نامجون Stories

Refine by tag:
نامجون
WpAddجيمين
WpAddجين
WpAddجونغكوك
WpAddيونغي
WpAddتايهيونغ
WpAddهوسوك
WpAddجین
WpAddتاي
WpAddبتس
WpAddجيهوب
WpAddجیمین
WpAddbts
WpAddشوقا
WpAddبانقتان
WpAddnamjoon
WpAddjimin
WpAddتهیونگ
WpAddیونگی
WpAddjungkook
نامجون
WpAddجيمين
WpAddجين
WpAddجونغكوك
WpAddيونغي
WpAddتايهيونغ
WpAddهوسوك
WpAddجین
WpAddتاي
WpAddبتس
WpAddجيهوب
WpAddجیمین
WpAddbts
WpAddشوقا
WpAddبانقتان
WpAddnamjoon
WpAddjimin
WpAddتهیونگ
WpAddیونگی
WpAddjungkook

227 Stories

  • Save me- by jeoxlluka
    jeoxlluka
    • WpView
      Reads 200
    • WpPart
      Parts 1
    وضعیت: درحال آپ.. writer: Luka couple: Yeonbin Genre: Action,Dram,Romance,Smut چوی سوبین به تازگی از طرف محل کارش، خونه ای گرفته که شرط اون داشتن همسر،امتیاز بالا هست و اون هم تصمیم میگیره با چوی یونجون، دوست دوران دبیرستانش این خونه رو بگیره که البته یونجون از همون دوران، سوبین رو دوست داشته ولی بهش نگفته چند روز بعد از خرید خونش، ویروسی پخش میشه که باعث حرکات و رفتار های عجیبی از طرف انسان ها میشه و بیمار ها مثل زامبی رفتار میکنن و به دیگران حمله میکنن، چی میشه اگه چوی سوبین به همراه هم خونه ایش چوی یونجون، توی این ساختمون گیر بیفتن؟ چه اتفاق هایی قراره بیفته؟سوبین هم عاشق یونجون میشه؟ آیا اون ها سالم میمونن؟
  • Midnight Hotel  by Johoon
    Johoon
    • WpView
      Reads 317
    • WpPart
      Parts 5
    ماذا ستفعل عندما تواجه أغرب الزبائن في فندق غريب لا تعرف كيف أصبحت موظفًا فيه اصلا؟ BTS
  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 2,022
    • WpPart
      Parts 13
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • [ مُـكْـتَـمِـلَـةٌ ] Paranoia بَـارَانـوْيـا  by Lamarenissa
    Lamarenissa
    • WpView
      Reads 16,699
    • WpPart
      Parts 45
    " أستبقى الحياة هكذا ؟ ... أسيبقى الجنون هو رفيقي الوحيد في هذا الطريق الطويل ؟ ... هل هذه مزحة غبية من أحد غبي ؟ " " و ألا تواجدًا لـي في حياتكِ ؟ ... " " من أنتَ ؟ " (خاليةٌ من المشاهِد الجنسية) بدأت في تاريخ 2021/NOV/4th انتهت في تاريخ AUG/22th/2022 تعدَّلت في تاريخ SEP-AUG/2023 الكاتبة : Lamarenissa / Kim lamjie
  • رییس مافیا 🥀 by RAPMONSTER777
    RAPMONSTER777
    • WpView
      Reads 5
    • WpPart
      Parts 1
    کیم نامجون رییس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی سئوله و توی کره خیلی تعریف‌شو شنیدن ، با یه اتفاق ناخودآگاه ا/ت توی زندگی نامجون پیدا میشی و دیگه‌نمیتونی ازش خارج شی
  • 𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Reads 3,277
    • WpPart
      Parts 13
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
  • ⟦حَربُ المَافِيا⟧ by Amira-106
    Amira-106
    • WpView
      Reads 755
    • WpPart
      Parts 8
    -"يا صديقي إنها الحرب..حرب المافيا."
