اکشن Geschichten

Suche durch Tags verfeinern:
اکشن
WpAddویکوک
WpAddaction
WpAddvkook
WpAddجنایی
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddماجراجویی
WpAddدارک
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddromance
WpAddمافیا
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddfic
WpAddyoonmin
اکشن
WpAddویکوک
WpAddaction
WpAddvkook
WpAddجنایی
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddماجراجویی
WpAddدارک
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddromance
WpAddمافیا
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddfic
WpAddyoonmin

33 Geschichten

  • obsession | وسواس von thshsam
    thshsam
    • WpView
      GELESEN 58
    • WpPart
      Teile 1
    𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐎𝐛𝐬𝐞𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐭𝐚𝐥𝐤𝐞𝐫, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐀𝐜𝐚𝐝𝐞𝐦𝐢𝐜 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 فکر می‌کردم بوم‌های نقاشی توی استودیوی نم‌گرفته‌ی دانشگاه، امن‌ترین پناهگاه برای رازهای تاریکمن؛ تا اینکه سایه‌ی کیم تهیونگ همه‌چیز رو به هم ریخت. اون یک استاکرِ روانی، رئیس یک انجمن مخفی و مالکِ مطلقِ این لجن‌زاره که فکر می‌کنه می‌تونه من رو مثل یک پرتره گوشه‌ی اتاقش قاب کنه. شاید هم حق با اونه... چون من خودم هم از این سقوطِ دلپذیر به درون تاریکی بدم نمیاد. بازی شروع شده، کیم... ببینیم کدوم‌مون اول می‌شکنه. از همون روزی که پرتره‌ی خودم رو با اون خطوط خشن و نگاهِ لبریز از تنفر روی بومش دیدم، فهمیدم این نقاشِ کله‌شق متعلق به منه. همه‌ی این دانشگاه فکر می‌کنن قوانین دستِ اون‌هاست، ولی من قانونِ مطلقِ این بازی‌ام. جونگ‌کوک فکر می‌کنه می‌تونه فرار کنه؟ بذار بدوه... زنجیر رو دور گردنش انقدر محکم می‌کنم که یاد بگیره جز آغوشِ این تاریکی، هیچ راه نجاتی نداره.
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  von tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      GELESEN 1,250
    • WpPart
      Teile 13
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  •  •FIND IT • KOOKV • von jyjtjnj
    jyjtjnj
    • WpView
      GELESEN 6,647
    • WpPart
      Teile 22
    [در حال ادیت] پایان فصل اول * زندگی ، چه کلمه مسخره ای برای پسری که کل زندگی رو ازش گرفته بودن ‌..‌ اون خوب خودشو حفظ کرد میون کسایی که در کالبد خانواده بودن اما از درون حیواناتی درنده ،که آماده خطایی بودن تا بین دندون هاشون فقط تیکه های استخون باقی مونده باشه . اره اون تهیونگ کیم بود امگای مذکری که با سن ۱۹ سال هنوز مقاوم بود ، شیطون بود ، یک جوون هورنی لعنتی اما باکره بود . اما خب زندگی که قطعا همیشه قرار نیست یک طور باشه نه؟؟ همیشه که قرار نیست تهیونگ دایره لغات امن فاکیش شامل دوستای انگشت شمارش بشه ؟؟ همیشه که قرار نبود زندانی سیاست کثیف خانوادش باشه ؟ کسی قرار بود این شرایط رو عوض کنه ؟ برای جواب فقط باید بگرده تا شاید پیداش کنه. _______________________________________________________ couple:kookV,yoonmin ganre:omegavers,action,comedy,flop,smat هپی اند تاریخ اپ : متغیر امیدوارم لذت ببرید.
