جونگکوک cerita

Saring berdasarkan tag:
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddجین
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddجین

190 Cerita

  • 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 oleh cruella_kookv
    cruella_kookv
    • WpView
      Membaca 25,227
    • WpPart
      Bab 17
    امگایی که خودشو جای برادر آلفاش جا میزنه و با سه تا آلفا هم خونه میشه کاپل : کوکوی، گوموی(بوگوم×تهیونگ) ژانر: امگاورس، انگست، هپی اند اسمات نداره
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر oleh jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Membaca 220,824
    • WpPart
      Bab 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 oleh faeze615
    faeze615
    • WpView
      Membaca 3,432
    • WpPart
      Bab 23
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 oleh thegriya
    thegriya
    • WpView
      Membaca 9,415
    • WpPart
      Bab 11
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  • 𝐀 𝐆𝐥𝐚𝐬𝐬 𝐨𝐟 𝐓𝐞𝐚𝐫𝐬 oleh Jeon_9720
    Jeon_9720
    • WpView
      Membaca 597
    • WpPart
      Bab 20
    هەندێک جار ژیان لە دۆزەخێکدا بەندت دەکات کە بە ناوی یاساکانی خۆشەویستییەوە دروست کراوە. جونگکوک لە ناو تەڵەیەکدا ژیا کە بە ناوی خۆشەویستییەوە بۆی نرابووەوە.. لە نێوان مرۆڤێکدا کە هەناسەکانیشی کۆنتڕۆڵ دەکرد و ڕابردوویەک کە نەیدەتوانی لەبیری بکا..بێدەنگی بوو بە چەکێک بۆ ئەوەی لەو کابووسە دەرچێت.. -جونگکوک -دێری
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  oleh tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      Membaca 1,240
    • WpPart
      Bab 13
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  • -BLACK•ROSE- oleh _setiina_
    _setiina_
    • WpView
      Membaca 1,556
    • WpPart
      Bab 2
    سلام گایز:)... اولین فیکم توی وات پد؛ امیدوارم دوست داشته باشید🥺🤍 __________________________________ نام ‌: رز تاریک ، رز سیاه ژانر : جنایی ، رمزالود ، اسمات ، عاشقانه ، غمگین ، درام شخصیت ها : جئون جونگ کوک ، لی سولی ( ممکنه وسط فیک شخصیت های جدیدی هم اضاف شه!! ) خلاصه : خودتون فیکو بخونید بفهمید... اسپویل دوست ندارم🙂 ...
  • bad summer oleh rinoin
    rinoin
    • WpView
      Membaca 215
    • WpPart
      Bab 5
    از یه توییت ساده شروع شد ، یهویی شیپ شدیم !
  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 oleh tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Membaca 85,158
    • WpPart
      Bab 48
    Genre : Romance | Smut | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • Until the petals wither oleh Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Membaca 1,747
    • WpPart
      Bab 7
    مجموعه ای از وانشات و‌ مینی فیک ********* دوستت دارم و به انتظارت خواهم نشست تا زمانی که گلبرگ ها پژمرده شوند... ****** 1.Runaway boy (Sope) 2.Jaguar (Vhope) 3.Red Sneakers (Sope) 4.Drunk Text (Hopkook)
  • "JOKER"(جوکر) oleh FiFi-Writer
    FiFi-Writer
    • WpView
      Membaca 27,772
    • WpPart
      Bab 21
    هفت نفر که توسط فردی به اسم "جوکر" انتخاب شدن. کسی حق دخالت توی زندگی شخصی هم بازیش رو نداره ... اولین قانون اصلی این بازی: قتل احساساته! و دومین قانون: نباید به کسی "اعتماد" کرد، چون ممکنه توسط هم بازی خودت ""کشته"" بشی! . . - آخرین خواستت قبل از مرگت چیه؟! - اینکه تو رو زیر خودم داشته باشم! . . - من برای تنبیه کردنت به جسمت آسیب نمیزنم، روحت رو ازت میگرم تا ذره ذره قلبت رو دق مرگ بدم! . . ژانر: _سکرت_ کاپل: تهکوک، ...؟! آپ: جمعه ها برای خوندن فیک های دیگه و ارتباط با من میتونید به پیج اینستا سر بزنید: fifiwriter
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐞𝐲𝐞𝐬 oleh jeoxlluka
    jeoxlluka
    • WpView
      Membaca 6,357
    • WpPart
      Bab 18
    وضعیت: درحال آپ.. 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫; 𝐉𝐞𝐨𝐧 𝐋𝐮𝐤𝐚 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞; 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤,, 𝐒𝐮𝐛 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞; 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞; 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭 تهیونگ برادر بزرگ‌تر ولی ناتنی جونگکوکه و علاقه خاصی بهش داره و برای آسیب نزدن بهش احساساتش‌رو برای مدتی پنهان میکنه،، اون دوتا به دلیل سفر کاری خانوادشون به شهر کوچیکی که عموی کوچیک‌ترشون زندگی میکرد رفتن و برای تابستون اونجا موندن کی میدونه چه اتفاق‌های عجیب و مرموزی قراره تو اون شهر کوچیک بیفته آیا تهیونگ بالاخره حسش رو نسبت به جونگکوک میگه؟! آیا جونگکوک هم علاقه خاصی نسبت به تهیونگ داره؟! کی میدونه؟..
  • •Revenge• oleh TheErienne
    TheErienne
    • WpView
      Membaca 7,781
    • WpPart
      Bab 6
    باتک تک حرفهایی که می شنیدهرلحظه بیشترازقبل ناخناشو به کف دستش میفشرد و بغضی که مدام به گلوش چنگ میزد رو پس میزد. +من ازدواج نمیکنم. باحس سوزش و طعم گس خونی که حس کرد، ناباور دستشو روی گونه ی راستش کشید و اشکهایی که به اجبار پشت پرده ی چشماش حبس کرده بود ،بی اختیار مسیرشونو روی گونه ی سرخش پیداکردن. -ازدواج میکنی کیم تهیونگ؛ تو باکسی که من میگم ازدواج میکنی و قسم میخورم اگه فقط یک درصدمخالفت ببینم برای همیشه نابودش میکنم؛ بهترین راه نابودی تو، نابودی قلبته. تهیونگ پوزخندی زد و نگاه سردش رو به صورت بی حس فردمقابلش داد. چطورمیتونست تموم زندگیشو انقدر راحت نابود کنه؟! _توهمیشه به احساساتت باختی کیم تهیونگ و همیشه از راه قلبت کیش شدی و اینبار من برای همیشه ماتت میکنم. ●●●●● 🌱Story name: Revenge 🌊Genre:Romance, drama, mystery, smut 🌱Couple :Vkook 🌊writer :TheErienne
  • 🧑🏻‍⚕️💞 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 321
    • WpPart
      Bab 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • 😈💧ᵗᵉᵃᵏᵒᵒᵏ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 985
    • WpPart
      Bab 1
    scenario🤍 #teakook
  • 👬🏻❤️‍🔥 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 202
    • WpPart
      Bab 1
    scenario💛💜 #kookmin
  • 𝐒𝐭𝐞𝐩 𝐁𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 oleh natorafic
    natorafic
    • WpView
      Membaca 644
    • WpPart
      Bab 1
    "AU VKOOK" داستان دو برادر...