شکنجه Geschichten

Suche durch Tags verfeinern:
شکنجه
شکنجه

3 Geschichten

  • 🔯 Cussed People 🔯 von dalya1379
    dalya1379
    • WpView
      GELESEN 749
    • WpPart
      Teile 16
    فرانکی در حالی که صورتش را با دستانش پوشانده بود با صدای آرامی زمزمه کرد: _ چرا تلاش می کنی منو نجات بدی؟ من نفرین شده ام! تموم شده ام! جاستین کنار او نشست و به منظره رو به رویش خیره شد _ حتما لازم نیست یه ساحره طلسمی اجرا کنه تا آدما نفرین بشن ... آدما خودشون، خودشونو درگیر نفرین های بزرگ می کنن؛ با ذهنشون! منم نفرین شدم ... به این ماجرا ... به اصل و نسبم ... به اسمم ... حتی با اینکه تمام عمرم سعی کردم ازش فرار کنم ... من نفرین شدم به این که تو رو ببینم و نتونم نجاتت بدم.
  • 사랑 von IAmAHavig
    IAmAHavig
    • WpView
      GELESEN 31,093
    • WpPart
      Teile 28
    عشق(باشه میدونم سادست) ❌این فیک تموم شده و فصل دوم در حال اپه با اسم 과거. ژانر:اسمات،دارک وب،دختر پسری،BDSM(شاخه های مختلفش)،خشن...خب فکر کنم همینا کافیه توجه:این فیک دارای صفحه های شکنجه و خوشنت بار می باشد اگر دوست ندارید نخونید لطفا *مورد داشتیم حالت تحوع گرفته! کاپل اصلی:ا/ت و یونگی. کاپلای فرعی:هوپمیم،ویکوک،نامجین خب من این و همینجوری می نویسم و راستش خب نمیدونم فقط امیدوارم دوست داشته باشید همین. خلاصه:یونگی و دوست دخترش ا/ت که در گروهی به اسم درتی انجلز که در دارک وب کار میکنه مشغول بودن که رابطشون به صورت ناراحت کننده ای از هم میپاشه حالا ماموریتی به پستشون خورده که باید دوباره دوره هم جمع بشن و این ماموریت و جمع کنن و فقط هویج میدونه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته..... نویسنده : هویج هستم مخلص شما 🥕
  • ᵐʸ 𝐓𝐨𝐫𝖒𝖊𝖓𝖙𝖔𝖗 von kookmin_19959
    kookmin_19959
    • WpView
      GELESEN 14,921
    • WpPart
      Teile 11
    به ارومی اشک هاش رو پاک کرد و با صدای گرفته ادامه داد.‌.‌.‌ +هر روز صبح که از خواب پا میشدم، تا اون ساعتی که میخواستم برم رو تخت فقط به این فکر میکردم که چی میشد اگه منم فقط یه ذره حق انتخاب داشتم..... °شکنجه گر من° کاپل: کوکمین ژانر: رومنس، خشن، اسمات، امگاورس رده سنی: 18+ نویسنده:𝒯𝒶𝓃𝓏𝒶.𝒵 اند: هپی ....Kookmin...jimin...JUNGKOOK ...___Fanfiction ...Tanya.Z