فیکشن Stories

Refine by tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddاسمات
WpAddعاشقانه
WpAddkookv
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddرمنس
WpAddtaekook
WpAddاکسو
WpAddوانشات
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddاسمات
WpAddعاشقانه
WpAddkookv
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddرمنس
WpAddtaekook
WpAddاکسو
WpAddوانشات

146 Stories

  • شفق قطبی by violawithoutnopetals
    violawithoutnopetals
    • WpView
      Reads 1
    • WpPart
      Parts 1
    الیاس:«اگه اشک میریختم کسی اهمیت میداد؟ شفق آسمون سیاه من، بهم بگو اگه اشک می‌ریختم اونوقت ساعت‌ها و سال‌ها به عقب برمی‌گشتند تا من بین تو و مردمم، تو رو انتخاب می‌کردم؟ تنها خانه‌ی عزیزم، محل آسایشم، بهشتم را که از بدو درخششم تا به حال برای جاودانگی آن کابوس‌های بیشماری را زندگی کرده بودم جلوی چشمانم سوزاندی و خاکستر کردی. موفق شدی. حالا دیگر من هم به جایی تعلق ندارم. شفق‌ها زیبایند، اما به راحتی زندگی را درون خلأ بی‌انتها میکشند.»
  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 2,995
    • WpPart
      Parts 13
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • ☆MAGNETAR☆ by silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Reads 136
    • WpPart
      Parts 3
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
  • Love Track |•| پیست عشق AU by LunarTalles
    LunarTalles
    • WpView
      Reads 337
    • WpPart
      Parts 4
    ✧.* هر شب، موتورهایی که پلاک ندارند، روی آسفالتی که قانون هرگز به آن نرسیده، برای پول، اعتبار و غرور مسابقه می‌دهند. پیست، فقط یک قانون دارد... تا وقتی بتوانی برنده شوی، همه نامت را فریاد می‌زنند. ✧.* وقتی یک موتورسوار ناشناس، قهرمان‌های قدیمی را یکی‌یکی شکست می‌دهد، تنها یک نام باقی می‌ماند؛ تایگر. پادشاه بی‌رقیب پیستی که سال‌ها هیچ‌کس نتوانسته بود تاجش را لمس کند. اما بعضی مسابقه‌ها... هیچ‌وقت فقط برای بردن برگزار نمی‌شوند. ✧.* میان صدای موتورهایی که از خط پایان عبور می‌کنند، شرط‌بندی‌های میلیون‌دلاری، لبخندهای مشکوک و رازهایی که پشت هر نگاه پنهان شده‌اند... مرز میان عشق، خیانت و فریب، خیلی زودتر از خط پایان محو می‌شود. ✧ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌 ✧ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑺𝒕𝒓𝒆𝒆𝒕 𝑹𝒂𝒄𝒊𝒏𝒈, 𝑬𝒏𝒆𝒎𝒊𝒆𝒔 𝒕𝒐 𝑳𝒐𝒗𝒆𝒓𝒔, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑻𝒉𝒓𝒊𝒍𝒍𝒆𝒓, 𝑩𝒐𝒚𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕
  • Revenge (hyunjin ver) by TheWorstJ
    TheWorstJ
    • WpView
      Reads 732
    • WpPart
      Parts 10
    ژانر:سیاسی، پزشکی، انگست، رومنس خلاصه : اون این بیست و دو سالو صبر نکرده بود تا همین اول از روسها شکست بخوره، معجزه زندگیش دکتر لی باعث شده بود دوباره به زندگی برگرده، اینبار با دقت تر عمل میکرد، اون بیست و دو سال تمام به انتقام فکر میکرد، اون عملیش میکرد حتی اگه عاشق بشه؟ حتی اگه مجبور شه از عشقش هم بگذره؟ مگه اون داشت انتقام چیو میگرفت که از معشوقش دست برداشت؟ اون هوانگ هیونجین بود، تنها هدفش مهم نبود نه آدمای دورش، اما اون جراح چی داشت که معادلات مغزشو بهم میریخت؟ نمیدونم کسی اصلا قراره اینو بخونه اما دوست دارم هرکسی خوندش نظر و انتقادشو بهم بگه و باهاش دوست شمم. پس چنل تلگرامم میذارم براش @StarsNeverSmile
  • 𝙍𝙖𝙣𝙜𝙚𝙧┃𝙑𝙆 by lvkljk
    lvkljk
    • WpView
      Reads 1,601
    • WpPart
      Parts 10
    بعضی آدم‌ها عاشق می‌شوند. بعضی‌ها مجبور می‌شوند ازدواج کنند. و بعضی‌ها مثل ویتو، یک روز از خواب بیدار می‌شوند و می‌فهمند از قبل به خطرناک‌ترین مرد شهر تعلق داشته‌اند. ازدواج با کیم رنجر قرار نبود آغاز یک عاشقانه باشد؛ قرار بود آغاز یک جنگ باشد! 𝐂𝐮𝐩𝐞𝐥:𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚,𝐅𝐨𝐫𝐜𝐞𝐝 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞,𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐈𝐆 & 𝐓𝐋 : 𝐋𝐕𝐊𝐋𝐉𝐊
  • FIVE years? too late!  by wonuiiiii
    wonuiiiii
    • WpView
      Reads 94
    • WpPart
      Parts 3
    ژانر: معمایی، ماجراجویی، روانشناختی، یکم تخیلی. پنج سال پیش، وویونگ بدون هیچ توضیحی ناپدید شد. نه خداحافظی‌ای. نه نامه‌ای. نه حتی یک ردپا. سان تمام این سال‌ها با این باور زندگی کرد که او را ترک کرده است. اما یک دعوت‌نامهٔ مرموز، یک عکس قدیمی و یک ایستگاه قطار متروکه، همه‌چیز را تغییر می‌دهد. در شبی که قرار بود فقط پاسخ چند سؤال را پیدا کند، سان وارد بازی‌ای می‌شود که سال‌ها قبل آغاز شده بود؛ بازی‌ای پر از دروغ، رازهای خانوادگی، آدم‌های گمشده و حقیقت‌هایی که هرگز نباید فاش می‌شدند. وویونگ برگشته است. اما شاید بعضی آدم‌ها بهتر بود هرگز برنمی‌گشتند. چون بعضی حقیقت‌ها... می‌توانند همه‌چیز را نابود کنند.
  • Broken(taekook) by moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      Reads 111
    • WpPart
      Parts 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed] by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 92,899
    • WpPart
      Parts 17
    ماه ارغوانی| purple moon Genre : Romance | Smut | Omegaverse | Fantasy | Cap :Vkook | Up: Unknown | Author: Amador | +رنگ ها... رنگ ها چه حسی به شما میدن؟ +داستان در یک سرزمین خیالی، در یک دنیای خیالی اتفاق می افته... +سرزمینی که فرهنگ و قوانین خودش رو داره... +داستان عاشقانه دو پسر که پر از پستی و بلندیه... +پسری امگا که بخاطر نادر بودنش،تنهاست و شاهزاده ای که تنهایی اون رو پر میکنه...!!؟ +یا باعث تنها تر شدنش میشه...؟!! [Completed] (_ یه امگای مرد... میدونی که خیلی نوع نادری هستی... تکخندی زد: اوه یعنی الان میخوای منو بزاری تو یه جعبه شیشه ای و به همه نمایش بدی؟؟) Waiting for S2... 🥇امگاورس 🥇ویکوک
  • 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐫𝐮𝐛𝐲 𝐤𝐞𝐲/کلید یاقوت شکسته by Lady_soha
    Lady_soha
    • WpView
      Reads 5
    • WpPart
      Parts 1
    پس از مرگ بهشت و جهنم و برزخ وجود ندارد.. بلکه سه سرزمین وجود دارد: سامرلی برای خوب‌ها، بلایتفورد برای گناهکاران، و ویلند برای آن‌هایی که آرزوهایشان را با خود به گور برده‌اند. کوردلیا هرگز نمی‌خواست گناهکار باشد. اما وقتی ذهنش تسخیر شد و دستانش به خون بی‌گناهان آلوده گشت، تنها یک راه برای جبران دید: مرگ. و سرنوشت او در بلایتفورد ختم شد، جایی که گناهکاران زندگی می‌کنند و هر سال مسابقه‌ای میان فرشتگان و شیاطین برگزار می‌شود. جایزه؟ یک آرزو. امسال کوردلیا وارد مسابقه می‌شود تا شاید بتواند زندگی دوباره‌ای به دست آورد. اما در راند پایانی با جرالد روبرو می‌شود: فرمانده‌ای خشمگین و قدرتمند از سامرلی که مغلوب‌شدن در برابر او اجتناب‌ناپذیر است. بازنده و شکست‌خورده، در تاریکی شهر اِستل به کمکش می‌آید؛ دختربچه‌ای شش ساله و مرموز از ویلند‌.
