histórias de جونگکوک

Refinar por tag:
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddجیمین
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddکوکمین
WpAddفیکشن
WpAddkookv
WpAddجیکوک
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddjimin
WpAddtaekook
WpAddامگاورس
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddسناریو
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddجیمین
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddکوکمین
WpAddفیکشن
WpAddkookv
WpAddجیکوک
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddjimin
WpAddtaekook
WpAddامگاورس
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddسناریو

187 Histórias

  • کۆتا سەمای سێبەرەکان de jthvjkm
    jthvjkm
    • WpView
      Leituras 420
    • WpPart
      Capítulos 23
    ​چیرۆکەکە باس لە جێنی کیم دەکات، میراتگری تاکە و یاخیی گەورەترین ئیمپراتۆرییەتی بازرگانی لە کۆریا، کە بەهۆی ململانێی سیاسی و بازرگانیی باوکییەوە ژیانی دەکەوێتە مەترسییەوە. باوکی بۆ پاراستنی، جیۆن جۆنگکووک دادەمەزرێنێت؛ پیاوێکی بێدەنگ، لێهاتوو، و خاوەن ڕابردوویەکی نادیار لە هێزە تایبەتەکاندا، کە هەستەکانی بەستوویەتی تا بتوانێت لە کارەکەیدا بێبەزەیی بێت. جێنی هەوڵ دەدات ئەم "سێبەرە ساردە" تێکبشکێنێت و ئازادیی خۆی بەدەستبهێنێتەوە، بەڵام نازانێت کە جۆنگکووک تاکە کەسە دەتوانێت لە ناو ئەو جەنگە نادیارەدا ڕزگاری بکات. چیرۆکەکە گەشتێکە لە نێوان مەترسی، عەشقێکی قەدەغە، و دۆزینەوەی مرۆڤایەتی لە ناو تاریکیدا.
  • blood blossom🔞🔞🔞‼️ de lismeranda5
    lismeranda5
    • WpView
      Leituras 1,115
    • WpPart
      Capítulos 7
    _ آه.....! ته! دردم میاد بسهههههه.....! _ امممم...! آح...! تحملش کن برادرزاده! خیلی تنکی! _ دیگه نم......نمی...آه....نمیتونم.... آه...... امممم..... آح...! ت...تو.... چند..آح... چند دقیقه پیش قول دادی....اممم...آه.... که راند بعدی نمیری آه....! _ اونقدر اون سوراخ تنگت خواستنیه که میخوام تا دم مرگ بگامت! _______________________________________________________ جونگکوک! بذار توضیح بدم! من تو و پسرمو میخوام! چیزی به توصیح نیست تهیونگ! تو مارو که اون روز مثل اشتباه ترک کردی نمیخوای! تو فقط نمیتونی نیازات کثیف تو برطرف کنی !من دیگه به تو اعتماد ندارم! انتقامتو از بابام گرفتی اما منو کوشتی تهیونگ! ------------------------------------------------------- خلاصه اینکه تهیونگ بخاطر انتقام خونوادش با هویت جعلی به حیث عموی جونگکوک که در کودکی ربوده شده بود وارد عمارت جئون ها میشه ، اما در راه انتقام یک شب بخاطر داروی که بهش داده بودند بالای جونگکوک تجاوز میکنه، اما این تجاوز به عادتش تبدیل شد و هرثانیه جونگکوک رو به فاک میداد. جونگکوک هم بعد از اون شب که اولین سکسش بود عاشق تهیونگ میشه و بعد از تقلا های زیاد بلاخره تسلیم عشق میشه. اما چی میشه اگر عشق جونگکوک یکطرفه باشه و تهیونگ فقط بخاطر رفع نیاز خود از او سوء استفاده کنه!؟ _چی میشه اکه جونگکوک هویت تهیونگ رو بفهمه!؟ _چی میشه اگه بعد از چند مدت سکس حامل
  • White Nights| Vkook | de teahkooku
    teahkooku
    • WpView
      Leituras 1,054
    • WpPart
      Capítulos 8
    *White nighs* نویسنده: نازگل کاپل: تهکوک- کمی هوپمین ژانر: کلاسیک-روانشناسی-رمنس-اسمات- انگست ″خلاء، چیزی که همیشه تو وجود تهیونگ حس میشد و نمیذاشت زندگی کنه. اون جسم درخشانِ تاریک لابه‌لای خواب های رویا مانند که در عین ترسناک بودن به تهیونگ احساس آرامش میداد، اما وقتی اون عکس نیمه سوخته از پسری با لبخندی گریخته از زمان و لپ های گل انداخته پیدا شد خاطرات ممنوعه آرام آرام سر از خاکستر بیرون آوردند.″
    +mais 22
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی de lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Leituras 327
    • WpPart
      Capítulos 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر de jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Leituras 209,828
    • WpPart
      Capítulos 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  •  My Baby Bear  de g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Leituras 445
    • WpPart
      Capítulos 1
    بالاخره به ویلایی که برای شیش ماه اجاره اش کرده بود ، رسیده بود! البته خودش اجاره نکرده بود ، تو برگه اجاره نامه هم اسمی ازش نوشته نشده بود. به رفیق فابش که جیمین باشه ، گفته بود این کار رو براش بکنه و اون خوشبختانه بدون لج کردن قبول کرده بود ؛ که این یکم عجیب بود. یکی از آرزو هاش همیشه این بود که یه ویلای قشنگ ، دور از شهر که یجورایی وسط جنگل باشه ، داشته باشه. ‌ میتونست بگه حالش خوبه و خوشحال که میتونه کلی ویدئو درست کنه و خوش بگذرونه. کاپل : ویکوک زمان اپ : نامشخص
  • Last life de ninochi
    ninochi
    • WpView
      Leituras 21
    • WpPart
      Capítulos 1
    جونگکوک...تو بهم قول داده بودی از زندگی اولت تا آخرت مال من باشی...تو تا آخر عمرت خودت رو طلسم من کردی...
