فیک Stories

Refine by tag:
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddکوکوی
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddfiction
WpAddفارسی
WpAddاسمات
WpAddkookv
WpAddوانشات
WpAddromance
WpAddعاشقانه
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddکوکوی
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddfiction
WpAddفارسی
WpAddاسمات
WpAddkookv
WpAddوانشات
WpAddromance
WpAddعاشقانه

90 Stories

  • llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 125,491
    • WpPart
      Parts 32
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • Hella Soldier by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 83,396
    • WpPart
      Parts 19
    فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
  • 8 O'clock | au by Im_lorya
    Im_lorya
    • WpView
      Reads 129
    • WpPart
      Parts 4
    جونگکوک یه آرایشگر ساده‌ست که زندگی یک نواختی داره؛ البته ازش راضیه! تهیونگ هم یه راننده تاکسیه که برای اینکه تو خونه حوصله‌ش سر نره و دستش تو جیب خودش باشه، این کارو شروع کرده. vkook au romance, every day life, fake chat ongoing...
  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 62,523
    • WpPart
      Parts 19
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 54
    • WpPart
      Parts 3
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • Calliope by Baharrr1254
    Baharrr1254
    • WpView
      Reads 16
    • WpPart
      Parts 1
    Calliope..! همون حس عشق و ویرانگیه.." _____________________★____________________ +دوست دارم -خفه شو کالیوپ داستان دوتا پیشی کوچولو 😽
  • 𝙃𝙊𝙇𝙔 | مُقَدَس by Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Reads 18,067
    • WpPart
      Parts 31
    دل پرگناهم را به بهشت چشمانش گره زدم و این عشق ، مقدس بود... Vkook fic Genre : Romance , Dram , Slice of life چه می شود اگر کسی گناهانش را در آبیِ چشمانی مقدس بشوید؟ چه بر سر قلبی سیاه می آید اگر قطره ای نور در آن نفوذ کند؟ چه اتفاق عجیبی در انتظار نشسته؟ چه محبتی پشت نگاه ها پنهان شده؟ می‌شود ایستاد و تماشا کرد؟ می‌توان نوشت؟‌ " مقدس " ترین عشق را چگونه می‌توان روایت کرد؟ ●●●
  • ııllılPežvāk📼 by mika_2005_
    mika_2005_
    • WpView
      Reads 270
    • WpPart
      Parts 4
    تو هیچ‌وقت بلند حرف نمی‌زنی، ولی من همیشه صدات رو بلند تر از بقیه می‌شنوم. ‌‌⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ وقتی جهان صدای خاطرات رو خاموش کرد، تهیونگ فقط یک فرکانس رو شنید؛ صدای جونگکوک. و همون صدا، تبدیل به تنها حافظه‌ای شد که ارزش جنگیدن داشت. تهیونگ، پسری که قدرت شنیداری منحصر به فردی داره و کل زندگیش حول محور این ویژگیش چیده شده، تو آخرین ترم‌های دوران دانشجوییش برای شرکت تو کلاس هاش به مشکل می‌خوره و دست به دامن گوینده پادکست مورد علاقه‌اش می‌شه تا کمکش کنه زندگی تحصیلیش رو نجات بده. اما هیچکدوم فکر نمی‌کردن در نهایت، مرگ و زندگی خاطرات گوینده پادکست به دست تهیونگ بیوفته. پسری که صدای زندگی رو بهتر از هرکسی می‌شنوه. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌━─━──── .⋅ ♫ ⋅ ────━─━ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐏𝐞𝐳𝐯𝐚𝐤 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐒𝐨𝐜𝐢𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚, 𝐒𝐨𝐟𝐭 𝐒𝐜𝐢-𝐅𝐢, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 𝐑𝐞𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞 𝐃𝐚𝐲: 𝐒𝐚𝐭𝐮𝐫𝐝𝐚𝐲𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲: 𝑀𝑖𝑘ꪖ
  • Plumeria | Vkook, Hopemin [Completed]  by sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Reads 264,586
    • WpPart
      Parts 46
    پلومریا یا فرانگی پانی نام درختچه یا درخت کوچک گلدار همیشه سبز است، زمان شکوفایی این گل طولانی بوده و پر عطر است، از اسانس آن برای تولید عطر و موادی طبی با خواصی آرامش بخش و تسکین‌دهنده استفاده می‌شود. جئون جونگ کوک بعد از مدت ها تلاش موفق میشه نمایشگاه نقاشیش رو راه بندازه که با استقبال خوبی هم مواجه میشه. بعد از پایان نمایشگاه، زمانی که به خونش برمیگرده یه شماره تلفن تو کیفش پیدا میکنه! چی میشه اگر جونگ کوک تصمیم بگیره به اون شماره پیام بده؟ Name: Plumeria 🌼 Couple: Vkook, Hopemin Writer: Sequoia & Sylvie Genre: Romance, Comedy, Smut Editor: Sequoia Telegram Chanel: @Papacita01
  • 「The Truth Untold」 by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 993
    • WpPart
      Parts 5
    خلاصه: "تو سال 2070 وقتی که کره‌ی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عده‌ی محدودی افتاده؛ جئون جونگ‌کوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه. چی میشه اگه اون همه‌ی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟ خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!" 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 📽کاپل: ویکوک 📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسه‌ای، رمنس، روزمره 📽نویسنده: Velvet Moon
  • The writer ✍️🏻 by nazi__nkpr05
    nazi__nkpr05
    • WpView
      Reads 29,066
    • WpPart
      Parts 6
    خلاصه :تهیونگ يه نويسنده معروفه كه بعد از دوسال قرنطينه اولين فن ميتينگشو گذاشته و اونجا پسري ساده ولي زيبارو ملاقات كنه و بنظرتون بعدش چي ميشه؟ كاپل: تهکوک(ویکوک) ژانر:زندگي روزمره،هپي اند .
  • Hilda | HopeMin by sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Reads 1,146
    • WpPart
      Parts 2
    عاشق تو شدن مثل این می مونه که شب بخوابی و صبح بیدار شی ببینی دوتا بال درآوردی، داری تو آسمونا پرواز می کنی و هرجا میخوای میتونی بری اما یهویی ممکنه از خواب بیدار بشی و ببینی تو دردسر بزرگی افتادی، ولی هوسوکا... من نمیخوام به اون دردسر فکر کنم، میخوام تا وقتی که دارم خواب میبینم، ازش لذت ببرم... Hilda ✨ ⥬Writer ᱺ Sequoia ⥬Couple ᱺ HopeMin ⥬Genre ᱺ Sport, Romance, Dram ⥬Telegram Chanel: Papacita01
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  by sheri326
    sheri326
    • WpView
      Reads 60,144
    • WpPart
      Parts 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • -BLACK•ROSE- by _setiina_
    _setiina_
    • WpView
      Reads 1,526
    • WpPart
      Parts 2
    سلام گایز:)... اولین فیکم توی وات پد؛ امیدوارم دوست داشته باشید🥺🤍 __________________________________ نام ‌: رز تاریک ، رز سیاه ژانر : جنایی ، رمزالود ، اسمات ، عاشقانه ، غمگین ، درام شخصیت ها : جئون جونگ کوک ، لی سولی ( ممکنه وسط فیک شخصیت های جدیدی هم اضاف شه!! ) خلاصه : خودتون فیکو بخونید بفهمید... اسپویل دوست ندارم🙂 ...
  • 𝘖𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯 (ترجمه ) by timamvd
    timamvd
    • WpView
      Reads 5,795
    • WpPart
      Parts 6
    •𝘔𝘶𝘭𝘵𝘪𝘴𝘩𝘰𝘵• [ جونگکوک کراش بزرگ و شدیدی روی فروشنده سوپرمارکت‌، پارک جیمین داره. برای همین یه برنامه پنج مرحله ای برای زدنِ مخش طراحی میکنه. با وجود اینکه جیمین فقط شیفت شبه و برای رئیسی‌ مثل جونگکوک این وضعیت ناجوره اما اون اهمیتی نمیده! ] ▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 , 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧 ▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 , 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘫𝘪𝘯 ■ توجه : - برای ترجمه این مولتی‌شات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده. - پارت ها معمولا کوتاه هستن. - کامنت و ووت فراموش نشه.
  • 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳➤ by HunFou
    HunFou
    • WpView
      Reads 127
    • WpPart
      Parts 1
    𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯 : 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳(مبارز خیابانی) 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝑢𝘵, 𝘈𝘯𝘨𝘦𝘴𝘵, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬, 𝘏𝘶𝘯𝘏𝘢𝘯, 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 *داستان حاوی پدیده ی تناسخه وابتدای داستان درمورد گذشته وجنگ جهانی دوم صحبت شده خلاصه : دختری در اتاق تلفنی با پسری حرف میزندوتوجیه اش میکند که در مهمانی دیشب کنار هیچکسی نخوابیده. مردِ خانواده سریال در حال پخش را نگاه میکند وزنش کتلت سرخ میکند. نه ... خبری از این روزمره گی ها نیست! در گیر ودار آتش وگلوله .. و حمله ی ناگهانی نازی ها به لهستان ِ بیقرار یک پسر ِ آزادی خواه وپناهنده.. درگیر عشقی ناگهانی و شاید ممنوعه با یک افسرِ بالامقامِ ارتشِ دشمن میشود؛ تراژدی جالبیست وقتی که آن افسر به قصد پیدا کردن سردسته ِ گروه ِ کوچک شورشی و آزادی خواه در قالب یک جوریست ِ بی حاشیه به اونزدیک میشود.‌..¡ وشاید یک درام ِ ساده اما زخمی. اولین برخوردشان در خیابان شلوغ وپر ترددِ "کِری کاوز" ِ ورشوو، وقتی که بکهیون انبوهی روزنامه در دست داشت و باید همه را میفروخت، اما انگار کسی آنجا به اخبارِ روزِ لهستانِ به استعمار رفته علاقه ای نداشت. ووقتی باناامیدی خواست ازآنجا دل بکند سایه ی بلندی رویش افتاد.‌.
  • Carrot Jam [ VK OneShot ] by Veritas_98
    Veritas_98
    • WpView
      Reads 5,158
    • WpPart
      Parts 1
    + عادتش نده به مربا جونگکوک! - منو دخترم دلمون میخواد مربا بخوریم تو دخالت نکن کله هویجی! | مربای هویج 🥕 | کاپل: ویکوک / کوکوی وضعیت: وان شات
  • ME by jungn4bi
    18
    ME
    jungn4bi
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 6
    هر آنچه از ذهنم ترشح میشه وبه قلم میاد...
  • A Monster's Heart by kookjiner9297
    kookjiner9297
    • WpView
      Reads 316,965
    • WpPart
      Parts 98
    +"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
  • Midnight Blue/آبی نیمه‌شب by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 64
    • WpPart
      Parts 1
    یه حرف ساده از یونگی... یه پیش‌بینی عجیب... و یه شب که همه‌چیز رو عوض کرد. آبی شدن دریا، آغاز پایان بود. Genres: Angst, Drama, Romance, Tragedy, Slice of Life ⭕️توجه⭕️ این وانشات ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی روزمره اعضا ندارد. کپی این اثر بدونه اجازه ممنوع میباشد. #یونگی #جیهوپ #یونسوک #آبی #شب #دریا