جی Stories

Refine by tag:
جی
جی

9 Stories

  • کہانی زندگی  by SabzBagh
    SabzBagh
    • WpView
      Reads 19
    • WpPart
      Parts 1
    زندگی میں گزری بہت ساری غلطیاں اور زندگی کے اتار چڑھاؤ کے بعد پیش انے والی صورتحال ایک ایسے ساتھ کی جو خود بھی اپنی تلاش میں ہے اور اسے تلاش کبھی بھی حاصل نہ ہوئی
  • When They See My Coffin by sitaaaan
    sitaaaan
    • WpView
      Reads 746
    • WpPart
      Parts 8
    از همان کودکی به بنده اموختند که ساکت باشم. میگفتند: هیس... کسی فرصت شنیدن اراجیف تورا ندارد پس من هم سکوت را تمرین کردم و یاد گرفتم. لب باز نمیکردم، مگر وقتی نیاز ضروری‌ ای که داشتم. چند کلمه‌ خشک و کوتاه، فقط برای زنده‌ ماندن... یه لزبین استوری خیلی کوتاهه و امیدوارم خوشتون بیاد☆ *تموم شده*
  • Mackian's by felanita12
    felanita12
    • WpView
      Reads 628
    • WpPart
      Parts 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
    +7 more
  • "My wakmanta" by mellanie20000
    mellanie20000
    • WpView
      Reads 6,503
    • WpPart
      Parts 42
    _چرا همیشه کاری میکنی که در مقابلت دهنمو ببندم، چوی سان؟! _چون سرنوشت لعنتی لبات اینه که خفه بشی و منو تا حد مرگ ببوسی! *** اینبار داستان از یکی هست و یکی نیست ها رقم میخوره! چون ثبات داستان زندگی دو پسر از جایی شروع میشه که نشون میده میون تموم خیالات دنیا و ادم ها و عاشق و معشوق ها، چوی سان وارد شدنش رو به دنیای پسری که بیخیالی دو عالم روی خیالشه،اعلام میکنه! و وویونگ همون پسری که هرروز آوازه ی وحشتناک ترین مردی که خودش رو مالک خیلی چیزها میدونه به گوشش میخوره اما هیچ شناختی ازش نداره! در نهایت فرصتی پیشمیاد که هیجان وارد زندگی این دو پسر میشه و ادرنالین به طرز وحشتناکی بین اون دونفر جریان پیدا میکنه. *** couple: woosan genre: romance~dram~smat write by: mellanie
  • ○_YOUR VOICE_○ by JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      Reads 187
    • WpPart
      Parts 3
    دفتر آرزو ها : آرزو میکنم یک بار قبل از مرگم بتونم صدات رو بشنوم ایان... ....
  • 𝐘𝐎𝐔𝐑𝐒 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] by A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Reads 854
    • WpPart
      Parts 3
    همونطور ک نگاه کوتاهی به ماشین مینداخت چشمش به پلاکی ک از آیینه وسط از زنجیر نازک نقره ای آویزون بود افتاد و چشماشو ریز کرد تا حرفی ک روی پلاکه رو بخونه: _L? پلکی زد و سر تکون داد: خدایا شوخی میکنی.. و یهو چشمش به سمت دختری رفت ک سمت ماشین میومد و سریع رفت پایین صندلیا و جلوی دهنشو محکم گرفت: فااک! توی ماشین لالیساس یا این یه شوخی کثیف از طرف کارماس؟؟ اما اینطور نبود.. Couple: Jenlisa, Taekook Ganre: omegaverse/action/romance/happy ending/Threeshots.
  • my dear nun( jenlisa oneshot) by Ilinyforilin
    Ilinyforilin
    • WpView
      Reads 582
    • WpPart
      Parts 1
    راهبه عزیز من(جنلیسا ) راهبه ی عزیز من از اون صدا نترس اون صدا سرنوشته توعه ... # جنلیسا # بلک_پینک #جنی #لیسا #jenlisa #gl #gxg
  • 𝐂𝐑𝐔𝐃𝐄𝐋𝐄  by A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Reads 22,058
    • WpPart
      Parts 8
    قضیه ساده بود اما نه برای تهیونگ امگایی که خودش معشوقه داشت کسی که باهاش بزرگ شده بود! اما این سرنوشت خوابای دیگه ای براش دیده بود. جشنی ک برای برادرش برگزار شده بود تا مافیا های دوست و آشنا بهش تبریک بگن که ریاست پک و گروه کیم رو به دست گرفته قرار بود خوشایند باشه و تهیونگ تنها برای اینک به برادرش افتخار میکنه اشک بریزه اما اشکی که اون شب ریخت؟ دلیلش جفتش بود. اون گرگ کله خرابی که اکثر گروه ها باهاش در نمیوفتادن و کاملا بدون دعوت وارد جشنشون شده بود و از بدو ورودش به تهیونگ خیره شد. حتی کاملا عادی اعلام کرد ک اومده جفتشو ببره. محض رضای گاد اون کی فرصت کرده بود حتی تهیونگ رو ببینه ک الان سرزده بخواد ببرتش؟ ••• _جئون من نمیام متوجه میشی؟! اصلا دلم نمیخواد! متنفرم ک همراه تو باشم! میفهمی؟ گوک در سکوت با نگاه سردی بهش خیره شد و ته با پرویی ادامه داد و اخم کرد: _من.نمیام. و دست به سینه به منظره اونطرف نرده های تراس ک از این بلندی مشخص بودن نگاه کرد. جونگکوک از پشت دم گوش خم شد و زمزمه کرد: _منم نگفتم حق انتخاب داری شیرینم. COUPLES: Kookv , Side Couple. GENRE: Omegaverse/Angst/Smut/Mafia/H.E. Up: [. متوقف شده]