انگست Histoires

Affiner par mot-clé :
انگست
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddشیائوجان
WpAddویکوک
WpAddییبو
WpAddرومنس
WpAddییجان
WpAddangst
WpAddعاشقانه
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddفیکشن
WpAddvkook
WpAddوانگییبو
WpAddامپرگ
WpAddوانگشیان
WpAddدرام
WpAddرمنس
WpAddromance
انگست
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddشیائوجان
WpAddویکوک
WpAddییبو
WpAddرومنس
WpAddییجان
WpAddangst
WpAddعاشقانه
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddفیکشن
WpAddvkook
WpAddوانگییبو
WpAddامپرگ
WpAddوانگشیان
WpAddدرام
WpAddرمنس
WpAddromance

68 Histoires

  • blood blossom🔞🔞🔞‼️ par lismeranda5
    lismeranda5
    • WpView
      LECTURES 1,062
    • WpPart
      Chapitres 7
    _ آه.....! ته! دردم میاد بسهههههه.....! _ امممم...! آح...! تحملش کن برادرزاده! خیلی تنکی! _ دیگه نم......نمی...آه....نمیتونم.... آه...... امممم..... آح...! ت...تو.... چند..آح... چند دقیقه پیش قول دادی....اممم...آه.... که راند بعدی نمیری آه....! _ اونقدر اون سوراخ تنگت خواستنیه که میخوام تا دم مرگ بگامت! _______________________________________________________ جونگکوک! بذار توضیح بدم! من تو و پسرمو میخوام! چیزی به توصیح نیست تهیونگ! تو مارو که اون روز مثل اشتباه ترک کردی نمیخوای! تو فقط نمیتونی نیازات کثیف تو برطرف کنی !من دیگه به تو اعتماد ندارم! انتقامتو از بابام گرفتی اما منو کوشتی تهیونگ! ------------------------------------------------------- خلاصه اینکه تهیونگ بخاطر انتقام خونوادش با هویت جعلی به حیث عموی جونگکوک که در کودکی ربوده شده بود وارد عمارت جئون ها میشه ، اما در راه انتقام یک شب بخاطر داروی که بهش داده بودند بالای جونگکوک تجاوز میکنه، اما این تجاوز به عادتش تبدیل شد و هرثانیه جونگکوک رو به فاک میداد. جونگکوک هم بعد از اون شب که اولین سکسش بود عاشق تهیونگ میشه و بعد از تقلا های زیاد بلاخره تسلیم عشق میشه. اما چی میشه اگر عشق جونگکوک یکطرفه باشه و تهیونگ فقط بخاطر رفع نیاز خود از او سوء استفاده کنه!؟ _چی میشه اکه جونگکوک هویت تهیونگ رو بفهمه!؟ _چی میشه اگه بعد از چند مدت سکس حامل
  • 𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑺𝒉𝒐𝒆𝒔 par wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURES 177
    • WpPart
      Chapitres 1
    من برات کافی نبودم؟ منی که برات میمردم؟ منی که همه پس‌اندازم رو برای خرید هدیه کنار گذاشته بودم؟ چرا همیشه تو چشم تو کمم؟ 👟𝑀𝑦 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑆ℎ𝑜𝑒𝑠👟 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 𝑻𝒚𝒑𝒆:𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_
  • 𝐖𝐚𝐥𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐞𝐚𝐝 par aur0raw
    aur0raw
    • WpView
      LECTURES 120
    • WpPart
      Chapitres 1
    •𝐨𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭• -مـُـرده مـُـتحرکــ- | +کــاش زنگ میزدم و میگفتم من بدون تو زِنــدِگـی نمیکنم.. _کــاش میفهمیدی که من بی تو مــُردَم.. | -𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 -𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 -𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝑨𝑼𝑹𝑶𝑹𝑨
  • •●letters●• par TheStrawberryGirl14
    TheStrawberryGirl14
    • WpView
      LECTURES 219
