FAV💫
18 قصة
Chosen بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 10,340
  • WpVote
    صوت 2,033
  • WpPart
    فصول 29
- اون قراره گند بزنه به همه چیز! اون عوضی به دوتا دختر و دوتا پسر قدرت‌هاش رو داده تا بتونه حاصل آمیزش قدرت‌های فاکیش رو روی موش های آزمایشگاهیش ببینه. این یه سناریوی لعنتی تکراریه هانا و حدس بزن چی؟؟ من گی‌ام!
Stuck in illusions. [L.S] [Z.M] بقلم T_2020sucks
T_2020sucks
  • WpView
    مقروء 15,512
  • WpVote
    صوت 2,572
  • WpPart
    فصول 52
"تمام این مدت میخواستم بیام و ببینمت لویی... حتی شده فقط از دور... فقط ببینمت و بدونم که حالت خوبه یا نه ولی... اونا نذاشتن. نه گذاشتن خودم بیام و یواشکی بهت سر بزنم نه گذاشتن کسی رو برای اینکار بفرستم... انگار داشتم لبه ی پرتگاه جنون بندبازی میکردم... داشتم دیوونه میشدم... باورم کن لو، تمام این مدتی که پیشم نبودی داشتم دیوونه میشدم... درست مثل یه ماهی که میدونه باید توی دریا باشه اما فقط نمیتونه دریا رو پیدا کنه. تو دریای منی لو لعنت به اونها که منو از دریام دور کردن..." ⚠️⚠️ این داستان شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشند، مانند تجاوز، تحقیر، کشتار، روابط جنسی و... ⚠️⚠️
Eyes[L.S] (Completed) بقلم Erfan_a
Erfan_a
  • WpView
    مقروء 51,609
  • WpVote
    صوت 8,231
  • WpPart
    فصول 50
چشم‌ها. مال تو مثل قلبت بودند و نور از اون‌ها می‌ریخت! و مال من فقط چشم بودن؛ فقط چشم... Completed UNEdited
+6 أكثر
Here you are  [z.m_l.s] بقلم rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    مقروء 129,716
  • WpVote
    صوت 16,650
  • WpPart
    فصول 53
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد.. هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود... دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..
He Was Blue بقلم Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    مقروء 280,841
  • WpVote
    صوت 25,340
  • WpPart
    فصول 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
the sudden(ziam) بقلم deli_1993
deli_1993
  • WpView
    مقروء 50,298
  • WpVote
    صوت 6,875
  • WpPart
    فصول 52
هیچ چیزی نمیتونه بین ما قرار بگیره... من و تو تا اخرش میریم...
Gucci or Adidas? L.S بقلم louizit91
louizit91
  • WpView
    مقروء 106,304
  • WpVote
    صوت 13,797
  • WpPart
    فصول 31
به اتمام رسیده است!:) •لویی تاملینسون، کلید طلایی شرکت برجسته آدیداس. هری استایلز، مهره مار برند لوکس گوچی. سایمون کاول، برنده جایزه بهترین نویسنده قرار داد های روابط فیک در هالیوود. خودکار بیک، خوش دست و با دوام مخصوص امضا کردن قرار داد رابطه فیک لری استایلینسون.•
+20 أكثر
illegal|l.S بقلم nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    مقروء 125,502
  • WpVote
    صوت 24,806
  • WpPart
    فصول 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance
Love me, please? ➸ Translation بقلم blouten
blouten
  • WpView
    مقروء 29,523
  • WpVote
    صوت 5,712
  • WpPart
    فصول 41
یک مو فرفری که از قضا پسر محبوب مدرسه‌ست؛ تقریبا همه دوستش دارند و اون کاملا از زندگیش لذت می‌بره. یک پسر چشم‌آبیِ ساکت و خجالتی اما به‌طرز باورنکردنی‌ای جذاب و خواستنی که باعث میشه پسر خاصی مثل فرفری، شیفته‌ی او شود. تنها مشکل این هست که اون‌ها قبلا هیچ‌گاه با یکدیگر صحبت نکرده‌اند. پس چه اتفاقی می‌افته اگه وزغ روی جوجه‌تیغی کراش بزنه؟ ژانر : فلاف، دبیرستانی، عاشقانه • ✦・゚: *✧・゚:* ❧ This story isn't mine and I only translate it into Persian. Original version link : https://www.wattpad.com/story/165130361 Original writer : @sleepylittlejupiter Caver by : @mae_galaxy #1 - harrytop #2 - teenagers
Sea's whisper [L.S | Z.M] بقلم Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    مقروء 197,490
  • WpVote
    صوت 44,536
  • WpPart
    فصول 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»