جونگکوک dzieła

Uściśl przez tag:
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddجین
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddجین

191 Dzieł

  • bad summer autorstwa rinoin
    rinoin
    • WpView
      Odsłon 179
    • WpPart
      Części 5
    از یه توییت ساده شروع شد ، یهویی شیپ شدیم !
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر autorstwa jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Odsłon 219,858
    • WpPart
      Części 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 autorstwa faeze615
    faeze615
    • WpView
      Odsłon 2,631
    • WpPart
      Części 20
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • do you see me? | منو میبینی؟ | vkook autorstwa EMA_JEON3
    EMA_JEON3
    • WpView
      Odsłon 387
    • WpPart
      Części 8
    کیم تهیونگِ ۲۲ ساله، فردی بسیار گوشه گیر، سرد و درونگرا که سخت پیش میاد با کسی ارتباط بگیره، تازه به سئول نقلِ مکان کرده و قراره به عنوانِ نگهبان یک کارخونه‌ی گچ و سیمان، اونجا کار کنه. تهیونگ فردی متکی به خودش هست و به جز گلدونی که از مادرش براش مونده، کسیو نداره اما...یه گذشته‌ی تاریک داره که حتی به یاد آوردنش هم باعث عذابش میشه! اینطرف، جئون جونگکوک ۲۰ ساله رو داریم که سرشار از عشقِ به زندگی هست، فردی پرانرژی و پرحرف که طی یه تصادف، پدر و مادرش رو از دست داده اما...چه موضوعی پشتِ این تصادفه؟! جونگکوکِ قصه‌ی ما فقط یه مشکل داره...اون طی اون تصادف، بیناییش رو از دست داده و حالا بجز یه صفحه‌ی تاریک، چیزی جلو روش نیست! جونگکوک و تهیونگ چجوری باهم آشنا میشن و آیا قراره خوب پیش برن؟! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: ندارد. ژانر: رمنس، فلاف، زندگیِ روزمره، انگست، اندکی اکشن و اسمات🙂 وضعیت: درحال آپ روزهای آپ: نامشخص ولی سعی میکنم زود زود💕 یه فیکِ کوتاهی که از روی یک سریال ژاپنی نوشتمش و توی آخرین پارت هم اسم فیلم رو بهتون گفتم🫡 ممنون میشم حمایت کنید، داستان شیرینی داره🩷 ( حتما قبل از خوندن، سخنِ نویسنده رو بخونید)
    + 6 więcej
  • I will be back | من برمیگردم autorstwa EMA_JEON3
    EMA_JEON3
    • WpView
      Odsłon 45
    • WpPart
      Części 2
    کیم تهیونگ و پارک جیمین دوسه سالی میشه که ازدواج کردن و حالا به تازگی صاحب یه فرزند شدن اما چی میشه که جیمین به علت مریضی جونش رو از دست بده و فقط برای پسرِ عزیزدوردونه‌اش نامه‌هایی بمونه که درطول مریضی براش نوشته اما...جیمین چی میتونه توی اون نامه‌ها بنویسه؟! یعنی توی گذشته‌ بین کیم تهیونگ و پارک جیمین و البته...فردی به اسم جئون جونگکوک چه اتفاقی افتاده؟! جئون جونگکوک کیه؟ آیا قراره پسرِ ۸ ساله‌ی تهیونگ و جیمین که از قضا اسمش هم جونگکوکه، این موضوع رو حل کنه؟! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ژانر: مدرسه‌ای، خاطرات گذشته، رومنس، اندکی انگست، اندکی اسمات. کاپل اصلی: ویکوک، ویمین. کاپل فرعی: نامجین، سپ. وضعیت: درحال آپ. روزهای آپ: چهارشنبه‌ها. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ دوستان خوشحال میشم از این کارم حمایت کنید🫠🫶🏻 ❗️توجه: حتما قبل از شروع سخن نویسنده رو بخونید.
    + 13 więcej
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ autorstwa broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Odsłon 5,667
    • WpPart
      Części 21
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
    + 20 więcej
  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 autorstwa tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Odsłon 84,850
    • WpPart
      Części 48
    Genre : Romance | Smut | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • ⋆𐙚₊˚♡ وەک مانگ دوور لہ من ⋆౨ৎ⟡˖ (لە رێکخستن دایە) autorstwa asra507
    asra507
    • WpView
      Odsłon 1,457
    • WpPart
      Części 34
    نەخێر جیۆنی من... تۆ دەژیت. وە ناهێڵیت ئەم دونیایە ساردت بکاتەوە. چونکە ئەگەر چیتر هەنگاوەکانم لە تەنیشت هەنگاوەکانی تۆوە نەڕۆیشتن، مانگ هەر هەڵدێت و هەر جارێک سەرت بەرز دەکەیتەوە بۆ ئاسمانی شەو، من لەوێدا دەبینیتەوە تیشکی مانگەکەت، ئەوەی هەموو پارچەیەکی خۆتت پێ داوە."
  • 𝐀 𝐆𝐥𝐚𝐬𝐬 𝐨𝐟 𝐓𝐞𝐚𝐫𝐬 autorstwa Jeon_9720
    Jeon_9720
    • WpView
      Odsłon 485
    • WpPart
      Części 19
    هەندێک جار ژیان لە دۆزەخێکدا بەندت دەکات کە بە ناوی یاساکانی خۆشەویستییەوە دروست کراوە. جونگکوک لە ناو تەڵەیەکدا ژیا کە بە ناوی خۆشەویستییەوە بۆی نرابووەوە.. لە نێوان مرۆڤێکدا کە هەناسەکانیشی کۆنتڕۆڵ دەکرد و ڕابردوویەک کە نەیدەتوانی لەبیری بکا..بێدەنگی بوو بە چەکێک بۆ ئەوەی لەو کابووسە دەرچێت.. -جونگکوک -دێری
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 autorstwa thegriya
    thegriya
    • WpView
      Odsłon 8,334
    • WpPart
      Części 9
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  • prison autorstwa behnaz_lale
    behnaz_lale
    • WpView
      Odsłon 30,358
    • WpPart
      Części 6
    جئون جونگ کوک یه کاراموز اشپزیه که انتخاب میشه تو زندان برای 6ماه کاراموزی کنه و خوب اونم راضی نیست اما برای اینکه بتونه اشپز یه رستوران خوب بشه مجبوره
  • 𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ autorstwa Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Odsłon 7,035
    • WpPart
      Części 25
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
  • Until the petals wither autorstwa Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Odsłon 1,666
    • WpPart
      Części 7
    مجموعه ای از وانشات و‌ مینی فیک ********* دوستت دارم و به انتظارت خواهم نشست تا زمانی که گلبرگ ها پژمرده شوند... ****** 1.Runaway boy (Sope) 2.Jaguar (Vhope) 3.Red Sneakers (Sope) 4.Drunk Text (Hopkook)
  • 𝐒𝐭𝐞𝐩 𝐁𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 autorstwa natorafic
    natorafic
    • WpView
      Odsłon 643
    • WpPart
      Części 1
    "AU VKOOK" داستان دو برادر...
  • ئــيـــتــلــیــس.ᴊᴋ. ڪۆتــایۍ هاتووە autorstwa SOZY_73
    SOZY_73
    • WpView
      Odsłon 39,265
    • WpPart
      Części 49
    حەڤدە ساڵان بوو کاتێک ڕۆژگار نابی ناچار کرد هەموو ژیانی بسپێرێتە دەست جیۆن جونگکوک و پەیمانی هاوسەرگیریی لەگەڵ ببەستێت!! ئەو پاسەوانە بێدەنگەی کە پێشتر هەرگیز ڕوخساریشی نەبینیبوو! بەڵام کێ دەیزانی ئەو چارەنوسە ساردە ڕۆژێک دەگۆڕێت بۆ عەشقێکی وا قووڵ کە نابی تەنها لە ئامێزی ئەو بێگانەیەدا هەست بە لێدانی دڵی و ژیان بکاتەوە! ژانەر: ڕۆمانسی ، خەیاڵی ، ئەکشن.... ئیتلیســ دەستپێک: 7/1/2025 کۆتایی: 19/3/2026
  • Elite | KOOKV autorstwa yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Odsłon 6,380
    • WpPart
      Części 19
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • 𝑪𝒐𝒅𝒆 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒗𝒆𝒓𝒊𝒕𝒚 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 autorstwa Jin_moral
    Jin_moral
    • WpView
      Odsłon 469
    • WpPart
      Części 3
    نوای موسیقی در خیابانهای سنگفرش‌شده فرانسه. آرامشی بی‌حد و مرز. بوی تلخی قهوه و پاکتهای سیگار. سقوطی به شیرینی پرواز... "اینبار، منو سخت‌تر ببوس هاردی!" "پرواز کن، وریتی! این هواپیما رو راه ببر" 𝐖𝐫𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐉𝐢𝐧 𝐦𝐨𝐫𝐚𝐥 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| autorstwa lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      Odsłon 505
    • WpPart
      Części 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • •Revenge• autorstwa TheErienne
    TheErienne
    • WpView
      Odsłon 7,756
    • WpPart
      Części 6
    باتک تک حرفهایی که می شنیدهرلحظه بیشترازقبل ناخناشو به کف دستش میفشرد و بغضی که مدام به گلوش چنگ میزد رو پس میزد. +من ازدواج نمیکنم. باحس سوزش و طعم گس خونی که حس کرد، ناباور دستشو روی گونه ی راستش کشید و اشکهایی که به اجبار پشت پرده ی چشماش حبس کرده بود ،بی اختیار مسیرشونو روی گونه ی سرخش پیداکردن. -ازدواج میکنی کیم تهیونگ؛ تو باکسی که من میگم ازدواج میکنی و قسم میخورم اگه فقط یک درصدمخالفت ببینم برای همیشه نابودش میکنم؛ بهترین راه نابودی تو، نابودی قلبته. تهیونگ پوزخندی زد و نگاه سردش رو به صورت بی حس فردمقابلش داد. چطورمیتونست تموم زندگیشو انقدر راحت نابود کنه؟! _توهمیشه به احساساتت باختی کیم تهیونگ و همیشه از راه قلبت کیش شدی و اینبار من برای همیشه ماتت میکنم. ●●●●● 🌱Story name: Revenge 🌊Genre:Romance, drama, mystery, smut 🌱Couple :Vkook 🌊writer :TheErienne
  • Covered in blood🩸 autorstwa wildow_7
    wildow_7
    • WpView
      Odsłon 219
    • WpPart
      Części 1
    محبت؟عشق؟ برا جونگکوک این کلمه ها حتی معنا نشده بودن ... شاید تا زمانی که....