    • WpPart
      Chapitres 1
    اولین داستان از مجموعه •●Letters●• •●Genre:Romace;Angst;Oneshot●• •●writer:TheStrawberryGirl14●• بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود. اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود. لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
  • You have contacted detective nemesis | شما با کارآگاه نمسیس تماس گرفته‌اید  par hanasati1485
    hanasati1485
    • WpView
      LECTURES 1,964
    • WpPart
      Chapitres 13
    - نمسیس؟ ولی اون یه الهه زنه! + اونم مثل تو عدالتجو بود، منم این تابلو رو خریدم چون مناسب دفترمونه. - پس تویی که این لقب رو سر زبونا انداختی؟ + آره... اون یه وحشی عدالت طلبه که مجازات رو خودش تعیین میکنه و هیچوقت آدم خوبی نبوده! درست عین تو! کی میدونه تو آدم خوبه داستانی یا آدم بده؟ - و تو از آدم بدا بدت میاد؟ + من عاشقشونم! _______ ولی من مطمئنم چراغ اتاق خاموش بود... نمیدونم این نوری که وسط خواب من داره میشاشه از کجا اومده؟ تا گردن زیر پتو بودم و این هوای سرد و نمور اخرای پاییز، با لایه های پتو دلچسب میشد... اما نه وقتی خوابم اینطوری بگا بره. قبل از اینکه واقعا بخوام از خواب دل بکنم و چشمامو باز کنم، صدای باز شدن در خونه اومد... ولی من... پنج ساله که مادر رو هم از دست دادم! این خونه رو فقط من بلدم ولی الان، یکی با همون چراغ قوه ای که خوابمو بهم زد، دنبالم میگرده! _______ 🌀فیک: شما با کارآگاه نمسیس تماس گرفته‌اید 🌀کاپل: کریسهو، کاپل سورپرایز 🌀ژانر: جنایی، معمایی، انگست، درام، دارک، اسمات 🌀تایم آپ: چهارشنبه 🌀نویسنده: حناساطی 🌀وضعیت: در حال آپ
  • Narcissus pearl | VKook | FanFic par TheNarratoreCH03
    TheNarratoreCH03
    • WpView
      LECTURES 139
    • WpPart
      Chapitres 2
    خلاصه: _من آدم‌های زیادی دور و برم دارم که بخوام باهاشون بحث‌های عمیقی کنم...اما واقعا هیچ‌کسی رو سراغ ندارم که با اشتیاق و علاقه پا به پام پیش بیاد و علاوه بر گوش دادن، تزِ فکری خودشم بده! هیچکس البته جز تو... _اشتباه نکن منم هیچ از چرت و پرتایی که به اسم فلسفه به هم میپیچی و تحویل میدی خوشم نمیاد! _تو که خوشت نمیاد، پس چرا به بحث ادامه میدی؟ _که هم حوصله‌ام سر نره و هم، دلِ تو رو به دست بیارم؟ *** 'تمام نوجوانیم رو به این حسرت گذراندم که ای‌کاش دوران کودکی‌ام را بیشتر کودکی می‌کردم و باز راهِ بازگذشتی به اون دوران داشتم...حالا که بالغ شدم، افسوس این را می‌خورم که کاش مجدد نوجوانی بودم که تنها دغدغه‌ام حسرت خوردن راجب کودکی‌ام بود...در این فکر بودم که نکند بعدها که نهال جوانیم به درختی سالخورده تبدیل شد و دانه‌های برف میزبان برگ‌هایم شدند، افسوس خاطراتمان را بخورم، که با جمله‌ات آرامش به سمت قلبم روان شد.' "اکنون دیروز، چون خوابی‌است و فردا، چون رویایی؛ اگر خوب زندگی کنی، هر دیروزی خوابی از سعادتست و هر فردایی، فردایی رؤیایی است از امید." •NarcissusPearl •Genre: Romance, Psychological, Medical, Angst, Drama, Smut •Couple: Vkook •Author: Amithyst
  • Oneshot Book par jxeunk
    jxeunk
    • WpView
      LECTURES 1,053
    • WpPart
      Chapitres 3
    Oneshot book of bts couples با من برقص تا ستاره ها خاموش بشن، تا آخر دنیا تا وقتی که نفس میکشی! اونوقت من تا آخر دنیا متعلق به تو خواهم بود تا وقتی نفس میکشم... 🏅#4 namjin
  • Knife wound [زخمِ چاقو] par Zatanaaaiiop
    Zatanaaaiiop
    • WpView
      LECTURES 23
