زن cerita

Saring berdasarkan tag:
زن
زن

4 Cerita

  • روز جهانی زن، مقاله کلاسیک الکساندرا کولونتای oleh 20edalatnews
    20edalatnews
    • WpView
      Membaca 7
    • WpPart
      Bab 1
    در ١٩١٠، در «دومین کنفرانس بین‌المللی زنان کارگر»، کلارا زتکین٢ موضوع سازماندهی یک روز جهانی زنان کارگر را مطرح کرد. کنفرانس تصمیم گرفت که هر سال، در هر کشور، آن‌ها باید در یک روز واحد «روز زن» را زیر شعار «حق رأی برای زنان نیروی ما را در مبارزه برای سوسیالیسم تقویت خواهد کرد» جشن بگیرند. طی این سال‌ها، مسأله دمکراتیک‌تر کردن پارلمان، یعنی گسترش حق رأی همگانی و بسط حق رأی زنان، یک موضوع اساسی بود. حتا پیش از نخستین جنگ جهانی، کارگران در همه کشورهای بورژوایی به استثنای روسیه حق رأی داشتند.٣ تنها زنان، در کنار دیوانگان، فاقد حق رأی بودند.
  • Peroz Tabendah - پیروز تابنده oleh Nasoryafi
    Nasoryafi
    • WpView
      Membaca 60
    • WpPart
      Bab 1
    پیروز شمشیرزن که تمام عمرش ماجراهای مشقتی را بر سر گذشتانده حالا جهت خودکشی به خطرناکترین جنگل سرزمین اش میرود اما تقدیر با فرستادن یک دیو مهربان قرار است ماجراهای بیشتری را برایش هدیه دهد. کتاب ذیل بطور مکمل نوشته نشده است و برای اینکه بتوانم از وقفه های طولانی مدت جلوگیری کنم هر هفته یک صفحه آنرا در اینجا اضافه خواهم نمود، از صبر و حوصله شما دوستان و عزیزانم یک جهان سپاس گذارم. معلومات مختصر در مورد جهان پیروز تابنده: ناول یاد شده بر بنیاد سلسه کتاب های 'سروده های نا تکمیل' نوشته شده است که این سلسله کتاب ها در یک کره زمین جدید با قاره ها، ممالک و نژاد های جدید به دنبال ماجرا های سه شخصیت اصلی شامل دونکرلوی از سرزمین روهیلیا، کورکوردن از سرزمین تلگولاند و سبزک از سرزمین ارمندوک میباشند. در پهلوی این سه شخصیت اصلی، شخصیت های نیمه اصلی و شخصیت های فرعی نیز وجود دارند که هرکدام همراه با داستان های جداگانه ای و ماجراهای حماسه ایی شان این مجموعه را رنگین ساخته اند. پیروز تابنده در این دنیای انبوه و پر از قصه اولین کتابی خواهد بود از این سلسله که در واتپد با شما شریک کردم، از شما خواننده عزیز خواهانم که برایم در مورد هر نوع اشتباه احتمالی، سوالات و ابهامات تان راجع به این ناول پیام بفرسید.
  • راهنمای خرید چمن زن برقی با بهترین قیمت oleh rahimrashti
    rahimrashti
    • WpView
      Membaca 1
    • WpPart
      Bab 1
    راهنمای خرید چمن زن برقی با بهترین قیمت
  • 《آزورا و باروت》| 𝗔𝘇𝘂𝗿𝗮 & 𝗚𝘂𝗻𝗽𝗼𝘄𝗱𝗲𝗿   oleh _venusdiary_
    _venusdiary_
    • WpView
      Membaca 253
    • WpPart
      Bab 6
    آزورا، معصوم بود... با چشم‌هایی آبی‌تر از سکوتِ اقیانوس‌های دور، و صدایی که حتی بلد نبود آتش رو صدا کنه. اما بعد... یاد گرفت بوی خون چه طعمی داره. و من؟ من هنوز تو همون لحظه گیر افتادم- لحظه‌ای که اشکاش برای آخرین بار افتادن، و از اون به بعد، فقط ماشه بود که گریه می‌کرد. دیدم چطور نور از نگاهش دزدیده شد، چطور قلبشو لای آستر کت خاکستریش قایم کرد... کنار یه فشنگِ خالی و یه رازِ بی‌صدا. دیدم که لبخندش تیر خورد، و خودش... با همون لبخند، شلیک کرد. کسی نفهمید. اما من هنوزم هر شب، اسمشو از سیاره‌ها می‌پرسم: آزورا... اون دخترِ آبی که خودش رو به باروت باخت...»