دوست داری تا مرز سکته بری؟ اینا برای توعه🫶
21 histoires
Criminal Minds [L.S] par larrentsgrl
larrentsgrl
  • WpView
    LECTURES 2,071
  • WpVote
    Votes 482
  • WpPart
    Chapitres 14
«هفته‌ها خودش‌‌رو با عذاب‌وجدان شکنجه کرده بود، اما در نهایت خودش کسی بود که توی دامِ تار عنکبوت افتاده بود. تمامِ این مدت، جواب درست مقابل چشم‌هاش بود و اون انقدر ساده‌لوح بود که هرگز نتونسته بود اون‌رو ببینه. خودش‌رو بی‌قید و شرط، از هر نظری به هری سپرده بود. بهش اجازه داده بود از هر راهی که می‌تونه، به قلب و وجودش راه پیدا کنه و تمامش‌رو دربر بگیره، تا جایی که دیگه چیزی از خودش باقی نمونده بود. اون به یه قربانیِ بی‌نقص تبدیل شده بود. مگه از همون اول‌هم نقشه همین نبود؟ این‌که به یه قربانیِ بی‌نقص تبدیل بشه؛ نه؟» جایی که لویی یک مامور مخفی اف‌بی‌آیه که برای پیدا کردن یه قاتلِ سریالی به نیوجرسی می‌ره‌و مجبور می‌شه خودش‌رو قربانی جلوه بده. و چی می‌شه اگه به هری شک کنه و هری، تبدیل بشه به مظنون پرونده؟
دَریایِ خَسته‌یِ خَسته par Sonyiasbackup
Sonyiasbackup
  • WpView
    LECTURES 3,457
  • WpVote
    Votes 459
  • WpPart
    Chapitres 13
تو مهمونسرایی که لویی مسئولش هست؛ سر و کله ی یک مهمان مرموز با کول باری از اسرار پیدا میشود. و لویی او رو به انزوایی که با سگش تقسیم کرده راه میدهد. " sama_rshdi نقاشی از سما رشیدی"
Ball of Fur  par SepandX
SepandX
  • WpView
    LECTURES 105,115
  • WpVote
    Votes 17,845
  • WpPart
    Chapitres 38
لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟ • a Larry Stylinson Fanfiction. [Mperg.] • -سِپَند تلگرام : FanfictionsOnly
نبودنت par _incnt
_incnt
  • WpView
    LECTURES 3,950
  • WpVote
    Votes 923
  • WpPart
    Chapitres 8
نبودن. [ ن َ دَ ] (مصدر منفی) عدم. نیستی. وجود نداشتن. معدوم بودن. مقابلِ بودن. Ziam.
Drowning In Your Breath par louismaboy
louismaboy
  • WpView
    LECTURES 177,317
  • WpVote
    Votes 30,241
  • WpPart
    Chapitres 52
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند می‌زنم که هنوز در آغوش می‌گیرم که هنوز وقتی یادت می‌افتم ناخودآگاه دستم می‌رود سمت شماره‌ات می‌نویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچ‌وقت جوابی نرسد شاید امیدوار هستم که هنوز لباس‌هایم نقش گل‌های داوودی دارند که هنوز نزدیک بهار مغازه‌ها را در پی نرگس‌ها می‌گردم تا خانه عطر تو را دهد که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد می‌برم شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت می‌افتم.
Vampire's Kiss [L.S] [Z.M] Completed par Haniye_styles
Haniye_styles
  • WpView
    LECTURES 116,270
  • WpVote
    Votes 21,282
  • WpPart
    Chapitres 96
تمام شده~ «برای صدها سال فکر میکردم پرقدرت ترین موجود این دنیام... ولی من چیزی بجز یه هیولای نفرین شده نیستم! من مجبورم ازت دور باشم تا بهت آسیب نزنم... من... من مجبورم. مجبورم برم که تو آسیب نبینی مخلوق شیرینم...» . . . . . . . «نرو! اشکالی نداره اگه بهم آسیب بزنی! دردای جسمم خوب میشن ولی اگه نباشی من دردای قلبمو چیکار کنم؟میخوای منو بکشی؟» . . . . . . . پروانه شو لویی من پیله ات میشم ! . . . . . . . هری ادوارد استایلز آخرین خوناشام باقی مونده توی دنیاست اما اون درگیر طلسم نهصد ساله ی خودشه! عشق و دوست داشتن رو فراموش کرده و تمام چیزی که براش باقی مونده عطشش برای خونه...برای مایع سرخرنگ تو قلب های تپنده آدم ها... اما هری هیچوقت به عمیق ترین نقطه های ذهنش هم خطور نمیکرد که قلب تپنده یکی از این آدم ها قلب مرده خودش رو هم به تپش بندازه! و هفت برابر! هر حس یک خوناشام هفت برابر هر آدمیزاد قوی تره . بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی ، عشق ، عشق ، عشق ، عشق و عشق! اون هیولا این عشق رو هفت برابر بیشتر حس میکنه... آخرین خوناشام تاریخی که نمیدونه با حس اغراق شده عشق هفت برابریش باید چکار کنه!؟
Eclipse par hana_lths
hana_lths
  • WpView
    LECTURES 1,794
  • WpVote
    Votes 272
  • WpPart
    Chapitres 7
ولی من می‌دونم که چشم‌های قشنگ‌ت رو ازم نمی‌گیری.
01:44 AM~L.S [Completed] par gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURES 98,840
  • WpVote
    Votes 17,857
  • WpPart
    Chapitres 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
(SomnAmbUliStic)+%5÷7=42 par Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURES 80,705
  • WpVote
    Votes 15,692
  • WpPart
    Chapitres 38
(Larry & Ziam Science Fanfiction) کد 1221: خواب گرد کد 8924: ما توی دنیایی زندگی می کنیم ک اون طور ک می خواییم شکلش می دیم مادر و پدر داریم زندگی می کنیم بزرگ می شیم و به این باور داریم ک همش یه آزمایش الهیه! هیچوقت فکر کردی ک تمام چیزایی ک دورو ورته,توهم خودت باشه؟ مثلا تو یه جا خواب باشی و... توی دنیایی ک توی سرت ساختن با ادمای الکی یه زندگی الکی ساختی ک همش بخشی از توهمته؟! اره خب... ما از کجا قرار بوده بفهمیم توی توهم خومون گیر افتادیم؟ و شاید یه روزی چشم وا کنیم و ببینیم نه اون ادما دیگه پیشمونن نه ما اون ادم سابقیم! کد 3214: داستان شامل,توهمات,تجاوز به حریم خصوصی,اسمات,بازی با دنیای پیچیده علم,مرگ,می باشد. 12345678900987654321 #1_harryandlouis #1_louisandharry #1_gaylove #1_fantasy #1_fanfiction #3_delusion
A Whole New World(L.S/Z.M) par youknowmynamee5
youknowmynamee5
  • WpView
    LECTURES 56,583
  • WpVote
    Votes 9,302
  • WpPart
    Chapitres 74
🌤Let me share, this whole new world, with you(: ⭕️Complete⭕️ خوشحالم که به بوکم سر زدی🤍 این یه امگاورسه که کاپلِ غالبش، لری هستن💙💚 🔞دارای محتوای بزرگسالان من روشام و ممنونم که همراهمی🍓