هوپگی कहानियाँ

टैग द्वारा रिफाइन करें:
هوپگی
هوپگی

6 कहानियाँ

  • 𝓓𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓡𝓲𝓭𝓮 | 𝓗𝓸𝓹𝓮𝓰𝓲 द्वारा Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      बार पढ़ा गया 16,616
    • WpPart
      भाग 9
    داستان یه دیوونه‌ی جنایتکار.. یکی که زندگیش پر از شهوت و خونه! یکی که دنبال یه آدمه تا بتونه نیاز هاش رو براورده کنه. و احتمالا.. اون ادم رو پیدا کرده! نام فیکشن: Death Ride وضعیت: تکمیل شده کاپل: سپ (هوسوک تاپ) ژانر: اروتیک
  • gem द्वारा nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      बार पढ़ा गया 1,649
    • WpPart
      भाग 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~ Criminal , Smut ~ COUP: sope ~Hoseok top ~ WRITER: #니나
  • 𝑱𝒖𝒔𝒕 𝑶���𝒏𝒆 𝑫𝒂𝒚 | 𝑯𝒐𝒑𝒆𝒈𝒊 द्वारा Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      बार पढ़ा गया 11,602
    • WpPart
      भाग 13
    هوسوک پسر یکی از سیاستمدار‌های قدرتمند کره‌ست که مخفیانه(!) با مین یونگی، هم‌دانشگاهی‌اش قرار میذاره. اون دو به شدت عاشق و وابسته همدیگه‌ان. ولی چی میشه اگه پدر هوسوک از قرار گذاشتن اون‌ها خبردار بشه و بخواد پسرش رو از کسی که عاشقشه دور کنه؟💔🥀 نام فیک: Just One Day وضعیت: تکمیل شده کاپل(ها): سپ، ویمین، ناممین ژانر: انگست - رومنس این فیکشن صحنه‌های اسمات داره و همچنین هوسوک تاپ هستش !!!
    +14 और
  • My Neighbour द्वारा nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      बार पढ़ा गया 1,504
    • WpPart
      भाग 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~NAME: my neighbour ~ deram , slice of life ~ COUP: sope ~ WRITER: #니나
  • 𝘉𝘦𝘳𝘮𝘶𝘥𝘢 𝘛𝘳𝘪𝘢𝘯𝘨𝘭𝘦 | 𝘏𝘰𝘱��𝘦𝘨𝘪 द्वारा Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      बार पढ़ा गया 1,197
    • WpPart
      भाग 8
    هوسوک یک کاشف‌ـه. عاشق پیشه‌ی اقیانوس و طرفدار بزرگ‌ـه فضای بیکران! به دنبال کشف‌ راز های جهان‌ هستی از اعماق زمین تا فراز آسمان‌ـها. از قضا، کشش و جاذبه‌ی بزرگ‌ـترین حل نشده‌ی دنیا، مثلث برمودا، اون پسر رو هم به سمت‌ خودش می‌کشونه. و در اون مکان‌ مرموز و دست نیافتنی، با حقایق تکان دهنده‌ای رو به رو می‌شه..! - من شیطانم هوسوک! من نفرین شدم.. من محکومم.. که تا ابد تنها بمونم! --------------------------------------------------------------------------------------------------- مثلث برمودا 💫 ژانر: فلاف، انگست، تخیلی، اسمات، هوپگی. زمان آپ: هر وقت به شرط رسید 💙
  • My Strawberry Boy🍓💕 द्वारा nuva_5
    nuva_5
    • WpView
      बार पढ़ा गया 25,153
    • WpPart
      भाग 19
    پایان یافته❌ به سختی از جام بلند شدم و دنبال اون دوتا راه افتادم..... اول فکر کردم که بازیگر چیزی هستن و دارن نقش بازی میکنن..... اما با ندیدن دوربین و کارگردان خشکم زد..! جیمین که همین الان فهمیدم با این پسر شاهزادهِ دوسته به طرف اومد و گفت: (چرا وایسادی...؟) بالاخره زبونم حرکت کرد و جواب دادم: (دو...ربینا.....تون....کجا...ست؟) با تعجب نگام کرد و لب زد: (دور...بین؟؟) فکر کردم داره شوخی میکنه اما قیافه ی جدیشو که دیدم فهمیدم واقعا نمیدونه دوربین چیه....... همینجور که به سمت تالار بزرگ قصر میرفتیم یکدفعه با دیدن یکی خشکم زد...