فیکشن Stories

Refine by tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddbts
WpAddkookv
WpAddjungkook
WpAddعاشقانه
WpAddاکسو
WpAddtaekook
WpAddوانشات
WpAddfic
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddbts
WpAddkookv
WpAddjungkook
WpAddعاشقانه
WpAddاکسو
WpAddtaekook
WpAddوانشات
WpAddfic

141 Stories

  • 99 Problems by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 82,646
    • WpPart
      Parts 14
    جئون جونگ‌کوک نور چشمی خاندان جئون، پسری که تمامی دخترهای فامیل دنبالشن و به جز دوست صمیمیش کسی از فاک بوی بودن اون پسرِ به ظاهر نِرد اطلاعی نداره! اما چه اتفاقی قرار بود بی‌افته اگه تنها امگای نر خاندان که کسی جز یه پسر دلربا و لجباز نیست از رازش خبردار بشه؟ جانگ ۹۹ تا مشکل داشت و مثل اینکه قرار بود یکی دیگه هم بهش اضافه بشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، کمدی، اسمات، ایو
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 212,249
    • WpPart
      Parts 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • The Withered kay by vk_hedi1997
    vk_hedi1997
    • WpView
      Reads 38
    • WpPart
      Parts 6
    [on going] 🤎Writer: vkook_hedi 🤎Genre: Classic, Dram, Romance, Smut 🤎Couple: TK(vers) 🤎Telegram channel: @vkook_hedific 🤎Up time: Fridays «زیر آسمان ابری پاریس، در لحظه‌هایی که باران همچون اشک‌های عاشقانه بر سنگ‌فرش خیابان‌ها می‌ریخت، او در چشمانش شوقی را حس کرد که فراتر از عشق، بی‌پایانی را وعده می‌داد؛ گویی هر قطره باران، نام او را بر لب می‌آورد و هر نغمه‌ی نسیم، قصه‌ای از دل‌باختگی را نجوا می‌کرد.» 🤎خلاصه: «کیم ویکتور، خواننده‌ی آروم و درونگرای کافه‌ی لومر، نظر جئون جونگ‌کوک، پیانیست ماهری که تازه به کافه برای کار اومده، به شدت جلب می‌کنه. چه اتفاقی ممکنه بیفته و با وجود صبر جونگ‌کوک و خانواده‌ی مذهبی و خرافاتی تهیونگ، چه چالش‌هایی رو باهم رد می‌کنن؟!» پ.ن: این فیک جدایی، اختلاف سنی، و پلی‌لیست داره پ.ن2: از چنل تلگرام می‌تونین ادیت‌هاش رو دنبال کنین :)🤎✨ 🤎روز‌های آپ: هر جمعه
  • Revenge (hyunjin ver) by TheWorstJ
    TheWorstJ
    • WpView
      Reads 452
    • WpPart
      Parts 10
    ژانر:سیاسی، پزشکی، انگست، رومنس خلاصه : اون این بیست و دو سالو صبر نکرده بود تا همین اول از روس‌ها شکست بخوره، معجزه زندگیش دکتر لی باعث شده بود دوباره به زندگی برگرده، اینبار با دقت تر عمل میکرد، اون بیست و دو سال تمام به انتقام فکر می‌کرد، اون عملیش میکرد حتی اگه عاشق بشه؟ حتی اگه مجبور شه از عشقش هم بگذره؟ مگه اون داشت انتقام چیو می‌گرفت که از معشوقش دست برداشت؟ اون هوانگ هیونجین بود، تنها هدفش مهم نبود نه آدمای دورش، اما اون جراح چی داشت که معادلات مغزشو بهم می‌ریخت؟ نمیدونم کسی اصلا قراره اینو بخونه اما دوست دارم هرکسی خوندش نظر و انتقادشو بهم بگه و باهاش دوست شمم. ‌ پس چنل تلگرامم میذارم براش @StarsNeverSmile
  • sussuero | the whisper  by rahanism
    rahanism
    • WpView
      Reads 102
    • WpPart
      Parts 6
    مرد همه‌ی عکسها رو روی میز گذاشت و توضیحاتش رو ادامه داد: قربان... ایشون همراه پدر و برادرشون تو جشنی که مارچلو ریچی برگذار کرده بود شرکت کردن... تو جشن اعلام شده که پسر مارچلو ریچی و دختر کوچیک انزو دالکا قراره بعد از تولد 18 سالگی دختر دالکا ازدواج کنن.... مرد یکی از عکسهایی که روی میز بود رو برداشت... دستیارش با سرعت ادامه داد: مردی که کنار ایشون میبینید پسر کوچیک لورنزو فرو هستن... آنجلو فرو مرد میدونست کیه... و توجهی هم به توضیحات دستیارش نداشت... تنها چیزی که توجه مرد رو جلب کرده بود لبخندی بود که میلا به آنجلو میزد. **** میلا دالکا هیچ‌وقت جایی رو نداشت که بهش بگه خونه. تنها هدفش در زندگی، نجات خواهرش از سرنوشتی بود که دیگران براش رقم زده بودن... برای نجات تنها داراییش، دست به هر کاری می‌زد. در این دنیا، خون بهای زنده موندنه... اما در این میان، قول و قراری هست که هفت سال پیش از بین رفت...حداقل برای میلا. ولی آیا برای "او" هم همه‌چیز تموم شده؟
  • وقتی دوتا ددی معلم داری🔞🕳💥🤤 by moonlightztfiction
    moonlightztfiction
    • WpView
      Reads 18,980
    • WpPart
      Parts 2
    امیدوارم خوشتون بیاد شرطا لایک ۱۰۰ کامنت ۵۰
  • 𝙁𝙤𝙭 𝙘𝙖𝙣𝙫𝙖𝙨/VK by AMY__VK
    AMY__VK
    • WpView
      Reads 150
    • WpPart
      Parts 4
    "می‌گویند هر هنرمندی برای خلق شاهکارش به یک الهام‌بخش نیاز دارد. کیم تهیونگ الهام‌بخش‌هایش را می‌کُشد. جونگکوک این را نمی‌دانست وقتی قرارداد همکاری بینشان را امضا کرد. نمی‌دانست نگاه‌های طولانی تهیونگ، توجه یک هنرمند به سوژه‌اش نیست. نمی‌دانست بعضی از آثار او را هیچ‌وقت کسی نمی‌بیند. و نمی‌دانست از لحظه‌ای که وارد زندگی کیم تهیونگ شد، دیگر راه خروجی وجود ندارد. چون تهیونگ هرگز شاهکارهایش را از دست نمی‌دهد." 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑷𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍 𝒕𝒉𝒓𝒊𝒍𝒍𝒆𝒓,𝒄𝒓𝒊𝒎𝒊𝒏𝒂𝒍,𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆,𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑲𝒂𝒑𝒆𝒍𝒍:𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌,𝑺𝒆𝒑 [درحال آپ..💞]
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 186
    • WpPart
      Parts 5
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 𝙩𝙝𝙚 𝙚𝙮𝙚𝙨 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙚 𝙤𝙘𝙚𝙖𝙣2:چـشمان اقـیانوس by cherrylad
    cherrylad
    • WpView
      Reads 24
    • WpPart
      Parts 3
    𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎ 𝐓𝐇𝐄 𝐄𝐘𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐎𝐂𝐄𝐀𝐍 "The distance you created has now become the burden we both carry. When the truth is buried beneath layers of lies and silence, all that remains are eyes that have seen everything-eyes as deep as the ocean, calm on the surface yet storming within." «دوری‌ای که خودت ساختی، حالا سهم هر دوی ما شده است. وقتی حقیقت زیر لایه‌های دروغ و سکوت دفن می‌شود، تنها چیزی که باقی می‌ماند چشمانی است که همه‌چیز را دیده‌اند؛ چشمانی به عمق اقیانوس، آرام در ظاهر و طوفانی در باطن.» 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎ 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 • 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 • 𝐒𝐦𝐮𝐭 • 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎ 𝐑𝐎𝐙 𝐇𝐀𝐘𝐄 𝐏𝐀𝐊𝐇𝐒𝐇 : جمعه یا شرط های پارت ها برسه. 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: 𝘾𝙝𝙚𝙧𝙧𝙮𝙇𝙖𝙙𝙮 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎
  • 8 O'clock | au by Im_lorya
    Im_lorya
    • WpView
      Reads 184
    • WpPart
      Parts 4
    جونگکوک یه آرایشگر ساده‌ست که زندگی یک نواختی داره؛ البته ازش راضیه! تهیونگ هم یه راننده تاکسیه که برای اینکه تو خونه حوصله‌ش سر نره و دستش تو جیب خودش باشه، این کارو شروع کرده. vkook au romance, every day life, fake chat ongoing...
  • Hella Soldier by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 85,211
    • WpPart
      Parts 19
    فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
  • SILVER LIES by Parmisstar
    Parmisstar
    • WpView
      Reads 5,201
    • WpPart
      Parts 87
    می‌گن بعضی عشق‌ها، مثل شراب سرخ، با درد می‌رسن و با حقیقت می‌میرن. می‌گن بعضی دروغ‌ها انقدر زیبا بیان می‌شن، که حاضری براشون تمام دنیاتو بسوزونی... و گاهی، یک بوسه - فقط یک بوسه - کافی‌ست تا مرز بین خیانت و فداکاری، محو بشه. در دنیایی که قدرت، با خون امضا می‌شه، و تاج‌ها نه با طلا، بلکه با درد و دورویی ساخته می‌شن، هفت پسر، هرکدوم با زخمی عمیق توی دلشون، برای حقیقت، برای نجات، برای عشق، پا به جهنم گذاشتن. یکی برای نجات شاهزاده‌ای که همیشه دروغ شنیده بود، یکی برای رسیدن به پسری که قلبش رو زیر خاک قایم کرده بودن، یکی برای جنگیدن با خودش، تا بتونه برای اولین بار "دوستت دارم" رو فریاد بزنه... و اونا با هم، نوشتن این قصه رو شروع کردن: قصه‌ی خیانت، رستگاری، و بوسه‌ای که طعم خون داشت. اینجا... همه‌چیز از یه "دروغ نقره‌ای" شروع شد. اما پایانش، چیزی نبود جز حقیقتِ براقِ عشق.
  • 𝗦𝗛𝗨𝗧𝗧𝗘𝗥 | شاتـر  by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 4,852
    • WpPart
      Parts 13
    + همه ش دروغه ، هم زندگی ، هم خوشبختی ، هم تو ! - نمیتونی بگی اینکه منِ لعنتی عاشقت شدم دروغه . ،،،،،،،،، اینجا حتی به سایه ات هم اعتماد نکن زندگی بی رحم تر از اونی بود که بتونم بفهمم کجای کارم اشتباه بود یا کجای زندگیم گناه کردم که الان توی این نقطه قرار دارم ، اما عشق یک اتفاق مقدس بود در دنیای تاریک و سیاه عشق رنگ داشت و روح میبخشید اما اینجا یک چیزی بود بین زخم و مرحم ، عشق و انتقام.... آیا این دنیای رنگارنگ سهم ما هم میشد؟ می‌شه توی این جهنم تاریک، بهشت کوچیکی به اسم «من و تو» پیدا کرد؟ - jeon jungkook | kim nara •••••••••• ژانر : معمایی ، رمنس ، پلیسی، درام ، اسمات •••••• به‌قلم‌نینا؛
  • 𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع by thshsam
    thshsam
    • WpView
      Reads 9,394
    • WpPart
      Parts 14
    تو امپراتوری جی کی، جای خالی یه دستیار شخصی حس می‌شه. هیچ‌کدوم از آدم‌های قبلی نتونستن رضایت پدر خوانده رو جلب کنن، تا اینکه کیم تهیونگ وارد زندگیش میشه. یک بتا، با هوش فوق‌العاده و نظم بی‌نقصش، جونگ‌کوک با یه نگاه بهش، می‌فهمه بالاخره یه آدم درست پیدا کرده. اما آیا همه چیز همینه؟ آیا تهیونگ واقعا فقط یه دستیار ساده‌ست؟ یا اینکه پشت اون آرامش سرد و ظاهر مطیع، یه راز و نقشه‌ی خطرناک پنهونه که جونگ‌کوک حتی نمی‌تونه تصورش کنه... 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
  • Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
    Rumyme
    • WpView
      Reads 948
    • WpPart
      Parts 8
    ⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: - (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
  • 𝐁𝐚𝐞𝐤𝐢𝐮'𝐬 𝐠𝐚𝐫𝐝𝐞𝐧 by UramAtiny
    UramAtiny
    • WpView
      Reads 2,706
    • WpPart
      Parts 60
    𝘈 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘉𝘢𝘦𝘬𝘪𝘶 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴.. 𝘐'𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘩𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘪𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘫𝘰𝘪𝘯 𝘮𝘦 𝘪𝘯 𝘮𝘺 𝘴𝘩𝘰𝘳𝘵 𝘫𝘰𝘶𝘳𝘯𝘦𝘺. 𝘐'𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘶𝘱𝘥𝘢𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘰𝘮𝘦 𝘣𝘢𝘦𝘬𝘪𝘶 𝘴𝘤𝘦𝘯𝘢𝘳𝘪𝘰𝘴 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶 𝘵𝘰 𝘦𝘯𝘫𝘰𝘺. 𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘳𝘦𝘢𝘭𝘭𝘺 𝘪𝘵. 𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯' 𝘮𝘰𝘳𝘦 𝘰𝘳 𝘭𝘦𝘴𝘴. 𝘏𝘰𝘱𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘮 :) 🤍
  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 63,835
    • WpPart
      Parts 19
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • [One Shots] by MauR__een
    MauR__een
    • WpView
      Reads 1,981
    • WpPart
      Parts 2
    امیدوارم این نوشته‌های‌ کوتاه عشق زیادی دریافت کنند، ممنون که می‌خونید.🌸 +مورین 🐈🐾
  • CF7 ☢️ Season 01 Let's Start The Game  by Dark_Mind_Fics
    Dark_Mind_Fics
    • WpView
      Reads 179
    • WpPart
      Parts 14
    محلول CF7 ماده ای ویروسی و بسیار قدرتمند است که تمام داستان را تشکیل می دهد این ماده در ایالت متحده ی آمریکا ساخته شده است و تنها یک نمونه از آن در دسترس است و تاکنون ساخته شده اما روش ساخت بیشتری از این ویروس هم وجود دارد این ویروس به دست یکی از رئسای مافیا در کره ی جنوبی می رسد رئیس مین حالا صاحب CF7 است و گروه های مافیایی زیادی هستند که خواستار این ماده ی قدرتمند هستند تا با استفاده از آن به خواسته های مخوف خود برسند این خواسته ها در گروه های مافیایی شامل خیلی کارها می شود از جمله قاچاق مواد مخدر, از بین بردن اشخاص مهم برای گرفتن پول, باز کردن گاوصندوق هایی که حاوی اسناد رسمی و مهم باشه و..... که تمامی آن ها تنها به یک چیز ختم می شود پول چیزی که تمامی گروه های مافیایی خواستارشن و برای به دست آوردنش هر کاری خواهند کرد. اما در این میان بزرگ ترین و شناخته شده ترین گروه مافیایی سئول به نام Sinners به رهبری The Mob کم سن ترین رئیسی که تابه حال در گروه های مافیایی وجود داشته آدمی که در سن 17 سالگی به رئیس گروه Sinners منصوب شد او با استفاده از بهترین برگ برنده ای که در اختیار داشت توانست CF7 را از آن خود کند و حال رئیس مین باید به ساخت تعداد بیشتری از ویروس CF7 بپردازد ...
  • painful love by lladrnll_1996
    lladrnll_1996
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 2
    پسر وزیری که به اصرار پدرش همراه او به سفر کاری میره ولی چی میشه این یه سفر ساده نباشه و تو این سفر کلا زندگی چانگبین داستانمون تغییر کنه و حتی باعث تغییر خودش هم بشه. چیزهایی رو تجربه کنه که وقتی از قبل بهش بگن ممکنه چندین ساعت با حرفاشون بخنده و اونهارو باور نکنه و باز دوباره مشغول نقاشی کشیدنش از منظره و مردم بشه و خب همیشه اونطوری که ادم میخواد هیچوقت هیچ چیز پیش نمیره مگه ن؟ *من واقعا تمام سعیمو کردم تا این فیکشن دور از همه کلیشه ها بنویسم و قراره شخصیت ها و داستانی رو بخونید که فکر نکنم کلا همچین کاپلایی تو فیکشنا باشن ...پس اگه منتظر یه داستان کلیشه ای با کاپلای معروف کیپاپ هستید این فیکو نخونید(شخصیت های کیپاپ هستن ولی) * ژانر:تاریخی.عاشقانه.غمگین.+18