هوپمین mga kuwento

Salain ayon sa tag:
هوپمین
WpAddکوکوی
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddhopemin
هوپمین
WpAddکوکوی
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddhopemin

16 Mga Kuwento

  • Dubiety ~ تردید  ni Hobizone
    Hobizone
    • WpView
      Reads 158
    • WpPart
      Mga Parte 9
    پارک جیمین دو‌ راه بیشتر نداشت... بذاره اون مرد بسوزه یا خودش هم همراه اون پا درون آتش بذاره و باهاش خاکستر بشه... کدوم رو باید انتخاب می کرد؟! Couple: Hopemin, vkook
  • 사랑 ni IAmAHavig
    IAmAHavig
    • WpView
      Reads 31,878
    • WpPart
      Mga Parte 28
    عشق(باشه میدونم سادست) ❌این فیک تموم شده و فصل دوم در حال اپه با اسم 과거. ژانر:اسمات،دارک وب،دختر پسری،BDSM(شاخه های مختلفش)،خشن...خب فکر کنم همینا کافیه توجه:این فیک دارای صفحه های شکنجه و خوشنت بار می باشد اگر دوست ندارید نخونید لطفا *مورد داشتیم حالت تحوع گرفته! کاپل اصلی:ا/ت و یونگی. کاپلای فرعی:هوپمیم،ویکوک،نامجین خب من این و همینجوری می نویسم و راستش خب نمیدونم فقط امیدوارم دوست داشته باشید همین. خلاصه:یونگی و دوست دخترش ا/ت که در گروهی به اسم درتی انجلز که در دارک وب کار میکنه مشغول بودن که رابطشون به صورت ناراحت کننده ای از هم میپاشه حالا ماموریتی به پستشون خورده که باید دوباره دوره هم جمع بشن و این ماموریت و جمع کنن و فقط هویج میدونه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته..... نویسنده : هویج هستم مخلص شما 🥕
  • Seven ni HanaArmy22
    HanaArmy22
    • WpView
      Reads 22,254
    • WpPart
      Mga Parte 28
    کاپل اصلی:کوکمین 🔞kookmin🔞 A little part of story: بلند شد، پاهاشو روی تخت دو طرف پسر گذاشتو روش خیمه زد چشمای جیمین از این حرکت تغییر سایز داد جیمین:کوک کوک هومی کردو بوسه ای روی پیشونی پسر زد این رفتار پسر کلافش کرده بود و حاضر بود برای برگردوندن پارک جیمین همیشگی هر کاری بکنه حتی حاضر بود غرورشو بشکنه روی جیمین دراز کشید ، سرشو روی سینش گذاشت و ب ضربان قلب پسر گوش داد کوک:بغلم کن جیمین بی حرف دستاشو دور کمر پسر پیچید چند دقیقه ب همین منوال گذشت تا کوک ب حرف اومد کوک:من ی تصمیمی گرفتم.... . . .
  • Pasta.about you ni madonstory
    madonstory
    • WpView
      Reads 1,007
    • WpPart
      Mga Parte 4
    _میگن وقتی عاشق میشی خودتو توی چشمهاش میبینی؛ بعد تو من خودمو توی چشمهای هیچکس ندیدم، درواقع اصلا به چشمهای کسی نگاه نکردم...
  • Hilda | HopeMin ni sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Reads 1,200
    • WpPart
      Mga Parte 2
    عاشق تو شدن مثل این می مونه که شب بخوابی و صبح بیدار شی ببینی دوتا بال درآوردی، داری تو آسمونا پرواز می کنی و هرجا میخوای میتونی بری اما یهویی ممکنه از خواب بیدار بشی و ببینی تو دردسر بزرگی افتادی، ولی هوسوکا... من نمیخوام به اون دردسر فکر کنم، میخوام تا وقتی که دارم خواب میبینم، ازش لذت ببرم... Hilda ✨ ⥬Writer ᱺ Sequoia ⥬Couple ᱺ HopeMin ⥬Genre ᱺ Sport, Romance, Dram ⥬Telegram Chanel: Papacita01
  • STRANGE PROJECT ni MiniDarwin
    MiniDarwin
    • WpView
      Reads 174
    • WpPart
      Mga Parte 1
    Oneshot . . . Name: Strange project Couple: Hopemin Genre: Fantasy, Smut, Fun
  • 𝑪𝒐𝒅𝒆 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒗𝒆𝒓𝒊𝒕𝒚 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 ni Jin_moral
    Jin_moral
    • WpView
      Reads 476
    • WpPart
      Mga Parte 3
