تهکوک Stories

Refine by tag:
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddjungkook
WpAddاسمات
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddفیک
WpAddامگاورس
WpAddیونگی
WpAddعاشقانه
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddjungkook
WpAddاسمات
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddفیک
WpAddامگاورس
WpAddیونگی
WpAddعاشقانه

216 Stories

  • 𝗟𝗼𝗻𝗴 𝗛𝗮𝗶𝗿𝗲𝗱 𝗕𝗼𝘆 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄  by manilarise
    manilarise
    • WpView
      Reads 524,184
    • WpPart
      Parts 26
    پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒 -کامل شــده- همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ ساله‌ی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند! ژانر ↶ عاشقانه، فلاف، کمدی، چت‌استوری، توییتر، ددی‌کینک، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سُپ» قسمتی از فیک ↶ _از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد! _منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد! •روزِ آپ: یک‌شنبه ها•
  • ABYSS ﴾VK﴿ by vk_00_kv
    vk_00_kv
    • WpView
      Reads 95,441
    • WpPart
      Parts 57
    ﴿ در دو فصل به اتمام رسید ﴾ کوک به اجبار پدرش مجبور به رفتن به آکادمی هوانگ میشه اما نمیدونه اون آکادمی پسرهای جوان را به عنوان پــ🔞ــارتنر وارث بزرگترین باند مافیای آسیا یعنی کیم تهیونگ تربیت میکنن... خرگوش کوچولو ، برای رسیدن به اهدافش که پذیرش تو دانشگاه ملی سئول هست ، حاضره چه ریسک هایی رو به جون بخره؟؟!! بنظر شما تهیونگ با این برده سرکش چه برخوردی خواهد داشت... !؟ + تهیونگ .. تو ... تو نمی‌تونی این کارو بکنی ... - از عمارت من گمشو بیرون .. جئون جونگ‌کوک .. ✧کیم تهیونگ | tea ⇐ " - " ♛ ✧ جئون جونگ کوک | Kook ⇐ " + " ♚ ➣ فیک : ABYSS | پرتگاه ➣ نویسنده : Yuna ➣ کاپل اصلی : VKooK ↲ فرعی : Yunmin, Namjin ➣ ژانر : رمنس، مافیایی ، مرموز .. ➣ تعداد کل پارت‌ها : 50 ➣ روز های آپ : هفته اول و سوم هر ماه ➣ وضعیت فیک : اتمام رسید. با فیک " پرتگاه " همراه باشید...
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 by kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Reads 46,555
    • WpPart
      Parts 36
    <درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
  • Second Chance by Badgalshookoo
    Badgalshookoo
    • WpView
      Reads 39,225
    • WpPart
      Parts 56
    اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
  • 𝑀𝒴 𝒟𝒜𝐹𝒯 𝒜𝐿𝒫𝐻𝒜 by laladoo2008
    laladoo2008
    • WpView
      Reads 528
    • WpPart
      Parts 16
    غذات امگا ! به تو ربطی نداره + جدی؟ چون تا جایی که من میدونم بچه ی تو شکمت بچه ی منه!با من لج نکن اماگ- اره افرین بچه ای که 4 ماه فاکی منو توی بدترین شرایط باهاش ول کردی بچه ای که عملا حاصل تج... و این دست الفا بود که جلوی دهن امگا قرار گرفت و مانع از تکمیل کردن حرفش شد! الفا غرید: راجع به بچه ی من درست حرف بزن
  • Blond by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 594,318
    • WpPart
      Parts 25
    کیم تهیونگ امگایی با رایحه‌ی شیرینِ هلو که تمام عمرش وابسته به خواهر عزیزش بود نمی‌تونست با ازدواجش کنار بیاد. با این اوصاف مِن بعد کسی نبود که نازش رو بکشه! اما خب، قرار نبود برادر بزرگ‌‌تر داماد یک آلفای جذاب که قلب اون امگای لوس رو به لرزه درمی‌آورد باشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
  • Don't stop  by o9of7vk
    o9of7vk
    • WpView
      Reads 249
    • WpPart
      Parts 5
    فیک چت couple : vkook Genre :drama, Comedy "زندگی از اونجایی عجیب میشه که اکست بعد از چند سال دوباره پیداش بشه؛ و حالا جونگکوک چطور قراره با نفرتی که هنوز توی وجودش مونده، عادی رفتار کنه؟ "
  • My Cookie. Vkook by ILAKIM
    ILAKIM
    • WpView
      Reads 618
    • WpPart
      Parts 16
    My Cookie : خلاصه : اوایل مارس توی سئول، یک افسر پلیس با گذشته‌ای سنگین، وقتی مجرمی خطرناک از بازداشت فرار می‌کند، ناگهان خودش و دختر کوچکش وارد بازی‌ای شخصی و تهدیدآمیز می‌شوند. همزمان، پسر نوجوان همان مجرم زیر سایه‌ی نام پدرش زندگی می‌کند؛ پسری که میان وفاداری، ترس و حقیقت گیر افتاده. با گره خوردن مسیر این دو، مرز میان وظیفه و احساس آرام‌آرام محو می‌شود. امیدوارم از خوندن فیکشن کوکی من لذت ببرید ستاره های من. خوشحال میشم توی چنل تلگرامم جوین بشید. تلگرام : IMILAKIM ژانر ها : عاشقانه، درام، انگست. کاپل ها : تهکوک، یونمین. WRITER : ILA MY COOKIE
  • 𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع ||vkook by thshsam
    thshsam
    • WpView
      Reads 15,195
    • WpPart
      Parts 21
    -دیگه، هیچوقت، اجازه نمیدم که کسی، حتی یه تارِ مویِ سرت رو، کم کنه. حتی اگه مجبور باشم، کلِ این شهر رو، به خاطرِ تو، با خاک یکسان کنم. جونگ‌کوک، انیگمای مافیایی که پدرخوانده‌ی سئوله، فکر می‌کرد یه دستیار مورد اعتماد پیدا کرده. کیم تهیونگ که خودش رو «بتا» معرفی کرده بود... ولی جونگ‌کوک یهویی متوجه رایحه‌ی عجیب و قدرت بالای این دستیار ساده می‌شه. اگه تهیونگ بتا نیست، پس چرا جونگ‌کوک هر شب بوی خون می‌ده؟ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
  • ... by asa55ss33
    10
    ...
    asa55ss33
    • WpView
      Reads 5,370
    • WpPart
      Parts 13
    ودکای سیاه Black Vodka 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐕𝐨𝐝𝐤𝐚 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐓𝐡𝐫𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫, 𝐑𝐞𝐯𝐞𝐚𝐥𝐢𝐧𝐠 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐓𝐞𝐚𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲: جونگ کوک تنها امگای که تونسته پا توی ارتش بزاره و الان یکی از بزرگترین فرمانده های ارتش کره و روسیس و چی میشه اگه خون خالصی که به اجبار پدرش که یکی از سیاست مدارای بزرگه کرس وارد ارتش بشه و به پادگان فرمانده جئون انتقالی بگیره نا قافل از اینکه اون امگای رهبر از خود راضی و مغرور که قسم خورده بود. روزی بخاطر سخت گیری ای که بهش کرده بود. روزی از نفس کشیدن منعش می‌کنه جفتشه»... نویسنده:سولی آیدی چنل تلگرام:@teakook_kv "انقد تشنه بوسیدن لبای منی؟" "بیشتر از بوسیدن لبات تشنه فتح کردن تنتم امگا " جونگ کوک پوزخند تمسخر آمیزی به خون خالص تحویل داد و با انگشت اشارش چونه آلفا رو بالا گرفت و چشمهای نافضش رو بهش داد "فکر نکنم انقد جرعت داشته باشی که به فرماندت انقد نزدیک بشی آلفا ....تنمو میخوای ؟اگه نمی‌خوای رویایی بوسیدن لبامم مثل خودت به دیار باقی بپیونده بهتره گورتو از اتاق من بکن بیرون انون"‌
  • THE VARG | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 40
    • WpPart
      Parts 1
    تهیونگ، شاهزاده و تنها وارث پادشاهی شمال، برای پایان دادن به جنگ مجبور میشه با جونگکوک، رئیس خطرناک‌ترین قبیله وایکینگ، ازدواج کنه.. جونگکوک، انیگمایی که به وارگ معروفه و جنگجویی که از خونریزی نمیترسه و هیچکس جرات ایستادن مقابلش رو نداره اما تهیونگ اصلا از این ازدواج راضی نبود. اون یه امگای جنگجو بود و نمیخواست شبیه یه کالا مبادله بشه.. اون فقط آرزوی یه عشق آروم رو داشت.. حالا یک پیمان سیاسی، سرنوشت دو دنیای کاملا متفاوت رو به هم گره زد.. Name : The Varg Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : historical, romance, +18
  • Plumeria | Vkook, Hopemin [Completed]  by sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Reads 270,936
    • WpPart
      Parts 46
    پلومریا یا فرانگی پانی نام درختچه یا درخت کوچک گلدار همیشه سبز است، زمان شکوفایی این گل طولانی بوده و پر عطر است، از اسانس آن برای تولید عطر و موادی طبی با خواصی آرامش بخش و تسکین‌دهنده استفاده می‌شود. جئون جونگ کوک بعد از مدت ها تلاش موفق میشه نمایشگاه نقاشیش رو راه بندازه که با استقبال خوبی هم مواجه میشه. بعد از پایان نمایشگاه، زمانی که به خونش برمیگرده یه شماره تلفن تو کیفش پیدا میکنه! چی میشه اگر جونگ کوک تصمیم بگیره به اون شماره پیام بده؟ Name: Plumeria 🌼 Couple: Vkook, Hopemin Writer: Sequoia & Sylvie Genre: Romance, Comedy, Smut Editor: Sequoia Telegram Chanel: @Papacita01
  • The writer ✍️🏻 by nazi__nkpr05
    nazi__nkpr05
    • WpView
      Reads 29,708
    • WpPart
      Parts 6
    خلاصه :تهیونگ يه نويسنده معروفه كه بعد از دوسال قرنطينه اولين فن ميتينگشو گذاشته و اونجا پسري ساده ولي زيبارو ملاقات كنه و بنظرتون بعدش چي ميشه؟ كاپل: تهکوک(ویکوک) ژانر:زندگي روزمره،هپي اند .
    +11 more
  • Hella Soldier by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 102,064
    • WpPart
      Parts 19
    فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
  • ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من by Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Reads 313,402
    • WpPart
      Parts 102
    گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
  • 𝖡𝗋𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾  | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 by fercansso
    fercansso
    • WpView
      Reads 8,671
    • WpPart
      Parts 15
    • همه‌ی فیکشن ها در چنل Fercansso هم قرار می‌گیرند. { نفس بکش } روانشناسی خبره به نام جئون جونگکوک در عجیب ترین حالت ممکن، رئیس کیم، صاحب شرکت لوازم ماشین آلات معروفی را در موقعیتی عجیب مشاهده میکند و اتفاقات دست به دست هم می‌دهند تا این دو، دوباره همدیگر را ملاقات کنند؛ اما این دفعه کیم تهیونگ ابعاد دیگری از شخصیت دکتر جئون را کشف می‌کند. " اقتباسی از کارکتر های سریال هانیبال" قسمتی از داستان: " چرا وارد خونه شدی؟" در حالی که پشتش به تهیونگ بود، با آرامش پرسید. پسر بزرگتر نزدیک بدن نیمه برهنه‌ی او شد زمزمه کرد: " چون دلم میخواست ببینمت. از نزدیک." جونگکوک بی اعتنا به جمله‌ی او، به سویش برگشت و نزدیک به صورتش پاسخ داد: " بهت گفته بودم نمیتونی بیای." سپس رویش را برگرداند اما تا اراده کرد که به سمت در برود، توسط دستان تهیونگ بر روی تخت افتاد. پسر بزرگتر بر رویش خیمه زد و زمزمه کرد: " واقعا اجازه نمیدی پیشت بمونم؟" جونگکوک به آرامی به او خیره شد و دستانش را به پشت گردن پسر کشید. " بهت گفتم نمیتونی، چون نردبونی زیر پنجره نبود. نگفتم اجازه نداری!" 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝙋𝙨𝙮𝙘𝙝𝙤𝙡𝙤𝙜𝙞𝙘𝙖𝙡, 𝙀𝙧𝙤𝙩𝙞𝙘, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝘿𝙧𝙖𝙢𝙖, 𝙎𝙢𝙪𝙩