Jjproject
2 stories
"ژانوس"  by JLove_0992
JLove_0992
  • WpView
    Reads 4,075
  • WpVote
    Votes 623
  • WpPart
    Parts 20
ژانوس، الهه آغاز ها و پایان هاست . خلاصه فیک: جین یونگ پسر خونده یکی از نخبه های معروف کره، توسط گروهک جدیدی که اخیرا برای بدست آوردن چیزی، چندین نخبه رو ترور کردن، بجای پدرخونده ش گروگان‌ گرفته میشه. "جف"، برای زنده نگه داشتن جین یونگ توی گروهکش، اون رو وارد دنیای کثیف خودش میکنه و ایم جه بوم، بازرس پرونده ی جف، برای کشتنش تلاش میکنه...! چی میشه اگه بازرس پرونده ی قتلت، قاتلت باشه؟ __________________________ +اگر بخاطر یک کار پشیمون باشم زنده نگه داشتن توئه جین یونگ .باید تیر خلاص رو میزدم ! -حالا پشیمونی چون دارم وجدانت رو بیدار میکنم . +اشتباه میکنی .الان پشیمونم چون داری من رو به انجام کارهای بد تری سوق میدی تا بهت ثابت کنم روی من تاثیری نمیذاری ! 🎭JJP __________________________ بکهیون خورشیدِ بالای گودال بود . مقتدرانه میتابید و چانیول تهِ گودال هربار عاشقانه تر از قبل میپرسیدش ... روز تاریک شدن خورشید بالای سرش رو میدید ‌. روزی رو میدید که دستهای سیاهش رو سمت اون نور بلند میکنه و پایین میکشتش . 🎭CHANBAEK __________________________ _Janus_🪐 🎭gener: romance/smut/angst/mystery 🎭author: JLove
《Kingdom Of Blood》 by Mahnior97
Mahnior97
  • WpView
    Reads 803
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Parts 7
‌⚜ Kingdom Of Blood🩸‌⚜ . . . ‌صدای بم و مردونه ی والاروس توی سالن پیچید... نیشخندی زد : -به عمارت والاروس خوش اومدید.. طعمه های تازه وارد...! جین یونگ که تا اون لحظه ساکت به روبروش خیره شده بود، با حرف و صدای والاروس، سرشو بلند کرد و به تاریکی ای نگاه کرد که صدا از اونجا میومد.. کلماتی که والاروس به زبون آورده بود اجازه ی دقت کردن به صداش رو، به جین یونگ نداد..! -طعمه؟!.... ••••••••••••••••••••••••••••• جین سریع نگاهشو گرفت و سرشو انداخت پایین.. دقیقا سینه ش داشت مثل همون پسره‌ی توی فیلم، تند تند بالا پایین میشد.. دستشو گذاشت رو قلبش... صحنه ای که دیده بود به سرعت از جلوی چشماش میگذشت... صحنه ای که یه پسر دیگه به اون پسر حمله کرد و شروع به فرو کردن دندوناش با بی رحمیه تمام توی رگ گردنش کرد.. و پاشیدن خون توی صورت جفتشون... و صدای جیغ و فریاد اون پسر که طبیعتا از درد بود... "-وای..خدایا..این دیگه چه بلاییه.. این دیگه چیه..این.. حتی از مردن هم دردناک..تره..." لباشو روهم محکم فشار داد تا لرزش کمشون از ترس رو پنهون کنه.. اصلا توی حالی نبود که بخواد اطرافشو چک کنه تا ببینه بقیه به چه روزی افتادن!... ••••••••••••••••••••••••••••• با تو دهنی ای که از یونگجه خورد، بهت زده حرفشو قطع کرد.. لباش از