    نوای موسیقی در خیابانهای سنگفرش‌شده فرانسه. آرامشی بی‌حد و مرز. بوی تلخی قهوه و پاکتهای سیگار. سقوطی به شیرینی پرواز... "اینبار، منو سخت‌تر ببوس هاردی!" "پرواز کن، وریتی! این هواپیما رو راه ببر" 𝐖𝐫𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐉𝐢𝐧 𝐦𝐨𝐫𝐚𝐥 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭
  • Felicity [Plumeria after story] ni sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Reads 204
    • WpPart
      Mga Parte 1
    Felicity🥂 ⥬Writer ᱺ Sequoia ⥬Couple ᱺ HopeMin , Taekook ⥬Genre ᱺ Comedy, Romance, Dram
  • lovely omga _vkook ni kim_saniiiii
    kim_saniiiii
    • WpView
      Reads 4,423
    • WpPart
      Mga Parte 3
    _یعنی تو...تو؟ _آره من آلفای تو هستم.
  • Darvin's Clover | VKOOK  ni Mamacita_01
    Mamacita_01
    • WpView
      Reads 22,482
    • WpPart
      Mga Parte 26
    ┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
  • 𝐇𝐚𝐭𝐞 𝐨𝐫 𝐥𝐨𝐯𝐞....? "𝓥𝓴𝓸𝓸𝓴" ni m_t_87_7
    m_t_87_7
    • WpView
      Reads 10,982
    • WpPart
      Mga Parte 25
    𝐇𝐚𝐭𝐞 𝐨𝐫 𝐥𝐨𝐯𝐞....? تهیونگ و جونگکوک هرو آیدلن طبق یه نظر سنجی آرمی ها خواستن که گروه تهیونگ با Black stars یعنی گروه کوک همکاری کنن اما جونگکوک بنا به یه سری دلایل که به گذشتش می‌رسید خیلی سریع مخالفت کرد... خب قطعاً اون همکاری هنوز شروع نشده کنسل شد :/ ولی چی میشه اگه هر دوی اونا به یه ورایتی شو دعوت بشن؟ جایی که 6 بوی گروپ همزمان با هم کامبک میدن، همیدگه رو به چالش میکش و با هم رقابت میکنن ورایتی شویی که به اضافه جنجال ها و حاشیه هاش داخلش کلی اتفاق خوب و به یاد موندنی رخ داد اونجا جایی نیست جز... "👑kingdom👑" 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔 : 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘 ✰ ℎ𝑜𝑝𝑚𝑖𝑛 ✰ 𝑦𝑜𝑜𝑛𝑔𝑖 & 𝑔𝑖𝑟𝑙 ✰𝑗𝑒𝑛𝑙𝑖𝑠𝑎 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦, 𝐶ℎ𝑎𝑡 𝑠𝑡𝑜𝑟𝑦, 𝑇𝑤𝑒𝑒𝑡, 𝑅𝑒𝑎𝑙 𝑙𝑖𝑓𝑒 ♡︎𝑯𝒂𝒑𝒑𝒚 𝑯𝒏𝒅𝒊𝒏𝒈♡︎ وضعیت: در حال آپ زمان آپ: نامشخص شروع: ۱۴۰۱/۰۶/۱۱ پایان: ...؟ ᵇᵗˢ❤︎ᵇˡᵃᶜᵏᵖⁱⁿᵏ لطفاً حمایت کنیددد
  • Acha ni VSANMKSY
    VSANMKSY
    • WpView
      Reads 50,947
    • WpPart
      Mga Parte 40
    ^فیک چت آچا^ آچا به معنی پرستیدنی ، پسری که برای تهیونگ پرستیدنی بود.. تهکوک ، نامجین ، هوپمین هپی اند تمام شده✨
  • The Chosen by Darkness/برگزیدۀ تاریکی ni lia_Reven_86
    lia_Reven_86
    • WpView
      Reads 616
    • WpPart
      Mga Parte 3
    تا حالا شده از تاریکی به خود تاریکی پناه ببری؟! اره؛ برای من شده من پسریم که از تاریکی فرار کرد به سمت تاریکی خوشحالم که به این تاریکی پناه اوردم چون نتیجش شد شش تا پناهگاه همیشگی که پیدا کردم حالا من شش نفر رو دارم که از جنس تاریکین از جنس سایه ولی برعکس سایه ها هیچوقت ترکم نمیکنن اره این داستان زندگیه منه پارک جیمین کسی که تو اخر و زمان زامبیا جایی که میخواست خودشو خلاص کنه زندگیه دوباره بهش بخشیده شد کاپل: سونسام ژانر: رازآلود ، زامبی پایان:هپی اند
  • Redrum | KOOKV ni helenebula
    helenebula
    • WpView
      Reads 209,280
    • WpPart
      Mga Parte 36
    تئودور فرانکو گنگستر برزیلی که به دستور پدرخوانده مارکو ریاستِ منطقه‌ی خاندان فرانکو رو به عهده داره، اما چه اتفاقی قراره بی‌افته اگه دشمن خونی فرانکوها یعنی خاندان وارلا با استفاده کردن از پسری عیاش و بی‌بندوبار، یعنی جونگکوک جئون سعی بر نفوذ کردن در منطقه فرانکوها رو داشته باشن؟ ژانر: ای‌یو، گنگستا، رمنس، کمدی، اسمات