وحشت Histoires

Affiner par mot-clé :
وحشت
وحشت

8 Histoires

  • ... par Moonrise_galaxy
    Moonrise_galaxy
    • WpView
      LECTURES 1,635
    • WpPart
      Chapitres 7
  • behind the scenes par alireza4321
    alireza4321
    • WpView
      LECTURES 10
    • WpPart
      Chapitres 1
    فصل دهم : پشت پرده صحنه اول - دفتر الیاس / شب قبل از نمایشگاه یک پیام دیگر. "مهمان‌های ویژه در راه‌اند. همه‌چیز باید بدون نقص پیش بره." الیاس نفسش را در سینه حبس می‌کند. مهمان‌های ویژه؟ یعنی چه کسی قرار است بیاید؟ چه کسی این را برایش می‌فرستد؟ او احساس می‌کند که در این بازی، فقط یک مهره‌ی ساده است-و کسی دیگر، پشت صحنه، همه چیز را کنترل می‌کند. الیاس ایستاده در مرکز گالری، میان تابلوهایی که برخی از آن‌ها را اصلاً به یاد ندارد.
  • داستان کوتاه ترسناک par BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      LECTURES 460
    • WpPart
      Chapitres 2
    نصفه شبی حوصلم سر رفته بود گفتم داستان کوتاه ترسناک بنویسم ツ
  • معرفی شخصیت‌های 🔪🥀PENTAKILL par BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      LECTURES 673
    • WpPart
      Chapitres 7
    ❦برای درک بهتر داستان 🔪🥀ᑭᗴᑎTᗩKIᒪᒪ خوبه که شخصیت هاشو بیشتر بشناسین❦
  • انتقام PENTAKILL🥀🔪 par BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      LECTURES 681
    • WpPart
      Chapitres 5
    "انتقام می‌گیرم... از روحت... بخاطر شکستن روح و روانم... از جسمت... بخاطر هوسی که در وجودت تمومی نداشت... از چشم هات... بخاطر تمام لحظاتی که بهانه اشک هام تو بودی... از تمام وجودت... بخاطر خیانت جبران ناپذیری که کردی..."
  • شهراشباح|ویمین par jungn4bi
    jungn4bi
    • WpView
      LECTURES 667
    • WpPart
      Chapitres 7
    _"قانون سی وسوم رفاقت:یه دوست خوب نمیذاره رفقاش تو انعکاس تصویر خودشون گیرکنن .همین بود؟" +"خودشه" این بوک با نویسندگی ویکتوریا شواب‌ـه من به کاپل فرند شیپ ویمین بازگردانیش کردم داستان کارکترا به زندگی شخصی وشخصیت واقعی خود اعضا هیچ ارتباطی نداره صرفا جهت تصویرسازی راحت برای خوانندگان فیکشنه کارکترای اصلی:تهیونگ وجیمین(فرندشیپ) ژانر:وحشت،معمایی،انگست،ماوراطبیعی
  • پیام نوشته علی طباخیان par ALITAKER
    ALITAKER
    • WpView
      LECTURES 14
    • WpPart
      Chapitres 1
    داستانی از کتاب ماردوش نوشته علی طباخیان پیام: در آینده‌ای نه چندان دور، دانشمندان، با اتکا به رشته‌های DNA بازیافته از نیاکانِ دو میلیون ساله‌ی بشر، "هومو هابیلیس" را در سکوتِ سردِ آزمایشگاه، از نو به عرصه‌ی وجود بازگرداندند. اما، خلقتِ دوباره‌ی این موجودِ باستانی، سرآغازی بود بر فصلی نامنتظر و...
  • Worrying moments par alireza4321
    alireza4321
    • WpView
      LECTURES 10
    • WpPart
      Chapitres 1
    فصل پنجم: لحظه‌های نگران‌کنند مریم پشت میز چوبی‌ای که در گوشه‌ای از کافه قرار داشت، نشسته بود. دستانش به آرامی دور فنجان قهوه‌اش پیچیده شده بود، و نگاهش غرق در افکار سنگین بود. از شیشه‌های بزرگ کافه، قطرات باران به آرامی پایین می‌آمدند و فضای بیرون را به یک تصویر مبهم تبدیل می‌کردند. هوای کافه داغ و مرطوب بود، ولی به نظر می‌رسید که قلب مریم از سرمایی درونی پر شده است.