فنفیک Stories

Refine by tag:
فنفیک
WpAddفارسی
WpAddfanfiction
WpAddgay
WpAddromance
فنفیک
WpAddفارسی
WpAddfanfiction
WpAddgay
WpAddromance

24 Stories

  • ☆MAGNETAR☆ by silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Reads 112
    • WpPart
      Parts 3
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
  • You Are Mine Hoover! by ZahraRadmehr
    ZahraRadmehr
    • WpView
      Reads 90
    • WpPart
      Parts 3
    میخندد و من،خنده هایش را دوست دارم! . . زبانِ گیرکرده لای دوردیف دندان سفیدش راهنگام خندیدن،دوست دارم:) . . _اسم من زین... +من هوور صدات میکنم! _هوور!چرا دخترکِ عجیب؟! +چون وقتی اومدی،من مشغول نگاه کردن به کتاب اعتراف بودم از کالین هوور...⭐ . . .
  • ... by Moonrise_galaxy
    Moonrise_galaxy
    • WpView
      Reads 1,634
    • WpPart
      Parts 7
  • معرفی فن فیک های زیام  by shirinpoor
    shirinpoor
    • WpView
      Reads 85,232
    • WpPart
      Parts 31
    معرفی فن فیک های زیام
  • Secret DooR by Authornimchan
    Authornimchan
    • WpView
      Reads 27
    • WpPart
      Parts 1
    🔹️ در مخفی 🔹️ ژانرها: psycholgical crime & Horror 🔷️ پسرک با خجالت سرش رو پایین انداخت. لینو بلند بلند خندید و اونو به سمت آشپزخونه کشوند، در یخچال رو باز کرد تا چیزی برای خوردن پیدا کنه ولی پسرک کنجکاو دوباره با تعجب پرسید: "خاله لینو، چرا یه در مخفی تو آشپزخونه داری؟!" بعد به در بزرگی که پایین دیوار آشپزخونه کنار ردیف کابینت و قفسه ها بود اشاره کرد .
  • life again  by _Callmecarol_
    _Callmecarol_
    • WpView
      Reads 115
    • WpPart
      Parts 2
    زندگی دوباره ...! پارک شین هه مترجم فراری ارتش برای نجات وارد سازمان GNS میشه در همون حال کیم تهیونگ که تحت تعقیب اینترپل هست برای فرار وارد این سازمان میشه . پارک شین هه و تهیونگ برای کمک بهم مجبور میشن بادیگارد دختر رییس جمهور بشن . نویسنده : کارول -carol-
  • end game by TanazTorkaman
    TanazTorkaman
    • WpView
      Reads 220
    • WpPart
      Parts 1
    نایت از ماموران شیلد ماموریت داره تا مراقب تونی باشه . البته نه کاملا مراقب تونی بلکه مراقب بلاهایی که ممکنه سر بقیه بیاره اما وقتی به اتاقش برمیگرده مردی رو توی لباس ماموران شیلد میبینه که شباهت عجیبی به استارک داره و اعلام میکنه که تونیه زمان ایندس
  • Good Years [Zayn Malik] by ImJoeyTribbianii
    ImJoeyTribbianii
    • WpView
      Reads 10,712
    • WpPart
      Parts 51
    همه اون فکت رو یادمونه که میگفت یه روز زین عاشق یه فن شد و اون فن چند هفته بعد مرد... ولی واقعیت چی؟ همین بود؟ ~دنیای شهرت به اون سادگی که میبینیم نیست~
  • microphilia(oneshot) by skysamaaaa
    skysamaaaa
    • WpView
      Reads 490
    • WpPart
      Parts 2
    رویای جیمین اینه که بتونه کوچیک بشه اون حتی با این آرزو و تصور خودارضایی میکنه! چی میشه اگه معلم آزمایشش یونگی اونو به آرزوی عجیبش برسونه! وانشات
  • Sairai by AdatheNyx
    AdatheNyx
    • WpView
      Reads 12,150
    • WpPart
      Parts 16
    عنوان: سای‌رای🎴 ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋 کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸 محدودیت سنی🔞 "خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزه‌ی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..." توی این روایت قراره براتون از تجربه‌ی مرگ و زندگی دوباره‌ام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان...‌ یه تصادف پیش‌بینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جی‌هون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم.‌‌.. (*سای‌رای: تو زبان ژاپنی چند واژه‌ی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)
  • مرد پنجه ای by Obsessum
    Obsessum
    • WpView
      Reads 973
    • WpPart
      Parts 5
    بارثولومیو کوما. نفرتِ من از این شیچیبوکای، از ضعفم در برابر قدرتش سرچشمه می گیره. اسپویل! قسمت های 375 و 376 و 377
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 215,004
    • WpPart
      Parts 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • Legends Never Die (persian translation) by ThinVioletButterfly
    ThinVioletButterfly
    • WpView
      Reads 11,248
    • WpPart
      Parts 39
    اســـطـــورهـــ هـــا نـــمـــیـــمـــیـــرنـــد. اونـــا بـــا جـــرعـــتـــ و حـــقـــیـــقـــتـــ بـــازیـــ مـــیـــکـــنـــنـــد Legends never die They play truth or dare بر اساس یک داستان واقعی
  • -walk in Paris- by aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      Reads 18,346
    • WpPart
      Parts 27
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه -------- ژانر:اسمات🔞 عاشقانه روزمره کاپل:ویکوک سپ نامجین (فصل اول)
  • Bamzi  / بــامــزی  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 15,354
    • WpPart
      Parts 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • seduction by linfic_ir
    linfic_ir
    • WpView
      Reads 18,003
    • WpPart
      Parts 23
    Genre : smut , romance , action, horror , BL Main couple: hyunlix Sub- couple: minsung رایحه ی ای دی تی و کلت کمری ۲۰۱۸ ترکیبی نبود که همه میشناختن ولی ترکیب سرگردی بود که شنیدن صداش واسه هورنی شدن و ترسیدن کافی بود ولی لی فاکینگ فلیکس افتاد دست کسی که قرار بود ایندفعه اون هورنیش کنه و بترسونتش بالاخره .... اسیاب به نوبت سرگرد ... :)!
  • 𝑪𝒐𝒅𝒆 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒗𝒆𝒓𝒊𝒕𝒚 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 by Jin_moral
    Jin_moral
    • WpView
      Reads 455
    • WpPart
      Parts 3
    نوای موسیقی در خیابانهای سنگفرش‌شده فرانسه. آرامشی بی‌حد و مرز. بوی تلخی قهوه و پاکتهای سیگار. سقوطی به شیرینی پرواز... "اینبار، منو سخت‌تر ببوس هاردی!" "پرواز کن، وریتی! این هواپیما رو راه ببر" 𝐖𝐫𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐉𝐢𝐧 𝐦𝐨𝐫𝐚𝐥 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭
  • Swat Team by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 1,961
    • WpPart
      Parts 2
    -تیم ضربت جئون جونگکوک، بیزنسمن موفقی که ورشکسته، و بخاطر وجود طلب‌کارها از سئول فراری میشه و به دگو پناه میبره. مثل اینکه علاوه بر طلب‌کارها، باید وجود امگای زعفرون رو هم هندل میکرد. شخصی که کلمه به کلمه‌اش، چیزی جز تنش جنسی رو ایجاد نمیکرد. فاک. با در نظر گرفتن سیزده سال اختلاف سنی، جونگکوک زیادی برای تهیونگ بزرگ بود و بنظر میرسید موضوعی که امگا رو خیس میکنه، دقیقاً همینه. -ددی، چرا دوستم نداری؟ لطفاً. -فاک. 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : کوکوی 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : امگاورس، روزمره، رمنس، ماجراجویی، اسمات
  • Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
    Rumyme
    • WpView
      Reads 1,502
    • WpPart
      Parts 8
    ⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: - (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
  • Hella Soldier by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 101,903
    • WpPart
      Parts 19
    فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات