Historias de نفرین

Buscar por etiqueta:
نفرین
نفرین

4 Historias

  • The Devil Made Me Do It por hediy_li
    hediy_li
    • WpView
      LECTURAS 13,374
    • WpPart
      Partes 31
    من مثل یه گیاه بودم که برای مدت طولانی از نور محروم بود.. و وقتی بهم تابیده شد..دیگه نمیدونستم باید چیکار کنم.. اون همون کسی بود که همیشه میخواستم.. همون چیزی بود که نیاز داشتم و من.. قبل از اینکه خودم بفهمم عاشقش شده بودم.. دست آخر، من همون چیزی شدم که ازم خواسته بود.. تبدیل به همونی شدم که نیاز داشت چون _شیطان مجبورم کرد انجامش بدم_
  • انتقام PENTAKILL🥀🔪 por BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      LECTURAS 671
    • WpPart
      Partes 5
    "انتقام می‌گیرم... از روحت... بخاطر شکستن روح و روانم... از جسمت... بخاطر هوسی که در وجودت تمومی نداشت... از چشم هات... بخاطر تمام لحظاتی که بهانه اشک هام تو بودی... از تمام وجودت... بخاطر خیانت جبران ناپذیری که کردی..."
  • معرفی شخصیت‌های 🔪🥀PENTAKILL por BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      LECTURAS 635
    • WpPart
      Partes 7
    ❦برای درک بهتر داستان 🔪🥀ᑭᗴᑎTᗩKIᒪᒪ خوبه که شخصیت هاشو بیشتر بشناسین❦
  • 🔯 Cussed People 🔯 por dalya1379
    dalya1379
    • WpView
      LECTURAS 749
    • WpPart
      Partes 16
    فرانکی در حالی که صورتش را با دستانش پوشانده بود با صدای آرامی زمزمه کرد: _ چرا تلاش می کنی منو نجات بدی؟ من نفرین شده ام! تموم شده ام! جاستین کنار او نشست و به منظره رو به رویش خیره شد _ حتما لازم نیست یه ساحره طلسمی اجرا کنه تا آدما نفرین بشن ... آدما خودشون، خودشونو درگیر نفرین های بزرگ می کنن؛ با ذهنشون! منم نفرین شدم ... به این ماجرا ... به اصل و نسبم ... به اسمم ... حتی با اینکه تمام عمرم سعی کردم ازش فرار کنم ... من نفرین شدم به این که تو رو ببینم و نتونم نجاتت بدم.