Historias de فیک

Buscar por etiqueta:
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddfiction
WpAddعاشقانه
WpAddوانشات
WpAddkookv
WpAddromance
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddfiction
WpAddعاشقانه
WpAddوانشات
WpAddkookv
WpAddromance

90 Historias

  • Purple Star por Zizi_18z
    Zizi_18z
    • WpView
      LECTURAS 8,222
    • WpPart
      Partes 4
    تهیونگ یه امگای سرزنده و اهل هنرو عکاسی.. یه زندگی آروم و روتین روزانه که با اومدن برادرای دوقلوی جئون بهم میریزه... تغییر... خوب یا بد؟.. کاپل:کوک ته ووک_ کمی یونمین ژانر:رمنس_روزمره_کمدی_اسمات_امگاورس_تریسام 🚫همونطور که گفتم تریسامه پس اگه دوس ندارید سمتش نیاید🚫
  • 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳➤ por HunFou
    HunFou
    • WpView
      LECTURAS 123
    • WpPart
      Partes 1
    𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯 : 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳(مبارز خیابانی) 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝑢𝘵, 𝘈𝘯𝘨𝘦𝘴𝘵, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬, 𝘏𝘶𝘯𝘏𝘢𝘯, 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 *داستان حاوی پدیده ی تناسخه وابتدای داستان درمورد گذشته وجنگ جهانی دوم صحبت شده خلاصه : دختری در اتاق تلفنی با پسری حرف میزندوتوجیه اش میکند که در مهمانی دیشب کنار هیچکسی نخوابیده. مردِ خانواده سریال در حال پخش را نگاه میکند وزنش کتلت سرخ میکند. نه ... خبری از این روزمره گی ها نیست! در گیر ودار آتش وگلوله .. و حمله ی ناگهانی نازی ها به لهستان ِ بیقرار یک پسر ِ آزادی خواه وپناهنده.. درگیر عشقی ناگهانی و شاید ممنوعه با یک افسرِ بالامقامِ ارتشِ دشمن میشود؛ تراژدی جالبیست وقتی که آن افسر به قصد پیدا کردن سردسته ِ گروه ِ کوچک شورشی و آزادی خواه در قالب یک جوریست ِ بی حاشیه به اونزدیک میشود.‌..¡ وشاید یک درام ِ ساده اما زخمی. اولین برخوردشان در خیابان شلوغ وپر ترددِ "کِری کاوز" ِ ورشوو، وقتی که بکهیون انبوهی روزنامه در دست داشت و باید همه را میفروخت، اما انگار کسی آنجا به اخبارِ روزِ لهستانِ به استعمار رفته علاقه ای نداشت. ووقتی باناامیدی خواست ازآنجا دل بکند سایه ی بلندی رویش افتاد.‌.
  • Your Book Of Eyse | NamMin por sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      LECTURAS 844
    • WpPart
      Partes 2
    _تنهایی همیشه تو رو وادار میکنه تا اولین دری که باز میکنی، اولین آدمی که حالت رو خوب کرد رو قبول کنی. تنهایی همیشه تو رو در آغوش کسایی میذاره که فقط تنهاترت می کنن... Your Book Of Eyse ⊹Genre➺Romance, Fluff ⊹Couple➺ NamMin ⊹Writer➺ Sequoia ⊹Telegram Channel➺ Papacita01
  • gun powder por strangeArnia
    strangeArnia
    • WpView
      LECTURAS 30
    • WpPart
      Partes 1
    بوی خون... بوی خون و فلز... چرا اینجام؟ چی شد که داستان من به اینجا ختم شد؟ نمی دونم... نمی دونم... گیج شدم... سرم روی تنم سنگینی میکنه و بوی خون ِ عجین شده با فلز و باروت باعث میشه که بخوام تمام وجودم رو روی زمین سرد رها کنم... واقعا چی منو اینجا کشوند؟ تو؟ تو باعثش شدی؟...یعنی تو پایان داستان منی؟ یا نه... تو آغاز و پایان منی... کاش صدای قدماتو بشنوم...کاش...کاش یه لحظه دنیای دور سرم از گردش بایسته و من بتونم یه بار دیگه چشماتو توی ذهنم تصور کنم... من... دارم می میرم و دیدن چشمای تو آخرین خواسته ی منه... کاش تصویر این چشما واقعی باشه... کاش هرم نفسات روی صورتم واقعی باشه... من... دارم می میرم و تو تنها و آخرین آرزوی منی... #کوکوی #انگست #اسمات #درام
  • این فیک جدید از بی تی اس همون جونگ کوک و خودم میتونم براتون بنویسم por jungkooki970
    jungkooki970
    • WpView
      LECTURAS 370
    • WpPart
      Partes 2
    و اینکه اگه خواستید بگید تا من براتون بنویسم نام فیک:الهی عشق ژانر:عاشقانه کمدی صخصیت های اصلی:جولیا(خودم)و جونگ کوک شخصیت های فعلی:بی تی اس شخصیت های منفی:میرا و سون هو رقیب عشقیه جونگ کوک و جولیا موضوع:این راجب دختر جوونیه که پدرش عضو باند بزرگ مافیاست و پدرش میخواد که اونو از بین ببره جولیا فرار میکنه و با دوستش زندگی میکنه که اسم دوستش هست سولی با اون هم خونه ای میشه بعد برای کار وارد کمپانی بیگ هیت میشه و مشغول به کار میشه و مشهورترین میکاپ آرتیست زن شناخته میشه تو کره که جونگ کوک تو نگاه اول عاشقش میشه
  • GODDESS OF THE MOON por JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      LECTURAS 475
    • WpPart
      Partes 5
    _ اگه این عشقه ، دارم نابود میشم و دیگه حتی اجزای بدنم رو حس نمیکنم و دنیا دور سرم میچرخه . × ....اگه این عشق به منه پس میخوام تو آتیش عشق بهم بسوزی و کم کم از بین بری ولی در آغوش خودم ...
  • Hilda | HopeMin por sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      LECTURAS 1,134
    • WpPart
      Partes 2
    عاشق تو شدن مثل این می مونه که شب بخوابی و صبح بیدار شی ببینی دوتا بال درآوردی، داری تو آسمونا پرواز می کنی و هرجا میخوای میتونی بری اما یهویی ممکنه از خواب بیدار بشی و ببینی تو دردسر بزرگی افتادی، ولی هوسوکا... من نمیخوام به اون دردسر فکر کنم، میخوام تا وقتی که دارم خواب میبینم، ازش لذت ببرم... Hilda ✨ ⥬Writer ᱺ Sequoia ⥬Couple ᱺ HopeMin ⥬Genre ᱺ Sport, Romance, Dram ⥬Telegram Chanel: Papacita01
  • 𝘖𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯 (ترجمه ) por timamvd
    timamvd
    • WpView
      LECTURAS 5,581
    • WpPart
      Partes 6
    •𝘔𝘶𝘭𝘵𝘪𝘴𝘩𝘰𝘵• [ جونگکوک کراش بزرگ و شدیدی روی فروشنده سوپرمارکت‌، پارک جیمین داره. برای همین یه برنامه پنج مرحله ای برای زدنِ مخش طراحی میکنه. با وجود اینکه جیمین فقط شیفت شبه و برای رئیسی‌ مثل جونگکوک این وضعیت ناجوره اما اون اهمیتی نمیده! ] ▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 , 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧 ▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 , 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘫𝘪𝘯 ■ توجه : - برای ترجمه این مولتی‌شات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده. - پارت ها معمولا کوتاه هستن. - کامنت و ووت فراموش نشه.
  • 𝐘𝐎𝐔𝐑𝐒 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] por A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      LECTURAS 884
    • WpPart
      Partes 3
    همونطور ک نگاه کوتاهی به ماشین مینداخت چشمش به پلاکی ک از آیینه وسط از زنجیر نازک نقره ای آویزون بود افتاد و چشماشو ریز کرد تا حرفی ک روی پلاکه رو بخونه: _L? پلکی زد و سر تکون داد: خدایا شوخی میکنی.. و یهو چشمش به سمت دختری رفت ک سمت ماشین میومد و سریع رفت پایین صندلیا و جلوی دهنشو محکم گرفت: فااک! توی ماشین لالیساس یا این یه شوخی کثیف از طرف کارماس؟؟ اما اینطور نبود.. Couple: Jenlisa, Taekook Ganre: omegaverse/action/romance/happy ending/Threeshots.
  • 𝓓𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓡𝓲𝓭𝓮 | 𝓗𝓸𝓹𝓮𝓰𝓲 por Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      LECTURAS 15,821
    • WpPart
      Partes 9
    داستان یه دیوونه‌ی جنایتکار.. یکی که زندگیش پر از شهوت و خونه! یکی که دنبال یه آدمه تا بتونه نیاز هاش رو براورده کنه. و احتمالا.. اون ادم رو پیدا کرده! نام فیکشن: Death Ride وضعیت: تکمیل شده کاپل: سپ (هوسوک تاپ) ژانر: اروتیک
  • ✧⁠\⁠(  ͲᎻᎬ ᎡᎬᎠ ႮᎷᏴᎡᎬᏞᏞᎪ )⁠ノ⁠✧ por Rcxhjy
    Rcxhjy
    • WpView
      LECTURAS 384
    • WpPart
      Partes 3
    کاپل : ویکوک ، یونمین ژانر : زامبی ، اکشن ، ماجراجویی 〜 🥀 بوی جسد ، بوی گوشت تجزیه شده همه‌ی جان مرا گرفته بود؛ انگار بوی مرده همیشه به جسم من فرورفته بود انگار من توی یک تابوت سیاه خوابیده بوده‌ام و یک‌ نفر که صورتش را نمی‌دیدم من رو بین مه و سایه‌های تاریک دفن میکرد  اسلحه ... صدای کشیده شدن ماشه ... و در اخر ، صدای تیری که جسم خسته اش رو وادار به ادامه دادن میکرد دست هایی که یخ زده بود ... قطره های خونی که گونه های سرد و بی روحش را سرخ کرده بود صدای نفسی که به شمارش افتاده بود و به دنبال ذره ای اکسیژن فریاد میزد. جسد هایی که روی زمین سردِ زیر پاهاش افتاده بود و توی خون غوطه ور شده بود. نگاهی که نشان از وداعی به وسعت یک جهان داشت ابدیتی که سر رسیده بود و پلک زدن هایش را بی رحمانه دریده بود. ابدیتی که نگاه هان معصومانه شان را به فجیح ترین روش دزدیده بود چشم هایی که اشک هایش با قطرات خون رنگ گرفته و مثل شبنمی بر روی مژه هایش نشسته بودند . « خوی درنده ادمی ، از تمامی حیوانات میتونه منفور تر باشه » نگاهی که می لرزید، نگاهی که ترسیده بود، نگاهی که پشت آیینه ی کدر شده ای نفس های اخرش را میشمرد . صدای جیغ و فریاد هایی که تمام وجودش را میلرزاند . با خودش چه کرده بود ... چطور ... به چه جرعتی به راحتی مغز رو نش
  • 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗿𝗮𝗰𝘁: VKook por VSANMKSY
    VSANMKSY
    • WpView
      LECTURAS 242
    • WpPart
      Partes 3
    دشمن خونیش توی خطر بود.. و چی میشه اگه بخواد نجاتش بده؟ تا خودش بلای بدتری سرش بیاره.. . . . &قربان.. جئون توی خطره! +یه تاره مو از سر کم نمیشه جانگ.. مفهومه؟ . . . کاپل : تهکوک / یونمین / نامجین ژانر : اکشن / اسمات / مافیایی / انگست وضعیت : در حال اپ نویسنده : acha_آچا آپ : پنجشنبه ها
  • ugly fan and hot fucker por MAYA0247
    MAYA0247
    • WpView
      LECTURAS 329,035
    • WpPart
      Partes 52
    name:ugly fan and hot fucker couple:chanbeak Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف writet: maya^^ وضعیت:کامل شده⁦☑️⁩ قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇ _تو خیلی زشتی بیون!❎ پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند! بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت. _ببخشید قربان!💢 _البته میتونی جذاب باشی! _چطوری؟ بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد _اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥 و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...
  • ⁦⚔️⁩Repayment⚔️ por patogh
    patogh
    • WpView
      LECTURAS 378
    • WpPart
      Partes 2
    _من فقط یک استرپیر بودم ، اون میخواست از من سو استفاده کنه! کاپل: چانبک⁦⚔️⁩ کایسو⁦⚔️⁩ ژانر: عاشقانه جنایی روزمره و گاهی فان کامینگ سون⁦⚔️⁩ .....
  • معرغی فف از اکسو por arti_taekook
    arti_taekook
    • WpView
      LECTURAS 30,415
    • WpPart
      Partes 27
    معرفی فن فیک از اکسو ❤ بعضی وقتام از چیزای دیگه 1 in nonfiction
  • our story_داستان ما por JeeniKim405
    JeeniKim405
    • WpView
      LECTURAS 308
    • WpPart
      Partes 1
    ازدواج بدون عشق ....برای اون پیرمرد یک موضوع کاملا عادیه....
  • God and God father|vkook●□ por Fatemeh7778
    Fatemeh7778
    • WpView
      LECTURAS 71
    • WpPart
      Partes 1
    جانکوک که قرار بود فقط کنجکاوی اش را رفع کنه و با باند بزرگ قاچاق تهیونگ وارد شراکت بشه قراره چه بلای سرش بیاد
  • The spirit of memories por Vkooklove_1
    Vkooklove_1
    • WpView
      LECTURAS 166
    • WpPart
      Partes 1
    ⊶ ONE SHOT ⊷ Name: The spirit of memories Cenre:romance Angst Couple: vkook Writer: Nia
  • 𝑯𝒂𝒕𝒓𝒆𝒅 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑪𝒐𝒍𝒐𝒓 𝒐𝒇 𝑳𝒐𝒗𝒆 por Nabii_Sh
    Nabii_Sh
    • WpView
      LECTURAS 50
    • WpPart
      Partes 2
    ■ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 · 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 · 𝑹𝒐𝒚𝒂𝒍 · 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 · 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒐𝒖𝒔 · 𝑺𝒎𝒖𝒕 ■ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 💞 ■ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒂𝒃𝒊 🕊️ ༺☆༻ ■خلاصه: جنگ تموم نشده بود، ولی دل جونگ‌کوک از یه چیز دیگه می‌سوخت... از نگاهی که ازش نمی‌تونست دل بکنه. اون برای تاج برگشته بود، نه عشق. ولی وقتی جیمین رو دید، همه‌ی نقشه‌هاش از هم پاشید. یه شاهزاده‌ی کره‌ای با نگاهی آروم، اما زخم‌خورده، که حتی سکوتش هم درد داشت. جونگ‌کوک می‌خواست ازش استفاده کنه، ولی هر بار که جلوتر رفت، بیشتر غرق شد. جنگ شد بهونه، اسارت شد اجبار... اما چیزی بینشون شکل گرفت که نه با زور می‌شد گرفت، نه با فاصله می‌شد فراموشش کرد. حالا بین عشق و تاج، فقط یکی می‌مونه... و هر دو می‌دونن، بهای این انتخاب کم نیست.
  • ○_YOUR VOICE_○ por JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      LECTURAS 190
    • WpPart
      Partes 3
    دفتر آرزو ها : آرزو میکنم یک بار قبل از مرگم بتونم صدات رو بشنوم ایان... ....