عاشقانه Stories

Refine by tag:
عاشقانه
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddگی
WpAddromance
WpAddجونگکوک
WpAddدرام
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddفارسی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddجنایی
WpAddvkook
WpAddkookv
عاشقانه
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddگی
WpAddromance
WpAddجونگکوک
WpAddدرام
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddفارسی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddجنایی
WpAddvkook
WpAddkookv

116 Stories

  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 by faeze615
    faeze615
    • WpView
      Reads 2,660
    • WpPart
      Parts 20
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 5,690
    • WpPart
      Parts 21
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • The Rejected by ByunAbner
    ByunAbner
    • WpView
      Reads 2,008
    • WpPart
      Parts 26
    ‌بار سکوت رو به دوش میکشید؛ بار قول‌های شکسته و عشقی که فکر میکرد هرگز کافی نیست. توی دنیایی که حتی میشه خانواده رو از دست داد، چطور میشه از طرد شدن جون سالم به در برد؟ فکر میکرد طرد شدن پایان همه چیزه؛ اما این تازه آغاز بود. آغازی که با کسی گره خورد؛ شخصی آشنا، شخصی که عمیق ترین زخم روحش بود و در عین حال، تنها امیدش برای دوباره تپیدن. couple : SeBaek genre : Drama , Romance , Mystery , Psychological , Smut
  • April by una235
    una235
    • WpView
      Reads 1,935
    • WpPart
      Parts 30
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • (نرخی قەرز) by EsraLuna
    EsraLuna
    • WpView
      Reads 646
    • WpPart
      Parts 12
    نازە، کچێکی ١٨ ساڵە و تاقانەی ماڵە، بەڵام هەرگیز لە ماڵەوە هەستی بە خۆشەویستی نەکردووە. کاتێک باوکی، سەروەر، ناتوانێت قەرزی گەورەکەی بە بابان بداتەوە، بڕیارێکی دڵڕەق دەدات؛ نازە دەداتە بابان لەبری قەرزەکە. بابان، سەرۆکی مافیاکان، کە کەسایەتییەکی سارد و ترسناک هەیە، هەرگیز پێی وابوو نەبوو ئەو کچەیە بتوانێت ژیانی بگۆڕێت..
  • Stupid Game  by TinaForoghi
    TinaForoghi
    • WpView
      Reads 212
    • WpPart
      Parts 3
    دختر نوجوون قصه به خاطر مشکلات و سختی هایی که از بعد یک اتفاق وحشتناک تجربه میکنه به استادش نزدیک میشه اما تو دوران نامزدی مجبور به جدایی میشه در حالیکه هیچوقت هیچ چیز طوری که تصور می کرد نبوده و...
  • Walsht_teakook by vandi_88
    vandi_88
    • WpView
      Reads 2,501
    • WpPart
      Parts 10
    چیمیشه اگر جونگکوکی که به پسرها گرایش نداره و دنبال دوست دختر باشه اشتباهی عکس نودشو بجای رفیقش به رئيس شرکت بزرگ مافیایی که توش کار میکنه بفرسته و رئیس شرکت کم کم بهش جذب بشه؟ "این طرز نگاه کردن داره من و میکشه کیم! کنترلش کن!" "میتونم کاری کنم گرایشت تغییر کنه" "_منتظره ی مورد علاقت کجاست؟ +چشای تو" 《 گاهی قلبت زودتر از عقلت می فهمد که به کسی وابسته شده ای 》 _________________________ ژانر: عاشقانه ، فیک چت ، مافیایی ، کمدی تایم آپ : شنبه و چهارشنبه ها کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین
  • Fake Smile 💊 by hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      Reads 434
    • WpPart
      Parts 1
    [ 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐒𝐦𝐢𝐥𝐞 ]🕯 ☂نام وانشات: لبخند مصنوعی ☂وضعیت: #وانشات | #کامل_شده ☂کاپل: هونهان ☂ژانر: درام , رمنس , انگست , اسمات~ • Story By | #Ft » #Oneshot | #Full • Couple | #Hunhan » #FakeSmile | #FS • Genre | drama, romance, angest, smut [ Writer : @FtWalker 🐶 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 2,229
    • WpPart
      Parts 23
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • ⒺⓃⓉⒶⓃℊⓁⒺⒹ by summer4summers
    summer4summers
    • WpView
      Reads 50
    • WpPart
      Parts 1
    «چی می‌شه اگه یه روز بفهمی اسپایدرمن شدی؟ یه روز عادی که همه چیزش معمولیه، و ناگهان دنیا عوض می‌شه، مسئولیت میاد روی شونه‌هات، و هیچ کس نمی‌تونه جلوشو بگیره. و درست وقتی فکر می‌کنی عشقت به کراشت داره کمرنگ می‌شه و امیدت تموم شده، یه چیزی می‌فهمی: سرنوشت‌تون مثل تارهای عنکبوت، پیچیده و در هم تنیده‌ست. هر حرکتت، هر پرش، هر تاب خوردن روی آسمون، تو رو هم به آزادی می‌رسونه و هم به اون کسی که دلت می‌خواد... ولی هنوز هیچ چیز واضح نیست.» 🕸️💜
  • White night  by Heliya_razmjoo
    Heliya_razmjoo
    • WpView
      Reads 8
    • WpPart
      Parts 2
    White Night No one can escape their fate... In a city where secrets vanish into the mist of the night and the whisper of a white wolf breaks the silence of narrow streets, a girl with a wounded past steps into a world where the line between dream and reality has begun to blur. Lia, a 22-year-old with eyes full of wonder and hidden scars, never imagined that a single cold glance from behind the shoulder of a mysterious man could change everything. But truth always begins where we least expect it... With each rising night, the presence of the white wolf grows stronger-a guardian of an ancient secret, a living bond between love, a curse, and a destiny waiting to awaken. In the heart of these white nights, somewhere between danger and desire, a love is born-not quite human, not entirely legend, but something in between shadow and light. And Lia must choose: To follow her heart-or surrender to fate.
  • One letter|~ by shaghimahghani
    shaghimahghani
    • WpView
      Reads 21
    • WpPart
      Parts 2
    One day, a connection occurs between the elves and the wizards... Prince Levi, the sole heir and new king of the Golden City (the City of Elves), will have his life changed in one night... not only his, but also the life of Princess Arista, the sole heir to the kingdom of the Red City (the City of Wizards)...
  • My love:)♡ by LiliLiliou559
    LiliLiliou559
    • WpView
      Reads 1,337
    • WpPart
      Parts 8
    وضعیت: در حال آپ قسمتی از داستان: کوک:بانی؟..تو هم دلت میخواد اون بیلونو ببینی ادای بانی رو در آورد: آله کوکی خلی دلم میخواد تو چی؟ کوک:منم مثل تو بانی..ولی نمتونیم که..کاش حداقل تهلیونگ اجاژه میداد بلیم حیاط.. ته:کوکی من دلش بازی میخواد؟ کوک سریع برگشت سمت در کوک:نه نه.. کی گفده؟ ته:بانی قبلا بهم گفته بود.. کوک برگشت سمت عروسک و گفت:هینننن.. بانیه بد! انگشت اشارش رو گرفت سمتش و گفت:تا یه هفته باهات قهلم! ______________________ بچه ها این اولین فیکیه که دارم مینویسم امیدوارم خوب باشه اینو بگم که این داستان یکم با بقیه بوکا فرق داره خودم تقریبا نصف بوکای واتپدو خوندم خلاصه امیدوارم خوشتون بیاد:)
  • The mask  by imsmny
    imsmny
    • WpView
      Reads 1,161
    • WpPart
      Parts 3
    ویلیام به عنوان شاهزاده امپراطوری و اولین فرزند پادشاه به شخصی بی‌رحم و با جذبه معروفه. شخصی مرموز و مورد احترام مردم اشراف زاده ها و گارد سلطنتی ویلیام 27 ساله تا این سن با کسی رابطه عاشقانه نداشته یا حداقل کسی از این مورد تو زندگی اون خبر نداشته و این در حالیه که اون مخفیانه عاشق آریانا دختریه که کنار اتاق ویلیام زندگی میکنه و مهمان این امپراطوری بزرگه دختری که بخاطر زیبایی محسور کنند‌ش شناخته شده. پرنسسی از شمال که با ادامه زندگیش متوجه راز های کثیف این قصر میشه و برای ادامه زندگیش تو همچین جایی به ویلیام احتیاج داره کسی که آریانا از اون می‌ترسه
  • walk in paris by aidaabbasi1383
    aidaabbasi1383
    • WpView
      Reads 1,407
    • WpPart
      Parts 17
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه --- (فصل اول) ژانر:عاشقانه،تاریخی،اسمات کاپل:ویکوک،سپ
  • تتو به سبک کریسمس by AidaKazemi6
    AidaKazemi6
    • WpView
      Reads 129
    • WpPart
      Parts 1
    داستان درست از جایی شروع میشه که فضای امن و گرم زندگیتو می‌فروشی تا توی امواج سیاه دریایی شنا کنی که همیشه ازش فرار میکردی🌊🔥از دختری میخوام بگم که به قصد تحصیل چمدان زندگیشو می‌بنده و یه راست میره ، ایالت مینه سوتا ، وقتیم قصد داره پسر جذاب تتو کار محله رو از پنجره سوییتش دید بزنه ، درست همون پسر مچشو میگیره!تنها چیزی که دختر از اوج خلافکاری پسر تتو کار میبینه سیگار گوشه لب هاشه اما اون هیچ نمیدونه که اون چیزی که درونش افتاده منجلاب سیاه یا عشقی از جنس مافیا!؟💋😈 یه داستان پر از عشق و هیجان که قلبتونو به تپش میندازه❤️💋
  • "AVATAR" by __taekookv__
    __taekookv__
    • WpView
      Reads 90,564
    • WpPart
      Parts 29
    خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
  • FORBIDDENLOVECLUB by haniyx
    haniyx
    • WpView
      Reads 2,245
    • WpPart
      Parts 4
    ‌ •࿐ FORBIDDEN LOVE CLUB💔 📌ژانر: جنایی،ترسناک،عاشقانه،خشونت،بی دی اس ام 📌خلاصه داستان : کلمه های عجیب که شاید از هر جمله ام هزاران بار تکرارش میکنم من کی قرار آدم شم،کی قرار بدون ترس زندگی کنم کی میتونم جای یه اسلحه یه شاخ گل دستم بگیرم جای غم و درد خنده رو به لبای آدما بیارم اینجا مکعب عشق ممنوع مکعبی با آدمایی متفاوت با دنیای متفاوت.... ‌
    +15 more
  • نامه های دریا  by HivaAtma
    HivaAtma
    • WpView
      Reads 99
    • WpPart
      Parts 21
    نامه های هیوا برای رامین