    • WpPart
      Chapitres 1
    طی اتفاقاتی بین رابطه تهیونگ و جونگکوک، تهیونگ خیال می‌کنه که دوست پسرش داره بهش خیانت می‌کنه. اما تهیونگ می‌دونه که جونگکوک داره از با ارزش ترین داراییش‌ محافظت می‌کنه؟ "_مال منی، برای منی‌ حالا که دلت نمی‌خواد باشی نفستو‌ قطع میکنم مو‌ مشکی تکخندی زد. _هیچوقت پسر یه قاتل و تهدید به مرگ نکن!" Gener: romance, criminal, mystery, angst, smat Couple: vkook Update: Friday Writer: zatana بوک قبلی رو فعلا انپابلیش کردم، امیدوارم اینو دوست داشته باشین‌💘
  • 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 par wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURES 153
    • WpPart
      Chapitres 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ خلاصه داستان: ییبو و جان دو بوکسور حرفه‌ای هستند که توی رینگ مبارزه باهم آشنا میشن. همیشه اونی که تردت میکنه، آدم بده قصه نیست. گاهی وقت‌ها برای خوشبختی طرف، از خودش هم میگذری. ییبو میتونه با فراموشی جان کنار بیاد؟ آیا امیدی به درمان هست؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ برشی از فیک: میخوام هر روز بهت بگم دوستت دارم. شاید فردا من رو یادت نیاد؛ اما قلب من آرومه... من عمیق‌ترین بخش قلبم رو به تو نشون دادم. من فکر میکردم توی سینه‌م قلبی ندارم؛ اما با دیدنت فهمیدم قلب داشتم، فقط چیزی وجود نداشت تا اون رو به ضربان بندازه. تو دلیل ضربان قلبمی‌.
  • Room No.0017🏥 par akidultSnow
    akidultSnow
    • WpView
      LECTURES 174
    • WpPart
      Chapitres 1
    -ببین چه‌قدر قشنگه! با ذوق به گلبرگ‌های سفید و نازک گلدون کوچیک و موردعلاقه‌م که لبه‌ی پنجره جا گرفته اشاره میکنم و باز هم لبخند بزرگی روی لبم نقش میبنده! همیشه این‌کار سر ذوقم میاره! نشون دادن چیزهایی که خوشحالم میکنه به آدمی که خوشحالم میکنه! داشتنش عین خوشبختیه! couple: jeongcheol Genre: Romance, Psychological, Angst Fiction, oneshot
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢 par wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURES 10,685
    • WpPart
      Chapitres 36
    🥀𝑰 𝑴𝒊𝒔𝒔 𝒀𝒐𝒖🥀 قول میدی برگردی؟ : قول میدم برگردم. میتونم به قولت اعتماد کنم؟ : تو تنها کسی هستی که وقتی بهش قول میدم، تمام تلاشم رو میکنم تا بهش عمل کنم. _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ وقتی دلم برات تنگ میشه، روبه‌روی گل‌هایی که برام خریدی، می‌ایستم. باید جای من باشی تا بدونی چقدر دلتنگی به قلبم فشار میاره. این گل‌هارو تو لمس کردی، تو زیباشون کردی، پس میتونه کمی دلتنگیم رو رفع کنه. هر لحظه دلتنگتم، حتی وقتی کنارمی احساس دلتنگی میکنم... یک روزی میاد این دلتنگی‌ها به آخر برسه و قلب بیچاره من آروم‌تر بشه؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ نام فیک: دلم برات تنگ شده تعداد پارت‌ها: مشخص نیست نوبت آپ: دوشنبه‌ها ژانر: عاشقانه، پلیسی، کمی غمگین تایپ: ورس
  • 💛my favorite boy 💛 par TootooFoxy
    TootooFoxy
    • WpView
      LECTURES 751
    • WpPart
      Chapitres 7
    💞پسر مورد علاقه من ✍️نویسنده: توتو🦊🐾 👬کاپل: کاپلهای اصلی اکسو تائوریس _ هونهان _ سولی _چانبک _ کایسو_ شیوچن 📽️ژانر : رمنس _ انگست _ هپی اند _ +18 ➖من دیگه با تو جایی نمیام بَک. بودن با تو و ادامه این رابطمون تنها باعث میشه آینده بدی و برای هم رقم بزنیم. متاسفم که حس میکردم عاشقت شدم. بپذیر که این رابطه باید همینجا تموم بشه!...
  • Wolves Never Cry par shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      LECTURES 4,119
    • WpPart
      Chapitres 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
  • 𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】 par Free_Mj
    Free_Mj
    • WpView
      LECTURES 989
    • WpPart
      Chapitres 10
    با صدای نسبتا بلندی صدا زد:"آقا!" نمی دانست اما گویا این لحظه ای بود که بار ها در اشعار عاشقانه ی چینی به خطِ چشم نوازِ کانجی، بر صفحه ی کاهیِ کاغذ سُراییده شده بودند... او هم زیر چشمی نگاهی به مرد انداخت و سرش را پایین آورد. +حالا دیدید نباید از من فرار میکردید؟...اگه من نبودم معلوم نبود.... _آخه من که شما رو نمیشناسم...گفتم شما هم... فوری حرفش را قطع کرد. صدایش چه گوش نواز و دلنشین بود. آه! مثل اینکه داشت خواب میدید. غم به دلش ریخت. متاسف شد که چرا تا آن مدت حتی یک بار فرصت اظهار عشق به او پیدا نکرده بود. +حالا من رو میشناسید؟ POSTER: Lisa Perrin
  • GUILTY  par min_dayeon
    min_dayeon
    • WpView
      LECTURES 4,110
    • WpPart
      Chapitres 9
    تو از این به بعد دوست پسر منی جئون جونگکوک! چون بالاخره جرئتی که من نداشتم رو بدست آوردی! جونگکوک پسر خاندان جئون و تهیونگ پسر خاندان کیم توی یه مهمونی وقتی هشت سالشونه باهم آشنا میشن...باهم بازی میکنن و توی یه مدرسه بزرگ میشن همه چیز مثل همه اما...خانواده ها متفاوته! جونگکوک و تهیونگ،متوجه رگه های کمرنگ عشق میشن اما کنارش میزنن...مخصوصا جونگکوک که زندگی اتو کشیدش هیچوقت عوض نمیشه! اما این همه این ماجرا نیست...!
  • my blue | vkook" par zahradall
    zahradall
    • WpView
      LECTURES 211
    • WpPart
      Chapitres 8
    نامه های دال برای شازده‌... نامه های جونگکوک برای ته‌ته نامه های قلب برای مغز نامه های من؛
  • Lilith par soren_san
    soren_san
    • WpView
      LECTURES 235
    • WpPart
      Chapitres 2
    "یه مطرود همیشه یه مطرود باقی میمونه فرقی نداره،فرشته باشی یا شیطان،یا حتی آدمیزادی که از جایی بیرون انداخته شدن، حس دور انداخته شدن هرگز رهات نمیکنه،حتی اگه بهای فرارِ از اون طرد شدگی،سجده فرشته ای به شیطان باشه" ژانر:انگست،رمنس،درام کاپل:چانبک
  • Where I Belong  par hediy_li
    hediy_li
    • WpView
      LECTURES 3,705
    • WpPart
      Chapitres 6
    اینجا نوشته های کوچیک، آرت و وان شات باکودکو میذارم ^^
  • 𝐹𝐴𝐿𝐿 (COMPLETED) par TJKTEAM
    TJKTEAM
    • WpView
      LECTURES 41,174
    • WpPart
      Chapitres 30
    GENRES : Romance, Tragedy, School life, Angst ,Smut 🔞 COUPLE : TAEJIN, KookMin, Sope "سقوط" بزرگتر که شدیم مداد هایمان هم تکامل یافتند وتبدیل به خودکار هاي بیرحم شدند تا یادمان دهند که هر اشتباهی قابل پاک کردن نیست وضعیت آپ : تمام شده ‼️ By: MOON
  • My Psycho par DazaiFic
    DazaiFic
    • WpView
      LECTURES 325
    • WpPart
      Chapitres 1
    Writers: BEN & REN Editor: MEL Channel: @DazaiFic