رمان storie

Filtra per tag:
رمان
WpAddداستان
WpAddکتاب
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
رمان
WpAddداستان
WpAddکتاب
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه

40 Storie

  • مخمل سیاه🖤 di romance_inSoul
    romance_inSoul
    • WpView
      Letture 14
    • WpPart
      Parti 1
    ن شب باران بیش از حد می‌بارید و آسمان گویی خشمگین بود اما هیچ‌کس نمی‌دانست سایه‌ای که پشت پنجره می‌دوید تنها یک تصویر نبود بلکه آغاز بازی‌ای بود که روح مرا به زنجیر کشید... و کسی که مرا می‌خواست، هرگز قصد عاشقی نداشت.
  • 🔯 Cussed People 🔯 di dalya1379
    dalya1379
    • WpView
      Letture 762
    • WpPart
      Parti 16
    فرانکی در حالی که صورتش را با دستانش پوشانده بود با صدای آرامی زمزمه کرد: _ چرا تلاش می کنی منو نجات بدی؟ من نفرین شده ام! تموم شده ام! جاستین کنار او نشست و به منظره رو به رویش خیره شد _ حتما لازم نیست یه ساحره طلسمی اجرا کنه تا آدما نفرین بشن ... آدما خودشون، خودشونو درگیر نفرین های بزرگ می کنن؛ با ذهنشون! منم نفرین شدم ... به این ماجرا ... به اصل و نسبم ... به اسمم ... حتی با اینکه تمام عمرم سعی کردم ازش فرار کنم ... من نفرین شدم به این که تو رو ببینم و نتونم نجاتت بدم.
  • اَز مَن تا تُو... di Robina_187
    Robina_187
    • WpView
      Letture 35
    • WpPart
      Parti 3
    در دانشگاهی پر از رقابت، جایی که همه برای اول بودن می‌جنگند، ارین دانشجوی مغز و اعصاب، ساکت، جدی و همیشه بهترینه. هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه بهش نزدیک بشه... تا اینکه کیا وارد می‌شه؛ دانشجوی جدیدی که با خنده‌هاش، بی‌قیدی‌هایش و گذشته‌ای پنهان، همه‌چیز رو به‌هم می‌زنه. اما پشت نگاه‌های سرد ارین، زخمی قدیمی پنهانه و پشت شوخی‌های کیا، رازی خفه‌شده. هر دو باهوش، هر دو خسته از تظاهر، و هر دو در جست‌وجوی چیزی که حتی نمی‌دونن اسمش عشقه. آیا فاصله‌ی بین‌شون، فقط چند ردیف صندلی در کلاس‌های پزشکیه؟ یا فراتر از اون، دیواریه بین گذشته و آینده‌شون؟ "از من تا تو" قصه‌ی برخورد دو دنیای متضاده؛ عاشقانه‌ای که از نگاه‌های پنهانی شروع می‌شه و با یک لمس ساده، می‌تونه جهانشون رو زیر و رو کنه...
  • Me After you_من‌پس‌از‌تو di IDNSeryali
    IDNSeryali
    • WpView
      Letture 10
    • WpPart
      Parti 1
    پارتهایی از کتاب ها هستن که واقعا مورد علاقمه پس منم اینجا جمع آوریشون میکنم:) امن‌ترین مکانه😅
  • tuka the little bird di PanjreKhiyal
    PanjreKhiyal
    • WpView
      Letture 29
    • WpPart
      Parti 1
    Tuka has always tried to live as an ordinary girl- but her life rests upon a hidden truth. Concealed among humans by her mother, she is a half-blood, heir to a legacy she never knew existed. When a mirror draws her into the Green Realm-her mother's homeland-Tuka is condemned to death. Yet in the final moment, the enigmatic Shadow King intervenes. By claiming her as his queen, he spares her life... but binds her forever to the world of shadows, and to a man she does not know. What begins as a desperate fight for survival soon transforms into a journey of identity, destiny, and forbidden desire. For Tuka is far from ordinary-and powerful forces will stop at nothing to claim her.
  • دختری که زود بزرگ شد di moon_sun1233
    moon_sun1233
    • WpView
      Letture 21
    • WpPart
      Parti 1
    گاهی بزرگ‌ترین زخم‌های یک انسان، آن‌هایی نیستند که روی پوستش دیده می‌شوند؛ زخم‌هایی هستند که سال‌ها در سکوت، در ذهن و قلبش زندگی می‌کنند. اگر امروز این کتاب را در دست گرفته‌اید، احتمالاً انتظار دارید داستان زندگی یک دختر نوزده‌ساله را بخوانید؛ دختری که مثل میلیون‌ها انسان دیگر به دنیا آمد، مدرسه رفت، بزرگ شد و زندگی کرد. اما زندگی من هیچ‌وقت آن‌قدر ساده نبود. سال‌ها طول کشید تا بفهمم بعضی آدم‌ها از همان کودکی، بارهایی را روی دوش می‌کشند که حتی بزرگسالان هم توان تحملش را ندارند. من یکی از همان آدم‌ها بودم. این کتاب فقط روایت اتفاق‌های زندگی من نیست؛ روایت ترس‌هایی است که سال‌ها همراهم بودند، اشک‌هایی که کسی آن‌ها را ندید، شب‌هایی که با نگرانی خوابیدم و صبح‌هایی که با اضطراب از خواب بیدار شدم. من قرار نیست خودم را قهرمان این داستان نشان بدهم. اشتباه کرده‌ام، شکست خورده‌ام، گریه کرده‌ام، ناامید شده‌ام و بارها احساس کرده‌ام دیگر توان ادامه دادن ندارم. اما هنوز اینجا هستم... اگر امروز توانسته‌ام این سطرها را بنویسم، یعنی هنوز امیدی در وجودم زنده مانده است. شاید وقتی این کتاب را تمام کردی، بفهمی پشت لبخند بعضی آدم‌ها، دنیایی از درد پنهان شده است. و شاید داستان من، باعث شود هیچ‌وق
  • 1984 _جورج اورول  di Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Letture 119
    • WpPart
      Parti 2
    1984_ George Orwell هر سه شنبه آپ می‌شود
  • Raha di Just_Ait
    Just_Ait
    • WpView
      Letture 22
    • WpPart
      Parti 1
    رمانگر بیانگر زندگی رها اعتماد زاده و سر گذشت زندگی او به عنوان یک وکیل و مشکلات اوست.
  • سالهاي بعد از جنگ di life_write
    life_write
    • WpView
      Letture 656
    • WpPart
      Parti 9
    داستان قصه زندگي فريباس که از خاطراتش ، يک سال قبل از انقلاب شروع ميشه و به چند سال بعد از جنگ ميرسه. قصه زندگي پر فراز و نشيب دختري که عشق رو با اتفاقات عجيب تجربه ميکنه من مطمئنم از قصه خوشتون مياد فقط کافي چند پارت رو بخونيد و با شخصيت همراه بشين تا بتونيد عاشقش بشيد،عاشق فريبا و باقي شخصيت ها. اولين رماني نيست که مينويسم اما اولين رماني هست که اينجا منتشر ميکنم بي صبرانه منتظر نظراتتون هستم🌱 آيدي اينستاگرام👇 @life___write @salhaye_baad_az_jang
  • ⁦⚔️⁩Repayment⚔️ di patogh
    patogh
    • WpView
      Letture 394
    • WpPart
      Parti 2
    _من فقط یک استرپیر بودم ، اون میخواست از من سو استفاده کنه! کاپل: چانبک⁦⚔️⁩ کایسو⁦⚔️⁩ ژانر: عاشقانه جنایی روزمره و گاهی فان کامینگ سون⁦⚔️⁩ .....
  • nanyang(back story) di La_Luna_lina
    La_Luna_lina
    • WpView
      Letture 6
    • WpPart
      Parti 2
    پشت صحنه آرشیو معمای نان یانگ #novel #chinese #dingyuxi #ناول #رمان
  • غرور و تعصب _ جين آستین  di Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Letture 307
    • WpPart
      Parti 4
    Pride & Prejudice_Jane Austen هر شنبه آپ می شود
  • Mackian's di felanita12
    felanita12
    • WpView
      Letture 648
    • WpPart
      Parti 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
  • مغازه خودکشی _ ژان تولی  di Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Letture 1,041
    • WpPart
      Parti 9
    The Suicide Shop_Jean Teulé
  • 𝗚𝗿𝗲𝗲𝗱𝘆 𝗠𝗲𝗺𝗼𝗿𝗶𝗲𝘀 di Elenaaa_dd
    Elenaaa_dd
    • WpView
      Letture 1,199
    • WpPart
      Parti 3
    ژانر: عاشقانه،مافیایی،اسمات🔞 داستان از ی انتقام شرو میشه و تا پایان این انتقام اتفاقات زیادی میفته.. لورا ک حتی نمیدونه حافظشو از دس داده وارد این بازی میشه __ مقدمه: حس میکنم ت بیابونم ت بیابون پر از سراب گرمای این بیابون فرق میکنه تشنه خاطراتمم خاطراتی که دور انداخته شدن نگاهی به پشت سرم میکنم دریایی میبینم دریای غم ی مرد غم های آن مرد آشناست آشنا تر از خودم دریا محو میشود... کوهی میبینم کوه غرور ی دختر ! کمی آن طرف تر آتشی میبینم شعله ی عشقی بی پایان
  • سرنوشت عشق ❤ di AzRaAkSu23457689
    AzRaAkSu23457689
    • WpView
      Letture 30
    • WpPart
      Parti 2
    یونچه دختری ۱۹ ساله که از دست شکنجه های باباش خسته شده بود و شوگا پسری۲۲ ساله که توانست یونچه را از دست پدرش راحت کند نام رمان: سرنوشت عشق کاپل اصلی: یونگی و یونچه ژانر: عاشقانه، غمگین، اص//مات
  • قلعه حیوانات _ جورج اورول  di Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Letture 739
    • WpPart
      Parti 10
    Animal farm _ George Orwell
  • لحظه ی دیدار تو di NajibNajib099
    NajibNajib099
    • WpView
      Letture 50
    • WpPart
      Parti 1
    لحظه ی دیدار تو،داستان را حکایت از دو عاشق و دلباخته بهم میکند که پس از فراق و دوری فراوان و طاقت فرسا بالاخره به دیدار هم می رسند و مشکلات زیادی را در این مدت تا رسیدن بهم پشت سر می گذرانند.