فارسی storie

Filtra per tag:
فارسی
WpAddpersian
WpAddفیکشن
WpAddfarsi
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddعاشقانه
WpAddویکوک
WpAddفیک
WpAddجونگکوک
WpAddjungkook
WpAddfic
WpAddکوکوی
WpAddداستان
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddtaehyung
WpAddkookv
WpAddfanfiction
فارسی
WpAddpersian
WpAddفیکشن
WpAddfarsi
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddعاشقانه
WpAddویکوک
WpAddفیک
WpAddجونگکوک
WpAddjungkook
WpAddfic
WpAddکوکوی
WpAddداستان
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddtaehyung
WpAddkookv
WpAddfanfiction

133 Storie

  • ∣∣ هـەڕاج ∣∣ di VENNORITA
    VENNORITA
    • WpView
      LETTURE 234
    • WpPart
      Parti 2
    هەڕاجە شەخسیات و کەرامەت بە تمەنێک. _ پەریا ڤینۆریتا(ڤێنا)
  • tekken (با داستانی متفاوت) di sailorisdrowned
    sailorisdrowned
    • WpView
      LETTURE 20
    • WpPart
      Parti 2
    این کتاب ، داستان تیکن است. بازی ای که توسط شرکت ژاپنی Bandai Namco Entertainment به عرضه رسیده است. اما سیر این داستان بر اساس داستان واقعی بازی نیست و من آن را بر اساس تخیلاتم نوشته ام.
  • The mask  di imsmny
    imsmny
    • WpView
      LETTURE 1,045
    • WpPart
      Parti 3
    ویلیام به عنوان شاهزاده امپراطوری و اولین فرزند پادشاه به شخصی بی‌رحم و با جذبه معروفه. شخصی مرموز و مورد احترام مردم اشراف زاده ها و گارد سلطنتی ویلیام 27 ساله تا این سن با کسی رابطه عاشقانه نداشته یا حداقل کسی از این مورد تو زندگی اون خبر نداشته و این در حالیه که اون مخفیانه عاشق آریانا دختریه که کنار اتاق ویلیام زندگی میکنه و مهمان این امپراطوری بزرگه دختری که بخاطر زیبایی محسور کنند‌ش شناخته شده. پرنسسی از شمال که با ادامه زندگیش متوجه راز های کثیف این قصر میشه و برای ادامه زندگیش تو همچین جایی به ویلیام احتیاج داره کسی که آریانا از اون می‌ترسه
  • سیاه di Geshtu-e
    Geshtu-e
    • WpView
      LETTURE 372
    • WpPart
      Parti 1
    برای معدن چیان یورت
  • Rape Me! di SedayePayeAb
    SedayePayeAb
    • WpView
      LETTURE 558
    • WpPart
      Parti 1
    I'm not the only one!
  • God and God father|vkook●□ di Fatemeh7778
    Fatemeh7778
    • WpView
      LETTURE 71
    • WpPart
      Parti 1
    جانکوک که قرار بود فقط کنجکاوی اش را رفع کنه و با باند بزرگ قاچاق تهیونگ وارد شراکت بشه قراره چه بلای سرش بیاد
  • 「The Truth Untold」 di AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      LETTURE 988
    • WpPart
      Parti 5
    خلاصه: "تو سال 2070 وقتی که کره‌ی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عده‌ی محدودی افتاده؛ جئون جونگ‌کوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه. چی میشه اگه اون همه‌ی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟ خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!" 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 📽کاپل: ویکوک 📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسه‌ای، رمنس، روزمره 📽نویسنده: Velvet Moon
  • Crazy Driver  di Moony_Nj
    Moony_Nj
    • WpView
      LETTURE 659
    • WpPart
      Parti 8
    کیم سوکجین و کیم نامجون راننده های معروف فرمول یک که همیشه با دعوا و بحث هاشون تیتر اول خبر بودن بعد چند سال قراره در مسابقات جهانی فرمول یک شرکت کنن و از الان اسمشون سر زبون هوادارا و بقیه مردم بود. «میبینم که خودتو دپباره نشون دادی کیم نامجون ، ببینم اینبار میتونی منو شکست بدی راننده حرفه ای؟» «به جا تیکه پرونی سعی کن ببری ، حرف نزن عمل کن کیم سوکجین!» جین نزدیک نامجون اومد و لبخند زوری زد چون فیلمبردار و عکاسا همین حالا هم روشون زوم کرده بودن از این بابت خوشحال بود صداشون کسی نمیشوه «من همیشه به حرفی که میزنم عمل میکنم ، اسم اونی که همیشه زیره منه تویی کیم نامجون!» نامجون نیشخندی زد و دم گوش جین زمزمه کرد «مراقب باش بجا اسمت بدنت زیر من نباشه اونوقت تضمین نمیکنم که سالم بمونی کیم سوکجین 🏎Name : Crazy Driver 🏎Genre : Drama , smut , romance 🏎Couple : Namjin 🏎Writer : MOONY
  • ~her eyes are killer~(completed) di blackpinkfictions
    blackpinkfictions
    • WpView
      LETTURE 46,099
    • WpPart
      Parti 27
    (پایان یافته) چی میشه اگه دختری که نمیتونه احساساتشو قایم کنه عاشق شه؟ دختری که احساساتی ترین قلبو داره.. اگه زمان بگذره و احساساتش صدمه ببینن میتونه بلند شه؟ اگه پسری که برا طرفداراش بانیه کیوته تو پشت صحنه قلب تنهایی داشته باشه ... میتونه سختی تنهایی رو تحمل کنه؟ شخصیت ها: رزی بلک پینک و جانگکوک بی تی اس. داستان امروزی هست و دوتاشون تو گروهاشون هستن. شخصیت هایی که تو داستان حضور دارن: جنی-جیسو-لیسا-کای-سهون-تهیونگ + بقیه اعضای اکسو و بی تی اس.
  • Fallen Angel  di fantacy_land
    fantacy_land
    • WpView
      LETTURE 99
    • WpPart
      Parti 1
    تمام زندگیم تکراری بود هر روز به یک شکل می‌گذشت تا اینکه چیزی از آسمون افتاد🌃
  • 𝐃𝐫 𝐀𝐍𝐆𝐄𝐋  di Moony_Nj
    Moony_Nj
    • WpView
      LETTURE 325
    • WpPart
      Parti 3
    ~ چی میشه که بهترین جراح قلب کشور با وکیل جذابی که هیچ پرونده باخت نداره تصادف کنه و دیر به مراسم تجلیل رییس بیمارستان برسه؟ «اقای محترم شما بدون راهنما پیچیدی جلو من بعد من مقصرم؟چجور مدرک پزشکی تو گرفتی؟» «ببخشید که شما پات رو پدال گاز خواب رفته و ورش نمیداشتی اومدی تو در ماشینم الانم به مراسم نمیرسم به لطف رانندگی خوبتون» «به جای مقصر دونستن یه زمان بذاریم همو ببینیم هزینه های هردو ماشین رو نصف نصف بهم دیگه میدیم» «فکر خوبیه این کارتمه زنگ بزن بهم یه روز همو ببینیم» نامجون کارتو گرفت و نگاش کرد «کیم سوکجین.. جراح قلب دردسر ساز!!» 🩺Name : Dr.ANGEL ⚖Genre : روزمره - رومنس - اسمات - هپی اند 🩺Couple : Namjin ⚖Writer : MOONY
  • The spirit of memories di Vkooklove_1
    Vkooklove_1
    • WpView
      LETTURE 166
    • WpPart
      Parti 1
    ⊶ ONE SHOT ⊷ Name: The spirit of memories Cenre:romance Angst Couple: vkook Writer: Nia
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐆𝐨𝐝𝐟𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫  di Moony_Nj
    Moony_Nj
    • WpView
      LETTURE 704
    • WpPart
      Parti 3
    کیم سوکجین و کیم نامجون برادرای ناتنی که تو شب تولد کیم بزرگ انتخاب پدرخوانده نسل بعد تنش بین دو برادر رو بیشتر میکرد با حس نفس های گرم کسی به گردنش بدنش کمی لرزید «از جشن لذت میبری برادر؟» «تو چته امشب میخوای رو اعصاب من راه بری؟» «اوه سوکجینا ما با هم برادریم پدرخوانده شدن یکی از ما فرقی نداره مهم مهر و محبتیه که بینمونه!» جین عصبی بین دندون های چفت شدش غرید «خودتم میدونی هیچ محبتی بینمون نیست!» «ماه پیش تو بار ولنوسه اتاق 17 فاک بادی ملقب به موسیو ، یادت اومد؟» جین با شنیدن این حرف خون تو رگاش یخ زد و شوکه به چهره تاریک نامجون نگاه کرد «تو.و نمیتونی..» «هیشش اروم باش جینی! من با برادرم همچین کاری نمیکنم ولی شرط داره!» «شرط لعنتیت چیه؟» « سکس پارتنرم شو !» جین با حرفی که شنید نفس عصبی کشید «برو به درک عوضی!» اوم خب! میتونم به پدر نشون ندم ولی زمانی که پدرخوانده شدم ، اونوقت مجبوری که سکس پارتنرم بشی برادر!» Name : #The_Godfather Genre : مافیا ، اکشن ، رومنس ، اسمات ، هیجانی Couple : Namjin، yoonminhope , kookv Writer : Moony
  • The Man And The Moon di merila2008
    merila2008
    • WpView
      LETTURE 61
    • WpPart
      Parti 2
    A conversation between a curious, lonely man and the bright but quiet moon. This is my first story here. It's short, I know. I just wanted to share this for fun. :) Mana✍🏻 ________________________________________________ داستان رهگذر و ماه گفتگو بین مردی تنها و کنجکاو و ماه درخشان اما ساکت این اولین داستان من هست که اینجا منتشر میکنم. یک مینیمال هست که امیدوارم لذت ببرید ✍🏻 مانا
  • The Truth Untold di phoenix852
    phoenix852
    • WpView
      LETTURE 5,155
    • WpPart
      Parti 41
    حقیقت مخفی شده میان حرفها..💡
  • سونوس di bbnazbita
    bbnazbita
    • WpView
      LETTURE 8
    • WpPart
      Parti 1
    اگر اشتباهی انجام دهی،سونوس به سراغت می اید..
  • Mr. Cookie di HanikoJa
    HanikoJa
    • WpView
      LETTURE 303
    • WpPart
      Parti 1
    کیم مین سو کارمند کافه مارجینه، این کافه یه مشتری خیلی عجیب داره، بعد از چند وقت که با شخصیت اون آدم آشنا میشه اتفاقایی میوفته که حتی تصورشم نمیکرد ژانر : دارم-کمدی-هپی اند روزهای اپلود : پنجشنبه شخصیت های اصلی : کیم مین سو - چانگ جی سونگ upload : پنجشنبه ها
  • 𝐇𝐚𝐳𝐞𝐥𝐧𝐮𝐭 𝐁𝐫𝐚𝐢𝐧𝐲(ʘᴗʘ✿) di Khazaninfall
    Khazaninfall
    • WpView
      LETTURE 2,921
    • WpPart
      Parti 8
    𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒 نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰 گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰 با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿 توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!! چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد! (توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! ) زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠 ❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡
  • Sairai di AdatheNyx
    AdatheNyx
    • WpView
      LETTURE 12,078
    • WpPart
      Parti 16
    عنوان: سای‌رای🎴 ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋 کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸 محدودیت سنی🔞 "خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزه‌ی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..." توی این روایت قراره براتون از تجربه‌ی مرگ و زندگی دوباره‌ام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان...‌ یه تصادف پیش‌بینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جی‌هون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم.‌‌.. (*سای‌رای: تو زبان ژاپنی چند واژه‌ی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)