mahdokht15
ژانر: کودک، ماجراجویی، روانشناسی ملایم، آموزشی
مخاطب: ۵ سال به بالا - کودکان، والدین، معلمان و حتی بزرگسالانی که هنوز از آمپول میترسند...
خلاصه داستان:
همه از چیزی میترسند.
کودکان از آمپول، تاریکی، دکترها، یا تنها ماندن...
بزرگترها از شکست، قضاوت دیگران یا حتی گفتن جملهی «میترسم».
این داستان دربارهی ترسهاست-
ترسهایی که یاد میگیریم با آنها دوست شویم.
میلو، پسر ۹ ساله و حساسی است که از آمپول وحشت دارد.
اما یک روز، به شکلی مرموز، خودش را در جایی به نام «کلینیک رنگارنگ» پیدا میکند!
آنجا با دکتر آمپولی آشنا میشود؛ دکتری مهربان و بامزه که بچهها را مجبور به شجاع بودن نمیکند،
بلکه با قصهها و بازیها کمک میکند آنها ترسشان را بفهمند...
و البته، یک سرنگ کوچولوی بامزه و زنده به نام «فینفین» هم هست که به جای درد رساندن، فقط یک «فینفینِ آبی» کوچک میدهد 😄
در هر فصل، میلو با بچههای دیگری آشنا میشود که هر کدام ترس خودشان را دارند...
و کمکم یاد میگیرد که شجاعت یعنی:
با وجود ترسیدن، باز هم قدم برداشتن.
🧡 این فقط یک داستان نیست.
این یک سفر است-
برای کوچولوهایی که میترسند، و برای بزرگترهایی که هیچوقت کسی دستشان را نگرفت.
📌 داستانی برای دیدن ترس، فهمیدنش، و کمکم آزاد شد