قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود،
و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود!
و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و
سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود.
•
•
👀تیکه ای از فیک:
_ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ،
ربطی نداره به کسی ..
+ پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ،
ربطی نداره به کسی ..
•
•
GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy
Couple: Kookv
Writer : Aloura
داستانی عاشقانه و تاریخی با کلی حس و حال خوب💙💫
"اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار
اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام
دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم
و سومین گناه....
نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم
گناهم این است "تسلیم شدن"
گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده"
• آدم اگه دو بار عاشق بشه دو بار اشتباه می کنه
حالا اگه عاشق یه آدم تکراری بشه
گناهش دو برابر هم میشه...
ژانر : تاریخی ، درام ، عاشقانه
کاپل اصلی : جی اون(آیو) ، کیونگسو (دی او)
زمان آپ : نامشخص
این اولین تجربه منه
لطفا حمایتم کنید🥰
داستان رو بخونید و لذت ببرید و یک نکته پارت ها کوتاه هستند پس برای رسیدن به اتفاقات اصلی کمی صبور باشید😉
اگه خوشتون اومد ووت و کامنت فراموش نشه ♥️
داستان از این قرار بود که ،
پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود !
اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که ..
•
Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat .
Couple✨: KookV
Writer🪄: Aloura