Historias de مستر

Buscar por etiqueta:
مستر
مستر

1 Historia

  • عاشقی شیطان por Empress_brutal
    Empress_brutal
    • WpView
      LECTURAS 859
    • WpPart
      Partes 4
    دستاشو بغل گرفت و گوشه‌ی دیوار کِز کرد. به شیطان روبه‌روش نگاه کرد که چطور تو دستاش اسیر بود. کفشای پاشنه‌دار سفیدی که پاش بود اذیتش می‌کرد. مرد از روی صندلی پشت میزش بلند شد و سمتش رفت. دخترک بیشتر تو خودش جمع شد... مرد دستشو گرفت و وسط اتاق کشید و چرخی دورش زد. نگاه حریص و پرکینش رو به دخترک انداخت. نگاهی که تو عمقش کینه‌ای قدیمی خاک می‌خورد...