عاشقانه cerita

Saring berdasarkan tag:
عاشقانه
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddromance
WpAddگی
WpAddجونگکوک
WpAddدرام
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddفارسی
WpAddجنایی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddvkook
WpAddkookv
عاشقانه
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddromance
WpAddگی
WpAddجونگکوک
WpAddدرام
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddفارسی
WpAddجنایی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddvkook
WpAddkookv

117 Cerita

  • Walsht_teakook oleh vandi_88
    vandi_88
    • WpView
      Membaca 1,668
    • WpPart
      Bab 8
    چیمیشه اگر جونگکوکی که به پسرها گرایش نداره و دنبال دوست دختر باشه اشتباهی عکس نودشو بجای رفیقش به رئيس شرکت بزرگ مافیایی که توش کار میکنه بفرسته و رئیس شرکت کم کم بهش جذب بشه؟ "این طرز نگاه کردن داره من و میکشه کیم! کنترلش کن!" "میتونم کاری کنم گرایشت تغییر کنه" "_منتظره ی مورد علاقت کجاست؟ +چشای تو" 《 گاهی قلبت زودتر از عقلت می فهمد که به کسی وابسته شده ای 》 _________________________ ژانر: عاشقانه ، فیک چت ، مافیایی ، کمدی تایم آپ : شنبه و چهارشنبه ها کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 oleh faeze615
    faeze615
    • WpView
      Membaca 1,916
    • WpPart
      Bab 17
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • kastelo | vk oleh zahradall
    zahradall
    • WpView
      Membaca 111
    • WpPart
      Bab 2
    در دنیای پرهیاهوی مافیا، جایی که عشق و خطر در هم تنیده‌اند، جونگکوک، پسری امگا با آرزوهای روشن برای آینده، در شب تولد 18 سالگی‌اش با حقیقتی تکان‌دهنده روبه‌رو می‌شود: سرنوشت او با تهیونگ کاستلو، با انیگمایی مرموز و قدرتمند با شهرتی ترسناک، گره خورده است... در میان رقص‌های پرشور، و رازهای تاریک، جونگکوک باید بین قلبش و وظیفه‌اش به خانواده انتخاب کند که.. این رمان اقتباسی از رمان داریو است و به زبان فارسی ترجمه و به صورت امگاورس باز نویسی شده است.
  • April oleh una235
    una235
    • WpView
      Membaca 1,904
    • WpPart
      Bab 29
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • (نرخی قەرز) oleh EsraLuna
    EsraLuna
    • WpView
      Membaca 487
    • WpPart
      Bab 11
    نازە، کچێکی ١٨ ساڵە و تاقانەی ماڵە، بەڵام هەرگیز لە ماڵەوە هەستی بە خۆشەویستی نەکردووە. کاتێک باوکی، سەروەر، ناتوانێت قەرزی گەورەکەی بە بابان بداتەوە، بڕیارێکی دڵڕەق دەدات؛ نازە دەداتە بابان لەبری قەرزەکە. بابان، سەرۆکی مافیاکان، کە کەسایەتییەکی سارد و ترسناک هەیە، هەرگیز پێی وابوو نەبوو ئەو کچەیە بتوانێت ژیانی بگۆڕێت..
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ oleh broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Membaca 5,257
    • WpPart
      Bab 20
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 《آزورا و باروت》| 𝗔𝘇𝘂𝗿𝗮 & 𝗚𝘂𝗻𝗽𝗼𝘄𝗱𝗲𝗿   oleh _venusdiary_
    _venusdiary_
    • WpView
      Membaca 347
    • WpPart
      Bab 6
    ورا برای انجام یک مأموریت ساده وارد دنیای مافیا می‌شه اما اون چیزی‌ که قرار بود فقط یک نفوذ باشه، خیلی زود به بازی خطرناکی از دروغ، خیانت و راز تبدیل می‌شه. توی دنیایی که هیچ‌کس اون چیزی نیست که به نظر می‌رسه، ورا به چه کسی می‌تونه اعتماد کنه؟
  • RUBY oleh marriyax
    marriyax
    • WpView
      Membaca 552
    • WpPart
      Bab 1
    .وان‌شات. "می‌دونی تن یاقوت‌ها چه لباسی می‌کنن ؟" مرد پرسید و زن با خیره‌گی پلک‌هاش رو از ندونستن روی هم گذاشت. 'مگه تن یاقوت هم لباس می‌کنن ؟' مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد : "پارچه‌ای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگه‌ای، بدرخشه !" روی لب‌های زن لبخند محوی نشست و به انگشت‌های کشیده‌اش خیره شد؛ حرف‌های مرد واضح بود و قلبش رو لمس می‌کرد.
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎�𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 2,223
    • WpPart
      Bab 23
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  oleh tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      Membaca 1,002
    • WpPart
      Bab 10
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  • Fake Smile 💊 oleh hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      Membaca 434
    • WpPart
      Bab 1
    [ 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐒𝐦𝐢𝐥𝐞 ]🕯 ☂نام وانشات: لبخند مصنوعی ☂وضعیت: #وانشات | #کامل_شده ☂کاپل: هونهان ☂ژانر: درام , رمنس , انگست , اسمات~ • Story By | #Ft » #Oneshot | #Full • Couple | #Hunhan » #FakeSmile | #FS • Genre | drama, romance, angest, smut [ Writer : @FtWalker 🐶 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥 𝐩𝐚𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫 نقاش سلطنتی oleh middlenight7
    middlenight7
    • WpView
      Membaca 897
    • WpPart
      Bab 4
    +نامجون فکر میکنم این عشق اشتباهه _کی تایین میکنه چی درسته چی اشتباه؟ عاشق تو شدن درست ترین تصمیم زندگیم بود
  • baby sooyy oleh Sahar7850
    Sahar7850
    • WpView
      Membaca 1,563
    • WpPart
      Bab 6
    پدر و مادر کای توی تصادف میمیرن کای هم که از کل زندگی یه عمو براش مونده بود که اونم اهمیتی بهش نداد و پسش زد تصمیم میگیره با ارث پدرومادرش به سئول بره و در اونجا به گرفتن یه بچه ی مطیع از پرورشگاه اقدام می‌کنه ژانر : روزمره ، عاشقانه ، رومنس ، اسمات ، امپرگ کاپل اصلی: کایسو
  • nor\iran zamin🫡☀️ oleh rihanarahi
    rihanarahi
    • WpView
      Membaca 2
    • WpPart
      Bab 1
    «می‌گویند وقتی نور خاموش شود، امید نیز می‌میرد... اما هیچ‌کس نمی‌داند آخرین شعله‌ی نور، دختری است که همه چیزش را در آتش از دست داده؛ و مردی که حاضر است برای بازگرداندن او، با تمام تاریکی جهان بجنگد.»
  • -The flower of death- oleh aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      Membaca 159,014
    • WpPart
      Bab 49
    +بالا بیار _هیچ میدونی چیو دارم بالا میارم +فقط بالا بیار _دارم عشقتو بالا میارم ---- ژانر:اسمات🔞 هاناهاکی امپرگ عاشقانه
  • Dead Soul oleh N_arratorGirl
    N_arratorGirl
    • WpView
      Membaca 184
    • WpPart
      Bab 5
    اون شب تو ترکم کردی و کاش همراه با روحم،جسمم هم می‌مرد.
  • My Knight oleh MonikaRainbow
    MonikaRainbow
    • WpView
      Membaca 283
    • WpPart
      Bab 1
    شاهزاده الفی ک ب علت بیماریش بیش از حد ب شوالیش وابسته شده چی میشه اگه اونا فاصله رو از بین ببرن و مثل دوتا عاشق و معشوق با هم رفتار کنن؟ چیزی ک از بچگی حتی فکرشم نمیکرده حالا این وسط اگه یکیشون واقعا عاشق شده باشه چی؟ اونوقت چی میشه؟ نویسنده:sg
  • 𝑭𝒐𝒓 𝒀𝒐𝒖 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ oleh AlHphBA
    AlHphBA
    • WpView
      Membaca 110,469
    • WpPart
      Bab 19
    [Completed] خلاصه: تهیونگ، دانشجوی فعال و سرزنده‌ی ترم آخر رشته‌ی نقاشی، مدتی بود که از پسر ساکت و آروم ترم پایینی رشته‌ی موسیقی خوشش اومده بود. چیزی تا پایان سال‌های دانشجوییش باقی نمونده بود، باید شانسش رو امتحان و بهش اعتراف می‌کرد؛ خوش‌شانس بود یا بدشانس؟ آیا این احساس، همون عشقی بود که همیشه به انتظارش نشسته بود؟ هیچ‌کس از آینده با خبر نیست، تهیونگ هم از این قاعده مستثنی نبود. این شروع اتفاق‌های خوب بود یا نوید دهنده‌ی روزهای سخت و تاریک؟ •کوکوی ایو •رمنس، انگست، اسمات Wr: Hb
  • Yellow Lights: Rotterdam  oleh RednightRn
    RednightRn
    • WpView
      Membaca 1,497
    • WpPart
      Bab 28
    🔅Name : Yellow Lights: Rotterdam 🔅 Writer : Rednight 🔅 Genre : Letters 🔅 Couple : - 🔅 Character : Agape, Gaia در لابه لای نور های زرد و طلایی، بین عطر شیرین رزهای هلندی، تنها دو شهروند بیدار بودند که در میان انبوهی از کاغذها برای هم، نامه می نوشتند. ------------- ‼️ - تمامی اسامی و شخصیت ها تخیلی بوده و هرگونه تشابه، تصادفی است! - تمامی حقوق مربوط به این داستان، متعلق به نویسنده است؛ هرگونه استفاده، ایده گرفتن، تغییر و یا نشر در کانال های تلگرام، روبیکا و سایر، ممنوع بوده و در صورت مشاهده، لطفا به نویسنده اطلاع دهید.
  • End of the Dream oleh SunnyWritesThings
    SunnyWritesThings
    • WpView
      Membaca 169
    • WpPart
      Bab 2
    مرگ کارا درست از زمانی که دیدمش شروع شد.