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی by lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Reads 345
    • WpPart
      Parts 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟
  • دریچه ای به گذشته by giselleorg
    giselleorg
    • WpView
      Reads 848
    • WpPart
      Parts 10
    - به چشم های اون نگاه کرد...چشم هایی که از درد مچاله شده بودن و دریایی از غم درون چشم هایش لبریز شده بود ...اون چشم ها فرق کرده بود... مدتها پیش هر روز میخندید ...اون چشمها دیگه پر از زندگی نبودن ، .... کاپل اصلی : سپ یونگی تاپ
  • The CALLEE || Yoonmin ✔ by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 15,078
    • WpPart
      Parts 25
    "مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید." __________________________ یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی‌گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا می‌کنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی‌ حرف برای گفتن داره... ژانر: روزمره، رومنس *چپترهای کوتاه By: Vida Best Rankings: #1 یونمین #4 جیمین 2# minific
  • 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳➤ by HunFou
    HunFou
    • WpView
      Reads 128
    • WpPart
      Parts 1
    𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯 : 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳(مبارز خیابانی) 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝑢𝘵, 𝘈𝘯𝘨𝘦𝘴𝘵, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬, 𝘏𝘶𝘯𝘏𝘢𝘯, 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 *داستان حاوی پدیده ی تناسخه وابتدای داستان درمورد گذشته وجنگ جهانی دوم صحبت شده خلاصه : دختری در اتاق تلفنی با پسری حرف میزندوتوجیه اش میکند که در مهمانی دیشب کنار هیچکسی نخوابیده. مردِ خانواده سریال در حال پخش را نگاه میکند وزنش کتلت سرخ میکند. نه ... خبری از این روزمره گی ها نیست! در گیر ودار آتش وگلوله .. و حمله ی ناگهانی نازی ها به لهستان ِ بیقرار یک پسر ِ آزادی خواه وپناهنده.. درگیر عشقی ناگهانی و شاید ممنوعه با یک افسرِ بالامقامِ ارتشِ دشمن میشود؛ تراژدی جالبیست وقتی که آن افسر به قصد پیدا کردن سردسته ِ گروه ِ کوچک شورشی و آزادی خواه در قالب یک جوریست ِ بی حاشیه به اونزدیک میشود.‌..¡ وشاید یک درام ِ ساده اما زخمی. اولین برخوردشان در خیابان شلوغ وپر ترددِ "کِری کاوز" ِ ورشوو، وقتی که بکهیون انبوهی روزنامه در دست داشت و باید همه را میفروخت، اما انگار کسی آنجا به اخبارِ روزِ لهستانِ به استعمار رفته علاقه ای نداشت. ووقتی باناامیدی خواست ازآنجا دل بکند سایه ی بلندی رویش افتاد.‌.
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 698
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • ❥•𝐅𝐀𝐂𝐓/𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐥𝐞𝐭𝐭𝐞𝐫ೋ    by BuNnY-MoOdY
    BuNnY-MoOdY
    • WpView
      Reads 1,520
    • WpPart
      Parts 5
    _ میگم ... اگه حرف ها وزن ندارن پس چجوری کمر و گاهی حتی خود آدم ها رو میشکنند؟ . اینجا می خوام حرف های دلم رو بزنم ... تجربه زیادی ندارم ولی می تونم از بی تجربگی هام حرف هایی بسازم که با وزنم برابری کنه. . دیالوگ های موندگار فیلم ها و کتاب های ایرانی و خارجی و گاهی فیک هایی که دوست دارم شون روعم میزارم. می تونید از دیالوگ های چپتر هایی که با عنوان "Me" آپدیت میشن توی فیکشن هاتون استفاده کنید، شرایطش هم توی بوک گفتم فقط کافیه قبلش اطلاع بدید و بعد داخل بوک تون بهم کردیت بدید 3> پ.ن؛ کیتسون شمارو بوراهه. #1_ practical #1_ Dialogue # 1_ فیکشن 1#_دیالوگ
  • 「The Truth Untold」 by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 1,014
    • WpPart
      Parts 5
    خلاصه: "تو سال 2070 وقتی که کره‌ی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عده‌ی محدودی افتاده؛ جئون جونگ‌کوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه. چی میشه اگه اون همه‌ی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟ خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!" 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 📽کاپل: ویکوک 📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسه‌ای، رمنس، روزمره 📽نویسنده: Velvet Moon
  • ماتیلدا by yeganeh_blue
    yeganeh_blue
    • WpView
      Reads 13
    • WpPart
      Parts 1
    بیماری روانی «تجزیه شخصیت» که در روانشناسی به آن اختلال شخصیت چندگانه یا اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder - DID) گفته می‌شود، حالتی است که در آن یک فرد دو یا چند هویت یا شخصیت متفاوت درون خود دارد. این شخصیت‌ها ممکن است رفتار، خاطرات، طرز فکر و حتی احساسات متفاوتی داشته باشند و فرد ممکن است کنترل رفتارهایش را بین این هویت‌ها از دست بدهد. معمولاً این اختلال ناشی از تروما یا آسیب شدید در کودکی است و می‌تواند باعث سردرگمی، فراموشی‌های مکرر و مشکلات در زندگی روزمره شود. این داستان درباره دختری است که با این بیماری به جنگ زندگی می رود و بدون اگاهی از اتفاقات درون خود اوقات خود را میگذراند و کم کم با پیدایش موضوعاتی او به شناختی از خود دست پیدا میکند.