فیکشن Stories

Refine by tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddکوکوی
WpAddfiction
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
WpAddfic
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddاسمات
WpAddکوکوی
WpAddfiction
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddجیمین
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
WpAddfic

138 Stories

  • Carrot & Mint by MintSofi
    MintSofi
    • WpView
      Reads 147,946
    • WpPart
      Parts 168
    《تا حالا فکر میکردم اون زیباترین لبخند ها رو داره اما امروز متوجه شدم علاوه بر اون، زیباترین صدای جهان رو هم از آنِ خودش کرده!》 _______________________________________________________ پارت های کوتاه Genre : School life- fluff-Homosexuals romance Couple : Yoonmin _ Vkook Writer : Filosofia _______________________________________________________ Start : 2022 / 01 / 31 Finish : 2022 / 02 / 22 ^امیدوارم لبخند رو به لب های قشنگتون هدیه بده^
  • THE CRAFTED LOVER by starfic_6
    starfic_6
    • WpView
      Reads 32
    • WpPart
      Parts 2
    کیم تهیونگ شیطان دوباره متولد شده و دست سازی که توسط یک سازمان به نام EDS ساخته میشه اون درون بدن جدید و انسانیش دچار احساسات جدیدی میشه ترس، نگرانی و حتی عشق حسی که اون نمیخواد باورش کنه اما با هربار دیدن افسر جئون مسئول پرونده سازمان حسش بیشتر از قبل شدت میگیره
  • ME by jungn4bi
    jungn4bi
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 6
    هر آنچه از ذهنم ترشح میشه وبه قلم میاد...
  • December | Kookv by Asteri-a
    Asteri-a
    • WpView
      Reads 717
    • WpPart
      Parts 1
    Fic: December ² ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ: ꪖડꫝ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: Kᴏᴏᴋᴠ & ... Season Two: Back To December ɢᴇɴᴅᴇʀ: Criminal, Aɴɢꜱᴛ, Sᴍᴜᴛ, Mʏꜱᴛᴇʀʏ منو و تو مثل هم هستیم فراموش شده و گذرا ...
  • شهراشباح|ویمین by jungn4bi
    jungn4bi
    • WpView
      Reads 582
    • WpPart
      Parts 7
    _"قانون سی وسوم رفاقت:یه دوست خوب نمیذاره رفقاش تو انعکاس تصویر خودشون گیرکنن .همین بود؟" +"خودشه" این بوک با نویسندگی ویکتوریا شواب‌ـه من به کاپل فرند شیپ ویمین بازگردانیش کردم داستان کارکترا به زندگی شخصی وشخصیت واقعی خود اعضا هیچ ارتباطی نداره صرفا جهت تصویرسازی راحت برای خوانندگان فیکشنه کارکترای اصلی:تهیونگ وجیمین(فرندشیپ) ژانر:وحشت،معمایی،انگست،ماوراطبیعی
  • ونگوگ و ماهک؛ by nick_067
    nick_067
    • WpView
      Reads 295
    • WpPart
      Parts 2
    وانشات کاپل:هیونلیکس دوتا پارته ولی وقتی هردو رو بخونید متوجه میشید چی به چیه اولین فیکمه پس چیزی بود بگین... و اینکه امیدوارم یه روز بتونم نویسنده خوبی باشم براتون...میتونین نیک صدام کنین🚶🏻‍♀️
  • •●letters●• by TheStrawberryGirl14
    TheStrawberryGirl14
    • WpView
      Reads 219
    • WpPart
      Parts 1
    اولین داستان از مجموعه •●Letters●• •●Genre:Romace;Angst;Oneshot●• •●writer:TheStrawberryGirl14●• بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود. اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود. لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
  • 💛my favorite boy 💛 by TootooFoxy
    TootooFoxy
    • WpView
      Reads 751
    • WpPart
      Parts 7
    💞پسر مورد علاقه من ✍️نویسنده: توتو🦊🐾 👬کاپل: کاپلهای اصلی اکسو تائوریس _ هونهان _ سولی _چانبک _ کایسو_ شیوچن 📽️ژانر : رمنس _ انگست _ هپی اند _ +18 ➖من دیگه با تو جایی نمیام بَک. بودن با تو و ادامه این رابطمون تنها باعث میشه آینده بدی و برای هم رقم بزنیم. متاسفم که حس میکردم عاشقت شدم. بپذیر که این رابطه باید همینجا تموم بشه!...
