We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.

عاشقانه Stories

Refine by tag:
عاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddاسمات
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddغمگین
WpAddromance
WpAddگی
WpAddکوکوی
WpAddدرام
WpAddفارسی
WpAddجنایی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddvkook
WpAddجیمین
WpAddانگست
عاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddاسمات
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddغمگین
WpAddromance
WpAddگی
WpAddکوکوی
WpAddدرام
WpAddفارسی
WpAddجنایی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddvkook
WpAddجیمین
WpAddانگست

119 Stories

  • 《آزورا و باروت》| 𝗔𝘇𝘂𝗿𝗮 & 𝗚𝘂𝗻𝗽𝗼𝘄𝗱𝗲𝗿   by _venusdiary_
    _venusdiary_
    • WpView
      Reads 331
    • WpPart
      Parts 6
    ورا برای انجام یک مأموریت ساده وارد دنیای مافیا می‌شه اما اون چیزی‌ که قرار بود فقط یک نفوذ باشه، خیلی زود به بازی خطرناکی از دروغ، خیانت و راز تبدیل می‌شه. توی دنیایی که هیچ‌کس اون چیزی نیست که به نظر می‌رسه، ورا به چه کسی می‌تونه اعتماد کنه؟
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 by faeze615
    faeze615
    • WpView
      Reads 1,095
    • WpPart
      Parts 12
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • NINETY FOUR by Im_lumen
    Im_lumen
    • WpView
      Reads 5
    • WpPart
      Parts 1
    تو میخواستی من رو به زندگی برگردونی تهیونگا؟ پس الان که من برگشتم تو کجایی؟ One shot Couple: Taekook Genre: psychological, romance, crime, drama Written by Lumen با احترام؛ اینکار از وان شات بی حافظه الهام گرفته شده.
  • (نرخی قەرز) by EsraLuna
    EsraLuna
    • WpView
      Reads 190
    • WpPart
      Parts 9
    نازە، کچێکی ١٨ ساڵە و تاقانەی ماڵە، بەڵام هەرگیز لە ماڵەوە هەستی بە خۆشەویستی نەکردووە. کاتێک باوکی، سەروەر، ناتوانێت قەرزی گەورەکەی بە بابان بداتەوە، بڕیارێکی دڵڕەق دەدات؛ نازە دەداتە بابان لەبری قەرزەکە. بابان، سەرۆکی مافیاکان، کە کەسایەتییەکی سارد و ترسناک هەیە، هەرگیز پێی وابوو نەبوو ئەو کچەیە بتوانێت ژیانی بگۆڕێت..
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 2,214
    • WpPart
      Parts 23
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • April by una235
    una235
    • WpView
      Reads 1,870
    • WpPart
      Parts 27
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • Walsht_teakook by vandi_88
    vandi_88
    • WpView
      Reads 796
    • WpPart
      Parts 5
    چیمیشه اگر جونگکوکی که به پسرها گرایش نداره و دنبال دوست دختر باشه اشتباهی عکس نودشو بجای رفیقش به رئيس شرکت بزرگ مافیایی که توش کار میکنه بفرسته و رئیس شرکت کم کم بهش جذب بشه؟ "این طرز نگاه کردن داره من و میکشه کیم! کنترلش کن!" "میتونم کاری کنم گرایشت تغییر کنه" "_منتظره ی مورد علاقت کجاست؟ +چشای تو" _________________________ ژانر: عاشقانه ، فیک چت ، مافیایی ، کمدی تایم آپ : شنبه و چهارشنبه ها کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 4,885
    • WpPart
      Parts 19
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  by tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      Reads 916
    • WpPart
      Parts 10
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  • kastelo | vk by zahradall
    zahradall
    • WpView
      Reads 28
    • WpPart
      Parts 1
    در دنیای پرهیاهوی مافیا، جایی که عشق و خطر در هم تنیده‌اند، جونگکوک، پسری امگا با آرزوهای روشن برای آینده، در شب تولد 18 سالگی‌اش با حقیقتی تکان‌دهنده روبه‌رو می‌شود: سرنوشت او با تهیونگ کاستلو، با انیگمایی مرموز و قدرتمند با شهرتی ترسناک، گره خورده است... در میان رقص‌های پرشور، و رازهای تاریک، جونگکوک باید بین قلبش و وظیفه‌اش به خانواده انتخاب کند که.. این رمان اقتباسی از رمان داریو است و به زبان فارسی ترجمه و به صورت امگاورس باز نویسی شده است.
  • RUBY by marriyax
    marriyax
    • WpView
      Reads 548
    • WpPart
      Parts 1
    .وان‌شات. "می‌دونی تن یاقوت‌ها چه لباسی می‌کنن ؟" مرد پرسید و زن با خیره‌گی پلک‌هاش رو از ندونستن روی هم گذاشت. 'مگه تن یاقوت هم لباس می‌کنن ؟' مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد : "پارچه‌ای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگه‌ای، بدرخشه !" روی لب‌های زن لبخند محوی نشست و به انگشت‌های کشیده‌اش خیره شد؛ حرف‌های مرد واضح بود و قلبش رو لمس می‌کرد.
  • 7:40 AM by noura_write
    noura_write
    • WpView
      Reads 29
    • WpPart
      Parts 1
    7:40 AM گاهی یک اتفاق ساده، می‌تواند شروع تمام اتفاقات زندگی‌ات باشد... آرین برای شروع یک زندگی جدید به سئول می‌آید؛ شهری که قرار است برایش پر از تجربه‌های تازه باشد. اما یک صبح بارانی، ساعت 7:40، اتفاقی کاملاً غیرمنتظره زندگی او را تغییر می‌دهد. یک برخورد کوتاه. یک غریبه‌ی مرموز. و رازی که آرین هنوز نمی‌داند چقدر به زندگی خودش مربوط است. قرار نبود آنها یکدیگر را ببینند. قرار نبود این آشنایی ادامه پیدا کند. اما بعضی آدم‌ها درست زمانی وارد زندگی‌ات می‌شوند که اصلاً انتظارش را نداری... 7:40 AM گاهی یک ساعت، فقط یک ساعت نیست.
  • Fake Smile 💊 by hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      Reads 433
    • WpPart
      Parts 1
    [ 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐒𝐦𝐢𝐥𝐞 ]🕯 ☂نام وانشات: لبخند مصنوعی ☂وضعیت: #وانشات | #کامل_شده ☂کاپل: هونهان ☂ژانر: درام , رمنس , انگست , اسمات~ • Story By | #Ft » #Oneshot | #Full • Couple | #Hunhan » #FakeSmile | #FS • Genre | drama, romance, angest, smut [ Writer : @FtWalker 🐶 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • 𝑨𝒏𝒕𝒉𝒆𝒎, 𝑭𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎, 𝑳𝒐𝒗𝒆 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 1,693
    • WpPart
      Parts 26
    چیز زیادی از این دنیا نمی‌خواستیم؛ به جز آزادی... این حق ما نبود با من بخوان سرود آزاد عشق را
  • nor\iran zamin🫡☀️ by rihanarahi
    rihanarahi
    • WpView
      Reads 2
    • WpPart
      Parts 1
    «می‌گویند وقتی نور خاموش شود، امید نیز می‌میرد... اما هیچ‌کس نمی‌داند آخرین شعله‌ی نور، دختری است که همه چیزش را در آتش از دست داده؛ و مردی که حاضر است برای بازگرداندن او، با تمام تاریکی جهان بجنگد.»
  • The Rejected by ByunAbner
    ByunAbner
    • WpView
      Reads 1,965
    • WpPart
      Parts 26
    ‌بار سکوت رو به دوش میکشید؛ بار قول‌های شکسته و عشقی که فکر میکرد هرگز کافی نیست. توی دنیایی که حتی میشه خانواده رو از دست داد، چطور میشه از طرد شدن جون سالم به در برد؟ فکر میکرد طرد شدن پایان همه چیزه؛ اما این تازه آغاز بود. آغازی که با کسی گره خورد؛ شخصی آشنا، شخصی که عمیق ترین زخم روحش بود و در عین حال، تنها امیدش برای دوباره تپیدن. couple : SeBaek genre : Drama , Romance , Mystery , Psychological , Smut
  • ⒺⓃⓉⒶⓃℊⓁⒺⒹ by summer4summers
    summer4summers
    • WpView
      Reads 48
    • WpPart
      Parts 1
    «چی می‌شه اگه یه روز بفهمی اسپایدرمن شدی؟ یه روز عادی که همه چیزش معمولیه، و ناگهان دنیا عوض می‌شه، مسئولیت میاد روی شونه‌هات، و هیچ کس نمی‌تونه جلوشو بگیره. و درست وقتی فکر می‌کنی عشقت به کراشت داره کمرنگ می‌شه و امیدت تموم شده، یه چیزی می‌فهمی: سرنوشت‌تون مثل تارهای عنکبوت، پیچیده و در هم تنیده‌ست. هر حرکتت، هر پرش، هر تاب خوردن روی آسمون، تو رو هم به آزادی می‌رسونه و هم به اون کسی که دلت می‌خواد... ولی هنوز هیچ چیز واضح نیست.» 🕸️💜
  • Pretty Dead by TurtlesFiction
    TurtlesFiction
    • WpView
      Reads 207
    • WpPart
      Parts 5
    وانگ ییبو فکر می کرد شهری که خانواده اش برای نقل مکان انتخاب کردن کسل کننده باشه خب، بعد از اینکه مرده ای پیدا کردن، باید به این فکر می کرد که از یک کلمه بسیار زیباتر برای شهر استفاده کنه..جسدی در جنگل، نه چندان دور از یک استخر شنا. خوشبختانه، شهر کارآگاهانی مانند شیائو جان جوان و آینده دار داره که هر کاری برای حل پرونده و بازگرداندن آرامش به شهر کوچک خودشون میکنن. Translator: Neda Top : Verse Gener : Police, Crime, Angst, Fluff , Smut, Mystery
  • سیمرغ خیال by SayedJahangirMosawi
    SayedJahangirMosawi
    • WpView
      Reads 65
    • WpPart
      Parts 1
    مجموعه ی داستان های کوتاه که بر اساس واقعیت زندگی خودم هست.