بی‌تی‌اس Stories

Refine by tag:
بی‌تی‌اس
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddیونگی
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddکوکوی
WpAddوانشات
WpAddjimin
WpAddفیکشن
WpAddهوسوک
WpAddyoongi
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddkookv
WpAddsuga
بی‌تی‌اس
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddیونگی
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddکوکوی
WpAddوانشات
WpAddjimin
WpAddفیکشن
WpAddهوسوک
WpAddyoongi
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddkookv
WpAddsuga

58 Stories

  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 6,941
    • WpPart
      Parts 20
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • ChimChim Goes On by chimchimfanfic
    chimchimfanfic
    • WpView
      Reads 809
    • WpPart
      Parts 6
    خب خب! این پروژه فیک نیست. سناریو های کوچیک براتون مینویسم و امیدوارم خوشتون بیاد!🤍
    +22 more
  • heart killer [قاتل قلب] by myunamoon
    myunamoon
    • WpView
      Reads 1,095
    • WpPart
      Parts 4
    مـقـدمـه : عـشـق ؛ کـلـمـه قـشـنـگـیـه ولـی بــرداشـتـای مـخـتـلـفـی داره بــه نـظـر بــعـضـی هـا عـشـق فـقـط افـسـانـسـت بــعـضی مـیـگـن فـقـط تـوی فـیـلـم هـا و درامـا هـاسـت تـعـدادی بــه نـگـرانـی مـیـگـن عـشـق تـعـدادی دیـگـه بــه مـحـبــت و مـهـربــونـی یـا حـتـا غـیـرت حـسـودی و هـوس عـشـق مـیـگـن و بــعـضـی هـا هـم اصـلـا وقـتـی بــرای فـکـر کـردن بــهـش حـتـا نـدارن بــه نـظـر بــعـضـی هـا هـم عـشـق اصـلـا وجـود نـداره~~ ولـی مـن یـه دسـتـه دیـگـه بــهـش اضـافـه مـیـکـنـم.....عـشـق وجـود داره ولـی مـردم و خـدا بــی رهـم تـر از چـیـزیـن کـه از بــیـن نـبــرنـش پـرتـویـی از فـیـکـشـن : یونا : یه جوری میگین بهت نمیخوره بزرگ تر باشی فک کردم ۳۰ یا ۴۰ سالی دارین ، یه سال بیشتر ازم بزرگ تر نیستین گلوشو صاف کرد و دستشو جلوم دراز کرد یونا : به هر حال ، خوشبختم اقای بیست و یک ساله ژانر : درام ، طنز ، جنایی کاپل : یونا & جونگ کوک ( استریت ) وضعیت : در حال پخش روز های پخش : شنبه ها
  • 🐱Jendukii🐰|JENKOOK (COMPLETED)  by kookiemyeuphoria
    kookiemyeuphoria
    • WpView
      Reads 6,578
    • WpPart
      Parts 7
    کیم جنی نویسنده معروفیه که همه اونو با لقب جندوک میشناسن هیچکس نمیدونه چه شکلیه یا اسم واقعیش چیه ی روز توی کافه پسری رو میبینه که نه تنها اسمش بلکه ظاهرشم شبیه نقش اول جدیدترین رمانشه و از اونجا سعی میکنه به پسره نزدیک بشه پسری که از نویسنده معروف جندوک بدش میاد. ژانر:رمنس، زندگی روزمره، فلاف، کاپل:جئون جونگ کوک و کیم جنی +اسمت چیه؟ -جئون جونگ کوک +منم کیم جنی ام خوشبختم -منم همینطور (جندوک لقب جنی تو واقعیت) Start:2021/05/04 End:2021/05/23 #1-boy×girl
  • The CALLEE || Yoonmin ✔ by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 15,428
    • WpPart
      Parts 25
    "مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید." __________________________ یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی‌گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا می‌کنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی‌ حرف برای گفتن داره... ژانر: روزمره، رومنس *چپترهای کوتاه By: Vida Best Rankings: #1 یونمین #4 جیمین 2# minific
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 1,015
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • night  by TisaJK
    TisaJK
    • WpView
      Reads 2,096
    • WpPart
      Parts 12
    ‼️این داستان برگرفته از فیلم midnight sun هست‼️ جیمین چند سالِ که از پشت پنجره اون پسر مشکی پوش رو نگاه می‌کنه، مهم نیست که روتین پسر رو از زمانی که روی نیمکت جلوی خونشون می‌شینه و بعد از انجام یه‌سری کارهای مشخص بلند میشه و میره رو کاملا بلده، اون همیشه منتظر اون پسر می‌مونه تا اون رو تماشا بکنه، حتی اگه نتونه پیشش بره و باهاش آشنا بشه. •--couple: jikook/kookmin •--Genre: romance, angst, •--writer: Mary •--ep/part: ـــــ
  • Revenge from my ex [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 265
    • WpPart
      Parts 1
    خلاصه: "ممکنه دروغگوی افتضاحی باشی، ولی نه تا وقتی بخوای به خودت دروغ بگی! مغزت می‌تونه به راحتی خاطرات رو دستکاری کنه و یه دروغ معرکه تحویلت بده. و این دقیقاً همون اتفاقی بود که برای پارک جیمین افتاد." 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 🪧کاپل: ویمین 🪧ژانر: مدرسه‌ای، درام، کمدی 🪧نویسنده: Velvet Moon 🪧-وانشات
  • Prince of French by arzooo9999
    arzooo9999
    • WpView
      Reads 60
    • WpPart
      Parts 1
    دوستت‌دارم.. همانگونه‌که‌لیلی‌مجنون‌را خداوند‌انسان‌را و‌ساحل‌دریا‌را‌دوست‌داشت! Genre: Romance-Fantasy-Smut-Classic Writer : FLORA امیدوارم دوستش داشته باشید. سایلنت ریدر سیک کن. وت و کامنت‌هاتون رو دریغ نکنید3>
  • one shot moon and butterfly  by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 132
    • WpPart
      Parts 2
    داستان احساسی درباره دو نفر... یکی پروانه اماده‌ی پرواز، و یکی ماهی که فقط میتونست از دور تماشا کنه. #sope #dram #sad end
  • Acacia Nightclub  by TheGreenSol
    TheGreenSol
    • WpView
      Reads 5,584
    • WpPart
      Parts 1
    وانشات : آکِیشا نایت‌کلاب کاپل : مینگوک ژانر : رمنس، اسمات °•°•°• خلاصه: آکِیشا نایت کلاب، کلابی که توش فقیر و پولدار کاراگاه و رئیس مافیا همه و همه یه شب چیزی که هستن رو فراموش میکنن و یه هدف مشترک دارن... خوش گذرونی! چی میشه اگر جیمین افسرده که دیگه توی زندگیش به چیزی امید نداره، به این کلاب بره و با یه غریبه خاص آشنا بشه؟ Highest ranking #1 in وانشات Highest ranking #1 in جیکوک
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) by RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      Reads 594,229
    • WpPart
      Parts 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐞𝐲𝐞𝐬 by jeoxlluka
    jeoxlluka
    • WpView
      Reads 6,354
    • WpPart
      Parts 18
    وضعیت: درحال آپ.. 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫; 𝐉𝐞𝐨𝐧 𝐋𝐮𝐤𝐚 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞; 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤,, 𝐒𝐮𝐛 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞; 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞; 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭 تهیونگ برادر بزرگ‌تر ولی ناتنی جونگکوکه و علاقه خاصی بهش داره و برای آسیب نزدن بهش احساساتش‌رو برای مدتی پنهان میکنه،، اون دوتا به دلیل سفر کاری خانوادشون به شهر کوچیکی که عموی کوچیک‌ترشون زندگی میکرد رفتن و برای تابستون اونجا موندن کی میدونه چه اتفاق‌های عجیب و مرموزی قراره تو اون شهر کوچیک بیفته آیا تهیونگ بالاخره حسش رو نسبت به جونگکوک میگه؟! آیا جونگکوک هم علاقه خاصی نسبت به تهیونگ داره؟! کی میدونه؟..
  • 𝘈𝘭𝘭 𝘔𝘺 𝘓𝘪𝘧𝘦 [𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝] by gtjshsvemmegeu
    gtjshsvemmegeu
    • WpView
      Reads 1,025
    • WpPart
      Parts 2
    جونگکوک پسر درونگرا و کراشی که خیلیا تو دانشگاه ازش خوششون میومد ، همیشه فکر میکرد هیچوقت به هیچکس نیاز نداره تا اینکه کیم تهیونگ یه دانشجوی تازه‌وارد وارد زندگیش میشه و افکارش رو تسخیر میکنه و جونگکوک برای اولین بار احساس میکنه عاشق شده...
  • 「The Truth Untold」 by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 1,021
    • WpPart
      Parts 5
    خلاصه: "تو سال 2070 وقتی که کره‌ی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عده‌ی محدودی افتاده؛ جئون جونگ‌کوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه. چی میشه اگه اون همه‌ی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟ خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!" 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 📽کاپل: ویکوک 📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسه‌ای، رمنس، روزمره 📽نویسنده: Velvet Moon
  • BTS in Anime world by Armyotaku_ir
    Armyotaku_ir
    • WpView
      Reads 391
    • WpPart
      Parts 3
    بی تی اس در دنیای انیمه داستانی بین دختری به اسم دا سام با بی تی اس در دنیای انیمه ای اونم انیمه جوجوتسو کایسن ژانر : فانتزی ،عاشقانه ، اکشن و مقداری کمدی
  • 𝑀𝑖𝑆𝑆𝑖𝑁𝐺~ Jin Namjoon Namjin جین نامجون نامجین by NONA1B7
    NONA1B7
    • WpView
      Reads 2,765
    • WpPart
      Parts 2
    کاپل اصلی: نامجین کاپل های فرعی: کوکمین سپ ویکوک ژانر: مافیایی درام شخصیت های اصلی: جین - سن 23 نامجون - سن 25 شوگا - سن 24 جونگکوک - سن 20 خلاصه: جین یه پلیسه که با دوتا برادراش (جونگکوک و شوگا) زندگی میکنه. که یک روز مسعولیت یه پرونده سنگین بهش داده میشه، پرونده ای که مربوط به یه پسر خلافکاره که برادر کوچیک ترش براش کار میکنه، و چی میشه اگه پسر خلافکار از برادر بخواد تا جین و بکشه؟... یه اسپویل کوچولو بکنم: اخر داستان یه نفر از عضا میمیره
  • black dream by mamanoyiii_
    mamanoyiii_
    • WpView
      Reads 342
    • WpPart
      Parts 2
    کاپل:یونمین کاپل فرعی:نامجین بخشی از داستان:با کشیدن کلاه هودیش رو سرش ریختن موهاش جلو صورتش از پله ها به همراه اون مرد قد بلند به بالا میره بعد رد کردن چند طبقه مرد جلوی دری که سفید وایمیسه آروم در میزنه....
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 739
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات