من مثل یه گیاه بودم که برای مدت طولانی از نور محروم بود..
و وقتی بهم تابیده شد..دیگه نمیدونستم باید چیکار کنم..
اون همون کسی بود که همیشه میخواستم..
همون چیزی بود که نیاز داشتم
و من..
قبل از اینکه خودم بفهمم عاشقش شده بودم..
دست آخر،
من همون چیزی شدم که ازم خواسته بود..
تبدیل به همونی شدم که نیاز داشت
چون
_شیطان مجبورم کرد انجامش بدم_
این دنیاییه که همه چیز عوض میشه
دیگه اشتباهات گذشته رو مرتکب نمیشیم
دیگه اجازه نمیدیم با مرگ اون همه چیز از هم بپاشه!
یعنی ممکنه با تغییر گذشته، آینده عوض بشه؟