تجاوز कहानियाँ

टैग द्वारा रिफाइन करें:
تجاوز
تجاوز

8 कहानियाँ

  • Bitter Love द्वारा NONA1B7
    NONA1B7
    • WpView
      बार पढ़ा गया 538
    • WpPart
      भाग 1
    ⭕داستان شامل تجاوز خودکشی و افسردگیه، اگر حساس هستید این داستان رو نخوانید⭕ ❕داستان ممکنه ادیت بشه❕ |پارت بعد: نامشخص|
  • فن تجاوز الأحزان द्वारा AmiraElzamlout
    AmiraElzamlout
    • WpView
      बार पढ़ा गया 18
    • WpPart
      भाग 1
    في رحلةٍ فلسفية عميقة، يأخذك هذا الكتاب إلى عُمق الألم والحزن، ليكشف لك أن الفقد ليس نهاية بل بداية، وأن في كل خيبة حكمة مخفية. بين صفحاتٍ تحتضن الحكمة الإلهية والرضا بالقضاء، ستجد طريقك لتجاوز الأحزان وصناعة نفسك من جديد.
  • قدرت_عشق द्वारा sara2007sk
    sara2007sk
    • WpView
      बार पढ़ा गया 20,610
    • WpPart
      भाग 38
    یونگی کاش هیچ وقت پیشش واینمیستادم.....کاش دلم برات نمیسوخت...کاش نمیذاشتم زنده بمونی‌‌.... *کاش میتونستم مهربون نباشم* داستان زندگی قرار خیلی بدتر از چیزی باشه که فکرشو میکنی پس اگه تحمل نداری اصلا سمت این استوری نیا. #vkookgi #teagikook #teakookgi #hopemin #teakook #vkook #namjin #smart #bts #تجاوز #خشن #مازوخیسم #درام
  • حب تجاوز المستحيل 🫂 द्वारा user75507128
    user75507128
    • WpView
      बार पढ़ा गया 3
    • WpPart
      भाग 1
    تضحية الام
  • fake love द्वारा user92461624
    user92461624
    • WpView
      बार पढ़ा गया 3,051
    • WpPart
      भाग 6
    دو افسر پلیس که عاشق همن ولی هرکدوم با افکار متفاوت یکی فقط برای نیاز جنسیش و دیگری برای احساساتش *قسمتی از فیک* یونگی:همه حرف هات دورغ بود ازت متنفرم تهیونگ:کاری میکنم عاشقم بشی مثل روز اول کاپل ها:تهگی - کوکجین
  • Stupid Game  द्वारा TinaForoghi
    TinaForoghi
    • WpView
      बार पढ़ा गया 183
    • WpPart
      भाग 3
    دختر نوجوون قصه به خاطر مشکلات و سختی هایی که از بعد یک اتفاق وحشتناک تجربه میکنه به استادش نزدیک میشه اما تو دوران نامزدی مجبور به جدایی میشه در حالیکه هیچوقت هیچ چیز طوری که تصور می کرد نبوده و...
  • don't touch my little boy  द्वारा sara2007sk
    sara2007sk
    • WpView
      बार पढ़ा गया 24,616
    • WpPart
      भाग 23
    دستمو با شتاب از دست قویش کشیدم بیرون. ؟:دست از سرم بردار.... چرا همه جا دنبالم میای. ؟؟: خودت چی فکر میکنی کیتن؟ به سمتم خم شد جوری که لباش به گوشم بخوره زمزمه کرد. ؟؟:شایدم واسه این باشه که زیادی شیرین بودی..😏 ازش فاصله گرفتم. خواستم فرار کنم که با سدی از مردان سیاه پوش مواجه شدم. با ترس قدمی به عقب برداشتم. ؟؟: میخوای کارو سخت تر کنی لیتل؟ لرزش دستو پام بیشتر شده بود. رو زمین نشستمو به سختی خودمو به عقب کشیدم. دستامو جلوم سپر کردم. با دادو گریه گفتم: ؟: یکی کمکم کنه... شاید این کار اشتباه بود..... شاید باید به آپا گوش میدادم.... شاید نتونم انتقام بگیرم.... معذرت میخوام اوما نتونستم انتقامتو بگیرم... متاسفم.. ؟؟:چیزی نیست لیتل بوی. ددی کنارته. تهگی🟰 تهیونگ 🔝
  • 𝐀𝐜𝐡𝐢𝐥𝐥𝐞𝐬' 𝐇𝐞𝐞𝐥 پاشنه آشیل 🚬 Kookv द्वारा bluebutterfly_story
    bluebutterfly_story
    • WpView
      बार पढ़ा गया 9,680
    • WpPart
      भाग 16
    🚫 قبل از شروع این فیک، فیک تجاوز رو مطالعه نمایید🚫 _ من حرف معلم ها و استادهایی که ازم خیلی بزرگترن رو گوش نمی‌کنم و نمی‌فهمم چی درس میدن اونوقت تو می‌خوای بهم فیزیک یاد بدی؟ تو الف بچه؟ اصلا تو چند سالت هست؟ _ من؟ ۱۷ سالمه، اگه نمی‌خوای من مشکلی ندارم ولی همه بچه هایی که من بهشون یاد دادم، فیزیک رو با نمره بالا قبول شدن حالا دیگه خوددانی. میخوای بیا بشین یادت بدم نمیخوای پاشو برو ولی بگما من سخت گیرم. __________________________________________ پاشنه آشیل 🚬 💛𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷, 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 ✒𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳 : @𝘣𝘭𝘶𝘦𝘣𝘶𝘵𝘵𝘦𝘳𝘧𝘭𝘺_𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 🦋 🗝𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 • +18 • 𝘤𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭 • 𝘗𝘢𝘳𝘢𝘭𝘭𝘦𝘭 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦𝘴