فانتزی Stories

Refine by tag:
فانتزی
WpAddfantasy
WpAddاسمات
WpAddکوکمین
WpAddفیکشن
WpAddفارسی
WpAddkookmin
WpAddjhope
WpAddromance
فانتزی
WpAddfantasy
WpAddاسمات
WpAddکوکمین
WpAddفیکشن
WpAddفارسی
WpAddkookmin
WpAddjhope
WpAddromance

42 Stories

  • 𝑴𝒊𝒓 �𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Reads 9,052
    • WpPart
      Parts 29
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
  • 🏔️ last dance in the blizzard ❄️ by Yoondadu
    Yoondadu
    • WpView
      Reads 16
    • WpPart
      Parts 1
    آخرین رقص در میان بوران❄️❄️❄️ جونگهان گرگینه ی قدرتمندی که به خون چوی سونگچول، رهبر گله تشنه ست... +در مورد کشتن من خیال پردازی هم کردی؟ سرش رو به نشونه ی تائید تکون داد و با پلک های بسته اش گفت: هر روز و هر شب مرد با انگشت های گرمش گونه اش رو نوازش کرد و گفت: چطوری انجامش می‌دادی؟ جونگهان بدون تردید لب زد: با دندونام... تو گردنت فرو می‌کردمش سونگچول با انگشت کنار گردنش رو لمس کرد و گفت: اینجا؟! اگه در اختیارت بذارمش، مطمئنی که میتونی انجامش بدی؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ #جونگهان #سونگچول #جونگچول #سونتین #اسکوپس #گرگینه #فانتزی #امگاورس #اسمات #رقص #dark_fantasy #omegaverse #smut #mystery #werewolf #fantasy #romance #drama #angst #tragedy #supernatural #seventeen #scoups #seungcheol #jeonghan #jeongcheol
  • AYSFS by NilinSama
    NilinSama
    • WpView
      Reads 2,554
    • WpPart
      Parts 8
    آب گلدون سانسوریات رو می‌دی. لب پنجره می‌شینی. سرت رو تکیه می‌دی به شیشه و به انبوه ماشین‌های تو خیابون که از اون بالا نقطه‌های کوچیک براق بودن نگاه می‌کنی. منتظری که در باز بشه و همسرت که از شیفت شب برمی‌گرده ببینی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. بوی قهوه‌ی ماگ تو دستت تو آشپزخونه پیچیده. چند لحظه چشم‌هات رو می‌بندی. یه رویای مبهم می‌بینی با رنگبندی آبی و سبز و صورتی. ستون فقراتت از سرما و رطوبت تیر می‌کشه و چشمت رو باز می‌کنی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. چمن‌هایی که روشون دراز کشیدی صورتت رو نوازش می‌کنن و خورشید از لابه‌لای شاخه‌های درخت چشمت رو می‌زنه. به جای ماگ چاقو دستته و به جای قهوه، بوی خون می‌ده. چه وحشت کنی، چه بجنگی، چه قایم شی، یا آرزوی مرگ کنی، راه فراری نیست. تو انتخاب شدی برای این نفرین. اینجا خونه‌ی توعه. اینجا وُرسیته.
  • 𝑺𝒆𝒍𝒆𝒏'𝒆[سلنه] by una235
    una235
    • WpView
      Reads 157
    • WpPart
      Parts 8
    تو ماه باش...منم هرچیزی که تو بخوای.. _خواهش میکنم...مگه کجای این عشق اشتباهه پدر؟!! _من اون رو اغوا کردم!! من بودم که آتریس رو اغفال کردم و سعی کردم با قدرتم اون رو به سمت خودم بکشونم..من بودم که نتونستم هوس هام رو کنترل کنم همه اینها کار من بود!!! آتریس گناهی نداره!! آپ: یک شنبه ها
  • Little brat kitten by IAmAHavig
    IAmAHavig
    • WpView
      Reads 2,064
    • WpPart
      Parts 8
    پارک پی کیتن شیطون و با نمک مین یونگ هو و این بوک داستان شیطنتای پی و گریه های یونگ هوعه که با پرنسس لجباز یوکی و ددیش امه زندگی میکنن و همچنین کار میکنن اونم نه ی شغل معمولی اونا یکی از بهترین گروه های دارک وبن و این داستانشون که توسط هویج نوشته می‌شود. اول داستان و قضاوت نکنید مهیج خواهد شد. ژانر:طنز،اسمات،دارک وب روزهای اپ: جمعه ها📳 نویسنده: Havig 🥕
  • Predictions  by ROMINAA86
    ROMINAA86
    • WpView
      Reads 4,955
    • WpPart
      Parts 16
    آخرین تصویری که از میان پلک های نیمه بازش دید،لبخند شروانه فالگیر بود ( بهت تبریک میگم چوی یونجون!) پارت ها کوتاه ان ژانر:فانتزی.فلاف. اگه دنبال یه داستان فلاف به دور از فیک های خشن هستید خوش امدید!
  • 𝖨𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗅𝖺𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍 by Meow_meowlil
    Meow_meowlil
    • WpView
      Reads 2,977
    • WpPart
      Parts 29
    " همونطور که ماه بدون خورشید دووم نمیاره،من‌هم بدون یونگسان دووم نمیارم " -فانتزی ، رومنس ، تخیلی -کامل شده
  • Fallen Angel  by fantacy_land
    fantacy_land
    • WpView
      Reads 125
    • WpPart
      Parts 1
    تمام زندگیم تکراری بود هر روز به یک شکل می‌گذشت تا اینکه چیزی از آسمون افتاد🌃
  • The Dark Empire Chronicle by KimiaMSV
    KimiaMSV
    • WpView
      Reads 52
    • WpPart
      Parts 3
    With the betrayal of the tormentor of hell, Zabiak, and the murder of Satan, the ruler of darkness, the gates of hell were opened to the world. During a year of unquenchable fire that engulfed half the planet and killed thousands of people, the rulers of the remaining lands decided to combine their powers to put an end to this tragedy. From this ring of power, crystal blades were created along new frontier lines. The circle of power was at the center of the four lands, Chiaro. The three states of Mewel, Lupa, and Tenin became the state of the seral land of which Chiaro was the capital, and the ruler of Chiaro, who had the most territory, was elected to rule the land. Centuries have passed since that incident, the blade is still standing and Protects Seral from hell....
  • My Knight by MonikaRainbow
    MonikaRainbow
    • WpView
      Reads 285
    • WpPart
      Parts 1
    شاهزاده الفی ک ب علت بیماریش بیش از حد ب شوالیش وابسته شده چی میشه اگه اونا فاصله رو از بین ببرن و مثل دوتا عاشق و معشوق با هم رفتار کنن؟ چیزی ک از بچگی حتی فکرشم نمیکرده حالا این وسط اگه یکیشون واقعا عاشق شده باشه چی؟ اونوقت چی میشه؟ نویسنده:sg
  • microphilia(oneshot) by skysamaaaa
    skysamaaaa
    • WpView
      Reads 524
    • WpPart
      Parts 2
    رویای جیمین اینه که بتونه کوچیک بشه اون حتی با این آرزو و تصور خودارضایی میکنه! چی میشه اگه معلم آزمایشش یونگی اونو به آرزوی عجیبش برسونه! وانشات
  • The mask  by imsmny
    imsmny
    • WpView
      Reads 1,179
    • WpPart
      Parts 3
    ویلیام به عنوان شاهزاده امپراطوری و اولین فرزند پادشاه به شخصی بی‌رحم و با جذبه معروفه. شخصی مرموز و مورد احترام مردم اشراف زاده ها و گارد سلطنتی ویلیام 27 ساله تا این سن با کسی رابطه عاشقانه نداشته یا حداقل کسی از این مورد تو زندگی اون خبر نداشته و این در حالیه که اون مخفیانه عاشق آریانا دختریه که کنار اتاق ویلیام زندگی میکنه و مهمان این امپراطوری بزرگه دختری که بخاطر زیبایی محسور کنند‌ش شناخته شده. پرنسسی از شمال که با ادامه زندگیش متوجه راز های کثیف این قصر میشه و برای ادامه زندگیش تو همچین جایی به ویلیام احتیاج داره کسی که آریانا از اون می‌ترسه
  • 𝐥'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝 جیکوک by ming0ki
    ming0ki
    • WpView
      Reads 93,585
    • WpPart
      Parts 21
    𝐥'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝 [من دورگه هستم] ژانر : • فانتزی • کمدی • رومنس • اسمات • ترسناک • داستان به جادو و افسانه ها میپردازه • خلاصه داستان : جیمین استاد دانشگاه ۲۷ ساله که درگیر اتفاقات ماوراء الطبیعه میشه و طی اون اتفاقات جونگکوک رو میبینه و به ماهیت اصلی خودش پی میبره.... • کاپل اصلی : kookmin • کاپل های فرعی : yoonmin .. sope .. tejin وضعیت آپ : complete
  • 𝑇ℎ𝑖𝑠 𝑊𝑖𝑙𝑙 𝐵𝑒 𝑀𝑦 𝐵𝑒𝑠𝑡 𝐴𝑢𝑡𝑢𝑚𝑛 (𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑) by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 6,904
    • WpPart
      Parts 19
    تا ابد نورت میشم ییبو؛ فقط یک بار دیگه آفتابگردون من باش! ژانر: فانتزی و عاشقانه
  • If The Soul Could Have A Voice | skz by alita_stay
    alita_stay
    • WpView
      Reads 70
    • WpPart
      Parts 1
    "اگر روح‌ها صدایی داشتند" فقط یک داستان عاشقانه نیست. این وانشات روایت فریادهای بی‌صدای دو روح خودخواهی است که برای مراقبت از دیگری، خودشان را قربانی می‌کنند. روایتی از یک حسرت عمیق و طولانی برای خواستن و به دست آوردن. روایتی از یک عشق... آمیخته شده با غم. درود به همگی. امیدوارم که حالتون خوب و روحتون زنده باشه. بعد از یک دوری طولانی مدت، بالاخره با یکی از نوشته‌های قدیمیم برگشتم. امیدوارم که از خوندنش لذت ببرید و کلی بهش عشق بدید. کلی دلم براتون تنگ شده بود. دوستون دارم. -آلیتا
  • My love:)♡ by LiliLiliou559
    LiliLiliou559
    • WpView
      Reads 1,337
    • WpPart
      Parts 8
    وضعیت: در حال آپ قسمتی از داستان: کوک:بانی؟..تو هم دلت میخواد اون بیلونو ببینی ادای بانی رو در آورد: آله کوکی خلی دلم میخواد تو چی؟ کوک:منم مثل تو بانی..ولی نمتونیم که..کاش حداقل تهلیونگ اجاژه میداد بلیم حیاط.. ته:کوکی من دلش بازی میخواد؟ کوک سریع برگشت سمت در کوک:نه نه.. کی گفده؟ ته:بانی قبلا بهم گفته بود.. کوک برگشت سمت عروسک و گفت:هینننن.. بانیه بد! انگشت اشارش رو گرفت سمتش و گفت:تا یه هفته باهات قهلم! ______________________ بچه ها این اولین فیکیه که دارم مینویسم امیدوارم خوب باشه اینو بگم که این داستان یکم با بقیه بوکا فرق داره خودم تقریبا نصف بوکای واتپدو خوندم خلاصه امیدوارم خوشتون بیاد:)
  • وارث سرنوشت by san_wolf_desire
    san_wolf_desire
    • WpView
      Reads 31
    • WpPart
      Parts 2
    "دختری که از خاکستر جنگ برخاسته، به نیویورک قدم می‌گذارد-جایی که پنج مرد، سرنوشت او را رقم خواهند زد. اما آیا او در این بازی خطرناک، شکار خواهد شد یا همچنان شکارچی باقی می‌ماند؟"
  • love is blind by BwfJOLENE
    BwfJOLENE
    • WpView
      Reads 41
    • WpPart
      Parts 3
    داستان عشق کور بین انسان و روح چقدر می‌تواند زیبا باشد؟ جسم بی روح که عاشق یک روح می‌شود. عاقبت آن دو چه خواهد بود؟
  • معرفی شخصیت‌های 🔪🥀PENTAKILL by BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      Reads 674
    • WpPart
      Parts 7
    ❦برای درک بهتر داستان 🔪🥀ᑭᗴᑎTᗩKIᒪᒪ خوبه که شخصیت هاشو بیشتر بشناسین❦