  • 「The Truth Untold」 by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 988
    • WpPart
      Parts 5
    خلاصه: "تو سال 2070 وقتی که کره‌ی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عده‌ی محدودی افتاده؛ جئون جونگ‌کوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه. چی میشه اگه اون همه‌ی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟ خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!" 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 📽کاپل: ویکوک 📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسه‌ای، رمنس، روزمره 📽نویسنده: Velvet Moon
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 690
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • Purple Star by Zizi_18z
    Zizi_18z
    • WpView
      Reads 8,236
    • WpPart
      Parts 4
    تهیونگ یه امگای سرزنده و اهل هنرو عکاسی.. یه زندگی آروم و روتین روزانه که با اومدن برادرای دوقلوی جئون بهم میریزه... تغییر... خوب یا بد؟.. کاپل:کوک ته ووک_ کمی یونمین ژانر:رمنس_روزمره_کمدی_اسمات_امگاورس_تریسام 🚫همونطور که گفتم تریسامه پس اگه دوس ندارید سمتش نیاید🚫
  • kind killer by zervan_dark
    zervan_dark
    • WpView
      Reads 2,734
    • WpPart
      Parts 7
    همه جا صحبت از اون قاتلِ شیطانی بود...اما آیا اون واقعا قاتل بود؟ |تعداد پارت:۷| |وضعیت:کامل شده| |ژانر: عاشقانه ،معمایی، گی| [توجه❗ناول های من فقط در واتپد آپ میشه، لطفا بدون اجازه نشر ندید] [Language = persian]
  • The border of hate and love by thvjeon_0
    thvjeon_0
    • WpView
      Reads 949
    • WpPart
      Parts 6
    گفتی دوستم داری، ولی نگفتی تا کی. گفتم دوستت دارم، ولی نگفتی تا کجا می‌تونی زخمی‌م کنی. حالا که سال‌ها گذشته، چرا هنوز اسم تو با قلبم بازی می‌کنه، تهیونگ؟»
  • sussuero | the whisper  by rahanism
    rahanism
    • WpView
      Reads 88
    • WpPart
      Parts 5
    مرد همه‌ی عکسها رو روی میز گذاشت و توضیحاتش رو ادامه داد: قربان... ایشون همراه پدر و برادرشون تو جشنی که مارچلو ریچی برگذار کرده بود شرکت کردن... تو جشن اعلام شده که پسر مارچلو ریچی و دختر کوچیک انزو دالکا قراره بعد از تولد 18 سالگی دختر دالکا ازدواج کنن.... مرد یکی از عکسهایی که روی میز بود رو برداشت... دستیارش با سرعت ادامه داد: مردی که کنار ایشون میبینید پسر کوچیک لورنزو فرو هستن... آنجلو فرو مرد میدونست کیه... و توجهی هم به توضیحات دستیارش نداشت... تنها چیزی که توجه مرد رو جلب کرده بود لبخندی بود که میلا به آنجلو میزد. **** میلا دالکا هیچ‌وقت جایی رو نداشت که بهش بگه خونه. تنها هدفش در زندگی، نجات خواهرش از سرنوشتی بود که دیگران براش رقم زده بودن... برای نجات تنها داراییش، دست به هر کاری می‌زد. در این دنیا، خون بهای زنده موندنه... اما در این میان، قول و قراری هست که هفت سال پیش از بین رفت...حداقل برای میلا. ولی آیا برای "او" هم همه‌چیز تموم شده؟
  • Remember! by CallMeNilara
    CallMeNilara
    • WpView
      Reads 8,467
    • WpPart
      Parts 24
    "یادت باشه! اگه تو نباشی، هر بار هوا سرد بشه و سپتامبر از راه برسه، من یاد تو می‌افتم. هر وقت از کنار اون مغازه کتابفروشی قدیمی رد بشم، یاد تو می‌افتم. هر بار که از اون پل رد بشم و آسمون پر ستاره‌ی بالای سرم رو ببینم، یاد تو می‌افتم. لعنت بهت... حتی فکر کنم با نفس کشیدن هم یاد تو بیافتم. حالا... حالا بهم بگو. چطور می‌تونی بری وقتی یه خری مثل من دوستت داره؟!" ☁️☁️☁️ "Remember!" Couples: Vkook, Chanbaek Genre: slice of life, romance Writer: Nilara Telegram Channel: @Vellichor_magazine
  • The CALLEE || Yoonmin ✔ by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 14,084
    • WpPart
      Parts 25
    "مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید." __________________________ یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی‌گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا می‌کنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی‌ حرف برای گفتن داره... ژانر: روزمره، رومنس *چپترهای کوتاه By: Vida Best Rankings: #1 یونمین #4 جیمین 2# minific
  • 𝐁𝐚𝐞𝐤𝐢𝐮'𝐬 𝐠𝐚𝐫𝐝𝐞𝐧 by UramAtiny
    UramAtiny
    • WpView
      Reads 2,680
    • WpPart
      Parts 60
    𝘈 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘉𝘢𝘦𝘬𝘪𝘶 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴.. 𝘐'𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘩𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘪𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘫𝘰𝘪𝘯 𝘮𝘦 𝘪𝘯 𝘮𝘺 𝘴𝘩𝘰𝘳𝘵 𝘫𝘰𝘶𝘳𝘯𝘦𝘺. 𝘐'𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘶𝘱𝘥𝘢𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘰𝘮𝘦 𝘣𝘢𝘦𝘬𝘪𝘶 𝘴𝘤𝘦𝘯𝘢𝘳𝘪𝘰𝘴 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶 𝘵𝘰 𝘦𝘯𝘫𝘰𝘺. 𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘳𝘦𝘢𝘭𝘭𝘺 𝘪𝘵. 𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯' 𝘮𝘰𝘳𝘦 𝘰𝘳 𝘭𝘦𝘴𝘴. 𝘏𝘰𝘱𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘮 :) 🤍
  • Paranoia by Vennus15tk
    Vennus15tk
    • WpView
      Reads 105
    • WpPart
      Parts 2
    ما‌بر‌اساس‌اطلاعیه‌ای‌از‌طرف‌کمپانی‌متوجه‌ریل‌بودن‌تهکوک‌شدیم؛ اما‌اون‌اطلاعیه‌خبر‌از‌"جدا‌شدن‌تهکوک"میداد.. میزارم‌بری‌‌ولی...‌فقط‌یه‌قولی‌بهم‌بده،بهم‌قول‌بده‌گاهی‌بهم‌فکر‌کنی‌؛لابه‌لای‌خستگیات‌بهم‌فکر‌کن..منم‌قول‌میدم‌همیشه‌بهت‌فکر‌کنم.‌هرثانیه،هر‌دقیقه،هر‌ساعت،هر‌روز‌،برات‌اشک‌میریزم‌و‌بخاطرت‌زندگی‌میکنم‌...‌ "ازت‌خواهش‌میکنم‌منو‌فراموش‌نکن‌‌هیونگ"
  • Street Painter 🎨 by akidultSnow
    akidultSnow
    • WpView
      Reads 75
    • WpPart
      Parts 1
    بین همه‌ی سیاهی‌های این زندگی... تو رنگ موردعلاقه‌م بودی پسرک طلایی :) Couple: Junhao Genre: Romance Fiction, Onshot
  • 𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】 by Free_Mj
    Free_Mj
    • WpView
      Reads 989
    • WpPart
      Parts 10
    با صدای نسبتا بلندی صدا زد:"آقا!" نمی دانست اما گویا این لحظه ای بود که بار ها در اشعار عاشقانه ی چینی به خطِ چشم نوازِ کانجی، بر صفحه ی کاهیِ کاغذ سُراییده شده بودند... او هم زیر چشمی نگاهی به مرد انداخت و سرش را پایین آورد. +حالا دیدید نباید از من فرار میکردید؟...اگه من نبودم معلوم نبود.... _آخه من که شما رو نمیشناسم...گفتم شما هم... فوری حرفش را قطع کرد. صدایش چه گوش نواز و دلنشین بود. آه! مثل اینکه داشت خواب میدید. غم به دلش ریخت. متاسف شد که چرا تا آن مدت حتی یک بار فرصت اظهار عشق به او پیدا نکرده بود. +حالا من رو میشناسید؟ POSTER: Lisa Perrin