جونگکوک Stories

Refine by tag:
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddجین
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddجین

190 Stories

  • bad summer by rinoin
    rinoin
    • WpView
      Reads 193
    • WpPart
      Parts 5
    از یه توییت ساده شروع شد ، یهویی شیپ شدیم !
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 by faeze615
    faeze615
    • WpView
      Reads 2,973
    • WpPart
      Parts 21
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 220,348
    • WpPart
      Parts 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 by thegriya
    thegriya
    • WpView
      Reads 8,876
    • WpPart
      Parts 11
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  by tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      Reads 1,096
    • WpPart
      Parts 11
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  • 𝐀 𝐆𝐥𝐚𝐬𝐬 𝐨𝐟 𝐓𝐞𝐚𝐫𝐬 by Jeon_9720
    Jeon_9720
    • WpView
      Reads 521
    • WpPart
      Parts 19
    هەندێک جار ژیان لە دۆزەخێکدا بەندت دەکات کە بە ناوی یاساکانی خۆشەویستییەوە دروست کراوە. جونگکوک لە ناو تەڵەیەکدا ژیا کە بە ناوی خۆشەویستییەوە بۆی نرابووەوە.. لە نێوان مرۆڤێکدا کە هەناسەکانیشی کۆنتڕۆڵ دەکرد و ڕابردوویەک کە نەیدەتوانی لەبیری بکا..بێدەنگی بوو بە چەکێک بۆ ئەوەی لەو کابووسە دەرچێت.. -جونگکوک -دێری
  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 84,975
    • WpPart
      Parts 48
    Genre : Romance | Smut | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • 𝐒𝐭𝐞𝐩 𝐁𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 by natorafic
    natorafic
    • WpView
      Reads 643
    • WpPart
      Parts 1
    "AU VKOOK" داستان دو برادر...
  • Until the petals wither by Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Reads 1,707
    • WpPart
      Parts 7
    مجموعه ای از وانشات و‌ مینی فیک ********* دوستت دارم و به انتظارت خواهم نشست تا زمانی که گلبرگ ها پژمرده شوند... ****** 1.Runaway boy (Sope) 2.Jaguar (Vhope) 3.Red Sneakers (Sope) 4.Drunk Text (Hopkook)
  • prison by behnaz_lale
    behnaz_lale
    • WpView
      Reads 30,362
    • WpPart
      Parts 6
    جئون جونگ کوک یه کاراموز اشپزیه که انتخاب میشه تو زندان برای 6ماه کاراموزی کنه و خوب اونم راضی نیست اما برای اینکه بتونه اشپز یه رستوران خوب بشه مجبوره
  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 6,888
    • WpPart
      Parts 20
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • ئــيـــتــلــیــس.ᴊᴋ. ڪۆتــایۍ هاتووە by SOZY_73
    SOZY_73
    • WpView
      Reads 39,485
    • WpPart
      Parts 49
    لە حەڤدە ساڵییەوە چارەنووس هیچی بۆ نابی نەهێشتەوە جگە لەوەی هەموو ژیانی بسپێرێتە دەست جیۆن جونگکوک و بچێتە ناو پەیمانی هاوسەرگیری لەگەڵی کە هەڵبژاردنی خۆی نەبوو. پاسەوانێکی نامۆ کە پێشتر ڕوخساریشی نەبینیبوو و نەیدەناسی. وەلێ هیچ کەس پێشبینی ئەوەی نەدەکرد کە نابی تەنیا لە تەنیشت ئەو غەریبەیەدا هەست بە ژیان و لێدانی دڵی بکاتەوە. ژانەر: ڕۆمانسی ، خەیاڵی ، ئەکشن.... ئیتلیســ دەستپێک: 7/1/2025 کۆتایی: 19/3/2026
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 739
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • •Revenge• by TheErienne
    TheErienne
    • WpView
      Reads 7,768
    • WpPart
      Parts 6
    باتک تک حرفهایی که می شنیدهرلحظه بیشترازقبل ناخناشو به کف دستش میفشرد و بغضی که مدام به گلوش چنگ میزد رو پس میزد. +من ازدواج نمیکنم. باحس سوزش و طعم گس خونی که حس کرد، ناباور دستشو روی گونه ی راستش کشید و اشکهایی که به اجبار پشت پرده ی چشماش حبس کرده بود ،بی اختیار مسیرشونو روی گونه ی سرخش پیداکردن. -ازدواج میکنی کیم تهیونگ؛ تو باکسی که من میگم ازدواج میکنی و قسم میخورم اگه فقط یک درصدمخالفت ببینم برای همیشه نابودش میکنم؛ بهترین راه نابودی تو، نابودی قلبته. تهیونگ پوزخندی زد و نگاه سردش رو به صورت بی حس فردمقابلش داد. چطورمیتونست تموم زندگیشو انقدر راحت نابود کنه؟! _توهمیشه به احساساتت باختی کیم تهیونگ و همیشه از راه قلبت کیش شدی و اینبار من برای همیشه ماتت میکنم. ●●●●● 🌱Story name: Revenge 🌊Genre:Romance, drama, mystery, smut 🌱Couple :Vkook 🌊writer :TheErienne
  • 🐱Jendukii🐰|JENKOOK (COMPLETED)  by kookiemyeuphoria
    kookiemyeuphoria
    • WpView
      Reads 6,576
    • WpPart
      Parts 7
    کیم جنی نویسنده معروفیه که همه اونو با لقب جندوک میشناسن هیچکس نمیدونه چه شکلیه یا اسم واقعیش چیه ی روز توی کافه پسری رو میبینه که نه تنها اسمش بلکه ظاهرشم شبیه نقش اول جدیدترین رمانشه و از اونجا سعی میکنه به پسره نزدیک بشه پسری که از نویسنده معروف جندوک بدش میاد. ژانر:رمنس، زندگی روزمره، فلاف، کاپل:جئون جونگ کوک و کیم جنی +اسمت چیه؟ -جئون جونگ کوک +منم کیم جنی ام خوشبختم -منم همینطور (جندوک لقب جنی تو واقعیت) Start:2021/05/04 End:2021/05/23 #1-boy×girl
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥 by HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      Reads 4,253
    • WpPart
      Parts 10
    یونگی هوسوکش رو از دست داد.. و وقتی دوباره به دستش آورد... پنج سال برای برگردوندن لبخندش تلاش کرد. پنج سال عذاب کشید. و قسم خورد نذاره هیچ یونگیِ دیگه‌ای خورشیدش رو از دست بده. ---part of story--- من وقتی نابود شدم که هوسوکمو بردن، جونگکوک درکم نمیکنی, نمیفهمی چی میکشم, دارم میمیرم... هر نفسی که بدون هوسوک میکشم انگار خاکستر فرو میدم تو ریه‌ام ،وجودم میسوزه همه جام درد میکنه از دوریش قلبمو حس نمیکنم، تنها چیزی که حس میکنم دلتنگیشه دارم توش میسوزم. به این فکر میکنم که چه بلایی داره سرش میاد میخوام خودمو بکشم، به چیزای احتمالی فکر میکنم دوست دارم خودمو تکه تکه کنم که چرا گذاشتم ببرنش کوک این یه حرف نیس واقعا دارم میسوزم، حسش میکنم واقعا اعماق وجودم داره تو جهنم سرخ میشه فقط میخوام بمیرم، ولی قبل از اون باید زندگیمو پیدا کنم باید مطمئن بشم که حالش خوبه، بعدش میتونم بمیرم ولی اول باید پیداش کنم! ---information--- couple: sope status: complete Author: Rashel genre : classic, time travel, supernatural, angst ---ranking--- یونسوک: 8🏅
  • ℙ𝕒𝕤𝕥 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕗𝕦𝕥𝕦𝕣𝕖 by suniii1780
    suniii1780
    • WpView
      Reads 1,021
    • WpPart
      Parts 3
    دیدین تو بیشتر فیکا یکی از اینده میره گذشته و شاه و شاهزاده رو عاشق و دلباخته خودش میکنه ؟ این بار قراره پادشاهمون و بفرستیم اینده !! قراره از اینده پشیمون و صد رحمت به گذشتش کنیم 😈 ✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧ شخصیت های اصلی : تهکوک فرعی : نامعلوم ژانر : تخیلی ، گذشته و اینده ، فان ، آشپزی ، جست و جو
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  by sheri326
    sheri326
    • WpView
      Reads 65,291
    • WpPart
      Parts 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • 🐺💧 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ by Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Reads 662
    • WpPart
      Parts 1
    scenario💛💜 #kookmin
  • He Is On My Nerves So Bad! by Jennakookmin2
    Jennakookmin2
    • WpView
      Reads 34,744
    • WpPart
      Parts 15
    ■کامل شده■ "اون بدجوری رو اعصابمه!" کاپل: کوکمین ژانر: امگاورس، کمدی، فلاف، عاشقانه فقط کافیه بقیه بفهمن تو یه مهربون احمقی تا زود بپرن روت و ازت سو استفاده کنن! و خب ... جونگ‌کوک اینو خوب می‌دونه ولی چرا زبون لعنتیش واسه "نه" گفتن به امگای موقرمز نمی‌چرخه؟ بخشی از فیک: - ولی من نمی‌خوام با تو ازدواج کنم! + اوه عزیزم! دلتم بخواد