  • 𝖣𝖨𝖱𝖳𝖸 𝖫𝖮𝖵𝖤 von TalesByElsa
    TalesByElsa
    • WpView
      GELESEN 109
    • WpPart
      Teile 1
    🍷خون، مرگ، دود سیگار و لیوان‌های نیمه‌خالی شامپاین؛ شب‌های بکهیون همیشه بوی همین چیزها رو می‌داد. صدای ناله‌ی آدم‌هایی که دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتن، لابه‌لای خنده‌ها و موسیقی گم می‌شد. اینجا کسی از شنیدن صدای مرگ تعجب نمی‌کرد؛ مرگ بخشی از زندگی بود. برای اون، مرگ و لذت همیشه زیادی به هم نزدیک بودن. هر دو درد داشتن، هر دو وسوسه‌ات می‌کردن و هر دو می‌تونستن کاری کنن که برای چند لحظه، دنیا رو فراموش کنی. اما عشق... عشق یه چیز دیگه بود. مرگ یه پایانی داشت اما عشق می‌تونست نگهت داره؛ درست همون‌قدر زنده که هر روز شاهد فرو ریختن خودت باشی. ꔵ Chanbaek ꔵ Mafia Romance, Smut, Angst, Crim ꔵ Writing Elsa ꔵ Editor Berry
  • seduction von linfic_ir
    linfic_ir
    • WpView
      GELESEN 18,081
    • WpPart
      Teile 23
    Genre : smut , romance , action, horror , BL Main couple: hyunlix Sub- couple: minsung رایحه ی ای دی تی و کلت کمری ۲۰۱۸ ترکیبی نبود که همه میشناختن ولی ترکیب سرگردی بود که شنیدن صداش واسه هورنی شدن و ترسیدن کافی بود ولی لی فاکینگ فلیکس افتاد دست کسی که قرار بود ایندفعه اون هورنیش کنه و بترسونتش بالاخره .... اسیاب به نوبت سرگرد ... :)!
  • corruption von NerdDiva
    NerdDiva
    • WpView
      GELESEN 214
    • WpPart
      Teile 1
    خوب، بد سفید، سیاه هیرو، ویلن فرشته، شیطان همیشه همین بوده؛ خوب در برابر بد، سفید در برابر سیاه، قهرمان در برابر ویلن، فرشته در برابر شیطان... اما...همیشه استثنا وجود داره؛ خوب، همیشه خوب نیست، سفید، خاکستریه، ایندفعه، قهرمان حاضر نیست عشقش رو برای مردم فدا کنه، فرشته، از آسمون سقوط کرده... •••• نام: فساد کاپل: کوکوی، ویکوک [ورس] ژانر: مافیا - پلیسی - اسمات - اکشن - رومانتیک(عاشقانه) - ورس **هپی‌اند** داستان از قبل نوشته شده و به اتمام رسیده و در روز های مشخص آپ میشه پس با خیال راحت بخونیدش روز های آپ: --- [فیک درحال نوشتنه و هنوز به اتمام نرسیده که من بخوام آپ کنم، خوشحال میشم اگر فساد رو به لایبریتون اضافه کنید تا وقتی آپ شد با خبر بشید~]
  • 𝐅𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐌𝐚𝐬𝐤 🎭 von kiim_chii
    kiim_chii
    • WpView
      GELESEN 381
    • WpPart
      Teile 2
    خلاصه↫ "آدم های زندگیمون همه نقاب دارن، بعضی ها تعداد نقاب هاشون کمتر و بعضی ها بیشتره، مهم نیست تو چجوری و یا چه قدر بشناسیشون، اونا همیشه یه چیزی واسه‌ی سوپرایز کردنت دارن! کاش زودتر هویت واقعیت رو میشناختم، اینجوری شاید هیچوقت قلبم رو بخاطر تپیدن واست سرزنش نمیکردم، شاید هیچ وقت از خودم متنفر نمیشدم! مهمتر از همه، هیچ وقت توی دریچه ی افکارم قضاوتت نمیکردم!" کیم تهیونگ بخاطر شرایطی مجبور به ورود به یک صفحه‌ی بازی میشه، اونم چه بازی ای؟ شطرنج! بازی ای که مهره هاش از قبل چیده شده و اون نقشی جز یک سرباز مشکی نداره... اما این سرباز میتونه خودش رو به شاه سفید و برسونه و تبدیل به قدرتمند ترین مهره بازی بشه؟ چی میشه اگه این سرباز سیاه دلباخته اصلی ترین مهره سفید بشه؟ تو این بازی کدوم طرف قراره که آچمز بشه؟ چه کسی قراره حریف رو مات کنه؟ ɢᴇɴʀᴇ : Romance, Crime, Angest, smut ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : KookV , Namjin ᴡʀɪᴛᴇʀ : Sadaf #kookv #namjin #crime #smut
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| von lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      GELESEN 506
