جنایی Stories

Refine by tag:
جنایی
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddویکوک
WpAddcriminal
WpAddاکشن
WpAddتهکوک
WpAddپلیسی
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddbts
WpAddaction
WpAddromance
WpAddcrime
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddjimin
جنایی
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddویکوک
WpAddcriminal
WpAddاکشن
WpAddتهکوک
WpAddپلیسی
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddbts
WpAddaction
WpAddromance
WpAddcrime
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddjimin

42 Stories

  • MEDUSA | Chanbaek  by the_catli
    the_catli
    • WpView
      Reads 180
    • WpPart
      Parts 6
    Name: Medusa [از جام زهر من بنوش ای فرزندم، بگذار تا که از مسمومیت زادگانم نفرت در تو جاری شود. همانا که در آینه‌ی بی فروغ چشمانمان به تکه سنگ هایی باقی مانده از شهوت بدل شوند.] _خیلی خب، حداقل اسمتو بنویس. "مدوسا" _چه بخوای چه نخوای اسم واقعیتو میفهمم ولی فعلا همین قبوله. ___________________ *همه‌ی ادرس‌ها، مناسبت ها، اشخاص مهم، سیاست ها، شخصیت ها و مسائل پزشکی که داخل این فیکشن استفاده شدن زاده‌ی ذهن نویسندست و هیچ وجود حقیقی ندارن. *چیزهایی که از شخصیت های اصلی نوشته شده و همچنین رفتار ها و جسمشون به هیچ‌وجه بر اساس چیزی که در واقعیت هستن نیست. Couple: chanbaek_ vkook Genre: action, criminal, romance, (Smut) 🤝Writers: Asli , Hiiro
  • 𝑯𝒊𝒓𝒂𝒆𝒕𝒉 by florix-15
    florix-15
    • WpView
      Reads 876
    • WpPart
      Parts 16
    وضعیت:درحال آپ کاپل❥ویکوک/کوکوی ژانر❥جنایی،معمایی،امگاورس،اسمات،عاشقانه،ورس،انگست روزهای آپ❥جمعه ها(ساعت 21:00) نویسنده:فلوریکس • • • • خلاصه:جونگکوک پسری که بعد از یه اتفاق توی زندگیش در قلبش رو به همه می‌بنده. چی میشه اگر کسی که بالاخره عاشقش شده همون آفتابی باشه که تو زمستون زندگیش پشت ابرها نظاره‌گر بوده؟
  • ✧༺ 𝐑𝐄𝐃 𝐑𝐎𝐒𝐄 ༻✧ by Voiraban
    Voiraban
    • WpView
      Reads 6
    • WpPart
      Parts 2
    ❖ ────────────────── ❖ مدتی میشد همه جا اسمی از رز سرخ بود. شخصی که با کشتن مجرمایی که قانون از انها حمایت میکرد، کره رو به جای بهتری تبدیل کرده بود. کسی که باعث شده بود دنیای زیرزمینی با احتیاط بیشتری عمل کند. حکومت کردن به همچین دنیایی، جایی که همه ازت بترسن، حس خوبی داره. البته نه تا وقتی مامور اف بی ای، کیم تهیونگ تصمیم گرفت زمان پایان دادن به این پادشاهیه. ❖ ────────────────── ❖ کاپل: ویکوک ژانر: انمیز تو لاورز، جنایی، دارک رمنس پارت گذاری: چهارشنبه ها
  • Montgomery  by hiursl
    hiursl
    • WpView
      Reads 835
    • WpPart
      Parts 26
    «اگر کسی را پیدا کردید که در زندگی عاشق آن هستید... باید آن را دو دستی بچسبید.. مراقب آن باشید و اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که شخصی را دوست داشتید ، پس باید از آن محافظت کنید..» جمله گرانبهایی از پرنسس دایانا... پرنسسی هم اسم من.. همیشه جملات زیبای اون رو با خودم تکرار میکنم... اما این یکی مورد علاقه منه... چون با تمام وجودم حسش میکنم...و دیوونه‌وار محبوبم رو دوست دارم.... به عاشقانه ترین شکل ممکن... اما شرایطمون جوریه که اون هر لحظه در خطره.. در خطریم... و من هر لحظه بیشتر حس میکنم که برای محافظت ازش ناتوانم.... و اون لحظه به لحظه حواسش جمع منه.. دفترچه خاطرات «دایانا میشِل»
  • life again  by _Callmecarol_
    _Callmecarol_
    • WpView
      Reads 111
    • WpPart
      Parts 2
    زندگی دوباره ...! پارک شین هه مترجم فراری ارتش برای نجات وارد سازمان GNS میشه در همون حال کیم تهیونگ که تحت تعقیب اینترپل هست برای فرار وارد این سازمان میشه . پارک شین هه و تهیونگ برای کمک بهم مجبور میشن بادیگارد دختر رییس جمهور بشن . نویسنده : کارول -carol-
  • One letter|~ by shaghimahghani
    shaghimahghani
    • WpView
      Reads 20
    • WpPart
      Parts 2
    One day, a connection occurs between the elves and the wizards... Prince Levi, the sole heir and new king of the Golden City (the City of Elves), will have his life changed in one night... not only his, but also the life of Princess Arista, the sole heir to the kingdom of the Red City (the City of Wizards)...
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 986
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • Blue and gray is my life colour  by zmoharramkhani1997
    zmoharramkhani1997
    • WpView
      Reads 7,509
    • WpPart
      Parts 44
    خاکستری لحظه لحظه گذشته منه میدونی من کیم تهیونگ تو رنگ خاکستری بزرگ شدم و دست و پا زدم از نظر من رنگ آرامش آبیه ولی میدونید هیچ ربطی به خاکستری زندگی من نداره ...... کاپل اصلی : ویمین💕 کاپل فرعی: هوپکوک 💜نامگی 💜 ژانر:پلیسی_جنایی_انتقام_رمانتیک
  • Crimson Evidence (شواهد ارغوانی) by long-light-life
    long-light-life
    • WpView
      Reads 13
    • WpPart
      Parts 1
    "A detective seeking justice, a serial killer seeking blood. When their paths collide in a gruesome crime scene, the line between hunter and prey blurs. A forbidden romance where the truth is as deadly as the killer's blade." Julian & Dorian Detective Julian: The cold, analytical mind of the precinct. A man dedicated to the law, until he finds himself chasing a shadow that feels far too familiar. Dorian: The elegant nightmare. A serial killer who turns crime scenes into art galleries, and who seems to have a fatal obsession with the man hunting him. یک کارآگاه که به دنبال عدالت است و یک قاتل که تشنه‌ی خون است. وقتی مسیر آن‌ها در یک پرونده‌ی جنایی خونین به هم گره می‌خورد، مرز بین شکارچی و شکار از بین می‌رود. عشقی ممنوعه و خطرناک که می‌تواند هر دوی آن‌ها را نابود کند
  • -RED JOHN- 'vkook' by hopemeu
    hopemeu
    • WpView
      Reads 49
    • WpPart
      Parts 2
    -Red John- -جان قرمزی- ----●---- کیم تهیونگ روان‌شناس و روانکاو معروف که در شب پنجمین سالگرد ازدواجش ، همسرش ونسا به دست قاتل زنجیره ای به اسم جان قرمزی به قتل می‌رسد و زندگی تهیونگ تبدیل به تلی از خاکستر می‌شود. بعد از گذشت دوسال از اون حادثه تهیونگ همه چیزش رو از دست داده و حالا پشت میله های بازداشتگاه، منتظره که ببینه این دفعه کدوم یکی از حقه هاش جواب میده؛ ولی به جای حقه جدید یه ناجی سر و کله اش پیدا میشود. و در مقابل پیدا کردن جان قرمزی، شغل مشاور عملیاتی اف‌بی‌آی بودن، بهش پیشنهاد شده ! ----●---- کاپل: ویکوک ژانر: دلهره‌آور، جنایی، عاشقانه، معمایی، روانشناسی، اسمات‌،اکشن. Writer : Maria Start : 1404/11/24 End : ---
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) by RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      Reads 550,469
    • WpPart
      Parts 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • ماتیلدا by yeganeh_blue
    yeganeh_blue
    • WpView
      Reads 13
    • WpPart
      Parts 1
    بیماری روانی «تجزیه شخصیت» که در روانشناسی به آن اختلال شخصیت چندگانه یا اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder - DID) گفته می‌شود، حالتی است که در آن یک فرد دو یا چند هویت یا شخصیت متفاوت درون خود دارد. این شخصیت‌ها ممکن است رفتار، خاطرات، طرز فکر و حتی احساسات متفاوتی داشته باشند و فرد ممکن است کنترل رفتارهایش را بین این هویت‌ها از دست بدهد. معمولاً این اختلال ناشی از تروما یا آسیب شدید در کودکی است و می‌تواند باعث سردرگمی، فراموشی‌های مکرر و مشکلات در زندگی روزمره شود. این داستان درباره دختری است که با این بیماری به جنگ زندگی می رود و بدون اگاهی از اتفاقات درون خود اوقات خود را میگذراند و کم کم با پیدایش موضوعاتی او به شناختی از خود دست پیدا میکند.
  • ♠️Detectives ♠️ by _wetdream_
    _wetdream_
    • WpView
      Reads 173
    • WpPart
      Parts 2
    کاراگاهان ژانر:معمایی _جنایی_اسمات_درام کاپل :کریسبک_کایسو_هونهان +چرا پلیس شدی؟ _اممم از وقتی تصمیم گرفتم پیدا کردن گذشته رو رها کنمو به سمت آینده قدم بردارم فهمیدم که چقدر دلم میخاد عدالت مثل برگ درخت های پاییزی جای جای شهر بریزه .... داستانی پر از قتل های معروف نویسنده:موکا
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      Reads 490
    • WpPart
      Parts 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • 𝐒𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞 by kookmin_3458
    kookmin_3458
    • WpView
      Reads 77
    • WpPart
      Parts 6
    •نجاتم بده• ولی من... من بهت اعتماد داشتم! بی توجه به اشک های جاری پسر پوزخند تلخی زد و مشتی به انگشت هاش زد.‌ -‌هنوز یاد نگرفتی نباید به کسی اعتماد کنی! ★امگاورس، رمنس، جنایی، دارک رمنس★ :::::::::: 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑻𝒂𝒏𝒊𝒚𝒂.𝒁
  • اقای رابرتسون by niloolucifer2
    niloolucifer2
    • WpView
      Reads 287
    • WpPart
      Parts 2
    همه ی اشتباهات از دیدار اول شروع میشه این تازه شروع ماجراست...‼️ ⛔️برای تمام گروه سنین مناسب نمی باشید⛔️
  • who was different by avav14010
    avav14010
    • WpView
      Reads 4,116
    • WpPart
      Parts 7
    خلاصه: _ چرا کشتیش؟ خائنو باید کشت _ترسناک شدی جونگکوکی . و اینا همش تقصیر منه:)
  • blood squad🩸💀 by _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      Reads 1,124
    • WpPart
      Parts 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • I am Chernobyl  by MMi099
    MMi099
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • FORBIDDENLOVECLUB by haniyx
    haniyx
    • WpView
      Reads 2,094
    • WpPart
      Parts 4
    ‌ •࿐ FORBIDDEN LOVE CLUB💔 📌ژانر: جنایی،ترسناک،عاشقانه،خشونت،بی دی اس ام 📌خلاصه داستان : کلمه های عجیب که شاید از هر جمله ام هزاران بار تکرارش میکنم من کی قرار آدم شم،کی قرار بدون ترس زندگی کنم کی میتونم جای یه اسلحه یه شاخ گل دستم بگیرم جای غم و درد خنده رو به لبای آدما بیارم اینجا مکعب عشق ممنوع مکعبی با آدمایی متفاوت با دنیای متفاوت.... ‌