جونگکوک Stories

Refine by tag:
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddامگاورس
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddtaekook
WpAddسناریو
جونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفیکشن
WpAddکوکمین
WpAddkookv
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddجیکوک
WpAddاسمات
WpAddامگاورس
WpAddیونگی
WpAddjimin
WpAddtaekook
WpAddسناریو

191 Stories

  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 2,838
    • WpPart
      Parts 13
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 216,229
    • WpPart
      Parts 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • | 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
    Chakavakvk
    • WpView
      Reads 198,479
    • WpPart
      Parts 34
    برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: شـنبـه‌هـا
  • do you see me? | منو میبینی؟ | vkook by EMA_JEON3
    EMA_JEON3
    • WpView
      Reads 68
    • WpPart
      Parts 2
    کیم تهیونگِ ۲۲ ساله، فردی بسیار گوشه گیر، سرد و درونگرا که سخت پیش میاد با کسی ارتباط بگیره، تازه به سئول نقلِ مکان کرده و قراره به عنوانِ نگهبان یک کارخونه‌ی گچ و سیمان، اونجا کار کنه. تهیونگ فردی متکی به خودش هست و به جز گلدونی که از مادرش براش مونده، کسیو نداره اما...یه گذشته‌ی تاریک داره که حتی به یاد آوردنش هم باعث عذابش میشه! اینطرف، جئون جونگکوک ۲۰ ساله رو داریم که سرشار از عشقِ به زندگی هست، فردی پرانرژی و پرحرف که طی یه تصادف، پدر و مادرش رو از دست داده اما...چه موضوعی پشتِ این تصادفه؟! جونگکوکِ قصه‌ی ما فقط یه مشکل داره...اون طی اون تصادف، بیناییش رو از دست داده و حالا بجز یه صفحه‌ی تاریک، چیزی جلو روش نیست! جونگکوک و تهیونگ چجوری باهم آشنا میشن و آیا قراره خوب پیش برن؟! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: ندارد. ژانر: رمنس، زندگیِ روزمره، انگست، اندکی اکشن و اسمات🙂 وضعیت: درحال آپ روزهای آپ: چهارشنبه‌ها💕 یه فیکِ کوتاهی که از روی یک سریال ژاپنی نوشتمش و توی آخرین پارت هم اسم فیلم رو بهتون گفتم🫡 ممنون میشم حمایت کنید، داستان شیرینی داره🩷 ( حتما قبل از خوندن، سخنِ نویسنده رو بخونید)
  • Oneshot|blacktan by Liorafiction
    Liorafiction
    • WpView
      Reads 58
    • WpPart
      Parts 3
    Oneshot for blacktan Couple:Lizkook,Taennie,jirose,jinsoo
  • ⋆⭒ 𝕤𝕥𝕒𝕣 ⭒⋆ ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by Hyuna7861
    Hyuna7861
    • WpView
      Reads 165
    • WpPart
      Parts 5
    کوکجین استوری
  • Finish line  by Alvini_718
    Alvini_718
    • WpView
      Reads 8
    • WpPart
      Parts 4
    پارک جیمین همیشه از هیجان فراری بود. آرامش، تنها چیزی بود که از زندگی می‌خواست؛ تا اینکه عاشق پسری شد که تمام زندگی‌اش با سرعت گره خورده بود. جئون جونگ‌کوک میان عشق و رویای کودکی‌اش، رویایش را انتخاب کرد و جیمین را پشت سر گذاشت. پنج سال بعد، جیمین وارد دنیایی می‌شود که همیشه از آن متنفر بود؛ دنیای فرمول یک. نه برای شهرت و نه برای قهرمانی بلکه برای ایستادن روبه‌روی مردی که روزی قلبش را شکست 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾:𝗄𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋:𝖠𝗅𝗏𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 - 𝖲𝗆𝗎𝗍 - 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 آپ: شنبه ها ✨
  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 83,328
    • WpPart
      Parts 48
    Genre : Romance | Smut | Historical | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 2,910
    • WpPart
      Parts 15
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • ئـَەویـِنـِی یــَەکـَەمٓ by mane_ly
    mane_ly
    • WpView
      Reads 6,630
    • WpPart
      Parts 3
    تۆ چ عیشقێکی وا هەزار ساڵ تێئەپەڕێ و لە یاد ناچی؟ چ ڕازێکی وا هەمیشە پەنهاندراوی؟ تۆ چیت وا لە من نابیتەوە، وا لە بیرناچیتەوە~
  • Forgotten | Taekook by Kael_fic
    Kael_fic
    • WpView
      Reads 12
    • WpPart
      Parts 2
    گاهی فراموشی، رحمِ دنیا نیست؛ فقط فرصتی موقتی برای نفس کشیدن است. تهیونگ همه‌چیز را از یاد برده؛ حتی روزی را که خانواده‌اش از او گرفته شد. و جونگ‌کوک... مردی که هر روز از کسی مراقبت می‌کند که بزرگ‌ترین زخم زندگی‌اش را به او هدیه داده است. اما هیچ حافظه‌ای برای همیشه گم نمی‌ماند... و هیچ دردی از حافظه‌ها پاک نمی‌شود؛ حتی اگر درد از جانب معشوق باشد! •مینی‌فیکشن ″فراموش شده″ • کاپل: تهکوک • نویسنده: کائل • چنل تلگرام : liliumofgreyone@
