مافیایی Stories

Refine by tag:
مافیایی
WpAddاسمات
WpAddفیک
WpAddیونمین
WpAddتهکوک
مافیایی
WpAddاسمات
WpAddفیک
WpAddیونمین
WpAddتهکوک

25 Stories

  • ABYSS ﴾VK﴿ by vk_00_kv
    vk_00_kv
    • WpView
      Reads 95,557
    • WpPart
      Parts 57
    ﴿ در دو فصل به اتمام رسید ﴾ کوک به اجبار پدرش مجبور به رفتن به آکادمی هوانگ میشه اما نمیدونه اون آکادمی پسرهای جوان را به عنوان پــ🔞ــارتنر وارث بزرگترین باند مافیای آسیا یعنی کیم تهیونگ تربیت میکنن... خرگوش کوچولو ، برای رسیدن به اهدافش که پذیرش تو دانشگاه ملی سئول هست ، حاضره چه ریسک هایی رو به جون بخره؟؟!! بنظر شما تهیونگ با این برده سرکش چه برخوردی خواهد داشت... !؟ + تهیونگ .. تو ... تو نمی‌تونی این کارو بکنی ... - از عمارت من گمشو بیرون .. جئون جونگ‌کوک .. ✧کیم تهیونگ | tea ⇐ " - " ♛ ✧ جئون جونگ کوک | Kook ⇐ " + " ♚ ➣ فیک : ABYSS | پرتگاه ➣ نویسنده : Yuna ➣ کاپل اصلی : VKooK ↲ فرعی : Yunmin, Namjin ➣ ژانر : رمنس، مافیایی ، مرموز .. ➣ تعداد کل پارت‌ها : 50 ➣ روز های آپ : هفته اول و سوم هر ماه ➣ وضعیت فیک : اتمام رسید. با فیک " پرتگاه " همراه باشید...
  • PADRINO  by queen68333
    queen68333
    • WpView
      Reads 108
    • WpPart
      Parts 3
    " توی پر قو بزرگ شدن " اصطلاحیه که نشون دهنده بزرگ شدن در بهترین شرایطه. در این صورت ، تهیونگ به معنای دقیق کلمه توی پر قو بزرگ شده بود. اون سایه پدر و مادری از خون خودش رو هرگز تجربه نکرد اما یه پدرخونده داشت که براش اسمون رو به زمین میاورد. بهترین عمارت ، بهترین ماشین ، بهترین لباس ها ، بهترین مدرسه. تهیونگ از هر چیزی بهترینش رو داشت. پسر با اون دوتا چشم های ابیش و دلبری ذاتی ای که توی وجودش داشت تونست کاری کنه که گادفادر فقط برای اون‌ نرم شه. نمی‌دونست کجا از دستش در رفت. نمی‌دونست چیشد که فهمید احساساتی که نسبت به پدر‌خونده‌ش حس می‌کنه اصلا شبیه احساسات یک پسر به کسی که بزرگش کرده نیست. وقتی به خودش اومد ، به جای نیویورک و توی بغل پدر‌خونده‌ش ، خودش رو توی روسیه پیدا کرد. اونم نه توی بغل جونگ‌کوک بلکه تنها با کلی بادیگارد ، اونم به دلیل تصمیم پدر‌خونده‌ش! ولی حالا تهیونگ بعد ۳ سال دوباره به نیویورک برگشته بود! °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• by QUEEN 1405/4/6 start
  • رییس مافیا 🥀 by RAPMONSTER777
    RAPMONSTER777
    • WpView
      Reads 4
    • WpPart
      Parts 1
    کیم نامجون رییس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی سئوله و توی کره خیلی تعریف‌شو شنیدن ، با یه اتفاق ناخودآگاه ا/ت توی زندگی نامجون پیدا میشی و دیگه‌نمیتونی ازش خارج شی
  • love has no rules by Melissa7sv
    Melissa7sv
    • WpView
      Reads 32,919
    • WpPart
      Parts 11
    ژانر:مافیایی،اسمات کاپل:کوکمین خلاصه:جیمین ۲۰ ساله ی داستان ما که مادرشو از دست داده خودش هم درس میخونه و هم کار میکنه که بتونه خرج زندگی خودش و برادرش رو دربیاره ولی چی میشه اگه جیهیون برادر جیمین بخواد به هیونگش کمک کنه ولی اوضاع خراب بشه؟ هشدار:این فیک دارای محتوای خشنه اگه کسی روحیه اش سازگار نیست نخونه! تاپ:جونگکوک باتم:جیمین روز آپ:پنجشنبه
  •   𝑷𝒖𝒍𝒍 𝒕𝒉𝒆 𝒕𝒓𝒊𝒈𝒈𝒆𝒓🩸🚬🥂 by seteyesh1390
    seteyesh1390
    • WpView
      Reads 544
    • WpPart
      Parts 11
    خلاصه: بنگچان مافیای کله گنده کره در پی گیر انداختن دشمنش لی هیون چاقو میخوره. سونگمین یه پسره ساده و معمولی برای تولد مادرش تصمیم میگیره به شهر دیگه بره اما ماشین او در وسط راه خراب میشه و اتفاقی بنگچان رو میبینه و بدون اینکه بدونه چه چیزی در انتظار شه نجاتش میده. ✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦ یه تیکه از رمان: بنگچان نگاهم به تن بی جونش افتاد که روی زمین بی حرکت بود، رفتم نزدیک و دستاشو گرفتم تو دستم، دستش سرد بود. همه اینا تقصیر من بود اگر اون روز منو نجات نداده بود الان یه زندگی آروم داشت، من زندگیشو سیاه کردم من به این روز انداختمش من لیاقت زنده بودنو ندارم. -سونگمین بیدار شو من بدون تو نمیتونم بنگچان با هر اشکی که میریخت یه تیکه از قلبش هم همراه اون اشک از چشماش میریخت. شاید این همون جهنمی بود که همیشه درحال فرار ازش بود. ✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦ نام رمان: #ماشه_رو_بکش نویسنده: جنی ژانر: عاشقانه، جنایی ، اص/مات کاپل:چانمین، مینسونگ
  •  ﮼شازادەی  ﮼مافییا by elhamuh
    elhamuh
    • WpView
      Reads 5,067
    • WpPart
      Parts 15
    ناوبانگەکەی پێش خۆی کەوتووە دەڵێن ئەو شازادەی مافیایە، بەڵام لە ڕاستیدا ئەو پاشایە کە جلوبەرگی شازادەی پۆشیوە ئەو توندوتیژە، بێبەزەییە، و هیچ ڕێزێک بۆ پیاوان ناهێڵێتەوە تا ئەو کاتەی، کوڕە مافیا سارد و تاریکەکە دێتە ژیانیەوە ئێستا، کایەکە گۆڕاوە و ئەو دەبێت بڕیار بدات حوکمڕانی دەکات یان ملکەچی ئەو دەسەڵاتە دەبێت کە بەسەریدا سەپێنراوە؟ چیڕۆکێکی تازەیە و کۆتایی هاتووە ماوەی چوار مانگە خەریکیم بۆ ئەوەی بۆ ئێوەی خۆشەویست بڵاوی بکەمەوە بێ ئەوەی ڕۆژ بە ڕۆژ چاوەڕێی پارت بن 4/12/2025 ~بڵاوم کردۆتەوە 4/12/2025~ کۆتایی هاتووە هەموو مافێکی بۆ خۆم دەگەڕێتەوە ﮼ڕومەیسا
  • Black Sheep by BiankaTheSickGirl
    BiankaTheSickGirl
    • WpView
      Reads 22
    • WpPart
      Parts 1
    پنج سال از مرگ مارگارت هیلدا تاچر در سال 2013 گذشته. پزشک قانونی، اعلام کرده بود که دلیل مرگ خانم تاچر سکته مغزی بوده. در حال حاضر شواهدی بوجود اومده که نشون میده خانم تاچر توسط باند مافیای Black Sheep به قتل رسیده و پلیس با استفاده از سرنخ هایی که داشته، رد این باند رو در لس آنجلس زده و این جرقه‌ای برای شروع درگیری های باند مافیا و پلیس لس انجلسه!..
  • رییس مافیا (۱) by RAPMONSTER777
    RAPMONSTER777
    • WpView
      Reads 0
    • WpPart
      Parts 1
    کیم نامجون رییس یکی از خطرناک ترین باند های مافیایی سئوله که با یه اتفاق یهویی ا/ت توی زندگیش پیداش میشه و نمیتونه خارج شه
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 by kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Reads 46,567
    • WpPart
      Parts 36
    <درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 1,695
    • WpPart
      Parts 13
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 𝐅𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐌𝐚𝐬𝐤 🎭 by kiim_chii
    kiim_chii
    • WpView
      Reads 370
    • WpPart
      Parts 2
    خلاصه↫ "آدم های زندگیمون همه نقاب دارن، بعضی ها تعداد نقاب هاشون کمتر و بعضی ها بیشتره، مهم نیست تو چجوری و یا چه قدر بشناسیشون، اونا همیشه یه چیزی واسه‌ی سوپرایز کردنت دارن! کاش زودتر هویت واقعیت رو میشناختم، اینجوری شاید هیچوقت قلبم رو بخاطر تپیدن واست سرزنش نمیکردم، شاید هیچ وقت از خودم متنفر نمیشدم! مهمتر از همه، هیچ وقت توی دریچه ی افکارم قضاوتت نمیکردم!" کیم تهیونگ بخاطر شرایطی مجبور به ورود به یک صفحه‌ی بازی میشه، اونم چه بازی ای؟ شطرنج! بازی ای که مهره هاش از قبل چیده شده و اون نقشی جز یک سرباز مشکی نداره... اما این سرباز میتونه خودش رو به شاه سفید و برسونه و تبدیل به قدرتمند ترین مهره بازی بشه؟ چی میشه اگه این سرباز سیاه دلباخته اصلی ترین مهره سفید بشه؟ تو این بازی کدوم طرف قراره که آچمز بشه؟ چه کسی قراره حریف رو مات کنه؟ ɢᴇɴʀᴇ : Romance, Crime, Angest, smut ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : KookV , Namjin ᴡʀɪᴛᴇʀ : Sadaf #kookv #namjin #crime #smut
  • 𝗚𝗿𝗲𝗲𝗱𝘆 𝗠𝗲𝗺𝗼𝗿𝗶𝗲𝘀 by Elenaaa_dd
    Elenaaa_dd
    • WpView
      Reads 1,129
    • WpPart
      Parts 3
    ژانر: عاشقانه،مافیایی،اسمات🔞 داستان از ی انتقام شرو میشه و تا پایان این انتقام اتفاقات زیادی میفته.. لورا ک حتی نمیدونه حافظشو از دس داده وارد این بازی میشه __ مقدمه: حس میکنم ت بیابونم ت بیابون پر از سراب گرمای این بیابون فرق میکنه تشنه خاطراتمم خاطراتی که دور انداخته شدن نگاهی به پشت سرم میکنم دریایی میبینم دریای غم ی مرد غم های آن مرد آشناست آشنا تر از خودم دریا محو میشود... کوهی میبینم کوه غرور ی دختر ! کمی آن طرف تر آتشی میبینم شعله ی عشقی بی پایان
  • 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑴𝒆🩸⛓️ by TaniyaZandieh
    TaniyaZandieh
    • WpView
      Reads 5,522
    • WpPart
      Parts 4
    اسم: عاشقم باش کاپل ها: کوکمین ژانر: اسمات- رومنس- خشن خلاص: جیمین یه پسر 17 سالس که توسط جئون جونگکوک، خشن ترین و خطرناک ترین رییس مافیا دزدیده شده جونگکوک به بدترین شکل ممکن باهاش رفتار و تا جایی که میتونه شکنجش میکنه. ولی چی میشه اگه این پسر کوچولوی 17 ساله عاشق جئون جونگکوک بشه و ناخواسته کاری کنه که اونم عاشقش بشه....؟
  • 𝐓𝐨𝐫𝐩𝐞‌ | تورپه by btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Reads 12,440
    • WpPart
      Parts 10
    جونگوک، استاد مشهور روانشناسی، همیشه با جدیت و عدالت قضاوت می‌کرد. برای او، آدم‌هایی که با ثروت همه چیز را می‌خرند، قابل احترام نبودند. فویو، دختری با چهره‌ای سرد و گذشته‌ای پنهان، دقیقاً یکی از همان‌هایی به نظر می‌رسید که جونگوک ازشان دوری می‌کرد. اما هیچ‌کس ندانست... که فویو نه انتخاب کرده بود، نه خواسته بود. او فقط بازیچه‌ی تصمیم‌هایی بود که هیچ‌گاه نظرش را نپرسیدند. در میان سکوت و نگاه‌های سرد، احساسی شکل گرفت. نه آشکار، نه قابل‌قبول - بلکه چیزی که هیچ‌کدامشان نمی‌خواستند به آن اعتراف کنند. اما چطور می‌توانی قلبت را انکار کنی، وقتی در سکوت یک کلاس، کسی آرام، به تو خیره شده؟ ________________________ •𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 ➫ 𝑗𝑒𝑜𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 & ℎ𝑎𝑛 𝑓𝑢𝑦𝑢 •𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 ➫ 𝐶𝑎𝑠𝑢𝑎𝑙, 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 ➫ 𝑁𝑜𝑢𝑟𝑎 _________________________ Torpe| تورپه یعنی کسی که به شدت عاشق فردیه اما نمی تونه احساساتش رو نسبت به اون قبول کنه-
  • •° Angel •° by QUEEN683332
    QUEEN683332
    • WpView
      Reads 1,370
    • WpPart
      Parts 2
    کیم تهیونگ ، در دنیای مافیا ملقب به ملکه ! امگایی که تاحالا هر چیزی که می‌خواسته داشته و بعد از مرگ پدرش باند بزرگ و قدرتمند red moon بهش رسیده چند هفته بعد از مرگ پدرش وصیت نامه ای پیدا میشه که پدرش قبل از مرگ گذاشته بود در اون وصیت نامه خواسته شده بود بعد از مرگش تهیونگ با جئون جونگ کوک دو رگه ی روسی و کره ای ، صاحب کشور روسیه و رئیس باند black snake ازدواج کنه و بچه های اون الفا رو به دنیا بیاره تا ادامه راه باند red moon باشن و حالا جئون قراره به کره بیاد برای دیدن همسرش ! :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: •° by QUEEN •°
  • 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺ by BlackMoon6669
    BlackMoon6669
    • WpView
      Reads 165,186
    • WpPart
      Parts 68
    #Nightmare کابوس🌙 اون روانشناس مرموز، کیم نامجون و برادرش تهیونگ فکر می‌کنن با چپوندن کلمه‌ها به مغزم و تجویز داروهای روانپریشی می‌تونه من رو نجات بده! اما فقط من می‌دونم که باعث تمام اون توهم‌های وحشتناکم کیه! اون هیولا، حتی خانوادم رو هم خریده برادر دوقلوم، جیمین. برادر بزرگترم، جین. حتی مادرم. 🔻وضعیت آپلود: کامل شده🔺 مونالیزا: این فیکشن جزو اولین فیک‌هایی هست که نوشتم و می‌شه گفت مبتدی‌ترینشون هست ولی با تمام ایراداتش امیدوارم دوستش داشته باشید... هرچند که خودم عاشقشم و حتی سعی ندارم ایراداتش رو رفع کنم💚 Writer: #Monalisa 🖤 Couple: JK & Girl / V & Girl / Namjin/Yoonmin Genre: Action / Harsh / Angst / Psychological / Smut / Horror
  • 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑴𝒆🩸⛓️ by Kookmin_199597
    Kookmin_199597
    • WpView
      Reads 1,278
    • WpPart
      Parts 3
    ادامه داستان پارت یک
  • ♡BELLA♡ by FINEWINE0000
    FINEWINE0000
    • WpView
      Reads 225
    • WpPart
      Parts 1
    مردن کیم جونگمین خبر بزرگی بود و صد البته ناراحتی و خوشحالی های خودشو داشت کیم تهیونگ ! پسر ته تغاری خانواده کیم که همه انتظار داشتن بعد از شنیدن فوت پدرش توی سئول بمونه ولی برگشت به ایتالیا ! جئون جونگ کوک ! دارای بیشترین سهام از باند مافیایی black snake و کسی که چشش به شدت کیم تهیونگ رو گرفته ! کاپل : کوکوی . یونمین ژانر : اکشن . مافیایی کشور : ایتالیا نویسنده : QUEEN
  • 𝑖𝑙𝑙𝑒𝑐𝑒𝑏𝑟𝑎 by Bita_park
    Bita_park
    • WpView
      Reads 35,184
    • WpPart
      Parts 47
    فیک: اغواگری (الیسبرا) کاپل: کوکمیـن ژانر: رمنس، رمزالود، اسمات، اکشن، مافیایی سیاهی و سفیدی که در نور و سایه تضاد یکدیگر ایستاده اند، همدیگر رو تکمیل میکنند. چی میشه اگه روزی سیاهی بر نور پیروز بشه؟ درسته که مهتاب انعکاس نور خورشیده! اما این خورشیده که قرار بود از بین بره... نه ماه! *** روز آپ: هفته ای یکبار (روز نامشخص)
  • 𝐎𝐧𝐞 𝐬𝐡𝐨𝐭 | تک پارتی by btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Reads 975
    • WpPart
      Parts 3
    "فکر کردن شاید دیوونه‌ت کنه، اما برای من همون جادوییه که نفسم رو زنده نگه می‌داره. اینجا، تخیل و رویا با کابوس و خواب در هم می‌آمیزن... رنگ‌ها به خون آغشته‌ن و طعم‌ها شبیه قهوه‌ی تلخ و سوخته‌ی انتهای فنجان، جایی میان سرزمین‌های دور و خیالی. به دنیای من خوش اومدی، جایی که هر وان‌شات مثل قطعه‌ای از روح نویسنده تراوش کرده و روی کاغذ جاری شده. پناهگاهی برای خیال، برای رویا... و شاید برای تو. 🌻✨" . . . 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣 ⤋ ℕ𝕠𝕦𝕣𝕒