مستر cerita

Saring berdasarkan tag:
مستر
مستر

1 Cerita

  • عاشقی شیطان oleh Empress_brutal
    Empress_brutal
    • WpView
      Membaca 801
    • WpPart
      Bab 4
    دستاشو بغل گرفت و گوشه‌ی دیوار کِز کرد. به شیطان روبه‌روش نگاه کرد که چطور تو دستاش اسیر بود. کفشای پاشنه‌دار سفیدی که پاش بود اذیتش می‌کرد. مرد از روی صندلی پشت میزش بلند شد و سمتش رفت. دخترک بیشتر تو خودش جمع شد... مرد دستشو گرفت و وسط اتاق کشید و چرخی دورش زد. نگاه حریص و پرکینش رو به دخترک انداخت. نگاهی که تو عمقش کینه‌ای قدیمی خاک می‌خورد...