  • My Cookie. Vkook by ILAKIM
    ILAKIM
    • WpView
      Reads 760
    • WpPart
      Parts 17
    My Cookie : خلاصه : اوایل مارس توی سئول، یک افسر پلیس با گذشته‌ای سنگین، وقتی مجرمی خطرناک از بازداشت فرار می‌کند، ناگهان خودش و دختر کوچکش وارد بازی‌ای شخصی و تهدیدآمیز می‌شوند. همزمان، پسر نوجوان همان مجرم زیر سایه‌ی نام پدرش زندگی می‌کند؛ پسری که میان وفاداری، ترس و حقیقت گیر افتاده. با گره خوردن مسیر این دو، مرز میان وظیفه و احساس آرام‌آرام محو می‌شود. امیدوارم از خوندن فیکشن کوکی من لذت ببرید ستاره های من. خوشحال میشم توی چنل تلگرامم جوین بشید. تلگرام : IMILAKIM ژانر ها : عاشقانه، درام، انگست. کاپل ها : تهکوک، یونمین. WRITER : ILA MY COOKIE
  • 𝘚𝘱𝘪𝘤𝘺 𝘔𝘢𝘳𝘨𝘢𝘳𝘪𝘵𝘢 ᵏᵒᵒᵏᵛ by Uranus_TK
    Uranus_TK
    • WpView
      Reads 91,958
    • WpPart
      Parts 42
    𝘕𝘢𝘮𝘦: 𝘚𝘱𝘪𝘤𝘺 𝘔𝘢𝘳𝘨𝘢𝘳𝘪𝘵𝘢 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘋𝘳𝘢𝘮, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺 𝘭𝘪𝘧𝘦, 𝘴𝘮𝘶𝘵, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: 𝘔𝘢𝘩𝘴𝘩𝘪𝘥 𝘚𝘶𝘮𝘮𝘢𝘳𝘺: صدای بوق کشتی، امواج دریا؛ کشتی نماد دریا‌ها پذیرای مسافر از سراسر جهان برای تور سفر به هاوانا و اسپانیاست، و تهیونگ، پسری که همراه با جیمین تصمیم می‌گیرن برای گذروندن تابستونشون به کشتی برن؛ اما هیچ‌کس خبر نداشت که تهیونگ قرار بود چه چیز‌هایی رو توی اون کشتی تجربه کنه؛ اتفاقاتی که عقل و احساساتش رو درگیر می‌کرد و مسیر جدیدی از زندگیش رو نشونش می‌داد. تهیونگ نمی‌دونست که اون کشتی قراره به مهم ترین بخش از زندگیش تبدیل بشه.... 𓂃𓂃𓂃𓂃 -اینجا همه منو هرطور بخوان صدا می‌کنن، آقای جئون، مستر جئون، جئون جونگکوک و... ولی تو؟ سنیور جئون صدام کن. فکر می‌کنم کاملا مناسبت باشه. یعنی می‌دونی، دلم می‌خواد این کلمه رو با صدای تو بشنوم. شب، روز، توی رستوران، روی عرشه کشتی، تو اتاق خودت، تو اتاق من...حتی فکر می‌کنم توی تخت هم گزینه‌ی خوبی باش... -شبتون بخیر. ******** "کامل شده" "هپی‌اند" شروع: 3 جولای 2024 پایان: 3 آگوست 2025
  • Blond by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 611,604
    • WpPart
      Parts 25
    کیم تهیونگ امگایی با رایحه‌ی شیرینِ هلو که تمام عمرش وابسته به خواهر عزیزش بود نمی‌تونست با ازدواجش کنار بیاد. با این اوصاف مِن بعد کسی نبود که نازش رو بکشه! اما خب، قرار نبود برادر بزرگ‌‌تر داماد یک آلفای جذاب که قلب اون امگای لوس رو به لرزه درمی‌آورد باشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
  • 𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Reads 4,258
    • WpPart
      Parts 16
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
  • ☆MAGNETAR☆ by silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Reads 128
    • WpPart
      Parts 3
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
  • Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
    Rumyme
    • WpView
      Reads 1,721
    • WpPart
      Parts 9
    ⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: - (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
  • fake love ❗عشق دروغین by khakestar
    khakestar
    • WpView
      Reads 7,772
    • WpPart
      Parts 14
    ✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥 by HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      Reads 4,103
    • WpPart
      Parts 10
    یونگی هوسوکش رو از دست داد.. و وقتی دوباره به دستش آورد... پنج سال برای برگردوندن لبخندش تلاش کرد. پنج سال عذاب کشید. و قسم خورد نذاره هیچ یونگیِ دیگه‌ای خورشیدش رو از دست بده. ---part of story--- من وقتی نابود شدم که هوسوکمو بردن، جونگکوک درکم نمیکنی, نمیفهمی چی میکشم, دارم میمیرم... هر نفسی که بدون هوسوک میکشم انگار خاکستر فرو میدم تو ریه‌ام ،وجودم میسوزه همه جام درد میکنه از دوریش قلبمو حس نمیکنم، تنها چیزی که حس میکنم دلتنگیشه دارم توش میسوزم. به این فکر میکنم که چه بلایی داره سرش میاد میخوام خودمو بکشم، به چیزای احتمالی فکر میکنم دوست دارم خودمو تکه تکه کنم که چرا گذاشتم ببرنش کوک این یه حرف نیس واقعا دارم میسوزم، حسش میکنم واقعا اعماق وجودم داره تو جهنم سرخ میشه فقط میخوام بمیرم، ولی قبل از اون باید زندگیمو پیدا کنم باید مطمئن بشم که حالش خوبه، بعدش میتونم بمیرم ولی اول باید پیداش کنم! ---information--- couple: sope status: complete Author: Rashel genre : classic, time travel, supernatural, angst ---ranking--- یونسوک: 8🏅
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 735
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات