امگاورس cerita

Saring berdasarkan tag:
امگاورس
WpAddامپرگ
WpAddکوکوی
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddجونگکوک
WpAddomegavers
WpAddomegaverse
WpAddتهیونگ
WpAddkookv
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddنامجین
WpAddجیکوک
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddکوکمین
WpAddانگست
WpAddیونمین
امگاورس
WpAddامپرگ
WpAddکوکوی
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddجونگکوک
WpAddomegavers
WpAddomegaverse
WpAddتهیونگ
WpAddkookv
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddنامجین
WpAddجیکوک
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddکوکمین
WpAddانگست
WpAddیونمین

99 Cerita

  • 𝑀𝒴 𝒟𝒜𝐹𝒯 𝒜𝐿𝒫𝐻𝒜 oleh laladoo2008
    laladoo2008
    • WpView
      Membaca 12,556
    • WpPart
      Bab 36
    غذات امگا ! به تو ربطی نداره + جدی؟ چون تا جایی که من میدونم بچه ی تو شکمت بچه ی منه!با من لج نکن اماگ- اره افرین بچه ای که 4 ماه فاکی منو توی بدترین شرایط باهاش ول کردی بچه ای که عملا حاصل تج... و این دست الفا بود که جلوی دهن امگا قرار گرفت و مانع از تکمیل کردن حرفش شد! الفا غرید: راجع به بچه ی من درست حرف بزن
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 oleh thegriya
    thegriya
    • WpView
      Membaca 8,000
    • WpPart
      Bab 9
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  •  •FIND IT • KOOKV • oleh jyjtjnj
    jyjtjnj
    • WpView
      Membaca 5,602
    • WpPart
      Bab 21
    زندگی ، چه کلمه مسخره ای برای پسری که کل زندگی رو ازش گرفته بودن ‌..‌ اون خوب خودشو حفظ کرد میون کسایی که در کالبد خانواده بودن اما از درون حیواناتی درنده ،که آماده خطایی بودن تا بین دندون هاشون فقط تیکه های استخون باقی مونده باشه . اره اون تهیونگ کیم بود امگای مذکری که با سن ۱۹ سال هنوز مقاوم بود ، شیطون بود ، یک جوون هورنی لعنتی اما باکره بود . اما خب زندگی که قطعا همیشه قرار نیست یک طور باشه نه؟؟ همیشه که قرار نیست تهیونگ دایره لغات امن فاکیش شامل دوستای انگشت شمارش بشه ؟؟ همیشه که قرار نبود زندانی سیاست کثیف خانوادش باشه ؟ کسی قرار بود این شرایط رو عوض کنه ؟ برای جواب فقط باید بگرده تا شاید پیداش کنه. _______________________________________________________ couple:kookV,yoonmin ganre:omegavers,action,comedy,flop,smat هپی اند تاریخ اپ : متغیر امیدوارم لذت ببرید.
  • Vkook_hub oleh Allin2021
    Allin2021
    • WpView
      Membaca 176,022
    • WpPart
      Bab 41
    Couple: vkook/Kookv Book name 💕 vkook_hub اینجا داستان‌های کوتاه با ژانرهای مختلف آپلود میشه💕
  • 𝐶𝑖𝑔𝑎𝑟𝑒𝑡���𝑡𝑒 oleh Bita_park
    Bita_park
    • WpView
      Membaca 102,574
    • WpPart
      Bab 24
    فول پارت فیکشن: سیگار ژانر: رمنس، امگاورس، رمزآلود، اسمات کاپل: ویکوک قسمتی از فیک: _وقتی اون شب گیرم انداختی ماه کامل بود! امشبم ماه کامله.. +یعنی امشب سالگرد دیدارمونه.. پس مثل همون شب لازمه بهت سیگار بدم تا خفه شی؟! _نه... امشب باید بجای سیگار با لبات خفم کنی!
  • 𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع ||vkook oleh thshsam
    thshsam
    • WpView
      Membaca 37,595
    • WpPart
      Bab 31
    enigma×enigma -دیگه هیچوقت اجازه نمیدم که کسی حتی یه تارِ مویِ سرت رو کم کنه. حتی اگه مجبور باشم، کلِ این شهر رو به خاطرِ تو، با خاک یکسان کنم. جونگ‌کوک، انیگمای مافیایی که پدرخوانده‌ی سئوله، فکر می‌کرد یه دستیار مورد اعتماد پیدا کرده. کیم تهیونگ که خودش رو «بتا» معرفی کرده بود... ولی جونگ‌کوک یهویی متوجه رایحه‌ی عجیب و قدرت بالای این دستیار ساده می‌شه. اگه تهیونگ بتاست، پس چرا جونگ‌کوک هر شب بوی خون حس میکنه؟ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
  • 𝑺𝒕𝒐𝒏𝒆 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑷𝒐𝒘𝒆𝒓 oleh sani0w
    sani0w
    • WpView
      Membaca 118,452
    • WpPart
      Bab 32
    «کامل شده» داستان از اینجا شروع میشه که بعد از 1000 سال یک شخص آواتار با تمامی قدرت ها بدنیا میاد ولی هنوز با بدنیا نیومدنش لواتاریا جنگ رو با خوناشام ها و گرگینه ها شروع میکنن. کیــم تهیونگ رییس تمامی خوناشام ها و کیــم نامجون آلفا و رییس پک گرگینه ها با متحد شدن هم دیگه به جنگ با لواتاریا میرن و داستان با دنیا اومدن جئون جانگ کوک با چشمای رنگی شروع میشه...... ❥𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑩𝒐𝒐𝒌:𝒔𝒕𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒑𝒐𝒘𝒆𝒓 ❥𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌-𝒀𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ❥𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆-𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒐𝒓𝒔-𝑺𝒎𝒖𝒕 ❥𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:𝑺𝒂𝒏𝒂𝒛
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ oleh broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Membaca 5,251
    • WpPart
      Bab 20
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • *My Omega* oleh 0XXXQQQ
    0XXXQQQ
    • WpView
      Membaca 231
    • WpPart
      Bab 15
    شاهزاده‌ی پنجم یونسو، امگای ظریف و زیبا، با خاستگارانی‌ زیاد از سرزمین‌های مختلف. این امگا دلبسته‌ی فرمانده‌ای میشه که از قضا یه آلفای‌ مونثِ... آیا پادشاه‌ عشق اونها رو درک می‌کنه؟.
  • 𝑺𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝑺𝒐𝒓𝒓𝒐𝒘𝒔 ⋆ ˢᵀᵃᵉᴶⁱⁿᴷᵒᵒᵏ oleh Hyuna7861
    Hyuna7861
    • WpView
      Membaca 2,998
    • WpPart
      Bab 26
    𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 تهجینکوک
  • 𝐿𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎💖𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅💖 oleh tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Membaca 229,165
    • WpPart
      Bab 30
    Genre : Omegavers💖 Romance 💖 Little 💖 Smut 💖Mpreg 💖and .... Cap :Vkook 💖 Up: Unknown💖 By Amador💖 💖 بعد از تصادف، جونگ کوک در ساید لیتلیش فرو میره و فصل جدیدی برای اون دو شروع میشه.... 💖 زندگی تهیونگ و کوک پر از شیرینی و آب قنده! تا وقتی که جین ، مشاور جونگ کوک و دوستشون، راه حلی برای بازگشت کوک به حالت عادی پیشنهاد میده... 💖 چه اتفاقی برای لیتلی که فکر میکنه ددیش دوستش نداره می افته....؟ Part Of Story💖💖 ❌🔞 با نفس نفس به دست سفید رنگ ته نگاه کرد و بعد با چشم های گرد به سمتش برگشت: شیل موژه؟ تهیونگ اروم خندید: شیرموز دوست داری؟ کوکی با ذوق دست زد: پس شیل موژایی که میخولدم تو این نی بزلگه( به عضوش اشاره کرد!) خونه میتلدن... ❌🔞💖 🥇فیکشن 🥇ویکوک 🥇 امگاورس 🥇 romance 🥇vkook
  • ennui oleh LitttleBlack
    LitttleBlack
    • WpView
      Membaca 67
    • WpPart
      Bab 1
    -مشکلم اینه که ترسیدم... کیونگسو این اتفاقا نحسن... این بارون، اینکه من امسال نمیتونم سالگرد ازدواجمون رو باهات جشن بگیرم، اینا همش یه نشونه ست... حتی خودت....تو... خیلی راحت با نبودن من کنار اومدی...با بهم ریختن برنامه مون.
  • 🐺👶🏻ʲⁱᵏᵒᵒᵏ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 676
    • WpPart
      Bab 1
    scenario💛💜 #jikook
  • Miele oleh ficspell
    ficspell
    • WpView
      Membaca 180
    • WpPart
      Bab 11
    Dialogues: «,لازم نیست مراقبم باشی، خودم بلدم از پسش بربیام.» «میدونم عسل, ولی فرق عمل کردنِ تو با من مثل نوازش کردن یه بچه با سلاخی کردن یه ادمه» ـــــــــــــــــــــــــــ «این بار لازم نیست چیزی رو ثابت کنی، تهیونگ.» « و این بار تو هم لازم نیست پشت میز دادگاه پنهان شی، قاضی جون» ـــــــــــــــــــــــــــ «جونگکوک یعنی میخوای قانون رو زیر پا بزاری؟» «به خاطر تو قانون که هیچ میتونم هزاران نفر رو زیر پاهام له کنم» ـــــــــــــــــــــــــــ «دیگه خیلی بهت خوش گذشته» «از یه امگای جوونِ خوشگل مثل من چه انتظاری داری پیرمرد؟» تاریخ شروع فیک:1405/5/30
  • Gentle Ruin  oleh Delenefer
    Delenefer
    • WpView
      Membaca 1,006
    • WpPart
      Bab 14
    داستان امگایی که ناخواسته اسیر مشکلاتی میشه که نقشی تو به وجود اومدنشون نداره.. ٫ به مقدار زیاد " اسمات، خشونت و اعمال دیگر.. " با مسئولیت خودتون بخونید. ٬
  • 𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ oleh Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Membaca 6,661
    • WpPart
      Bab 24
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...