نام:سرنوشت تلخ
کاپل:سکای
ژانر: انگست، سداند
نویسنده:هیلدا
*******************
دلم خیلی برای خودم میسوزه... خنده داره،نه؟!...معلومه خنده داره...اونم خیلی...منی که ترحم برام تنفر به حساب میومد حالا خودم برای خودم دل میسوزونم...
چقدر بدبخت شدم...
چه بلایی سرم آوردی...
یجوری زمینم زدی که هنوز پا در هوا موندم... بی انگیزه...کرخت...سست...بی هدف...
نفس کشیدنام ادامه داره ولی خیلی بی حسم.
ولی بدون دلم خیلی برات تنگ شده.
داستان قصه زندگي فريباس که از خاطراتش ، يک سال قبل از انقلاب شروع ميشه و به چند سال بعد از جنگ ميرسه. قصه زندگي پر فراز و نشيب دختري که عشق رو با اتفاقات عجيب تجربه ميکنه
من مطمئنم از قصه خوشتون مياد فقط کافي چند پارت رو بخونيد و با شخصيت همراه بشين تا بتونيد عاشقش بشيد،عاشق فريبا و باقي شخصيت ها.
اولين رماني نيست که مينويسم اما اولين رماني هست که اينجا منتشر ميکنم
بي صبرانه منتظر نظراتتون هستم🌱
آيدي اينستاگرام👇
@life___write
@salhaye_baad_az_jang