فیکشن cerita

Saring berdasarkan tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddکوکوی
WpAddfiction
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
WpAddfic
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddکوکوی
WpAddfiction
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
WpAddfic

138 Cerita

  • 𝗪𝗿𝗼𝗻𝗴𝗙𝗮𝘁𝗲 | 𝗩𝗞 oleh AB0OBT
    AB0OBT
    • WpView
      Membaca 230
    • WpPart
      Bab 8
    • وقتی ذهنت خودش بازیگر، کارگردان، و قاتله...‌چطور می‌فهمی کدوم خاطره واقعی‌ـه؟ جونگکوک فقط می‌خواست بفهمه کی پشت پرده‌ست‌ولی هرچه جلوتر رفت، بیشتر شک کرد: «نکنه اون پرده... فقط توی سر خودش بوده؟» ‌ ‌ ------ 𝗡𝗮𝗺𝗲 : 𝖶𝗋𝗈𝗇𝗀 𝖥𝖺𝗍𝖾 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : 𝖵𝖪𝖮𝖮𝖪 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗿 : 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅, 𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅 𝖳𝗁𝗋𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋, 𝖬𝗂𝗇𝖽-𝖡𝖾𝗇𝖽𝗂𝗇𝗀 𝗪𝗿 : 𝖠𝖣𝖠𝖱
  • See oleh im_wabi
    im_wabi
    • WpView
      Membaca 127
    • WpPart
      Bab 1
    روشنایی زیاد هم جالب نیست ، آدم همه چیز رو می بینه و همه هم اون رو میبینند .... توی تاریکی حداقل آدم میتونه خیال کنه . ژانر : کوکوی ، انگست ، رمنس مرسی که نگاه تو به قلمم هدیه میدی ؛ از طرف وابی ﹆⋆
  • My Psycho oleh DazaiFic
    DazaiFic
    • WpView
      Membaca 325
    • WpPart
      Bab 1
    Writers: BEN & REN Editor: MEL Channel: @DazaiFic
  • [•Hand Fan•] oleh Mahsa_njz
    Mahsa_njz
    • WpView
      Membaca 642
    • WpPart
      Bab 1
    |•وانشات•| |•بادبزن•| کاپل: سکای ژانر: تاریخی، اسمات، عاشقانه ____________ برشی از داستان: همین یکی دو ساعت پیش بادبزنش رو زیر چونه‌ی ولیعهد گذاشته‌بود و با لحن گستاخانه‌ای مرد رو مواخذه کرده‌بود... باید می‌رفت و بخاطر رفتارش عذرخواهی می‌کرد. نمی‌خواست آوازه‌ی صحبتاش با پادشاهِ جوان به گوش پدرش برسه و از آوردنش به کره ناامید بشه.
  • Broken(taekook) oleh moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      Membaca 78
    • WpPart
      Bab 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  • 𝐝𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐦𝐞 oleh FIC_THERAPY
    FIC_THERAPY
    • WpView
      Membaca 867
    • WpPart
      Bab 4
    𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑭𝒖𝒍𝒍 𝑺𝒎𝒖𝒕,𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒔𝒍𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆, 𝑩𝑫𝑺𝑴, 𝒑𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍, 𝒎𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒐𝒖𝒔 ژانر : فول اسمات، رومنس، بخشی از زندگی، بی. دی. اس. ام، روانشناختی، راز آلود 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 کاپل : سکرت ┄┈┉┉┅••┅❥┄┄┈┉┄┈┉ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐊𝐫𝐢𝐬𝐭𝐞𝐧 «خلاصه داستان» من. یعنی جانگ هوسوک یا جیهوپ فرقی نمی‌کنه کدوممون داره الان صحبت می‌کنه. سالهاست داریم با هم کنار میاییم. اما... از وقتی این دختر وارد زندگیمون شد یا بهتر بگیم ما وارد زندگیش شدیم. همه چیز تغییر کرد. شاید بهتر باشه اینجوری عنوانش کنم. تغییر برای ما یعنی من و نابودی برای ا.ت. *پوزخند* چرا نابودی؟ بیا تا برات تعریف کنم که باهاش چیکار کردم.
