One-Shot
Couple:SEKAI
genre:comedy, supernatural, smut
سهون:
ببین جوجه خون آشام کله آبی،درسته که خیلی وحشی هستی و دیشب تقریبا نیمه جونم کردی ولی اینا باعث نمیشه من ازت بگذرم پس بیا یه معامله ای بکنیم...
بار سکوت رو به دوش میکشید؛ بار قولهای شکسته و عشقی که فکر میکرد هرگز کافی نیست. توی دنیایی که حتی میشه خانواده رو از دست داد، چطور میشه از طرد شدن جون سالم به در برد؟
فکر میکرد طرد شدن پایان همه چیزه؛ اما این تازه آغاز بود. آغازی که با کسی گره خورد؛ شخصی آشنا، شخصی که عمیق ترین زخم روحش بود و در عین حال، تنها امیدش برای دوباره تپیدن.
couple : SeBaek
genre : Drama , Romance , Mystery , Psychological , Smut
🌒 فیک: اهریمنت را به من بسپار 🌘
🌖 کاپل:سکای ، چانبک 🌔
🌓 نویسنده:LA7 🌗
🌑 ژانر:تخیلی،فانتزی،رمنس 🌑
🌕زیر روشنایی نور مهتاب چنان جذاب بود که سینه اش تیر کشید
سر انگشتان پسر به شنل مخملی کشیده شد.
زیبا ترین تصویری بود که به چشم می دید،
زندگی کردن کنار کسی که خوب می دونست چقدر از خودت متنفری چه حسی داشت؟ 🌕
خلاصه؛
تو دنیایی که جادو حرفِ اول رو میزنه و هر کسی با توجه به مقدار جادویی که داره طبقه بندی میشه و پیشرفت می کنه، سهون بدونِ بهره بردن از این موهبت در دور افتاده ترین دهکده ی سرزمینی دوست داشتنی به روز تولد هجده سالگی میرسه... اون همیشه خودش رو ناتوان و وصله ی ناجوری برای این دنیا دیده... در دورترین فاصله از پایتختِ آرزوها، جایی که قدرتمند ترین جادوگر ها زندگی می کنند ولی ... چرا این ژنرالِ تازه وارد جلوش زانو زده ؟!
🍷خون، مرگ، دود سیگار و لیوانهای نیمهخالی شامپاین؛ شبهای بکهیون همیشه بوی همین چیزها رو میداد. صدای نالهی آدمهایی که دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتن، لابهلای خندهها و موسیقی گم میشد. اینجا کسی از شنیدن صدای مرگ تعجب نمیکرد؛ مرگ بخشی از زندگی بود.
برای اون، مرگ و لذت همیشه زیادی به هم نزدیک بودن.
هر دو درد داشتن، هر دو وسوسهات میکردن و هر دو میتونستن کاری کنن که برای چند لحظه، دنیا رو فراموش کنی.
اما عشق... عشق یه چیز دیگه بود.
مرگ یه پایانی داشت اما عشق میتونست نگهت داره؛ درست همونقدر زنده که هر روز شاهد فرو ریختن خودت باشی.
ꔵ Chanbaek
ꔵ Mafia Romance, Smut, Angst, Crim
ꔵ Writing Elsa
ꔵ Editor Berry
☕️ فیکشـن: منو تغییر بده هیونگ
🍩 کاپــ ل: سـکای، چانبـک
🧁 ژانــر: ریل لایف اکسو، رمنـس، کمدی
🙊 رده سنی +۱۸
🍓 نویسنده: دارسـی
🌈 بعضی عشقها با اعترافهای بزرگ شروع نمیشن.
با دزدیدن اسنک از دست هم شروع میشن؛ با قهرهای بچگانه، با بابلتیهای رشوهای، با نگاههایی که نباید طولانی بشن و دست هایی که توی تاریکی همدیگه رو پیدا میکنن.
🐣 #WorkOnMe_Hyung
🐻 #Hyung
─═इई @ParkFamily_SKCB ईइ═─
─═इई @ParkFamily_SKCB ईइ═─
کیونگسو و جونگین،کارآموزای یک شرکت معروف کیپاپن..اونا عاشق همدیگه میشن..ولی آیا این عشق میتونه در برابر موانع،
دووم بیاره..؟یا اینکه اونا رو از پا در میاره..؟
writer:sun_gee
translator:lil_sua
ژانر:روزمره،رومنس.
بعد از یه مدت طولانی قرار شد چانیول رو ببینه اما وقتی برگشت خونه هیچکی اونجا نبود...
چانیول و حیوون خونگی جدیدش رفته بودن آتلیه که دوتایی عکس پدر و دختری بگیرن و کارشون اونقدر طولانی شد که بکهیون میگرنش از عصبانیت و حرص اوت کرده بود...
میخواین بدونین پارک چانیول کسی که بهش لقب دوست پسر ملی رو دادن چجوری برای آروم کردن دوستپسر خودش تلاش میکنه؟
پس حتما این وانشات رو بخو نین.
فیکشن؛ من فقط دلم برات تنگ شده بود
کاپل؛ چانبک
ژانر؛ برشی از زندگی، ریل لایف، اسمات
نویسنده؛ دارسی
چنل تلگرام؛ AmorFiction