  • 𝒐𝒏𝒆 𝒔𝒉𝒐𝒕𝒔/𝑩𝒕𝒔 de sheri326
    sheri326
    • WpView
      Leituras 2,604
    • WpPart
      Capítulos 3
    ☆در این بوک ، وانشات هایی با ژانر و کاپل های مختلف آپ می‌شود.☆ |ممنون می‌شیم تا با ووت دادن و کامنت گذاشتن از این بوک ، برای ادامه دادن حمایت کنید| •Kookmin •Yoonmin •Namjin •Vkoom •Sope •And... •writer: Sheri
  • Are You My Luna? de g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Leituras 3,023
    • WpPart
      Capítulos 2
    [تو لونای منی؟] کامل اصلی: تهکوک جونگکوکی که به خاطر از دست دادن پدر و مادرش (آلفا و لونای پک) و امگا بودنش و از همه مهم تر نشونش ب عنوان "لونای جدید پک" مجبور میشه با کسی غیر جفت حقیقیش ، جفت و مارک بشه.... تهیونگی که بیخبر از اتفاقاتی که برای جفتش درحال افتادنه به همراه جین وارد پک جدید میشه.... کاپل اصلی:ویکوک زمان اپ: نامشخص
  • teacher's pet de jungkooklover-lil
    jungkooklover-lil
    • WpView
      Leituras 132
    • WpPart
      Capítulos 1
    چی میشه اگه تهیونگی که تمام عمرش کار کرده و درس خونده تا یه روزی بتونه دکتر بشه یهویی توی درساش ضعیف بشه و مجبور بشه برای گرفتن نمره های خوب کمی کارهای کثیف مثل اغوا کردن معلم جذاب و هاتش بشه؟ هرچند کار آسونی نیست -امروز زنم خونه نیست، میتونی بیای عسلم؟ -البته، ولی باید قول بدی این ترم تمام درس هام با نمره های کامل باشن کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، اسمات، مدرسه ای
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| de lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      Leituras 488
    • WpPart
      Capítulos 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • ~Incorrect Vhope~ de 0BabyGhost0
    0BabyGhost0
    • WpView
      Leituras 24,963
    • WpPart
      Capítulos 61
    میم توییت هایی از ویهوپ °~قراره شاهد دلبریای زیاد واسه کیم هوسوک باشیم و بیاین از حسودیای کیم تهیونگ غافل نشیم~° ✨روز های آپ: دو روز در هفته ( چ بسا بیشتر)✨ محلی برای جمع شدن ویهوپرا ( شیپرای دیه هم رو سرمون جا دارن 💅) Best ranks: Taehuyng #2 ✨💅
  • My Cookie. Vkook de ILAKIM
    ILAKIM
    • WpView
      Leituras 124
    • WpPart
      Capítulos 5
    My Cookie : خلاصه : اوایل مارس توی سئول، یک افسر پلیس با گذشته‌ای سنگین، وقتی مجرمی خطرناک از بازداشت فرار می‌کند، ناگهان خودش و دختر کوچکش وارد بازی‌ای شخصی و تهدیدآمیز می‌شوند. همزمان، پسر نوجوان همان مجرم زیر سایه‌ی نام پدرش زندگی می‌کند؛ پسری که میان وفاداری، ترس و حقیقت گیر افتاده. با گره خوردن مسیر این دو، مرز میان وظیفه و احساس آرام‌آرام محو می‌شود. امیدوارم از خوندن فیکشن کوکی من لذت ببرید ستاره های من. خوشحال میشم توی چنل تلگرامم جوین بشید. تلگرام : IMILAKIM ژانر ها : عاشقانه، درام، انگست. کاپل ها : تهکوک، یونمین. WRITER : ILA MY COOKIE
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥 de HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      Leituras 3,921
    • WpPart
      Capítulos 10
    یونگی هوسوکش رو از دست داد.. و وقتی دوباره به دستش آورد... پنج سال برای برگردوندن لبخندش تلاش کرد. پنج سال عذاب کشید. و قسم خورد نذاره هیچ یونگیِ دیگه‌ای خورشیدش رو از دست بده. ---part of story--- من وقتی نابود شدم که هوسوکمو بردن، جونگکوک درکم نمیکنی, نمیفهمی چی میکشم, دارم میمیرم... هر نفسی که بدون هوسوک میکشم انگار خاکستر فرو میدم تو ریه‌ام ،وجودم میسوزه همه جام درد میکنه از دوریش قلبمو حس نمیکنم، تنها چیزی که حس میکنم دلتنگیشه دارم توش میسوزم. به این فکر میکنم که چه بلایی داره سرش میاد میخوام خودمو بکشم، به چیزای احتمالی فکر میکنم دوست دارم خودمو تکه تکه کنم که چرا گذاشتم ببرنش کوک این یه حرف نیس واقعا دارم میسوزم، حسش میکنم واقعا اعماق وجودم داره تو جهنم سرخ میشه فقط میخوام بمیرم، ولی قبل از اون باید زندگیمو پیدا کنم باید مطمئن بشم که حالش خوبه، بعدش میتونم بمیرم ولی اول باید پیداش کنم! ---information--- couple: sope status: complete Author: Rashel genre : classic, time travel, supernatural, angst ---ranking--- یونسوک: 8🏅
  • نقابِ ستاره | The star Mask  de bluethv__
    bluethv__
    • WpView
      Leituras 713
    • WpPart
      Capítulos 11
    نقابِ ستاره | the star Mask «اگه عاشق کسی باشی که قراره دستگیرش کنی... و اون کسی که عاشقته، قراره تو رو فریب بده، آخرش کدومتون می‌بازه؟» + زندگی قبلی منو بهم برگردون - زندگی قبلی ؟ بیب من هیچوقت اون زندگی نبودم فقط اون نقابی رو صورتم بود که دلم میخواست تو ببینی. ویکوک ، عاشقانه ، جنایی ، راز آلود ، اسمات روزهای آپ : یک روز در میون
  • 📷💗 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ de Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Leituras 148
    • WpPart
      Capítulos 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • 🐺🤍 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ de Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Leituras 378
    • WpPart
      Capítulos 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • who was different de avav14010
    avav14010
    • WpView
      Leituras 4,067
    • WpPart
      Capítulos 7
    خلاصه: _ چرا کشتیش؟ خائنو باید کشت _ترسناک شدی جونگکوکی . و اینا همش تقصیر منه:)
  • You inside Me..]] de EmmaAgrast
    EmmaAgrast
    • WpView
      Leituras 5,468
    • WpPart
      Capítulos 5
    «تو چیکارشی..پدرشی؟» مرد با طعنه گفته و باعث شد تهیونگم پوزخند بزنه «فکر نمیکنم اینقدر قیافم پیر بزنه که پدرش باشم اما...میشه گفت پدرشم...چون بعضی وقتا ددی صدام میکنه» (¬_¬)ノ وضعیت آپ:۲۳ هرماه(به اونوری) کاپل:ویکوک کاپل فرعی:سپ نویسنده:اما و آندیا ژانر:رومنس،زندگی روزمره،کمی فان،اسمات..
  • ııllılPežvāk📼 de mika_2005_
    mika_2005_
    • WpView
      Leituras 235
    • WpPart
      Capítulos 3
    تو هیچ‌وقت بلند حرف نمی‌زنی، ولی من همیشه صدات رو بلند تر از بقیه می‌شنوم. ‌‌⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ وقتی جهان صدای خاطرات رو خاموش کرد، تهیونگ فقط یک فرکانس رو شنید؛ صدای جونگکوک. و همون صدا، تبدیل به تنها حافظه‌ای شد که ارزش جنگیدن داشت. تهیونگ، پسری که قدرت شنیداری منحصر به فردی داره و کل زندگیش حول محور این ویژگیش چیده شده، تو آخرین ترم‌های دوران دانشجوییش برای شرکت تو کلاس هاش به مشکل می‌خوره و دست به دامن گوینده پادکست مورد علاقه‌اش می‌شه تا کمکش کنه زندگی تحصیلیش رو نجات بده. اما هیچکدوم فکر نمی‌کردن در نهایت، مرگ و زندگی خاطرات گوینده پادکست به دست تهیونگ بیوفته. پسری که صدای زندگی رو بهتر از هرکسی می‌شنوه. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌━─━──── .⋅ ♫ ⋅ ────━─━ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐏𝐞𝐳𝐯𝐚𝐤 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐒𝐨𝐜𝐢𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚, 𝐒𝐨𝐟𝐭 𝐒𝐜𝐢-𝐅𝐢, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 𝐑𝐞𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞 𝐃𝐚𝐲: 𝐒𝐚𝐭𝐮𝐫𝐝𝐚𝐲𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲: 𝑀𝑖𝑘ꪖ