  •  JJk . I will not submit to you  | لن اخضع لك  by Ramaalhay
    Ramaalhay
    • WpView
      Reads 2,912
    • WpPart
      Parts 2
    Jungkook jeon Relan kim حُبكَ لَراقِ و عرِيقٌ ، وشَفَتاكِ لخَمراً عَتيقُ ، وعيناكِ انَا لَبها غريقٌ
    +22 more
  • [لنقطة الصفر] by Amira-106
    Amira-106
    • WpView
      Reads 1,609
    • WpPart
      Parts 11
    "في عالم تُغطيه الثلوج، حيث لا صوت يُسمع سوى صدى الرياح، تبدأ الحكاية. كان الأرنب الأبيض يبدو وديعًا، لكن خلف عينيه البريئتين سكن سرٌ قديم. لم يكن لقاءه سوى مفتاح لباب غامض، باب إلى ماضٍ مدفون وأسرار تُحيط بنقطة الصفر... النقطة التي تنطلق منها كل الحكايات وتنتهي إليها. فهل سيكون الصقيع شاهدًا على الحقيقة أم مقبرةً لها؟" . . . . . . . . . لا تمت الواقع بأي صلة.. خالية من الشذوذ.. قراءة ممتعة 🤎. (الجزء الأول:[لأني هجين])
  • DOMINIC/Kookv by rama-gh
    rama-gh
    • WpView
      Reads 30,423
    • WpPart
      Parts 25
    dominic/دامینیک تهیونگ امگایی بود که تنها چیزی که توی‌ دنیا نیاز داشت نادیده گرفته شدن و تنها بودن بود. اون داشتش، نه دوستی نه پارتنری از اول زندگیش همین بود. البته قبل از ورود اون دردسر... جئون جونگ‌کوک یه دردسر واقعی برای امگا بود و خب می‌گید چرا باید دردسر باشه شاید به خاطر اینه که جئون لعنتی در دیدار سوم به بهانه وجود یه زنبور روی باسنش بهش در کونی زد. <<من تو رو زندگی می‌کنم،خوشگله. + من رو زندگی می‌کنی؟ یعنی چی -بیشتر از خیلی، دوست دارم؛ اما هنوز عشق نیست، برای همین کلمه‌ی Love و Like روکنار هم گذاشتم و Live به دست اومد، بنابراین من تو رو زندگی می‌کنم. من باهات زندگی می‌کنم،خوشگله. +اینو از خودت دراوردی؟ -خب نه، دختری که پارسال باهاش سکس می‌کردم این رو بهم گفت، گفت تو یه کتاب خوندتش. +تو یه عوضی هستی، اما من هم تورو زندگی میکنم دامینیک.>> *پایان یافته* Name:Dominic Couple: kookv Genre:Dram,Fluff,Comedy,smut, Omegaverse,Mpreg,RPF_AU [این فیک‌ ترجمه‌ شده‌‌اس]
  • عَــازِفْ الجـِيــتَارᥫ᭡.  by QAMR_70
    QAMR_70
    • WpView
      Reads 70
    • WpPart
      Parts 1
    -كِلاماته البسيطِه كِانت عفَويه وَ صادِقه تشفِي تلك النِدوَب في قاعِ قلبَي، تِمحي ذِلك الرعَب مِن عينَاي استِبدلته بلمِعةٍ تسِر الناظرَين. كَيف لَكَ ان تَعزف هكَذا جونغكوك؟ إِن كان بخافقكِ حروف لا تستطيعِ اخراجها عَبر كلماتٍ.. سَتعزفها اصابعك رَغماً عنكِ. مَا نحن الا لمُنفذين لمشَعِرنا أَنجَيِل. __GUITAR PLAYER神.
  • ( إلي ان لاذَ بنا الصقيع _ To that hold us frost ) by ARMYBANGTANII7
    ARMYBANGTANII7
    • WpView
      Reads 62
    • WpPart
      Parts 6
    هل سوف نذهب الي منطقة الذوبان ؟ نعم يجب ان نعاينها لقد تأخرنا عليها .. أخذا الاثنين يعملان إلي ان سمعها صوتًا مألوف ، تايهيونغ اركض .. عاصفة ثلجية ...
  • Kiss of Cyanide by Vithrox93
    Vithrox93
    • WpView
      Reads 519
    • WpPart
      Parts 3
    كل إغواء عميق يبدأ بفكرة... لا بجسد. من يملك القوة ليقمع الآخرين يُطلق عليه اسم القائد، ومن يقمعه يُسمى شريرًا. -فريدريك نيتشه- بدأت الرواية في: التاسع من مارس عام ألفين وستة وعشرين. ═══════ ✦ ═══════ الرواية خالية من أي مشاهد = رواية نظيفة تمامًا ═══════ ✦ ═══════ تعود حقوق القصة كاملةً لي ككاتبة، ولا أسمح باقتباسها أو إعادة نشرها أو أخذ أي جزء منها دون إذنٍ مسبق. وأي تصرفٍ يخالف ذلك يُعد انتهاكًا صريحًا لحقوق الملكية الفكرية وسرقة أدبية.
  • Fragments of UIIشظايا منك by VIP097
    VIP097
    • WpView
      Reads 70,274
    • WpPart
      Parts 39
    (نقيّة تَماماً من الشُّذوذ) "لست ضعيفاً لكنّ العدو كان صديقي" لم يقتلْني عدوِّي قتلَني صَديقي... لم يقتلْنِي الموْتُ قتَلَتنِي الحَياةُ عام ١٩٦٥ م شظايا منك اخترقت قلبي وشظايا الحرب اخترقت لحمي أيهما أشد لست أدري بدأت 28/08/2023 انتهت.... الكثير من المشاعر والعاطفة الكثير من الدفء والبعض من الكوميديا ...
  • ONLY TODAY[TAEKOOK,VKOOK] by Tamiehur
    Tamiehur
    • WpView
      Reads 55,764
    • WpPart
      Parts 15
    [فقط امروز] تو همیشه بودی،حتی توی لحظاتی که حضورت رو احساس نمیکردم هم نگاهت روی من بود و به فکرم بودی اما...چرا من باید یک روز رو چندین بار زندگی میکردم تا بالاخره پیدات کنم؟ {اتمام یافته} کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:؟؟؟ ژانر:مینی فیک،فانتزی،رمنس،اسمات،اسلایس آو لایف،مدرسه ای،مدرن
  • our story_داستان ما by JeeniKim405
    JeeniKim405
    • WpView
      Reads 321
    • WpPart
      Parts 1
    ازدواج بدون عشق ....برای اون پیرمرد یک موضوع کاملا عادیه....
  • ‖ The right time ‖ R.M by Menoworld7
    Menoworld7
    • WpView
      Reads 205
    • WpPart
      Parts 1
    " مَا أسْوء مِن كُونَك وَحيداً وأنتَ بأشَد الحَاجه لشَريكاً أخر " 【ان الوقت كالسيف ان لم تقطعه قطعك 】 <30/3/2021> تأكد تماما اني الكاتبه الاصليه واذا وجدت بعض التشابه بينه وبين اي تخيل او روايه اخري فقد تكون صدفه او تشابه افكار كل الحقوق تعود الي كاكاتبه اصليه
  • نامجون "صـديق طفوله؟" by ii4lli
    ii4lli
    • WpView
      Reads 378
    • WpPart
      Parts 1
    بارتات الروايه انزلها وقت ماكون فاضيه ♥️ واتوقع اني بخليها ثلاث اجزاء القصـه : صديقين طفوله منذ عمر الـ٨ سنوات يكبورن مع بعضهم وواقعين بغرام بعضهم لاكنهم يخافون الاعتراف و اصبح كل منهم يتعمد اغضاب الاخر عن طريق ...... و الاخر يغضب لاكنه يخفي الغضب
  • Mყ Vampire. [Completed] by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 139,784
    • WpPart
      Parts 34
    Genre : Romance ❄ Vampire ❄ Smut ❄ and .... Cap :Vkook ❄ Up: Unknown❄ By Amador❄️ ❄همیشه بین دوگروه گرگینه ها و ساحره ها دشمنی بوده و هست.البته حضور پررنگ خوناشام هارو نمیشه نادیده گرفت.! ❄یک روز این دو گروه ، تصمیم گرفتن که با وصلتی به این دشمنی چندین ساله خاتمه بدن.... ❄کسی چه میدونست، ثمره این وصلت نه تنها باعث ازبین رفتن دشمنی نمیشه بلکه باعث به وجود اومدن تنشی جدید، اینبار بین تمامی موجودات شب میشه؟؟ ❄در این میان خوناشام ها چه نقشی رو ایفا میکنند؟؟؟؟ Full [Completed] 🥇اکسو 🥇ومپایر 🥇فنفیک