Historias de تهکوک

Buscar por etiqueta:
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی
WpAddامگاورس
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی
WpAddامگاورس

215 Historias

  • The End |tk| por vlikembutw
    vlikembutw
    • WpView
      LECTURAS 75,390
    • WpPart
      Partes 25
    "تو نمیتونی با احساسات من بازی کنی جونگکوک، من ی اسباب بازی لنتی نیستم ک بازیتو کنی و بعد ولش کنی،فمیدی؟" " اوه فرشته، من هیچوقت نمیتونم ولت کنم" --------------- (ترجمه شده س) رتبه های این فف: # 1 IN VKOOK # 1 in taekook # 1 in fantasy - romance # 1 in bottomtae # 1 in taehyung
  • blood blossom🔞🔞🔞‼️ por lismeranda5
    lismeranda5
    • WpView
      LECTURAS 1,089
    • WpPart
      Partes 7
    _ آه.....! ته! دردم میاد بسهههههه.....! _ امممم...! آح...! تحملش کن برادرزاده! خیلی تنکی! _ دیگه نم......نمی...آه....نمیتونم.... آه...... امممم..... آح...! ت...تو.... چند..آح... چند دقیقه پیش قول دادی....اممم...آه.... که راند بعدی نمیری آه....! _ اونقدر اون سوراخ تنگت خواستنیه که میخوام تا دم مرگ بگامت! _______________________________________________________ جونگکوک! بذار توضیح بدم! من تو و پسرمو میخوام! چیزی به توصیح نیست تهیونگ! تو مارو که اون روز مثل اشتباه ترک کردی نمیخوای! تو فقط نمیتونی نیازات کثیف تو برطرف کنی !من دیگه به تو اعتماد ندارم! انتقامتو از بابام گرفتی اما منو کوشتی تهیونگ! ------------------------------------------------------- خلاصه اینکه تهیونگ بخاطر انتقام خونوادش با هویت جعلی به حیث عموی جونگکوک که در کودکی ربوده شده بود وارد عمارت جئون ها میشه ، اما در راه انتقام یک شب بخاطر داروی که بهش داده بودند بالای جونگکوک تجاوز میکنه، اما این تجاوز به عادتش تبدیل شد و هرثانیه جونگکوک رو به فاک میداد. جونگکوک هم بعد از اون شب که اولین سکسش بود عاشق تهیونگ میشه و بعد از تقلا های زیاد بلاخره تسلیم عشق میشه. اما چی میشه اگر عشق جونگکوک یکطرفه باشه و تهیونگ فقط بخاطر رفع نیاز خود از او سوء استفاده کنه!؟ _چی میشه اکه جونگکوک هویت تهیونگ رو بفهمه!؟ _چی میشه اگه بعد از چند مدت سکس حامل
  • White Nights| Vkook | por teahkooku
    teahkooku
    • WpView
      LECTURAS 1,054
    • WpPart
      Partes 8
    *White nighs* نویسنده: نازگل کاپل: تهکوک- کمی هوپمین ژانر: کلاسیک-روانشناسی-رمنس-اسمات- انگست ″خلاء، چیزی که همیشه تو وجود تهیونگ حس میشد و نمیذاشت زندگی کنه. اون جسم درخشانِ تاریک لابه‌لای خواب های رویا مانند که در عین ترسناک بودن به تهیونگ احساس آرامش میداد، اما وقتی اون عکس نیمه سوخته از پسری با لبخندی گریخته از زمان و لپ های گل انداخته پیدا شد خاطرات ممنوعه آرام آرام سر از خاکستر بیرون آوردند.″
  • 《 Desire For Daffodil 》 por therealSEQUOIA
    therealSEQUOIA
    • WpView
      LECTURAS 129
    • WpPart
      Partes 3
    "شوق نرگس" . . . «افسانه‌ها می‌گن، نرگس عاشق تصویر خودش بود و توی انعکاس آب گم شد اما این‌بار داستان فرق کرده؛ این‌دفعه چشم‌های نرگس، اون رو دیدن و اون خودش رو همون‌جا، توی نگاهش گم کرد.» ژانر: امگاورس/ روزمره
