Истории هوسوک

Выбор тегов:
هوسوک
WpAddیونگی
WpAddتهیونگ
WpAddسپ
WpAddجونگکوک
WpAddجیمین
WpAddجیهوپ
WpAddشوگا
WpAddنامجون
WpAddیونسوک
WpAddhoseok
WpAddجین
WpAddyoonseok
WpAddbts
WpAddsope
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddbtsfanfic
WpAddsuga
WpAddjhope
WpAddtaehyung
هوسوک
WpAddیونگی
WpAddتهیونگ
WpAddسپ
WpAddجونگکوک
WpAddجیمین
WpAddجیهوپ
WpAddشوگا
WpAddنامجون
WpAddیونسوک
WpAddhoseok
WpAddجین
WpAddyoonseok
WpAddbts
WpAddsope
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddbtsfanfic
WpAddsuga
WpAddjhope
WpAddtaehyung

Истории 42

  • An unworthy heart на Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Прочтений 10,449
    • WpPart
      Частей 30
    "_قلب من لیاقت تو رو نداره. هر زخمی که اون زد رو تو بستی. هر اشکی که به خاطر اون بود رو تو پاک کردی. ولی قلبم هزاربار دیگه اونو انتخاب می کنه." ****** کاپل ها:جیکوک،ویهوپ و....(بعدا اضافه میشه) زمان آپ:هرهفته شروع آپ:۶خرداد۱۴۰۱
  • Elite | KOOKV на yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Прочтений 1,887
    • WpPart
      Частей 13
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • ☆MAGNETAR☆ на silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Прочтений 112
    • WpPart
      Частей 3
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
    + еще 17
  • 𝐁𝐥𝗼𝗼𝐝 𝗺𝐢𝐬𝐭𝐫𝐞𝐬𝐬 на Aysan_basii
    Aysan_basii
    • WpView
      Прочтений 790
    • WpPart
      Частей 13
    داشتن خون حوا...!؟ آدم با ارزش...!؟ چه اهمیتی داشت!؟ چه اهمیتی داشت تا وقتی که به همون دلیل، تاریکی روز به روز من رو بیشتر در خودش میبلعید و پنجه های تیزش، قلب و روحم رو خراش میداد!؟ چه اهمیتی داشت...وقتی قرار بود آخرش چیزی جز مرگ نباشه!؟ یعنی...واقعا قرار بود به خاطرش بمیرم...!؟ من با ارزشم...یا این خون لعنتی...!؟چیزیی که همون اول از دیدن اون عمارت دریافت کردم خوب نبود...اما سوالی که پیش میاد اینه اگه من کنجکاوی نمی‌کردم و وارد اون آکادمی نمیشدم‌ چه اتفاقی میفتاد...؟ از کنار چه چیز ها مثل یک آدم کور رد میشدم...؟ و از چه خطر هایی درامان میموندم...؟.
  • I'm not as bright as him [Oneshot] на AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Прочтений 733
    • WpPart
      Частей 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • gem на nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      Прочтений 1,649
    • WpPart
      Частей 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~ Criminal , Smut ~ COUP: sope ~Hoseok top ~ WRITER: #니나
  • 𝐇𝐚𝐳𝐞𝐥𝐧𝐮𝐭 𝐁𝐫𝐚𝐢𝐧𝐲(ʘᴗʘ✿) на Khazaninfall
    Khazaninfall
    • WpView
      Прочтений 3,016
    • WpPart
      Частей 8
    𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒 نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰 گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰 با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿 توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!! چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد! (توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! ) زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠 ❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡
  • Sope | Oneshot на Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      Прочтений 13,973
    • WpPart
      Частей 6
    وانشات‌های سپ با ژانر‌های مختلف *-* داستان ها امکان داره هم هوسوک تاپ باشن و هم یونگی تاپ. ابتدای همه‌ی وانشات‌ها رو حتما چک کنید چون ژانر‌ها رو اونجا نوشتم.
