⇊قسمتــی از فیک
شاید بتونی قیدشو بزنی ولی چشم دیدنشو با کس دیگه ای هم نداری...
بدترین حالتشم اینجاس که حالش بده و نیستی بغلش کنی؛
اونوقته که مجبوری یه گوشه وایستی و نگاه کنی چجوری یه نفر دیگه کنارشه و داره دقیقا جوری نوازشش میکنه که تو آرزوش رو داشتی.
╾━─━─━─━°•֎•°━─━─━─━
⇊خلاصــه فیک
֎فیک دارای فصل اول است֎
در ادامه ماجرای فصل قبل معماهای سر بسته داستان در این فصل حل میشه.
عشقی که با نفرت و خیلی ناگهانی تو قلب ولیعهد شیلا جوونه زده به ثمر میشینه؟
دختری که قلبش از همون ولیعهد زخم خورده، دلش رو بهش میبازه یا دوست داشتنش سهم آدمای دیگه ای میشه؟
چی میشه که یه نفر دقیقا با همون اسم و همون قیافه ، کاملا با کسی که قبلا میشناخته متفاوت میشه؟
دنیایی که آدمای توش رو هم میشناسه و هم نه،
نقشه ی کثیفی که از سالها پیش شروع شده،
و شبایی که براش حتی با صبح هم تموم نمیشن،
به فصل دوم شاهزاده تقلبی خوش اومدین.
در جهانی که فقر، انسان را تا مرز انتخابهای خطرناک پیش میبرد، دو جوان به نامهای عمید و عنیف وارد مسیری میشوند که در آغاز شبیه یک دوستی ساده است، اما آرامآرام به بازی پیچیدهای از فریب، قدرت، عشق و بقا تبدیل میشود.
از کابل تا استانبول و از آنجا تا دبی، سرنوشت آنان در برابر ثروت، مافیا، عشق و تصمیمهایی قرار میگیرد که هر کدام میتواند آیندهشان را تغییر دهد.
«فریب بزرگ» روایتی است از اعتمادهایی که میشکنند، رازهایی که پنهان میمانند، و انسانهایی که گاه برای نجات خود ناچار میشوند وارد بازیهایی شوند که خروج از آن آسان نیست.
خب راستش برعکس بقیه مردم من اجازه ندارم عاشق بشم چون مادرم همیشه بهم میگه من باید عاشق مردی بشم که به اندازه ای که پدرم عاشق مادرم هست عاشق من باشه ، و خب همچین مردی وجود نداره!
"دختری که از خاکستر جنگ برخاسته، به نیویورک قدم میگذارد-جایی که پنج مرد، سرنوشت او را رقم خواهند زد. اما آیا او در این بازی خطرناک، شکار خواهد شد یا همچنان شکارچی باقی میماند؟"