  • 💫 fire light 💫 oleh chanbaek_13202082
    chanbaek_13202082
    • WpView
      Membaca 850
    • WpPart
      Bab 3
    🐾فیکشن فایرلایت🐾🐰 نویسنده :♡ bunny myeoni ♡ ژانر : فلاف 🐾 کمدی 🐾 رمنس 🐾 اسمات 🐾 کمی هم انگست قاطیه 😂 کاپل : چانبک ، کایسو ، کریسهو ، هونهان بیون بکهیون یه فیکشن خون سرسخته و آدمای زندگیش و بر اساس اینکه چی میگن یا چه حرفی میزنن انتخاب نمیکنه چون معتقده سخنگو زیاده . آدم های خوب زندگی فقط تو صورت های‌خوشگل و همه چی تموم بودن خلاصه‌ نمیشن . این آدما فقط شبیه حرفاشونن . فرقی‌نمیکنه چه اتفاقی میوفته ، اونا سر حرفشون‌ میمونن . عاشق بودن چیزی جز مهربون بودن نیست . این و شخصیت های فای لایت بهتون ثابت میکنن 🐱🐶بکهیون:الان داریم میریم خونه و تو قراره فقط عاشقانه به من زل بزنی؟باید بگم خاک سرت من دوستامو میبرم خونه تا حداقل ی دور انگشتشون نکنم نمیزارم برن چانیول:من جدا باید روی تو کار کنم بکهیون شستشوی مغزی لازم داری 🐰🐾
  • ME oleh jungn4bi
    jungn4bi
    • WpView
      Membaca 43
    • WpPart
      Bab 6
    هر آنچه از ذهنم ترشح میشه وبه قلم میاد...
  • Purple Star oleh Zizi_18z
    Zizi_18z
    • WpView
      Membaca 8,236
    • WpPart
      Bab 4
    تهیونگ یه امگای سرزنده و اهل هنرو عکاسی.. یه زندگی آروم و روتین روزانه که با اومدن برادرای دوقلوی جئون بهم میریزه... تغییر... خوب یا بد؟.. کاپل:کوک ته ووک_ کمی یونمین ژانر:رمنس_روزمره_کمدی_اسمات_امگاورس_تریسام 🚫همونطور که گفتم تریسامه پس اگه دوس ندارید سمتش نیاید🚫
  • Ointment of love/مَرهَم عِشق  oleh ruby_rv
    ruby_rv
    • WpView
      Membaca 975
    • WpPart
      Bab 5
    coupel : chanbaek|hunhan gener : romance _ angst _ smut _ psychosis Ruby & saya ذهن خسته ... روانی داغون با تلفیقی از دیوانگی و جنون. دو روحی که هردو به نحوی از زندگی و تنهابی بریده اند و تن خسته و زخمی شان در سلول بی رحم و خالی از رنگ پناه گرفته است دو روح آزرده که از برخوردشان انقلابی از جنس عشق و دیوانگی برپا میکنند . انقلابی که شعاری ثابت داشت: ما دیوانه نیستیم ---------- قسمتی از داستان : با لکنتی که گاهی زبونش رو اسیر میکرد صدای بم و آرومش مثل یه جادو گوشهای پسرک روی تخت، رو پر کرد + نگاه خیره ات رو از ... اون.. سَ...سقفِ لع..لعنتی.. بردار..بک...هیون من ...من این..جام.. کِ...کنارت... کنار تو ام ! بیا با هم..از این...سِل لول فرار کنیم:)
  • Bitter Honey. oleh KVA1856
    KVA1856
    • WpView
      Membaca 43
    • WpPart
      Bab 4
    -کاش احمق نبودی و میفهمیدی دوست داشتم! +پس یعنی دیگه دوسم نداری؟ -نه..دیگه برای دوست داشتنت دیر شد،دیگه دیر فهمیدی،در حالی که هرروز چشمام بهت التماس میکرد دیر فهمیدی که این، عشقه. +اگه دیگه دوسم نداری میشه بهم بگی این چجور عشقیه ته؟ -نزار سکوت کنم جونگکوک، چون این مدت نبودنم بخاطر تو بود..عوض شدنم بخاطر تو بود و اینقدر سنگدلانه داری متهمم می‌کنی. +متاسفم اما..اون چشما غمی داشتن که از درخشیدنشون و نشون دادن عشقشون اجتناب میکرد برا همین من عشقی ندیدم. -پس صحبتمون تموم شده؟ +اره...خاطراتمون هم تموم شده. -کاش می فهمیدی پشت دست هایی که نقاب هارو نگه داشته چه احساسات و روح های مرده ای پنهان شده جونگکوک. این اولین نوشته رسمی منه،امیدوارم از خوندن این فیکشن لذت ببرید. عسل تلخ یک داستان تاریخی تخیلی با شیپ اصلی تهکوکه که روایتی از به دست آوردن ها و از دست دادن ها در زمان بریتانیا رو به تصویر می‌کشه. لطفاً به تاریخ های درج شده در هر پارت دقت کنید:) اثری از : کی. وی. اِی .K.V.A
