تهیونگ قصص

التنقيح بـ وسم:
تهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddجیمین
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddtaehyung
WpAddجین
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddیونگی
WpAddtaekook
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddامگاورس
WpAddjimin
تهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddجیمین
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddtaehyung
WpAddجین
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddیونگی
WpAddtaekook
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddامگاورس
WpAddjimin

193 قصص

  • blood blossom🔞🔞🔞‼️ بقلم lismeranda5
    lismeranda5
    • WpView
      مقروء 1,076
    • WpPart
      فصول 7
    _ آه.....! ته! دردم میاد بسهههههه.....! _ امممم...! آح...! تحملش کن برادرزاده! خیلی تنکی! _ دیگه نم......نمی...آه....نمیتونم.... آه...... امممم..... آح...! ت...تو.... چند..آح... چند دقیقه پیش قول دادی....اممم...آه.... که راند بعدی نمیری آه....! _ اونقدر اون سوراخ تنگت خواستنیه که میخوام تا دم مرگ بگامت! _______________________________________________________ جونگکوک! بذار توضیح بدم! من تو و پسرمو میخوام! چیزی به توصیح نیست تهیونگ! تو مارو که اون روز مثل اشتباه ترک کردی نمیخوای! تو فقط نمیتونی نیازات کثیف تو برطرف کنی !من دیگه به تو اعتماد ندارم! انتقامتو از بابام گرفتی اما منو کوشتی تهیونگ! ------------------------------------------------------- خلاصه اینکه تهیونگ بخاطر انتقام خونوادش با هویت جعلی به حیث عموی جونگکوک که در کودکی ربوده شده بود وارد عمارت جئون ها میشه ، اما در راه انتقام یک شب بخاطر داروی که بهش داده بودند بالای جونگکوک تجاوز میکنه، اما این تجاوز به عادتش تبدیل شد و هرثانیه جونگکوک رو به فاک میداد. جونگکوک هم بعد از اون شب که اولین سکسش بود عاشق تهیونگ میشه و بعد از تقلا های زیاد بلاخره تسلیم عشق میشه. اما چی میشه اگر عشق جونگکوک یکطرفه باشه و تهیونگ فقط بخاطر رفع نیاز خود از او سوء استفاده کنه!؟ _چی میشه اکه جونگکوک هویت تهیونگ رو بفهمه!؟ _چی میشه اگه بعد از چند مدت سکس حامل
  • GALOCHER بقلم Rubysun_z
    Rubysun_z
    • WpView
      مقروء 66
    • WpPart
      فصول 2
    galocher کلمه (galocher) به معنی بوسه فرانسویه فقط مطلق به معشوقه حقیقیه انسانه. کاپل:کوکوی ژانر:درام،موزیکال،ماجراجویانه،سیرک،رومانس کاپل های فرعی:سکرت تعداد اپیزود:نامشخص کسی روزی در گوشم بیان جمله ای کرد که هر روز درون پرده های گوشم در جریان است: هرچیزی که بخواهی برای تو ممکن است فقط به ماهیچه تپنده درون قفسه سینه ات گوش بده و دست سرنوشت را بگیر گاهی باید بی توجه به مغزی که حیات وجودت بهش وابسته است بپری تا بتوانی بال های کوچکت رو باز کنی و سایه اش را بر سر کسانی بیاندازی که تو را بی ارزش خوانند خودت را باور داشته باش هیچکس دلش برای تو و احساسات نخواهد سوخت این تو هستی که گمان میکنی کسی آن بیرون نگران توست آن ها فقط از این حس که در وجودشان است تنفر دارند و منتظر تا به وسیله جسم تو آن را از بین ببرند همه بجز صاحب گلوچر وقتی لب هایش روی لب هایت میرقصد حرف های عاشقانه اش رو بشنو!
  • Shadow of Speed بقلم thvjeon_0
    thvjeon_0
    • WpView
      مقروء 260
    • WpPart
      فصول 4
    تهیونگ، راننده‌ی بی‌رقیب مسابقات خیابانی، آماده‌ست تا بزرگ‌ترین قهرمانی زندگیش رو جشن بگیره. اما یه تصادف مشکوک همه‌چیز رو تغییر می‌ده. وقتی بیدار می‌شه، دیگه اون آدم سابق نیست. نیمی از وجودش لبخند می‌زنه... نیم دیگه، آماده‌ی کشتنه.
  • 𝑮𝑹𝑬𝑬𝑫𝒀 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽 بقلم sheri326
    sheri326
    • WpView
      مقروء 2,393
    • WpPart
      فصول 8
    ☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: Greedy Couple: KookV Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: نامشخص / متوقف شده "بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..." ---------------------------------------------------- -از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم! -توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی... و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش می‌رسید...
  • You inside Me..]] بقلم EmmaAgrast
    EmmaAgrast
    • WpView
      مقروء 5,468
    • WpPart
      فصول 5
    «تو چیکارشی..پدرشی؟» مرد با طعنه گفته و باعث شد تهیونگم پوزخند بزنه «فکر نمیکنم اینقدر قیافم پیر بزنه که پدرش باشم اما...میشه گفت پدرشم...چون بعضی وقتا ددی صدام میکنه» (¬_¬)ノ وضعیت آپ:۲۳ هرماه(به اونوری) کاپل:ویکوک کاپل فرعی:سپ نویسنده:اما و آندیا ژانر:رومنس،زندگی روزمره،کمی فان،اسمات..
  • Memories bring back you | Kookmin بقلم tokyo_ui
    tokyo_ui
    • WpView
      مقروء 2,036
    • WpPart
      فصول 3
    [خاطره ها برمیگردوننت.] جیمین همیشه حافظه قوی ای داشت. آرزو میکرد که اینطور نباشه ولی بود. پس وقتی جونگ کوک بهش قول داد کل اون سال ها رو بهش زنگ میزنه و دوست جدیدی پیدا نمیکنه، جیمین هیچ وقت فراموش نکرد. حتی وقتی ده سال گذشته بود، برگشته بود و جونگ کوک حتی اون قول رو به یاد نمی آورد... . . . مرد ماسکش رو پایین کشید و کلاهش رو از سرش درآورد. جیمین فقط چند ثانیه فاصله داشت تا بعد از دیدن چهره آشناش چشماش رو از گوشه هاش چاک خورده باقی بذاره. خب اگه می خواست مرد رو به روش رو توصیف کنه باید می گفت, سر جونگ کوکی که می شناخت رو بدنی که نمی شناخت. انگار با فتوشاب کله کوکی هشت ساله رو کنده بودن و گذاشته بودنش رو یه مرد بالغ عضله ای که هیچ سنخیتی با چیزی که جیمین تو ذهنش تصور می کرد نداره. _عام...جونگ کوکی؟...کوکی؟ ...
  • 𝙎𝙚𝙚 𝙮𝙤𝙪 𝘼𝙜𝙖𝙞𝙣 بقلم li_sani
    li_sani
    • WpView
      مقروء 11,197
    • WpPart
      فصول 22
    ⇢ ˗ˏˋ 𝘚𝘦𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘈𝘨𝘢𝘪𝘯 [دوباره می‌بینمت] ﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎ +ب‍-باشه خ‍-خودمو م‍-میک‍-کشم.... مکثی کرد و بغضش رو قورت داد +درسته لیاقت ندارم و دارم وقت رو الکی هدر میدم ولی م‍-میشه یکی تولد-دمو ت‍-تبریک بگه؟ فقط۳ م‍-ماه دیگ‍-گس. م‍-میشه یک‍-کی ب‍-بگه «ت‍-تهیونگ تول‍-لدت مب‍-بارک» دوباره با تلخی خندید +م‍-متاسفم دارم چ‍-چرت و پ‍-پرت میگم ......... +خودمم باهاتون موافقم...... به هر حال قرار نیست زیاد زنده بمونم تا اون موقع یکم صبر کنید و بعد دیگه موجود بی ارزشی به اسم تهیونگ تو دنیا نیست اون موقع حتی میتونید به مناسبت مردنم یه جشن بگیرید اون بانو های دربار به معنای واقعی کلمه خشکشون زده بود +حتی اگر بخواید میتونم خودمو زود تر بکشم چطوره بهتر نیست؟میتونم همین الان..... دست هایش رو روی گلوش گذاشت ، اون لبخند قرار نبود لبهای زیباش رو ترک کنه ﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎ •𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 •𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐋𝐢 𝐬𝐚𝐧𝐢 •𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥,𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭,𝐒𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞,𝐓𝐫𝐚𝐠𝐞𝐝𝐲 روز های آپ : پنجشنبه هر هفته ×با وجود اینکه من پارت ها رو چک میکنم اما اگه غلط املایی یا تایپی ای توی پارت ها دیدید نادیده بگیرید×
  • Blonde effect  بقلم vigartaekook
    vigartaekook
    • WpView
      مقروء 632
    • WpPart
      فصول 5
    "همه‌چیز از جایی شروع می‌شه که جونگ‌کوک برای اولین‌بار تهیونگ رو توی دانشکده خودشون می‌بینه و جذب چهره و لوندی‌هاش می‌شه و سعی می‌کنه بهش نزدیک بشه؛ اما تایپ تهیونگ همچین پسر بی‌تربیتی که با هرکس جلو راهش قرار می‌گیره لاس می‌زنه، نیست! _هروقت احساس کردی کسی دوستت نداره، شماره کارت قلبت رو بده عشقم رو برات واریز کنم خوشگله! " ☇ 𝐍𝐚𝐦𝐞 : BlondeEffect ☇ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : Kookv - Woosan ☇ 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫 : Romance - drama- comedy ☇ 𝐒𝐭𝐚𝐭𝐮𝐬 : Playing
  • Pure Cure بقلم iamCaliel
    iamCaliel
    • WpView
      مقروء 36
    • WpPart
      فصول 2
    Hey my name is Anna And I'm here to tell you a story Not a fairytale one but a real one of my life in which made me meet the biggest boyband in the world but in a complete different situation 👀
  • finding Nemo  بقلم __nemo17__
    __nemo17__
    • WpView
      مقروء 83
    • WpPart
      فصول 1
    زمانی که همه در حال جست و جو برای پیدا کردنش هستن درست رو به روشون ایستاده و با لبخند در حال نگاه کردن بهشون هست . وقتی داری برای جست و جوش تلاش می‌کنی متوجه میشی همه چیز فقط یک بازیه که خودش راه انداخته .
  • Is that alright?! بقلم CallMeNilara
    CallMeNilara
    • WpView
      مقروء 2,756
    • WpPart
      فصول 5
    -آهنگ... تهیونگ آروم زمزمه کرد و پسرک با چشم‌های گرد شده بهش خیره شد. -آهنگ قشنگی گذاشتید... بارمن لبخند گرمی به لب‌هاش نشست و تهیونگ مشتاق‌تر از قبل بهش خیره شد. -طرفدار لیدی گاگا هستین؟ تهیونگ لبخندی زد. -طرفدار؟ بعید می‌دونم. ولی فکر نکنم بتونم این آهنگ رو فراموش کنم. -باهاش خاطره خوبی دارین؟ -امروز باهاش خاطره خوبی ساختم. پسرک چند باری پلک زد و سوالی به تهیونگ خیره شد. -چه خاطره‌ی خوبی؟! -دیدنِ تو. "Is that alright?!" Genre: Romance, angst, drama couples: vkook Author: Nilara Telegram Channel: @Vellichor_magazine
  • Bitter Love بقلم NONA1B7
    NONA1B7
    • WpView
      مقروء 538
    • WpPart
      فصول 1
    ⭕داستان شامل تجاوز خودکشی و افسردگیه، اگر حساس هستید این داستان رو نخوانید⭕ ❕داستان ممکنه ادیت بشه❕ |پارت بعد: نامشخص|
  • 𝐒𝐭𝐞𝐩 𝐁𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 بقلم natorafic
    natorafic
    • WpView
      مقروء 610
    • WpPart
      فصول 1
    "AU VKOOK" داستان دو برادر...
  • Taekook ( one shot ) ^ ^  بقلم vkestp
    vkestp
    • WpView
      مقروء 303
    • WpPart
      فصول 2
    [ مجموعه وانشات های تهکوک ] 🤓🍒 - امیدوارم دوسشون داشته باشی توت‌فرنگی🍓
  • وقتی دوتا ددی معلم داری🔞🕳💥🤤 بقلم moonlightztfiction
    moonlightztfiction
    • WpView
      مقروء 18,655
    • WpPart
      فصول 2
    امیدوارم خوشتون بیاد شرطا لایک ۱۰۰ کامنت ۵۰
  • Paranoia بقلم Vennus15tk
    Vennus15tk
    • WpView
      مقروء 105
    • WpPart
      فصول 2
    ما‌بر‌اساس‌اطلاعیه‌ای‌از‌طرف‌کمپانی‌متوجه‌ریل‌بودن‌تهکوک‌شدیم؛ اما‌اون‌اطلاعیه‌خبر‌از‌"جدا‌شدن‌تهکوک"میداد.. میزارم‌بری‌‌ولی...‌فقط‌یه‌قولی‌بهم‌بده،بهم‌قول‌بده‌گاهی‌بهم‌فکر‌کنی‌؛لابه‌لای‌خستگیات‌بهم‌فکر‌کن..منم‌قول‌میدم‌همیشه‌بهت‌فکر‌کنم.‌هرثانیه،هر‌دقیقه،هر‌ساعت،هر‌روز‌،برات‌اشک‌میریزم‌و‌بخاطرت‌زندگی‌میکنم‌...‌ "ازت‌خواهش‌میکنم‌منو‌فراموش‌نکن‌‌هیونگ"
  • kim kook/VK بقلم VSANMKSY
    VSANMKSY
    • WpView
      مقروء 411
    • WpPart
      فصول 3
    اقای کیم صاحب شرکت بزرگ CER که نمیتونه منشی ای برای خودش پیدا کنه که بتونه کارهاشو درست انجام بده تا اینکه با جئون جونگکوک اشنا میشه.. و چی میشه اگه جونگکوک همون کارمندی باشه که به همه ی رازهای رئیسش پی میبره؟ جئون جونگکوک دانشجوی سال اخر که برای اینکه دستش تو جیب خودش باشه برای شرکت CER مصاحبه میده و قبول میشه. . . . ایده گرفته شده از سریال دشمن عزیز من. روزهای ا‌پ: پنجشنبه ژانر : طنز ، فیک چت ، اسمات کاپل : تهکوک... نویسنده : آچا
  • 𝐇𝐚𝐳𝐞𝐥𝐧𝐮𝐭 𝐁𝐫𝐚𝐢𝐧𝐲(ʘᴗʘ✿) بقلم Khazaninfall
    Khazaninfall
    • WpView
      مقروء 2,922
    • WpPart
      فصول 8
    𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒 نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰 گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰 با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿 توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!! چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد! (توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! ) زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠 ❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed] بقلم tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      مقروء 90,079
    • WpPart
      فصول 17
    ماه ارغوانی| purple moon Genre : Romance | Smut | Omegaverse | Fantasy | Cap :Vkook | Up: Unknown | Author: Amador | +رنگ ها... رنگ ها چه حسی به شما میدن؟ +داستان در یک سرزمین خیالی، در یک دنیای خیالی اتفاق می افته... +سرزمینی که فرهنگ و قوانین خودش رو داره... +داستان عاشقانه دو پسر که پر از پستی و بلندیه... +پسری امگا که بخاطر نادر بودنش،تنهاست و شاهزاده ای که تنهایی اون رو پر میکنه...!!؟ +یا باعث تنها تر شدنش میشه...؟!! [Completed] (_ یه امگای مرد... میدونی که خیلی نوع نادری هستی... تکخندی زد: اوه یعنی الان میخوای منو بزاری تو یه جعبه شیشه ای و به همه نمایش بدی؟؟) Waiting for S2... 🥇امگاورس 🥇ویکوک