هم درد مي كشي؟ پاسخي كه بايد بدهم، كلام و صدا نمي خواهد؛ نگاهم فرياد مي كشد و امان نيست مرا از اين شكنجه. _ راحتش كن برام. خواهش كنان مي گويم اين را... و به جان مي خرم عواقبش را كه مي ارزند به تمام خاطراتم... چه خوب و چه بد. بزرگترين اختراع دنيايم را امروز مي خواهم. _ پس متوجهي كه چي آرزو كردي! اون بخش از مغزت... ميخواي با چي جاي خاليشون رو پر كني؟ قلبم يكي درميان مي زند انگار. دهان باز مي كنم و درد را خفه مي كنم جايي ميان واژه هايم: _ جوش چركي رو كه بكَني، جاش تا ابد خالي مي مونه. خاطرات منم خيلي وقته چركي شدن... بايد بكَنمشون... حتي اگه قرار باشه تا ابد جاي خاليشون از هيچ پر بشه.
Legionnaire(L.S) [Completed] por mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    LECTURAS 387,584
  • WpVote
    Votos 50,977
  • WpPart
    Partes 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Being Tutored | L.S Persian translation por _MySoul
_MySoul
  • WpView
    LECTURAS 239,514
  • WpVote
    Votos 22,661
  • WpPart
    Partes 43
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه یا داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره. #2 in fanfiction all rights reserved to LarryGeneration. this story contain sexual tension
obviously || Larry [persian translation] por zayneix
zayneix
  • WpView
    LECTURAS 33,344
  • WpVote
    Votos 7,162
  • WpPart
    Partes 25
[Completed] "لویی نابیناست؛ اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..." * * * author ( on ao3) : sweetkisses
I will never hurt you[L/S][Z/M][N/SH] por atwshkei
atwshkei
  • WpView
    LECTURAS 44,558
  • WpVote
    Votos 5,494
  • WpPart
    Partes 61
"بوک کامل شده" -بگو دوستم داری هنوز.....بگو همش خواب بود....بگو برگشتی پیشم.....بگو منو بخشیدی بخاطر آسیبی که بهت زدم......بگو.....خواهش میکنم یه حرفی بزن......میدونم بهت قول داده بودم بهت آسیب نزنم.....من نمی‌خواستم اینجوری بشه......نمیدونستم اینجوری میشه......تقصیر من نبود..........یهههه حرررفییی بزنننن تا مطمئنم بشم تو خیالم نیستی لو! +++++++++++++ این فف دارای صحنه های:فان،ناراحت کننده،تجاوز،قتل و 🔞 زیادی می‌باشد....... اگه دوست ندارین نخونین🤝 ___________________________________________ هایییی من اتوشکیم و این دومین فف منههه خودم به شخصه عاشقشمممم امیدوارم شما هم خوشتون بیادددد💚💙💛❤🐤🙂 . . . . . . کاپل:لری💙💚 زیام💛❤ شایل🐤✨ جارجی🥺⭐(یه شیپ تو داستانه)
silent gem [l.s][Completed] por Madcarasanchez
Madcarasanchez
  • WpView
    LECTURAS 32,853
  • WpVote
    Votos 6,180
  • WpPart
    Partes 21
هری ناشنواست و لویی مترجمش میشه all credits to @strongxlarry i just translated the story
Baby Heaven's In Your Eyes [L/S: Persian Translation] por harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURAS 97,276
  • WpVote
    Votos 10,346
  • WpPart
    Partes 25
[OnGoing] بیشتر از این نمیتونست تفاوتی بینشون باشه. لویی تاملینسون ۱۷ ساله که آخرین سال دبیرستانش رو تو معتبر ترین مدرسه غیرانتفاعی دانکستر میگذروند.اگه تنها یک چیز باشه که اونو به شدت آزار میده,قطعا مدرسه ی سطح پایینِ دولتیِ خیابون روبرویی هست. هری استایلز ۱۹ ساله,کسی که درحال گذروندن آخرین سال دبیرستانش تو مدرسه دولتی دانکستر هست.اون هیچوقت سره کلاساش حاضر نمیشه و اگرم به خودش این زحمتو بده,یا مسته یا های,بعضی وقتا هم جفتش.پوست بدنش پر از تتوعه و اگه تنها یک چیز باشه که اون ازش خیلی متنفره,اونم بچه های پر افاده و سوسول مدرسه غیر دولتیِ خیابون روبروییه. یا جور دیگش اینه,جایی که هری پسر بد و به فاک رفته با کلی مشکل تو زندگیش,لویی پسر پولدار فوق العاده و خوشبخت,که مدرسه هاشون دقیقا روبروی همدیگن.اونا تو یه پارتی باهم آشنا میشن و شاید این آخرین و تنها چیزیه که بهش احتیاج دارن.
illegal|l.S por nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    LECTURAS 124,705
  • WpVote
    Votos 24,783
  • WpPart
    Partes 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance