تهیونگ cerita

Saring berdasarkan tag:
تهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddجیمین
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddtaehyung
WpAddجین
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddیونگی
WpAddtaekook
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddامگاورس
WpAddjimin
تهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddجیمین
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddtaehyung
WpAddجین
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddیونگی
WpAddtaekook
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddامگاورس
WpAddjimin

193 Cerita

  • blood blossom🔞🔞🔞‼️ oleh lismeranda5
    lismeranda5
    • WpView
      Membaca 1,090
    • WpPart
      Bab 7
    _ آه.....! ته! دردم میاد بسهههههه.....! _ امممم...! آح...! تحملش کن برادرزاده! خیلی تنکی! _ دیگه نم......نمی...آه....نمیتونم.... آه...... امممم..... آح...! ت...تو.... چند..آح... چند دقیقه پیش قول دادی....اممم...آه.... که راند بعدی نمیری آه....! _ اونقدر اون سوراخ تنگت خواستنیه که میخوام تا دم مرگ بگامت! _______________________________________________________ جونگکوک! بذار توضیح بدم! من تو و پسرمو میخوام! چیزی به توصیح نیست تهیونگ! تو مارو که اون روز مثل اشتباه ترک کردی نمیخوای! تو فقط نمیتونی نیازات کثیف تو برطرف کنی !من دیگه به تو اعتماد ندارم! انتقامتو از بابام گرفتی اما منو کوشتی تهیونگ! ------------------------------------------------------- خلاصه اینکه تهیونگ بخاطر انتقام خونوادش با هویت جعلی به حیث عموی جونگکوک که در کودکی ربوده شده بود وارد عمارت جئون ها میشه ، اما در راه انتقام یک شب بخاطر داروی که بهش داده بودند بالای جونگکوک تجاوز میکنه، اما این تجاوز به عادتش تبدیل شد و هرثانیه جونگکوک رو به فاک میداد. جونگکوک هم بعد از اون شب که اولین سکسش بود عاشق تهیونگ میشه و بعد از تقلا های زیاد بلاخره تسلیم عشق میشه. اما چی میشه اگر عشق جونگکوک یکطرفه باشه و تهیونگ فقط بخاطر رفع نیاز خود از او سوء استفاده کنه!؟ _چی میشه اکه جونگکوک هویت تهیونگ رو بفهمه!؟ _چی میشه اگه بعد از چند مدت سکس حامل
  • White Nights| Vkook | oleh teahkooku
    teahkooku
    • WpView
      Membaca 1,054
    • WpPart
      Bab 8
    *White nighs* نویسنده: نازگل کاپل: تهکوک- کمی هوپمین ژانر: کلاسیک-روانشناسی-رمنس-اسمات- انگست ″خلاء، چیزی که همیشه تو وجود تهیونگ حس میشد و نمیذاشت زندگی کنه. اون جسم درخشانِ تاریک لابه‌لای خواب های رویا مانند که در عین ترسناک بودن به تهیونگ احساس آرامش میداد، اما وقتی اون عکس نیمه سوخته از پسری با لبخندی گریخته از زمان و لپ های گل انداخته پیدا شد خاطرات ممنوعه آرام آرام سر از خاکستر بیرون آوردند.″
  • ⚜️𝓤𝓛𝓞𝓣𝓡𝓘𝓒𝓗𝓞𝓤𝓢 ⚜️~kv oleh -_Melorin_-
    -_Melorin_-
    • WpView
      Membaca 2,715
    • WpPart
      Bab 14
    "دو پسر با گذشته‌هایی پر از زخم و راز، در تقاطع زندگی یکدیگر قرار می‌گیرند. آیا عشق می‌تواند از دل تاریکی جوانه بزند؟ یا گذشته، همه چیز را از بین خواهد برد؟" ژانر :ریل لایف، کمی انگست، اسمات،روانشناسی؟، شاید هم فلاف؟ کاپل :کوکوی. تایم آپ:خیلی زیاد نامنظم سلام سلام 🌸 قبل از هر چیز خواستم باهاتون روراست باشم: فصل اول داستان، هیچ اسماتی نداره. دلیلش رو نمی‌تونم بگم چون ممکنه داستان لو بره... و اما نکته مهم‌تر: این داستان حاوی صحنه‌هایی بسیار خشن و سنگین خواهد بود. اگر روحیه حساسی دارید، سنتون پایینه یا دنبال محتوای اسمات هستید، ازتون خواهش می‌کنم و با احترام تمنا دارم ، که خوندنش رو شروع نکنید. هدف من از نوشتن، نشون دادن عشق و محبت واقعی‌ـه، نه ارضای امیال. و اینکه شاید حتی در فصل دوم هم اسمات‌هایی که انتظار دارید، وجود نداشته باشه. همه‌چیز بیشتر در فضای ملایم و وانیلا پیش می‌ره. ببخشید اگر پرحرفی کردم، ولی لازم بود که اینا رو بگم. فعلاً خداحافظ 👋🏻💕
  • another another... oleh Marjan648
    Marjan648
    • WpView
      Membaca 13
    • WpPart
      Bab 1
    کیم تهیونگ پسری ۱۸ ساله که در مدرسه یونگ سان در روستای نزدیک شهر بوسان درس می‌خونه اما یک روز به عنوان قاتل پرونده قتل دوست صمیمیش اعدام میشه از اون اتفاق هر ماه یکی از بچه‌ها یا خانواده‌ بچه‌هایی که توی اون مدرسه هستند به طور نامعلومی کشته میشن همه می‌گفتند روح تهیونگ مدرسه رو نفرین کرده و دنبال نابودی مدرسه است ولی همه اینا یه سری مزخرفاته که هیچکس باورش نمی‌کنه نه؟؟؟
  • rockstar oleh behnaz_lale
    behnaz_lale
    • WpView
      Membaca 6,700
    • WpPart
      Bab 3
    تهیونگ یه راک استار خیلی معروف و خفنه کوک از اهنگ هایی که توش داد میزنن متنفره ولی خوب کوک تو یه بخشی استعداد داره و تهیونگ و میشناسه و ازش متنفره چون فقط تو اهنگاش داد میزنه و سعی میکنه سکسی باشه
  • وانشات یک پارتی  oleh KianaIsania
    KianaIsania
    • WpView
      Membaca 1,885
    • WpPart
      Bab 1
    زیر 14 سال نخونن 😐💔🤣
  • Отсутствие oleh Taejin_world
    Taejin_world
    • WpView
      Membaca 492
    • WpPart
      Bab 1
    پوچی ... مثل سرگردانی در دنیایی بدون رنگ . name: Отсутствие (پوچی) Couple: taejin Genre : Angst , Romance , Mpreg Writer : Shiro
  • finding Nemo  oleh __nemo17__
    __nemo17__
    • WpView
      Membaca 83
    • WpPart
      Bab 1
    زمانی که همه در حال جست و جو برای پیدا کردنش هستن درست رو به روشون ایستاده و با لبخند در حال نگاه کردن بهشون هست . وقتی داری برای جست و جوش تلاش می‌کنی متوجه میشی همه چیز فقط یک بازیه که خودش راه انداخته .
  • Bretta | Vkook oleh Ba_harn
    Ba_harn
    • WpView
      Membaca 216
    • WpPart
      Bab 4
    در حال آپ (ویکوک ورژن) خلاصه: کیم تهیونگ یکی از مخوف‌ترین رئسای یاکوزا، بعد از سالها برای بازی نامعلومی به صحنه برگشته و جئون جونگکوک، مردی با قلب شکسته از عشق از دست رفته‌اش، قراره اولین مهره‌ی انتخابی برای بازی توی صفحه‌ی شطرنجش باشه. جئون جونگکوک که وانمود می‌کنه فقط یه افسر پلیس معمولیه و عطش انتقام درست مثل آتیش زیر خاکستر، سالهاست که مخفیانه اعماق قلبش رو میسوزونه.. اما آیا جونگکوک موفق میشه آتیش انتقامِ توی قلبش رو خاموش کنه؟ _______ اسلحه رو جلوی صورتش گرفت و گفت میبینی؟ میدونی خالیه اما بازم ترسناکه.. چون اسلحه ذات و ماهیت کشنده‌ای داره! درست مثل من.. Wr: Ba_harn Main couple: vkook Genre: Angst, criminal, mafia, police, romance, smut, tragedy
  • Covered in blood🩸 oleh wildow_7
    wildow_7
    • WpView
      Membaca 201
    • WpPart
      Bab 1
    محبت؟عشق؟ برا جونگکوک این کلمه ها حتی معنا نشده بودن ... شاید تا زمانی که....
  • Don't you ever grow up  oleh lanabadgirl12
    lanabadgirl12
    • WpView
      Membaca 7,476
    • WpPart
      Bab 10
    _من اجازه نمیدم وارد دنیای ترسناکِ آدم بزرگا بشی:) Don't you ever grow up! genre : | fluff, smut , high school, romance, comedy a little angst | writer:lana روزهای آپ: نامشخص!
  • 𝙎𝙚𝙚 𝙮𝙤𝙪 𝘼𝙜𝙖𝙞𝙣 oleh li_sani
    li_sani
    • WpView
      Membaca 11,197
    • WpPart
      Bab 22
    ⇢ ˗ˏˋ 𝘚𝘦𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘈𝘨𝘢𝘪𝘯 [دوباره می‌بینمت] ﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎ +ب‍-باشه خ‍-خودمو م‍-میک‍-کشم.... مکثی کرد و بغضش رو قورت داد +درسته لیاقت ندارم و دارم وقت رو الکی هدر میدم ولی م‍-میشه یکی تولد-دمو ت‍-تبریک بگه؟ فقط۳ م‍-ماه دیگ‍-گس. م‍-میشه یک‍-کی ب‍-بگه «ت‍-تهیونگ تول‍-لدت مب‍-بارک» دوباره با تلخی خندید +م‍-متاسفم دارم چ‍-چرت و پ‍-پرت میگم ......... +خودمم باهاتون موافقم...... به هر حال قرار نیست زیاد زنده بمونم تا اون موقع یکم صبر کنید و بعد دیگه موجود بی ارزشی به اسم تهیونگ تو دنیا نیست اون موقع حتی میتونید به مناسبت مردنم یه جشن بگیرید اون بانو های دربار به معنای واقعی کلمه خشکشون زده بود +حتی اگر بخواید میتونم خودمو زود تر بکشم چطوره بهتر نیست؟میتونم همین الان..... دست هایش رو روی گلوش گذاشت ، اون لبخند قرار نبود لبهای زیباش رو ترک کنه ﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎﹍﹎ •𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 •𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐋𝐢 𝐬𝐚𝐧𝐢 •𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥,𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭,𝐒𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞,𝐓𝐫𝐚𝐠𝐞𝐝𝐲 روز های آپ : پنجشنبه هر هفته ×با وجود اینکه من پارت ها رو چک میکنم اما اگه غلط املایی یا تایپی ای توی پارت ها دیدید نادیده بگیرید×
  • You inside Me..]] oleh EmmaAgrast
    EmmaAgrast
    • WpView
      Membaca 5,468
    • WpPart
      Bab 5
    «تو چیکارشی..پدرشی؟» مرد با طعنه گفته و باعث شد تهیونگم پوزخند بزنه «فکر نمیکنم اینقدر قیافم پیر بزنه که پدرش باشم اما...میشه گفت پدرشم...چون بعضی وقتا ددی صدام میکنه» (¬_¬)ノ وضعیت آپ:۲۳ هرماه(به اونوری) کاپل:ویکوک کاپل فرعی:سپ نویسنده:اما و آندیا ژانر:رومنس،زندگی روزمره،کمی فان،اسمات..
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) oleh RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      Membaca 539,309
    • WpPart
      Bab 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • 𝐌𝐨𝐧𝐬𝐭𝐞𝐫👁ᵗᵉᵃᵏᵒᵒᵏ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 3,716
    • WpPart
      Bab 7
    هیولا❗️ کاپل:تهکوک ژانر:تخیلی،اسمات،ترسناک،شایدکمدی بخشی از فیک: گردن و ترقوه هاش پر از مارکای بنفش رنگ بود و گوشه لبش زخم کوچیکی دیده میشد. جونگکوک داشت فکر میکرد که دیشب توی مهمونی رابطه ای با کسی داشته؟ ولی اون اونقدر مست نبود که متوجه نشه با کسی رابطه داشته!! ورژن کوکمین در حال آپ☆
  • our story_داستان ما oleh JeeniKim405
    JeeniKim405
    • WpView
      Membaca 308
    • WpPart
      Bab 1
    ازدواج بدون عشق ....برای اون پیرمرد یک موضوع کاملا عادیه....
  • 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 oleh cruella_kookv
    cruella_kookv
    • WpView
      Membaca 24,235
    • WpPart
      Bab 17
    امگایی که خودشو جای برادر آلفاش جا میزنه و با سه تا آلفا هم خونه میشه کاپل : کوکوی، گوموی(بوگوم×تهیونگ) ژانر: امگاورس، انگست، هپی اند اسمات نداره
  • kim kook/VK oleh VSANMKSY
    VSANMKSY
    • WpView
      Membaca 411
    • WpPart
      Bab 3
    اقای کیم صاحب شرکت بزرگ CER که نمیتونه منشی ای برای خودش پیدا کنه که بتونه کارهاشو درست انجام بده تا اینکه با جئون جونگکوک اشنا میشه.. و چی میشه اگه جونگکوک همون کارمندی باشه که به همه ی رازهای رئیسش پی میبره؟ جئون جونگکوک دانشجوی سال اخر که برای اینکه دستش تو جیب خودش باشه برای شرکت CER مصاحبه میده و قبول میشه. . . . ایده گرفته شده از سریال دشمن عزیز من. روزهای ا‌پ: پنجشنبه ژانر : طنز ، فیک چت ، اسمات کاپل : تهکوک... نویسنده : آچا
  • My oxygen  oleh im_little_kitty
    im_little_kitty
    • WpView
      Membaca 834
    • WpPart
      Bab 8
    "وقتی دلیلی برای عشق وجود داشته باشه، زمانی که دلیلمون از بین بره، عشق هم عوض میشه. هیونگ... من بدون دلیل دوست دارم..." شخصیت های اصلی: taehyung jungkook jimin youngi (اسمات🔞)