  • Purple Star por Zizi_18z
    Zizi_18z
    • WpView
      LECTURAS 8,236
    • WpPart
      Partes 4
    تهیونگ یه امگای سرزنده و اهل هنرو عکاسی.. یه زندگی آروم و روتین روزانه که با اومدن برادرای دوقلوی جئون بهم میریزه... تغییر... خوب یا بد؟.. کاپل:کوک ته ووک_ کمی یونمین ژانر:رمنس_روزمره_کمدی_اسمات_امگاورس_تریسام 🚫همونطور که گفتم تریسامه پس اگه دوس ندارید سمتش نیاید🚫
  • Oneshot Book por jxeunk
    jxeunk
    • WpView
      LECTURAS 1,053
    • WpPart
      Partes 3
    Oneshot book of bts couples با من برقص تا ستاره ها خاموش بشن، تا آخر دنیا تا وقتی که نفس میکشی! اونوقت من تا آخر دنیا متعلق به تو خواهم بود تا وقتی نفس میکشم... 🏅#4 namjin
  • Lighthouse por atena9794
    atena9794
    • WpView
      LECTURAS 520
    • WpPart
      Partes 5
    تهیونگ سرفه های شدیدی می‌کرد. جوری که انگار میخواست تمامی بغض و سکوت این ۶۰ ساله گذشته رو با خون بالا بیاره.هر سرفه زجری رو منعکس می‌کرد که از درد عشق به وجود اومده بود. آران سعی میکرد تا عموش رو آروم کنه اما انگار فایده ای نداشت. غرق شدن تو ماضی استمراری شاید تورو به مرز دیوانگی بکشه. سرگذشت پیرمرد فانوس دریایی و عشق بی پایانش چقدر میتونه حاصل یک توهم یا یک حقیقت باشه؟ ژانر : درام، اسمات، رومانس
  • My Cookie. Vkook por ILAKIM
    ILAKIM
    • WpView
      LECTURAS 119
    • WpPart
      Partes 5
    My Cookie : خلاصه : اوایل مارس توی سئول، یک افسر پلیس با گذشته‌ای سنگین، وقتی مجرمی خطرناک از بازداشت فرار می‌کند، ناگهان خودش و دختر کوچکش وارد بازی‌ای شخصی و تهدیدآمیز می‌شوند. همزمان، پسر نوجوان همان مجرم زیر سایه‌ی نام پدرش زندگی می‌کند؛ پسری که میان وفاداری، ترس و حقیقت گیر افتاده. با گره خوردن مسیر این دو، مرز میان وظیفه و احساس آرام‌آرام محو می‌شود. امیدوارم از خوندن فیکشن کوکی من لذت ببرید ستاره های من. خوشحال میشم توی چنل تلگرامم جوین بشید. تلگرام : IMILAKIM ژانر ها : عاشقانه، درام، انگست. کاپل ها : تهکوک، یونمین. WRITER : ILA MY COOKIE
  • Under One Roof por Mahlaxkhosravi
    Mahlaxkhosravi
    • WpView
      LECTURAS 360
    • WpPart
      Partes 11
    "ماشه‌رو بِکش،یه تیر بزن خلاصم کن" "فکر کردی نمیزنم؟" چشم‌های سرخ از اشکش تضاد دردناکی با لبخندِ شکو‌فا شده‌اش داشت؛ اما برای قلب‌جامونده اشک ریخت و از سَر درد خندید. "بزن جونگکوک، بزن، اگه دلت آروم می‌گیره منو بُکش" لوله‌ی اسلحه‌ی میون دستش چسبید قلب پسر،خیلی سعی در مخفی‌کردنِ لرزش دست‌هاش داشت . اما تهیونگ شعله‌ی خشمِ عزیزش رو دید! تند و عمیق نفس می‌کشید ، مبادا هیونگ‌ِ پسر متوجه تردیدِش بشه.... "زندگی که بدون تو از مرگ بدتر بود،حداقل بزار با دست‌های خودت بمیرم جونگکوکِ من؛" 'زیر یک سقف' «تا وقتی من زنده‌ام، تو اشکاتو تنهایی نمی‌ریزی.» همین جمله بود که همیشه سرپا نگهش می‌داشت ولی چی میشه اگه یه روز تنها پناهش ولش کنه؟؟ تنها بمونه؟ دردی که به قلبش رخنه می‌کنه چی؟ اون لحظه که هیونگش عشق رو احساس میکنه هنوز فرصتی برای ساختنش هست؟؟ ژانر:Romance,Drama,Angst,SlowBurn,Smut کاپل:Vkook درحال‌آپ....
  • my wolf🐺 por Lilyrobersonmira
    Lilyrobersonmira
    • WpView
      LECTURAS 1,121
    • WpPart
      Partes 7
    متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار
  • my cute daddy✌🌚 por Asal_lll
    Asal_lll
    • WpView
      LECTURAS 2,977
    • WpPart
      Partes 4
    Genre:فلاف.رومنس.اسمات.سوییت.هپی اند. couple:vkook.yunmin X( متوقف شده) داستان از این قراره که تهیونگ یکی از بهترین رفیقایه دوره ی دانشگاه یونگی بوده که بعد از تموم شدن دانشگاه، تهیونگ مجبور میشه به نیویورک مهاجرت کنه‌‌.. و اینجا ما کوک و جیمین رو داریم که به هیچ عنوان امکان نداره لحظه ای از هم دور بشن جوری که از برادر به هم نزدیک ترن و تو یه خونه زندگی میکنن.. ولی به طرز عجیب و خنده داری با یونگی آشنا میشن و بله درست حدس زدید یونگی میشه هیونگه مورده علاقه کوک که هرچیزی بشه میدونه یونگی همیشه هواشو داره .. یکی از روزهایه عادیه زندگیشون یونگی متوجه میشه که رفیقش بعد از سال ها داره به کره برمیگرده و اینجوریه که با برگشت تهیونگ به کره همه چیز تغییر میکنه...
  • first mission or last mission? por yummyliya
    yummyliya
    • WpView
      LECTURAS 210
    • WpPart
      Partes 3
    'این اولین باریه که روی زمین میام'یونگی مکثی کرد و توی چشمای دختر رو به روش که حالا خیس شده بود نگاهی کرد و با صدای لرزون گفت'حالا میخوام آخریش باشه،یا با تو تا آخرش اینجا باشم،یا اصلا نباشم' . . جیمین نگاهی عصبی به دختر رو به روش کرد با صدای بلند گفت:یونگی فرشته ی مرگ توعه،اون اومده تو رو ببره،میفهمی؟ . . کاور فیک یه فن ارته که یه نفر کشیده و ایدیش رو عکس هست ،چون به داستان می‌خورد کاور داستان کردمش . کاپل‌های اصلی:یونگی×یه دختره،تهکوک کاپل فرعی:نامجین،جنلیسا . یه خلاصه هم کلی بگم اگه نفهمیدید: یونگی فرشته ی مرگیه که برای گرفتن جون دخترِ داستان ۹۰ روز به زمین فرستاده میشه تهکوک هم کاپلین که به مشکل میخورن و خودشونو گم کردن و حالا فهمیدن که دوستشونو قراره به زودی از دست بدن . امیدوارم طرفدار پیدا کنه:) منم لی‌یام🙂 .
  • ✧⁠\⁠(  ͲᎻᎬ ᎡᎬᎠ ႮᎷᏴᎡᎬᏞᏞᎪ )⁠ノ⁠✧ por Rcxhjy
    Rcxhjy
    • WpView
      LECTURAS 384
    • WpPart
      Partes 3
    کاپل : ویکوک ، یونمین ژانر : زامبی ، اکشن ، ماجراجویی 〜 🥀 بوی جسد ، بوی گوشت تجزیه شده همه‌ی جان مرا گرفته بود؛ انگار بوی مرده همیشه به جسم من فرورفته بود انگار من توی یک تابوت سیاه خوابیده بوده‌ام و یک‌ نفر که صورتش را نمی‌دیدم من رو بین مه و سایه‌های تاریک دفن میکرد  اسلحه ... صدای کشیده شدن ماشه ... و در اخر ، صدای تیری که جسم خسته اش رو وادار به ادامه دادن میکرد دست هایی که یخ زده بود ... قطره های خونی که گونه های سرد و بی روحش را سرخ کرده بود صدای نفسی که به شمارش افتاده بود و به دنبال ذره ای اکسیژن فریاد میزد. جسد هایی که روی زمین سردِ زیر پاهاش افتاده بود و توی خون غوطه ور شده بود. نگاهی که نشان از وداعی به وسعت یک جهان داشت ابدیتی که سر رسیده بود و پلک زدن هایش را بی رحمانه دریده بود. ابدیتی که نگاه هان معصومانه شان را به فجیح ترین روش دزدیده بود چشم هایی که اشک هایش با قطرات خون رنگ گرفته و مثل شبنمی بر روی مژه هایش نشسته بودند . « خوی درنده ادمی ، از تمامی حیوانات میتونه منفور تر باشه » نگاهی که می لرزید، نگاهی که ترسیده بود، نگاهی که پشت آیینه ی کدر شده ای نفس های اخرش را میشمرد . صدای جیغ و فریاد هایی که تمام وجودش را میلرزاند . با خودش چه کرده بود ... چطور ... به چه جرعتی به راحتی مغز رو نش
  • Agape por Emma-Wilhelm
    Emma-Wilhelm
    • WpView
      LECTURAS 9,392
    • WpPart
      Partes 13
    ،،🕰️Agape࿐ ╭───────────── ≕ماجرایی در سال ۱۹۸۰ حول محور آگاپه؛ کتابِ نویسنده‌ای ناشناس با مفهوم "عشق بی‌قید و شرط" کتابِ مورد علاقه‌ی جونگکوک، کارآموزِ باهوشِ آکادمی هنر‌های زیبای پاریس. نوجوان ۱۶ ساله‌‌ای که به خاطر «بیچاره» خطاب شدن توسط رهگذری که او را از یک تجاوز در اطراف رود سن نجات داده بود، کینه‌ای سنگین از ناجی خود به دل می‌گیرد. کینه‌ای که در برابر تهیونگِ ۳۲ ساله، ملقب به لیلیان بنسل، مردی با زبانِ شاعرانه، قرار نبود زیاد پابرجا بماند. ╰───────────── ❗️ با صدایی خـواستنی، زیر گوش نوآ نجوا کرد: «لب‌هام رو ببوس؛ عمیق و خیس.» ⦀ 𝘼𝙂𝘼𝙋𝙀 ⦀ ❗️ #آگاپه #ویکوک #agape
  • Broken(taekook) por moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      LECTURAS 78
    • WpPart
      Partes 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  • Kim por mniech
    16
    Kim
    mniech
    • WpView
      LECTURAS 35
    • WpPart
      Partes 1
    × بخاطر کیم بودنشه؟ + مین یونگی!!!! پروژه‌ی ۰۰۱ کنسله و دیگه هم هم نمیخوام چیزی بشنوم.
  • I Miss You [OneShot] por Kim_Lunali
    Kim_Lunali
    • WpView
      LECTURAS 218
    • WpPart
      Partes 1
    "وانشات" _پنج ماه، سه روز، هجده ساعت، چهل‌وهشت دقیقه و سی ثانیه‌ست، اوه الان شد سی‌و‌یک ثانیه که بغلِت رو ندارم. _منم پنج ماه، سه روز، هجده ساعت، چهل‌وهشت دقیقه و سی‌وهشت ثانیه‌ست، نبوسیدمت.
  • oneshot 👀 por HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      LECTURAS 4,176
    • WpPart
      Partes 12
    یک شات از دنیایی خیالی... ---information--- status: ongoing forever :) couple: sope and anything you want Author: Rashel ---Ranking--- وانشات: 1🏅 یونسوک: 7🏅 be happy while reading this story ...:)
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐞𝐲𝐞𝐬 por jeoxlluka
    jeoxlluka
    • WpView
      LECTURAS 5,963
    • WpPart
      Partes 18
    وضعیت: درحال آپ.. 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫; 𝐉𝐞𝐨𝐧 𝐋𝐮𝐤𝐚 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞; 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤,, 𝐒𝐮𝐛 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞; 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞; 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭 تهیونگ برادر بزرگ‌تر ولی ناتنی جونگکوکه و علاقه خاصی بهش داره و برای آسیب نزدن بهش احساساتش‌رو برای مدتی پنهان میکنه،، اون دوتا به دلیل سفر کاری خانوادشون به شهر کوچیکی که عموی کوچیک‌ترشون زندگی میکرد رفتن و برای تابستون اونجا موندن کی میدونه چه اتفاق‌های عجیب و مرموزی قراره تو اون شهر کوچیک بیفته آیا تهیونگ بالاخره حسش رو نسبت به جونگکوک میگه؟! آیا جونگکوک هم علاقه خاصی نسبت به تهیونگ داره؟! کی میدونه؟..
  • |•𝐑𝐞𝐜𝐤𝐥𝐞𝐬𝐬•| por biolet24
    biolet24
    • WpView
      LECTURAS 704
    • WpPart
      Partes 6
    _ تو برای موندن در کنارم هیچوقت هیچ تلاشی نکردی .. برای لحظه ای فراموش کردم که تو همون آدم احمقی هستی که بین عشق و غرورش ترجیح داد غرورشو از بین ببره اما لحظه‌ای عشقشو با وجود یه طرفه بودنش کنار نذاره! •°•°•°• با خریدن خونه موسیو کار توسط جناب پارک ، مسیر زندگی همسایه هاش، که دو دوست صمیمی هست دچار تغییر میشه ... یکی برای عشق ناخوانده ای ک به قلبش نفوذ پیدا کرده ، پژمرده میشه ...! و دیگری برای احساس دل انگیزی ک مهمون تن و روحش شده به شکوفه های بهاری تبدیل میشه ...! 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑫𝒓𝒂𝒎 - 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 - 𝑺𝒎𝒖𝒕 - 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒗 𝑶𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔 : 𝑻𝒂𝒆𝒉𝒏𝒏𝒊 - 𝑯𝒐𝒑𝒆𝒎𝒊𝒏