  • Revenge from my ex [Oneshot] oleh AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Membaca 244
    • WpPart
      Bab 1
    خلاصه: "ممکنه دروغگوی افتضاحی باشی، ولی نه تا وقتی بخوای به خودت دروغ بگی! مغزت می‌تونه به راحتی خاطرات رو دستکاری کنه و یه دروغ معرکه تحویلت بده. و این دقیقاً همون اتفاقی بود که برای پارک جیمین افتاد." 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 🪧کاپل: ویمین 🪧ژانر: مدرسه‌ای، درام، کمدی 🪧نویسنده: Velvet Moon 🪧-وانشات
  • Remember! oleh CallMeNilara
    CallMeNilara
    • WpView
      Membaca 8,467
    • WpPart
      Bab 24
    "یادت باشه! اگه تو نباشی، هر بار هوا سرد بشه و سپتامبر از راه برسه، من یاد تو می‌افتم. هر وقت از کنار اون مغازه کتابفروشی قدیمی رد بشم، یاد تو می‌افتم. هر بار که از اون پل رد بشم و آسمون پر ستاره‌ی بالای سرم رو ببینم، یاد تو می‌افتم. لعنت بهت... حتی فکر کنم با نفس کشیدن هم یاد تو بیافتم. حالا... حالا بهم بگو. چطور می‌تونی بری وقتی یه خری مثل من دوستت داره؟!" ☁️☁️☁️ "Remember!" Couples: Vkook, Chanbaek Genre: slice of life, romance Writer: Nilara Telegram Channel: @Vellichor_magazine
  • Hope oleh mawriiyy
    mawriiyy
    • WpView
      Membaca 23
    • WpPart
      Bab 2
    امید
  • Mother oleh nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Membaca 998
    • WpPart
      Bab 1
    ✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای. ✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیری‌هایش با اجتناب‌ناپذیرهای زندگی. ✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمی‌پسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید. پ.ن: خواننده‌های جان، نمی‌تونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاوره‌خوانی "عادت" کردید، می‌خوام بدونید که می‌تونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید می‌بینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  oleh sheri326
    sheri326
    • WpView
      Membaca 59,049
    • WpPart
      Bab 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • Room No.0017🏥 oleh akidultSnow
    akidultSnow
    • WpView
      Membaca 174
    • WpPart
      Bab 1
    -ببین چه‌قدر قشنگه! با ذوق به گلبرگ‌های سفید و نازک گلدون کوچیک و موردعلاقه‌م که لبه‌ی پنجره جا گرفته اشاره میکنم و باز هم لبخند بزرگی روی لبم نقش میبنده! همیشه این‌کار سر ذوقم میاره! نشون دادن چیزهایی که خوشحالم میکنه به آدمی که خوشحالم میکنه! داشتنش عین خوشبختیه! couple: jeongcheol Genre: Romance, Psychological, Angst Fiction, oneshot
  • ونگوگ و ماهک؛ oleh nick_067
    nick_067
    • WpView
      Membaca 295
    • WpPart
      Bab 2
    وانشات کاپل:هیونلیکس دوتا پارته ولی وقتی هردو رو بخونید متوجه میشید چی به چیه اولین فیکمه پس چیزی بود بگین... و اینکه امیدوارم یه روز بتونم نویسنده خوبی باشم براتون...میتونین نیک صدام کنین🚶🏻‍♀️
  • Shadow of Speed oleh thvjeon_0
    thvjeon_0
    • WpView
      Membaca 260
    • WpPart
      Bab 4
    تهیونگ، راننده‌ی بی‌رقیب مسابقات خیابانی، آماده‌ست تا بزرگ‌ترین قهرمانی زندگیش رو جشن بگیره. اما یه تصادف مشکوک همه‌چیز رو تغییر می‌ده. وقتی بیدار می‌شه، دیگه اون آدم سابق نیست. نیمی از وجودش لبخند می‌زنه... نیم دیگه، آماده‌ی کشتنه.