We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.

فیکشن Stories

Refine by tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddعاشقانه
WpAddجیمین
WpAddkookv
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddرمنس
WpAddاکسو
WpAddtaekook
WpAddوانشات
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddعاشقانه
WpAddجیمین
WpAddkookv
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddرمنس
WpAddاکسو
WpAddtaekook
WpAddوانشات

147 Stories

  • 𝙍𝙖𝙣𝙜𝙚𝙧┃𝙑𝙆 by lvkljk
    lvkljk
    • WpView
      Reads 3,022
    • WpPart
      Parts 13
    بعضی آدم‌ها عاشق می‌شوند. بعضی‌ها مجبور می‌شوند ازدواج کنند. و بعضی‌ها مثل ویتو، یک روز از خواب بیدار می‌شوند و می‌فهمند از قبل به خطرناک‌ترین مرد شهر تعلق داشته‌اند. ازدواج با کیم رنجر قرار نبود آغاز یک عاشقانه باشد؛ قرار بود آغاز یک جنگ باشد! 𝐂𝐮𝐩𝐞𝐥:𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚,𝐅𝐨𝐫𝐜𝐞𝐝 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞,𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐈𝐆 & 𝐓𝐋 : 𝐋𝐕𝐊𝐋𝐉𝐊
  • 𝐒𝐰𝐞𝐞𝐭 𝐅𝐨𝐥𝐥𝐲 | 𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊 by vkookirani
    vkookirani
    • WpView
      Reads 959
    • WpPart
      Parts 6
    «همه چیز از یه اشتباه شروع شد» جونگکوک که معتقده احمق ترین آدم دنیاست(که البته تا حدودی هم هست😂) روی استادش کیم تهیونگ کراش داره... حالا چی میشه اگه به جای تکلیفی که باید به استادش میداد اشتباهی عکس نودش رو براش بفرسته؟! -بهت گفتم که استاد جذابمون بهمون تکلیف داده بود... +آره همون که هفت روز هفته رو بخاطرش جق میزنی😏 کاپل : ویکوک ژانر : فیکچت / کمدی / عاشقانه / دانشجویی
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 4,478
    • WpPart
      Parts 18
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • هویت 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚 by Hyuhwang203
    Hyuhwang203
    • WpView
      Reads 12
    • WpPart
      Parts 3
    -دو خانوادہ و دو تعریف متفاوت از عدالت؛ آدم‌هایے ڪہ براے رسیدن بہ حقیقت حاضرند بهایے متفاوت بپردازند- Genre: Drama | Crime | Thriller | Enemies to Lovers Main Couple: Chanjin, Taejun ⠀⠀⠀⠀در حال آپ- یک‌شنبه، سه‌شنبه، جمعه
  • Latesco. by Light82
    Light82
    • WpView
      Reads 223
    • WpPart
      Parts 3
    "لاتسکو داستان آدم‌هایی‌ست که خودشان را از دیگران پنهان می‌کنند." کاپل: چانبک، کایسو. ژانر: تاریخی، رمنس، انگست، اسمات. خلاصه: فرمانده‌ی سابق ارتشی که زیر بار خاطرات و حسرت‌های گذشته‌اش زندگی می‌کنه و روزنامه‌نگار جوانی که مصممه پرده از رازهای مردی برداره که تمام تلاشش رو برای فرار از گذشته‌اش کرده و اون ها رو به نثر دربیاره! اما گاهی کشف حقیقت، به معنای روبه‌رو شدن با چیزهاییه که هیچ‌کس آماده‌ی پذیرفتنشون نیست.
  • ☆MAGNETAR☆ by silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Reads 207
    • WpPart
      Parts 4
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 4,519
    • WpPart
      Parts 16
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • 𝐭𝐡𝐞 𝐜𝐥𝐨𝐰𝐧 ||دلقک by jeon_yuna0
    jeon_yuna0
    • WpView
      Reads 10
    • WpPart
      Parts 1
    خلاصه:: جئون ی انسان بشدت خطرناکه،، کیم ی قصر بزرگی داره در واقع بعد فوت پدرش اون وارث همه ی ثروت پدرش و ی پادشاه بزرگ شد،، همه ازش میترسیدن خیلی قدرتمند بود!!
  • king of corpses  by HediyeGh
    HediyeGh
    • WpView
      Reads 100
    • WpPart
      Parts 2
    •پادشاه اجساد ، شبحی ‌که در سایه ها محو میشد و یکشنبه آینده ، با جسدی نقش گرفته از خطوط عجیب ، بازمیگشت• وضعیت : در حال آپ couple : 2min Genre : dark , crime , mystery , psychological , angst .
  • شفق قطبی by violawithoutnopetals
    violawithoutnopetals
    • WpView
      Reads 2
    • WpPart
      Parts 1
    الیاس:«اگه اشک میریختم کسی اهمیت میداد؟ شفق آسمون سیاه من، بهم بگو اگه اشک می‌ریختم اونوقت ساعت‌ها و سال‌ها به عقب برمی‌گشتند تا من بین تو و مردمم، تو رو انتخاب می‌کردم؟ تنها خانه‌ی عزیزم، محل آسایشم، بهشتم را که از بدو درخششم تا به حال برای جاودانگی آن کابوس‌های بیشماری را زندگی کرده بودم جلوی چشمانم سوزاندی و خاکستر کردی. موفق شدی. حالا دیگر من هم به جایی تعلق ندارم. شفق‌ها زیبایند، اما به راحتی زندگی را درون خلأ بی‌انتها میکشند.»
  • 𝐓𝐨𝐫𝐩𝐞‌ | تورپه by btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Reads 13,293
    • WpPart
      Parts 11
    جونگوک، استاد مشهور روانشناسی، همیشه با جدیت و عدالت قضاوت می‌کرد. برای او، آدم‌هایی که با ثروت همه چیز را می‌خرند، قابل احترام نبودند. فویو، دختری با چهره‌ای سرد و گذشته‌ای پنهان، دقیقاً یکی از همان‌هایی به نظر می‌رسید که جونگوک ازشان دوری می‌کرد. اما هیچ‌کس ندانست... که فویو نه انتخاب کرده بود، نه خواسته بود. او فقط بازیچه‌ی تصمیم‌هایی بود که هیچ‌گاه نظرش را نپرسیدند. در میان سکوت و نگاه‌های سرد، احساسی شکل گرفت. نه آشکار، نه قابل‌قبول - بلکه چیزی که هیچ‌کدامشان نمی‌خواستند به آن اعتراف کنند. اما چطور می‌توانی قلبت را انکار کنی، وقتی در سکوت یک کلاس، کسی آرام، به تو خیره شده؟ ________________________ •𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 ➫ 𝑗𝑒𝑜𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 & ℎ𝑎𝑛 𝑓𝑢𝑦𝑢 •𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 ➫ 𝐶𝑎𝑠𝑢𝑎𝑙, 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 ➫ 𝑁𝑜𝑢𝑟𝑎 _________________________ Torpe| تورپه یعنی کسی که به شدت عاشق فردیه اما نمی تونه احساساتش رو نسبت به اون قبول کنه-
  • Ocean by xiuha_L
    xiuha_L
    • WpView
      Reads 53
    • WpPart
      Parts 2
    درد برای من واژه‌ی آشنایی بود. آشناترین واژه به تمام احساساتی که از قلبم می‌گذشت. من درد رو نمی‌کشیدم، اون رو زندگی می‌کردم. از بچگی هربار که به دریا نگاه می‌کردم دلم می‌خواست تنم رو به اون موج‌های خروشان بسپارم. اقیانوس برام نماد رهایی بود. رهایی از تمام دردهایی که با تار و پود بدنم گره خورده بود. گاهی دلم می‌خواست خود بی‌ارزشم رو توی اقیانوس غرق کنم اما جراتش رو پیدا نمی‌کردم. تا این‌که تو رو دیدم. توی برای من آبی بودی. همون آبیِ اقیانوسی که از ناکجا پیدات شد تا دست زیبات رو روی زخم‌های روح و بدنم بکشی. تا روحم رو درمان کنی و بهم بگی "تو هیولا نیستی. حتی اگر هم بودی، من دوستت داشتم". متاسفم که زبان بیان همچین کلماتی رو ندارم. اما با همین ناتوانیم بهت می‌گم که "منم تا بی‌نهایت دوستت دارم، اقیانوس آبی من!" 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝑹𝒂𝑯𝒂 𝑪𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑯𝒂𝒐𝑩𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑻𝒓𝒂𝒈𝒆𝒅𝒚
  • CF7 ☢️ Season 01 Let's Start The Game  by Dark_Mind_Fics
    Dark_Mind_Fics
    • WpView
      Reads 187
    • WpPart
      Parts 14
    محلول CF7 ماده ای ویروسی و بسیار قدرتمند است که تمام داستان را تشکیل می دهد این ماده در ایالت متحده ی آمریکا ساخته شده است و تنها یک نمونه از آن در دسترس است و تاکنون ساخته شده اما روش ساخت بیشتری از این ویروس هم وجود دارد این ویروس به دست یکی از رئسای مافیا در کره ی جنوبی می رسد رئیس مین حالا صاحب CF7 است و گروه های مافیایی زیادی هستند که خواستار این ماده ی قدرتمند هستند تا با استفاده از آن به خواسته های مخوف خود برسند این خواسته ها در گروه های مافیایی شامل خیلی کارها می شود از جمله قاچاق مواد مخدر, از بین بردن اشخاص مهم برای گرفتن پول, باز کردن گاوصندوق هایی که حاوی اسناد رسمی و مهم باشه و..... که تمامی آن ها تنها به یک چیز ختم می شود پول چیزی که تمامی گروه های مافیایی خواستارشن و برای به دست آوردنش هر کاری خواهند کرد. اما در این میان بزرگ ترین و شناخته شده ترین گروه مافیایی سئول به نام Sinners به رهبری The Mob کم سن ترین رئیسی که تابه حال در گروه های مافیایی وجود داشته آدمی که در سن 17 سالگی به رئیس گروه Sinners منصوب شد او با استفاده از بهترین برگ برنده ای که در اختیار داشت توانست CF7 را از آن خود کند و حال رئیس مین باید به ساخت تعداد بیشتری از ویروس CF7 بپردازد ...
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 737
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 698
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • [•Hand Fan•] by Mahsa_njz
    Mahsa_njz
    • WpView
      Reads 666
    • WpPart
      Parts 1
    |•وانشات•| |•بادبزن•| کاپل: سکای ژانر: تاریخی، اسمات، عاشقانه ____________ برشی از داستان: همین یکی دو ساعت پیش بادبزنش رو زیر چونه‌ی ولیعهد گذاشته‌بود و با لحن گستاخانه‌ای مرد رو مواخذه کرده‌بود... باید می‌رفت و بخاطر رفتارش عذرخواهی می‌کرد. نمی‌خواست آوازه‌ی صحبتاش با پادشاهِ جوان به گوش پدرش برسه و از آوردنش به کره ناامید بشه.
  • My Psycho by DazaiFic
    DazaiFic
    • WpView
      Reads 333
    • WpPart
      Parts 1
    Writers: BEN & REN Editor: MEL Channel: @DazaiFic
  • ❥•𝐅𝐀𝐂𝐓/𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐥𝐞𝐭𝐭𝐞𝐫ೋ    by BuNnY-MoOdY
    BuNnY-MoOdY
    • WpView
      Reads 1,520
    • WpPart
      Parts 5
    _ میگم ... اگه حرف ها وزن ندارن پس چجوری کمر و گاهی حتی خود آدم ها رو میشکنند؟ . اینجا می خوام حرف های دلم رو بزنم ... تجربه زیادی ندارم ولی می تونم از بی تجربگی هام حرف هایی بسازم که با وزنم برابری کنه. . دیالوگ های موندگار فیلم ها و کتاب های ایرانی و خارجی و گاهی فیک هایی که دوست دارم شون روعم میزارم. می تونید از دیالوگ های چپتر هایی که با عنوان "Me" آپدیت میشن توی فیکشن هاتون استفاده کنید، شرایطش هم توی بوک گفتم فقط کافیه قبلش اطلاع بدید و بعد داخل بوک تون بهم کردیت بدید 3> پ.ن؛ کیتسون شمارو بوراهه. #1_ practical #1_ Dialogue # 1_ فیکشن 1#_دیالوگ
  • 🍷𝘙𝘦𝘥 𝘞𝘪𝘯𝘦🍷 by Hyun_L_1485
    Hyun_L_1485
    • WpView
      Reads 4,685
    • WpPart
      Parts 3
    بکهیون قرار بود فقط یه گپ ساده با عشق دیرینه‌ش داشته باشه. اما چانیول شرابش رو روی بک میریزه و گپ سادشون تبدیل میشه به.... ************* داری باهام چی‌کار میکنی؟ جالب بود که فکر هردوشون همین جمله‌ست. -کاری نمی‌کنم... -می‌کنی. داری یه کاری میکنی که خودداریم رو از دست بدم. -تو پارک چانیولی؟ -پارک چانیولی که حس‌می‌کنه دیوونه بیون بکهیون شده. -دیوونه خودم یا بدنم؟ بک درحالی زمزمه کرد که فاصله نزدیکی با لبهای مرد داشت و همزمان موهای کوتاه پشتِ سرش رو نوازش می‌کرد. -کی می‌دونه؟! -تو می‌دونی 🍷این یه سه پارتی کوچولوعه🍷 ************* 𝐍𝑎𝑚𝑒 ➪ 𝖱𝖾𝖽 𝖶𝗂𝗇𝖾🍷 𝐆𝑒𝑛𝑟𝑒 ➪ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝖺𝗍. 𝐂𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 ➪ 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖻𝖺𝖾𝗄. 𝐖𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟 ➪ Hyun_L_1485
  • 𝐑𝐞𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧 (𝐩𝐮𝐫𝐩𝐥𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧 𝐒𝟐) by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 7,920
    • WpPart
      Parts 8
    𝐑𝐞𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧 | ماه سرخ ° 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭 ° 𝐂𝐚𝐩 :𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 &___ ° 𝐔𝐩: 𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧 ° 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐦𝐚𝐝𝐨𝐫 ° آن روز فکر می کردم ، دنیایی رنگارنگ در انتظار ماست... °این فکر به قلبم قدرت تندتر تپیدن میداد... °اما نمی دانستم رنگین بودن دنیا به تنهایی کافی نیست... °می توان با سرنوشتی سیاه درون یک دنیای رنگین زندگی کرد.. ° همه چیز مشکی بود و مشکی، همه چیز... به فصل دوم خوش اومدید:)