غمگین قصص

التنقيح بـ وسم:
غمگین
WpAddعاشقانه
WpAddانگست
WpAddهوسوک
WpAddفیک
WpAddیونگی
WpAddromance
غمگین
WpAddعاشقانه
WpAddانگست
WpAddهوسوک
WpAddفیک
WpAddیونگی
WpAddromance

30 قصص

  • April بقلم una235
    una235
    • WpView
      مقروء 1,534
    • WpPart
      فصول 23
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • وقتی رسیدی که شکسته بودم بقلم wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      مقروء 53,760
    • WpPart
      فصول 105
    اون ها پدر و مادر نبودند ابزاری برای شکنجه دادن بودند اون فقط منتظر یک ناجی بود... اون مرد وقتی رسید که پسر شکسته بود
  • ⁦⚔️⁩Repayment⚔️ بقلم patogh
    patogh
    • WpView
      مقروء 385
    • WpPart
      فصول 2
    _من فقط یک استرپیر بودم ، اون میخواست از من سو استفاده کنه! کاپل: چانبک⁦⚔️⁩ کایسو⁦⚔️⁩ ژانر: عاشقانه جنایی روزمره و گاهی فان کامینگ سون⁦⚔️⁩ .....
    +15 أكثر
  • زمزمه هایی در باران بقلم mobikna
    mobikna
    • WpView
      مقروء 5
    • WpPart
      فصول 1
    هان ته‌جون، پسری ۱۶ ساله با روحی زخمی، یه شب بارونی از کلاس نقاشی برمی‌گرده و با صحنه‌ای وحشتناک روبه‌رو می‌شه: قتل بی‌رحمانه‌ی خانواده‌اش
  • Give me back/منو بهم پس بدید بقلم Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      مقروء 28,871
    • WpPart
      فصول 12
    چند روز مونده به روز عروسیش وقتی برای پیدا کردن چند تا شاخه گل رز بخصوص که نامزدش عاشقشه، زمان از دستش در میره و تا دیر وقت بیرون میمونه به خاطر استرسش و ترسش ازتاریکی راهو گم میکنه و سر از جای نااشنایی در میاره میدونست بالای شهره و جالب بود که فقط از اونجا بوی دو گرگ رو میتونست استشمام کنه! انگار که کس دیگ ای تو اون محله ی اشرافی زندگی نمیکرد! بوی دو الفای اصیل و قوی و...... از شانس بدش هورنی! چقد میتونه غم انگیز باشه که درست چند روز قبل عروسیش دو الفای هورنی و مست بهش تجاوز کنن و صبحش هیچی یادشون نیاد؟! ووقتی جیمین ماجرا رو برای نامزدش تعریف میکنه خانواده نامزدش بااین وصلت مخالفت کنن! و خانوادش از این ابروریزی پاشیده بشه! ولی از همه بدتر......! نامزدش باورش نکنه و جیمین برای اثبات حرفش شکایت میکنه و ازاونجایی که اون دو الفا خیلی گردن کلفت و پرنفوذن کل مدارک اون شبواز بین ببرن و حتی حاضر نباشن جیمینو برای یه لحظه ببینن!!! این وسط میمونه جیمین با قلبی متشکل از چند حس....!!!! شکسته از عشقش غمگین از خانوادش ناامید از خانواده نامزدش و پر از کینه و نفرت نسبت به دو الفایی که هیچ وقت قرار نیست چهرشونو از یاد ببره............ درحال اپ امگاورس، انگست، امپرگ، انتقامی، هپی اند کاپل: ویمینکوک
  • دختری که آپا صدام کرد ... بقلم HadiY4
    HadiY4
    • WpView
      مقروء 3,831
    • WpPart
      فصول 14
    سقطش کن ! +چی ؟ بار دیگه صداشو بلند تر کرد و دستاش رو انقدر سفت مشت کرده بود که سفید یخی شده بودن _هعی کیم ری وو بهت گفتم سقطش کن
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی بقلم lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      مقروء 336
    • WpPart
      فصول 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟
  • my blue | vkook" بقلم zahradall
    zahradall
    • WpView
      مقروء 234
    • WpPart
      فصول 8
    نامه های دال برای شازده‌... نامه های جونگکوک برای ته‌ته نامه های قلب برای مغز نامه های من؛
  • Mother بقلم nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      مقروء 1,003
    • WpPart
      فصول 1
    ✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای. ✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیری‌هایش با اجتناب‌ناپذیرهای زندگی. ✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمی‌پسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید. پ.ن: خواننده‌های جان، نمی‌تونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاوره‌خوانی "عادت" کردید، می‌خوام بدونید که می‌تونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید می‌بینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
  • Tɨოe Stoρ بقلم MiniatoR__
    MiniatoR__
    • WpView
      مقروء 246
    • WpPart
      فصول 1
    سلام... یه نوشته کوتاه برگرفته از یه آهنگ... تخیلاتی که نوشته شد... کاپل مشخص نکردم که با هر کاپلی که دوست دارید تصورش کنید... به شخصه، برای خودم، این میشه گفت "وانشات" رو از زاویه دید چان برای بک نوشتم... امیدوارم اگه کسی به این نوشته برخورد و خوندش، خوشش بیاد و کم و کاستی هاش رو ببخشه... مینی تون هستم ؛)
  • The Crossroads of Life & Death بقلم erima28
    erima28
    • WpView
      مقروء 487
    • WpPart
      فصول 21
    (متوقف شده) من چیزی از اون روز یادم نمیاد. فقط یادمه چراغ سبز شد و من میخواستم بمیرم تا اینکه تو از اونور چهار راه با چتر زردت و لبخند پررنگت داشتی برام دست تکون میدادی. خیال میکردم توهمی شدم. ولی واقعی بودی. اما نمی‌دونست گلی که تمام مدت با اشک سیراب شه، چه شکوفه ای میزنه؟ -Couples:VK /KV -GENRE :DRAMA, SAD, ANGEST, HAPPY ENDING -WRITER :ERIMISA روز های آپ :شنبه، دوشنبه "داستانی که همه به یک بار خوندنش نیاز دارن"
  • A Monster's Heart بقلم kookjiner9297
    kookjiner9297
    • WpView
      مقروء 317,262
    • WpPart
      فصول 98
    +"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
  • I'M BROKEN بقلم NASI61041814
    NASI61041814
    • WpView
      مقروء 10,123
    • WpPart
      فصول 168
    دلنوشته های کوتاه من! :) از اینجا شروع شد و کتاب اولم "تکه های شکسته قلب" چاپ شده! این یه رقص بین من و کلماته و کی میتونه ما رو متوقف کنه وقتی دیوانه وار عاشق هم هستیم! (نسرین زمانی)
  • Stupid Game  بقلم TinaForoghi
    TinaForoghi
    • WpView
      مقروء 188
    • WpPart
      فصول 3
    دختر نوجوون قصه به خاطر مشکلات و سختی هایی که از بعد یک اتفاق وحشتناک تجربه میکنه به استادش نزدیک میشه اما تو دوران نامزدی مجبور به جدایی میشه در حالیکه هیچوقت هیچ چیز طوری که تصور می کرد نبوده و...
  • Love In The Sea (Completed) بقلم Harlein_Queen
    Harlein_Queen
    • WpView
      مقروء 560
    • WpPart
      فصول 1
    وانشات کامل شده... "عشقی که در دریا ابدی شد..." کاپل: چانبک ژانر: رمنس، انگست نویسنده: هارلین کویین توجه: این یک داستان غمگینه پس کسانی که روحیه ی حساسی دارن از خوندنش خودداری کنن...
    +12 أكثر
  • Midnight Blue/آبی نیمه‌شب بقلم Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      مقروء 64
    • WpPart
      فصول 1
    یه حرف ساده از یونگی... یه پیش‌بینی عجیب... و یه شب که همه‌چیز رو عوض کرد. آبی شدن دریا، آغاز پایان بود. Genres: Angst, Drama, Romance, Tragedy, Slice of Life ⭕️توجه⭕️ این وانشات ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی روزمره اعضا ندارد. کپی این اثر بدونه اجازه ممنوع میباشد. #یونگی #جیهوپ #یونسوک #آبی #شب #دریا
  • 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 بقلم wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      مقروء 208
    • WpPart
      فصول 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑻𝒚𝒑𝒆: 𝑽𝒆𝒓𝒔𝒆 پسری که به خاطر سوختگی صورتش حاضر نیست بیرون بره و چندین ساله خودش رو توی اتاقش حبس کرده؛ اما نزدیک به دو ساله که عاشق شده، عاشق مردی که تنها از پشت پنجره‌ میتونه اون رو ببینه. مردی که پیانو تدریس میکنه و همراه دخترش به خونه روبه‌رویی پسر میاد. پسر همیشه پنجره رو باز میکنه تا از راه دور عطر مرد رو احساس کنه. حضور شیائو جان و دخترش چه تاثیری روی زندگی ییبو میذاره؟ اون رو از زندانش نجات میده؟
  • one shot moon and butterfly  بقلم Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      مقروء 101
    • WpPart
      فصول 2
    داستان احساسی درباره دو نفر... یکی پروانه اماده‌ی پرواز، و یکی ماهی که فقط میتونست از دور تماشا کنه. #sope #dram #sad end
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 بقلم wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      مقروء 2,004
    • WpPart
      فصول 20
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • جهنم من و تو / My Hell With You بقلم Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      مقروء 233
    • WpPart
      فصول 3
    وقتی عشق، شبیه پناه نمی‌مونه... و وقتی آغوشی که باید نجاتت بده، تبدیل به دلیلی برای سوختن می‌شه... تو می‌مونی و یه جهنم دونفره. یونگی و جیهوپ، دو قلب شکسته در میون تاریکی، بارون، و خاطراتی که مثل آتیش زیر خاکستر هنوز زنده‌ن. اما آیا همیشه عشق باعث نجاته؟ یا فقط راهی‌ست برای سقوطِ کندتر؟ Genres: Drama · Romance · Angst · Tragedy · Psychological ⭕️توجه⭕️ این داستان ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی اعضا ندارد کپی از این اثر ممنوع میباشد. #سپ #غمگین #عشق #جهنم #نرسیدن
    +18 أكثر