تنتحر امرأة بريطانيا في الثامن والعشرين من عمرها من فوق بناء مهجور لتضن ان كل شيء انتهى وتقابل مصيرها لكن تنتقل الى عالم قد تركته منذ وقت طويل لتقرر ان تعيش كما تريد لكن
للقدر رأي اخر بشأنها
الكاتبة:نيزوكو
البطلة:ايكازاوا ايف
البطل:لم يتم التحديد بعد
والداي شديدان و يريدان ان اصبح محامي بينما اريد ان أصبح مغنيه نسيت ان اعرف عن نفسي اسمي يوزاكو تورو عمري خمس عشرة و احب انمي ون بيس اتمنى ان اذهب الى هناك
✨🩶
کوکـــویـــ
کاپل فرعی: یونمین
خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود..
قسمتی از فیک:
_فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو!
تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود..
_تو برمیگردی!
🩶✨
پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
یه مرد تو ی دههٔ سوم زندگیشه و معلوم نیست روسه یا عرب یا حتی اهل کرهٔ جنوبی! و سرنوشت پسر ۱۹ سالهٔ بیچارهای که سرپرستی خواهرزادهش به عهدهٔ اونه، به این مرد عجیب گره خورده. خب، خیلیم چیز عجیبی نیست... ولی چی میشه اگه این مرد یه قاتل زنجیرهای باشه؟!
.
"سرش رو به زانوهاش تکیه داد و با غم به چشمهای جذاب مرد نگاه کرد: «یه شبه زندگیم بفاک رفت...»
_ پیش میاد... زندگی همه به نحوی به فاک میره، آدم بزرگ ها از یه جایی به بعد اصلاً خوشحال نیستن. زندگیِ تو بفاک رفته، من خودم زندگیمو بفاک دادم... به هر حال باهاش کنار بیا."
.
اسم: Death Kiss
نویسنده: lilith
کاپل: یونمین/تهکوک/متفرقه
ژانر: رومنس/انگست/اسمات/دارک/اکشن/جنایی
محدودیت سنی: +۱۸
تو این فیک هر قسمت یه داستان جدید مینویسم حالا از فانتزیاتون یا هرچی که به ذهنم برسه و از نظرم خوب بشه پس تو کامنتای پستا بنویسین که چه فانتزی دوست دارین تا بنویسم براتون اگه حمایت بشه کلی فیک از فانتزیاتون مینویسم⭐️