    • WpPart
      Teile 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • °•𝓡𝓮𝓿𝓮𝓪𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓮𝓬𝓻𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓙𝓮𝓸𝓷 •°♫︎ von g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      GELESEN 4,031
    • WpPart
      Teile 2
    [افشای راز جئون] کاپل اصلی:تهکوک /کوکوی [درحال ادیت] خانواده جئون.... قدیمی ترین و قدرتمند ترین خانواده کره جنوبی ؛و اولین خانواده در کل آسیا که میزبان اصیل های قدرتمند بودند. خانواده ای که از یک جا به بعد تبدیل به یک خاندان قدرتمند و بزرگ و "تاریخی" شدند! خاندانی که باعث صلح بین گرگینه ها و خونآشام ها و همینطور انسان ها شد و از جنگ و کشتار های بزرگ جلوگیری کرد.🩸⚔ خاندانی که همه جانبه صلح رو ایجاد کرد و همین دلیل سبب شد تا همه پک ها از بین بره و همه شون حتی آلفا های اون پک ها(آلفا های پک ها هم قدرتمند هستند که مسئولیت آلفا شدن رو قبول میکنند) یک فرد از خانواده جئون رو به عنوان آلفاشون انتخاب کنند‌.🐺🕰 ولی همه چی در شبی از بین رفت... در مهمانی ای که همه ی اعضای آن دعوت شده بودند و دور هم جمع بودند.... صدای جیغ های بلندی میومد... در خواست های کمک...خواهش هایی برای نجات جونشون... -اون لعنتی همش دستش میرفت سمت جاهای ممنوعه ، آخرسر مجبور شدم کراواتم رو در بیارم و دور دستش ببندمُ بگم :از الان ترجیح میدم بسته باشه. -بزار یک بار برای همیشه خودم رو معرفی کنم. جئون جونگکوک هستم!وارث خاندان جئون! -دلم برات تنگ شده بود ددی!
  • who was different von avav14010
    avav14010
    • WpView
      GELESEN 4,327
    • WpPart
      Teile 7
    خلاصه: _ چرا کشتیش؟ خائنو باید کشت _ترسناک شدی جونگکوکی . و اینا همش تقصیر منه:)
  • وارث سرنوشت von san_wolf_desire
    san_wolf_desire
    • WpView
      GELESEN 29
    • WpPart
      Teile 2
    "دختری که از خاکستر جنگ برخاسته، به نیویورک قدم می‌گذارد-جایی که پنج مرد، سرنوشت او را رقم خواهند زد. اما آیا او در این بازی خطرناک، شکار خواهد شد یا همچنان شکارچی باقی می‌ماند؟"
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) von RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      GELESEN 596,556
    • WpPart
      Teile 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • blood squad🩸💀 von _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      GELESEN 1,162
    • WpPart
      Teile 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • AYSFS von NilinSama
    NilinSama
    • WpView
      GELESEN 2,481
    • WpPart
      Teile 7
    آب گلدون سانسوریات رو می‌دی. لب پنجره می‌شینی. سرت رو تکیه می‌دی به شیشه و به انبوه ماشین‌های تو خیابون که از اون بالا نقطه‌های کوچیک براق بودن نگاه می‌کنی. منتظری که در باز بشه و همسرت که از شیفت شب برمی‌گرده ببینی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. بوی قهوه‌ی ماگ تو دستت تو آشپزخونه پیچیده. چند لحظه چشم‌هات رو می‌بندی. یه رویای مبهم می‌بینی با رنگبندی آبی و سبز و صورتی. ستون فقراتت از سرما و رطوبت تیر می‌کشه و چشمت رو باز می‌کنی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. چمن‌هایی که روشون دراز کشیدی صورتت رو نوازش می‌کنن و خورشید از لابه‌لای شاخه‌های درخت چشمت رو می‌زنه. به جای ماگ چاقو دستته و به جای قهوه، بوی خون می‌ده. چه وحشت کنی، چه بجنگی، چه قایم شی، یا آرزوی مرگ کنی، راه فراری نیست. تو انتخاب شدی برای این نفرین. اینجا خونه‌ی توعه. اینجا وُرسیته.
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| von Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      GELESEN 1,015
    • WpPart
      Teile 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • I am Chernobyl  von MMi099
    MMi099
    • WpView
      GELESEN 32
    • WpPart
      Teile 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • The Wrong Case ⛓ von hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      GELESEN 781
    • WpPart
      Teile 1
    -𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 [ 𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐂𝐚𝐬𝐞 ]🛡 🗞نام وانشات: سوژه ی اشتباهی 🗞وضعیت: #وانشات | #کامل_شده 🗞کاپل: چانبک 🗞ژانر: اکشن , رمنس , انگست , درام~ • Story By | #BoSi » #Oneshot | #Full • Couple | #Chanbaek » #TheWrongCase | #TWC • Genre | action, romance, angest, drama [ Writer : @Violet_Hilgard 🐺 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • -RED JOHN- 'vkook' von hopemeu
    hopemeu
    • WpView
      GELESEN 62
    • WpPart
      Teile 2
    -Red John- -جان قرمزی- ----●---- کیم تهیونگ روان‌شناس و روانکاو معروف که در شب پنجمین سالگرد ازدواجش ، همسرش ونسا به دست قاتل زنجیره ای به اسم جان قرمزی به قتل می‌رسد و زندگی تهیونگ تبدیل به تلی از خاکستر می‌شود. بعد از گذشت دوسال از اون حادثه تهیونگ همه چیزش رو از دست داده و حالا پشت میله های بازداشتگاه، منتظره که ببینه این دفعه کدوم یکی از حقه هاش جواب میده؛ ولی به جای حقه جدید یه ناجی سر و کله اش پیدا میشود. و در مقابل پیدا کردن جان قرمزی، شغل مشاور عملیاتی اف‌بی‌آی بودن، بهش پیشنهاد شده ! ----●---- کاپل: ویکوک ژانر: دلهره‌آور، جنایی، عاشقانه، معمایی، روانشناسی، اسمات‌،اکشن. Writer : Maria Start : 1404/11/24 End : ---
  • ✧⁠\⁠(  ͲᎻᎬ ᎡᎬᎠ ႮᎷᏴᎡᎬᏞᏞᎪ )⁠ノ⁠✧ von Rcxhjy
    Rcxhjy
    • WpView
      GELESEN 460
    • WpPart
      Teile 3
    کاپل : ویکوک ، یونمین ژانر : زامبی ، اکشن ، ماجراجویی 〜 🥀 بوی جسد ، بوی گوشت تجزیه شده همه‌ی جان مرا گرفته بود؛ انگار بوی مرده همیشه به جسم من فرورفته بود انگار من توی یک تابوت سیاه خوابیده بوده‌ام و یک‌ نفر که صورتش را نمی‌دیدم من رو بین مه و سایه‌های تاریک دفن میکرد  اسلحه ... صدای کشیده شدن ماشه ... و در اخر ، صدای تیری که جسم خسته اش رو وادار به ادامه دادن میکرد دست هایی که یخ زده بود ... قطره های خونی که گونه های سرد و بی روحش را سرخ کرده بود صدای نفسی که به شمارش افتاده بود و به دنبال ذره ای اکسیژن فریاد میزد. جسد هایی که روی زمین سردِ زیر پاهاش افتاده بود و توی خون غوطه ور شده بود. نگاهی که نشان از وداعی به وسعت یک جهان داشت ابدیتی که سر رسیده بود و پلک زدن هایش را بی رحمانه دریده بود. ابدیتی که نگاه هان معصومانه شان را به فجیح ترین روش دزدیده بود چشم هایی که اشک هایش با قطرات خون رنگ گرفته و مثل شبنمی بر روی مژه هایش نشسته بودند . « خوی درنده ادمی ، از تمامی حیوانات میتونه منفور تر باشه » نگاهی که می لرزید، نگاهی که ترسیده بود، نگاهی که پشت آیینه ی کدر شده ای نفس های اخرش را میشمرد . صدای جیغ و فریاد هایی که تمام وجودش را میلرزاند . با خودش چه کرده بود ... چطور ... به چه جرعتی به راحتی مغز رو نش