داستان Stories

Refine by tag:
داستان
WpAddفارسی
WpAddکوتاه
WpAddرمان
WpAddعاشقانه
WpAddعشق
داستان
WpAddفارسی
WpAddکوتاه
WpAddرمان
WpAddعاشقانه
WpAddعشق

47 Stories

  • نه ماه ! by Hannahhiiii1213
    Hannahhiiii1213
    • WpView
      Reads 1,448
    • WpPart
      Parts 22
    خب راستش برعکس بقیه مردم من اجازه ندارم عاشق بشم چون مادرم همیشه بهم میگه من باید عاشق مردی بشم که به اندازه ای که پدرم عاشق مادرم هست عاشق من باشه ، و خب همچین مردی وجود نداره!
  • جامانده by Elmirafarahani7
    Elmirafarahani7
    • WpView
      Reads 3
    • WpPart
      Parts 1
    «جا مانده» سفری‌ است وهم‌آلود در راهروهای ترومای کودکی و دردِ تلخ‌ِ تنهایی و مهاجرت. وقتی درهای گذشته با شتاب بسته می‌شوند، شاید آن کس که می رود دل کندن را نیاموخته و برای همیشه جا مانده، در همان ساعت و همان لحظه ی جدایی.
  • Another Chance by Sope_Ar
    Sope_Ar
    • WpView
      Reads 151
    • WpPart
      Parts 5
    درباره یه دختر به اسم آدریاناست که خیلی تو فشار بوده تو زندگی واقعی ولی خب یه چی میشه و یهو میره تو انیمه گینتاما. دوست داری بیا بخون ببین چی میشه. (خارج از فضای انیمه)
  • سلام by siavash_ghorbanipour
    siavash_ghorbanipour
    • WpView
      Reads 2
    • WpPart
      Parts 1
    تست
  • Hope by mawriiyy
    mawriiyy
    • WpView
      Reads 24
    • WpPart
      Parts 2
    امید
  • Mackian's by felanita12
    felanita12
    • WpView
      Reads 636
    • WpPart
      Parts 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
  • دیده بان (ترجمه) by tnarion
    tnarion
    • WpView
      Reads 276
    • WpPart
      Parts 1
    داستانی کوتاه از نویسنده‌ی محبوب مجموعه‌ی آرتمیس فاول، اوئن کالفر
  • تتو به سبک کریسمس by AidaKazemi6
    AidaKazemi6
    • WpView
      Reads 122
    • WpPart
      Parts 1
    داستان درست از جایی شروع میشه که فضای امن و گرم زندگیتو می‌فروشی تا توی امواج سیاه دریایی شنا کنی که همیشه ازش فرار میکردی🌊🔥از دختری میخوام بگم که به قصد تحصیل چمدان زندگیشو می‌بنده و یه راست میره ، ایالت مینه سوتا ، وقتیم قصد داره پسر جذاب تتو کار محله رو از پنجره سوییتش دید بزنه ، درست همون پسر مچشو میگیره!تنها چیزی که دختر از اوج خلافکاری پسر تتو کار میبینه سیگار گوشه لب هاشه اما اون هیچ نمیدونه که اون چیزی که درونش افتاده منجلاب سیاه یا عشقی از جنس مافیا!؟💋😈 یه داستان پر از عشق و هیجان که قلبتونو به تپش میندازه❤️💋
  • ○سقوط ○ by shimsa0
    shimsa0
    • WpView
      Reads 7
    • WpPart
      Parts 1
    _sHs_ داستان کوتاه نوشته ها چشم انتظار نگاه شما هستن
  • نامه های دریا  by HivaAtma
    HivaAtma
    • WpView
      Reads 89
    • WpPart
      Parts 21
    نامه های هیوا برای رامین
  • سونوس by bbnazbita
    bbnazbita
    • WpView
      Reads 8
    • WpPart
      Parts 1
    اگر اشتباهی انجام دهی،سونوس به سراغت می اید..
  • زنجیره ی زندگی by ShillyH
    ShillyH
    • WpView
      Reads 11
    • WpPart
      Parts 1
    در هیاهوی سکوت...
  • امین قادری by League0fStories
    League0fStories
    • WpView
      Reads 34
    • WpPart
      Parts 5
    یک قبر تازه. یک تبریک بی‌موقع. مرگ ناگهانی امین قادری، دو دوست صمیمی، جعفر و عیسی را به رقیبانی سرسخت تبدیل می‌کند. یکی بر صندلی ریاست تکیه می‌زند و دیگری کنترل شریان‌های شرکت را به دست می‌گیرد. در این بازی قدرت و خیانت، مرز بین فرصت و توطئه به باریکی یک مو است.
  • the legend (Completed) by Alice_cn
    Alice_cn
    • WpView
      Reads 2,174
    • WpPart
      Parts 13
    در عجبم بعضی انسان ها تا چه حد میتوانند به خدا نزدیک باشند و در طرفی دیگر انسان های درنده خویی در حال نابودی زندگی یک بنده ی دیگر باشند.. (این داستان حمایتتون رو نیاز داره بهش یه شانس بدین از خودش دفاع کنه:))
  • Kpop Cover By Me           "" thriller / mystery "" by Kosar-bts
    Kosar-bts
    • WpView
      Reads 87
    • WpPart
      Parts 2
    This book is for my covers. It's part1 So follow me if u wanna see and request more in future Also visit my works. Votes or comments for improve ❤ **Form for request will be send to u ** If u have any requests
  • روز آزادی by hammermann7
    hammermann7
    • WpView
      Reads 64
    • WpPart
      Parts 1
    دیدن چهره افراد که می‌خندیدند و به من تبریک می‌گفتند حالا برایم جالب بود. شاید آزادی برای هیچ کس دیگری به این اندازه بی معنی و پوچ نمی‌نمود. مرگ کارلا هنگامی اتفاق افتاد که تازه تصمیم گرفته بودیم بچه دار شویم. آزادی زمانی معنی دارد که بتوانی تولد فرزندت را ببینی. بزرگ شدنش را. جشن تولد هجده سالگی و رفتنش به کالج. زمانی که بتوانی در اواخر عمر پدرت هر از چندگاهی سری به او بزنی و در مراسم خاکسپاری‌اش شرکت کنی. زمانی که شغلی داشته باشی و شبها با علاقه پیش خانواده‌ات برگردی و روزها با امید از خانه خارج شوی. زمانی که کسی را در این دنیا داشته باشی...
  • Cover by me       "romance / angst " by Kosar-bts
    Kosar-bts
    • WpView
      Reads 18
    • WpPart
      Parts 1
    Hi loves This book is for my cover works of " romance / angst / sad" U can comment here or send me a private message to request a cover for ur books ** payments are : follow me and give credits to my account on ur book ** Thanks. Kosar