  • °•𝓡𝓮𝓿𝓮𝓪𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓮𝓬𝓻𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓙𝓮𝓸𝓷 •°♫︎ на g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Прочтений 4,018
    • WpPart
      Частей 2
    [افشای راز جئون] کاپل اصلی:تهکوک /کوکوی [درحال ادیت] خانواده جئون.... قدیمی ترین و قدرتمند ترین خانواده کره جنوبی ؛و اولین خانواده در کل آسیا که میزبان اصیل های قدرتمند بودند. خانواده ای که از یک جا به بعد تبدیل به یک خاندان قدرتمند و بزرگ و "تاریخی" شدند! خاندانی که باعث صلح بین گرگینه ها و خونآشام ها و همینطور انسان ها شد و از جنگ و کشتار های بزرگ جلوگیری کرد.🩸⚔ خاندانی که همه جانبه صلح رو ایجاد کرد و همین دلیل سبب شد تا همه پک ها از بین بره و همه شون حتی آلفا های اون پک ها(آلفا های پک ها هم قدرتمند هستند که مسئولیت آلفا شدن رو قبول میکنند) یک فرد از خانواده جئون رو به عنوان آلفاشون انتخاب کنند‌.🐺🕰 ولی همه چی در شبی از بین رفت... در مهمانی ای که همه ی اعضای آن دعوت شده بودند و دور هم جمع بودند.... صدای جیغ های بلندی میومد... در خواست های کمک...خواهش هایی برای نجات جونشون... -اون لعنتی همش دستش میرفت سمت جاهای ممنوعه ، آخرسر مجبور شدم کراواتم رو در بیارم و دور دستش ببندمُ بگم :از الان ترجیح میدم بسته باشه. -بزار یک بار برای همیشه خودم رو معرفی کنم. جئون جونگکوک هستم!وارث خاندان جئون! -دلم برات تنگ شده بود ددی!
  • peace within you  на roseisflwr
    roseisflwr
    • WpView
      Прочтений 7,955
    • WpPart
      Частей 50
    17.sept.2022 آرامشی که مدت ها گم کرده بودم رو پیدا کردم جایی که ،هیچکس فکر نمی‌کرد باشه ؛ درست در وجود تو .. writer:Rose
  • Seven на HanaArmy22
    HanaArmy22
    • WpView
      Прочтений 21,736
    • WpPart
      Частей 28
    کاپل اصلی:کوکمین 🔞kookmin🔞 A little part of story: بلند شد، پاهاشو روی تخت دو طرف پسر گذاشتو روش خیمه زد چشمای جیمین از این حرکت تغییر سایز داد جیمین:کوک کوک هومی کردو بوسه ای روی پیشونی پسر زد این رفتار پسر کلافش کرده بود و حاضر بود برای برگردوندن پارک جیمین همیشگی هر کاری بکنه حتی حاضر بود غرورشو بشکنه روی جیمین دراز کشید ، سرشو روی سینش گذاشت و ب ضربان قلب پسر گوش داد کوک:بغلم کن جیمین بی حرف دستاشو دور کمر پسر پیچید چند دقیقه ب همین منوال گذشت تا کوک ب حرف اومد کوک:من ی تصمیمی گرفتم.... . . .
  • my beautiful world на g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Прочтений 3,662
    • WpPart
      Частей 2
    از اونجایی ک دوره ی آلفا های خودپسند و عوضی و کثیف بازی هاشون تموم شده بود همه ی پک ها در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی میکردن جوری ک بدون اینکه مشکلی داشته باشن از این پک ب اون پک برن و با افراد پک های دیگه در ارتباط باشن؛و این خب باعث میشد کسایی ک کارفرما هستند بخوان کارهاشون رو گسترش بدن و خب کارمند ها هم مشکلی نداشتند~ زندگی جوری راحت شده بود ک همه بلا استثناء خوشحال بودن. از اونجایی ک همه چی خوب بود حال اومگا ها (دخترا)هم خوب بود چون دیگه لازم نبود بترسن ک اگه شب برن بیرون آلفا ها بیان سراغشون چون اگه میومدن مجازات سختی میشدن جوری ک ب غلط کردن می افتادن ولی خب از اونجایی ک اومگا های مرد کمیاب بودن باز باید بیشتر مواظب میبودن چون عطرشون دیوونه کننده بود و بعضیشون از سرکوب کننده استفاده میکردند. در این بین ی کمپانی ساخته شد مخصوص سرگرمی ک پسرا میرفتن و ادیتیشن میدادن و بعد از این ک قبول میشدن گروهی تشکیل میشد یا سولو کار میکردن~ اولین گروه این کمپانی تشکیل شده از ۷ پسر جون بود ک از یک آلفا ی اصیل(الفاهای اصیل هم خیلی کمن)و دو بتا و دو آلفا ی دیگر(ک معمولی باشند)و دو اومگا تشکیل شده بود. البته یکی از اومگا ها دورگه بود ک بعد متوجه اون یکی رگش هم میشین... خب بقیشو تو روند داستان میفهمین😂😈 امیدوارم دوسش د
  • ONLY TODAY[TAEKOOK,VKOOK] на Tamiehur
    Tamiehur
    • WpView
      Прочтений 55,746
    • WpPart
      Частей 15
    [فقط امروز] تو همیشه بودی،حتی توی لحظاتی که حضورت رو احساس نمیکردم هم نگاهت روی من بود و به فکرم بودی اما...چرا من باید یک روز رو چندین بار زندگی میکردم تا بالاخره پیدات کنم؟ {اتمام یافته} کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:؟؟؟ ژانر:مینی فیک،فانتزی،رمنس،اسمات،اسلایس آو لایف،مدرسه ای،مدرن
  • I Still want you  на Villeneuve_Sirvan
    Villeneuve_Sirvan
    • WpView
      Прочтений 449
    • WpPart
      Частей 3
    اینجا دنیای بزرگ کثافته ! پر از کثافت کاریه آدم های با قدرت و ، پر از بدبختی های آدم های ضعیف .. یا باید ظالم باشی یا باید مظلوم باشی چون به غیر از این دوتا راهی نیست .. زندگی قراره باهات بازی کنه و تو بازم محکوم به تحملی ! ____________________________ - من ... من هنوزم میخوامت هنوزم عاشقتم ... + خفشو ! - چیکار کنم ؟چیکار کنم بازم قبولم کنی ؟ + خفشو خفشو خفشو ... حتی جرئت نکن اسم منو دوباره روی زبونت بیاری ! - اما ... + گفتم خفشو و فقط گمشو بیرون حرومزاده _____________________________ ژانر : اصمات ، مافیایی ، گانگستری ، عاشقانه کاپل : هوپکوک ، یونمین ، نامجین
  • STRANGE PROJECT на MiniDarwin
    MiniDarwin
    • WpView
      Прочтений 159
    • WpPart
      Частей 1
    Oneshot . . . Name: Strange project Couple: Hopemin Genre: Fantasy, Smut, Fun
  • 😈⛓️ ˢᵒᵖᵉ на Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Прочтений 356
    • WpPart
      Частей 1
    scenario🤍 #sope
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥 на HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      Прочтений 4,061
    • WpPart
      Частей 10
    یونگی هوسوکش رو از دست داد.. و وقتی دوباره به دستش آورد... پنج سال برای برگردوندن لبخندش تلاش کرد. پنج سال عذاب کشید. و قسم خورد نذاره هیچ یونگیِ دیگه‌ای خورشیدش رو از دست بده. ---part of story--- من وقتی نابود شدم که هوسوکمو بردن، جونگکوک درکم نمیکنی, نمیفهمی چی میکشم, دارم میمیرم... هر نفسی که بدون هوسوک میکشم انگار خاکستر فرو میدم تو ریه‌ام ،وجودم میسوزه همه جام درد میکنه از دوریش قلبمو حس نمیکنم، تنها چیزی که حس میکنم دلتنگیشه دارم توش میسوزم. به این فکر میکنم که چه بلایی داره سرش میاد میخوام خودمو بکشم، به چیزای احتمالی فکر میکنم دوست دارم خودمو تکه تکه کنم که چرا گذاشتم ببرنش کوک این یه حرف نیس واقعا دارم میسوزم، حسش میکنم واقعا اعماق وجودم داره تو جهنم سرخ میشه فقط میخوام بمیرم، ولی قبل از اون باید زندگیمو پیدا کنم باید مطمئن بشم که حالش خوبه، بعدش میتونم بمیرم ولی اول باید پیداش کنم! ---information--- couple: sope status: complete Author: Rashel genre : classic, time travel, supernatural, angst ---ranking--- یونسوک: 8🏅
  • Hi,we got married на Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Прочтений 14,740
    • WpPart
      Частей 34
    یونگی و هوسوک برای فرار از تاریکی که سالها توش حبس شده ان بهم چنگ می اندازن...اما وقتی عواقب بیرون اومدن از اون تاریکی خودشونو نشون میدن میفهمن شاید برای هم اون چتر نجاتی که فکر می کردن نبودن... و جیمین پسری که داره با خودش می جنگه تا از عشقی که بهش زخم میزنه دست نکشه.. -از اینکه باهام ازدواج کردی پشیمونی؟؟ +آره. ****** -....من لکه سیاه زندگیت نیستم که سعی میکنی قایمش کنی. +جیمین مزخرف نگو من تو رو قایم نمی کنم. -اما جرات اینکه دستمو بگیری رو هم نداری. نام فیک:سلام ما ازدواج کردیم. کاپل:سپ و ویمین ژانر:رمنس روزهای آپ:نامعلوم
  • The Good Asshole на Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Прочтений 9,122
    • WpPart
      Частей 24
    "...می گفت یه آدم خوبِ عوضی اولین سیگارو دستش داده.هیچوقت نفهمیدم اون ادم اونقدر خوب بود که حتی با وجود عوضی بازیش نمی تونست به خوبیش اشاره نکنه یا اونقدر بد که حتی موقع به یاد آوردن یه خاطره ساده هم نمی تونست بهش فحش نده." عوضی خوب کاپل ها:تهگی،جینهوپ،یونسوک،تهجین(خبری از روابط ضربدری نیست!) ژانر:رومنس روزهای آپ: اخرهفته