ویکوک cerita

Saring berdasarkan tag:
ویکوک
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddکوکوی
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddkookv
WpAddاسمات
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddامگاورس
WpAddجیمین
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddفارسی
ویکوک
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddکوکوی
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddkookv
WpAddاسمات
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddامگاورس
WpAddجیمین
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddفارسی

227 Cerita

  • Don't stop  oleh o9of7vk
    o9of7vk
    • WpView
      Membaca 6,165
    • WpPart
      Bab 12
    فیک چت couple : vkook Genre :drama, Comedy "زندگی از اونجایی عجیب میشه که اکست بعد از چند سال دوباره پیداش بشه؛ و حالا جونگکوک چطور قراره با نفرتی که هنوز توی وجودش مونده، عادی رفتار کنه؟ "
  • وان شات .  oleh scrmany
    scrmany
    • WpView
      Membaca 3,710
    • WpPart
      Bab 1
    کوکی کوچولو روی پورن استار معروف سئول کراش زده و .... وانشات ژانر : اسمات . کاپل : ویکوک
  • "AVATAR" oleh __taekookv__
    __taekookv__
    • WpView
      Membaca 90,613
    • WpPart
      Bab 29
    خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
  • 𝐶𝑖𝑔𝑎𝑟𝑒𝑡𝑡𝑒 oleh Bita_park
    Bita_park
    • WpView
      Membaca 103,040
    • WpPart
      Bab 24
    فول پارت فیکشن: سیگار ژانر: رمنس، امگاورس، رمزآلود، اسمات کاپل: ویکوک قسمتی از فیک: _وقتی اون شب گیرم انداختی ماه کامل بود! امشبم ماه کامله.. +یعنی امشب سالگرد دیدارمونه.. پس مثل همون شب لازمه بهت سیگار بدم تا خفه شی؟! _نه... امشب باید بجای سیگار با لبات خفم کنی!
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ oleh broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Membaca 6,101
    • WpPart
      Bab 21
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • Plumeria | Vkook, Hopemin [Completed]  oleh sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Membaca 280,326
    • WpPart
      Bab 46
    پلومریا یا فرانگی پانی نام درختچه یا درخت کوچک گلدار همیشه سبز است، زمان شکوفایی این گل طولانی بوده و پر عطر است، از اسانس آن برای تولید عطر و موادی طبی با خواصی آرامش بخش و تسکین‌دهنده استفاده می‌شود. جئون جونگ کوک بعد از مدت ها تلاش موفق میشه نمایشگاه نقاشیش رو راه بندازه که با استقبال خوبی هم مواجه میشه. بعد از پایان نمایشگاه، زمانی که به خونش برمیگرده یه شماره تلفن تو کیفش پیدا میکنه! چی میشه اگر جونگ کوک تصمیم بگیره به اون شماره پیام بده؟ Name: Plumeria 🌼 Couple: Vkook, Hopemin Writer: Sequoia & Sylvie Genre: Romance, Comedy, Smut Editor: Sequoia Telegram Chanel: @Papacita01
  • My asshole boss[VKOOK] oleh MahyaTJFiction
    MahyaTJFiction
    • WpView
      Membaca 300
    • WpPart
      Bab 9
    [رئیس عوضی من] #Happy_end 🚷🗨️کاپل:ویکوک،نامجین،یونمین 🚷🗨️ژانر:کمدی،فیک‌‌چت،رومنس،درام 🗯️جئون جونگ‌کوک و کیم تهیونگ از طریق یه چت ناشناس باهم آشنا می‌شن؛ بدون اینکه اسم واقعی یا حتی چهره‌ی همدیگه رو بدونن. کم‌کم چت‌هاشون بیشتر و صمیمی‌تر می‌شه و به هم عادت می‌کنن، اما هیچ‌کدوم خبر ندارن اون آدم ناشناسی که هر شب باهاش حرف می‌زنن، ممکنه همون رئیس سرد و مغروری باشه که جونگ‌کوک هر روز توی شرکت می‌بینتش. ⁉️"چی می‌شه اگه کسی که شب‌ها دلتنگش می‌شی، همون کسی باشه که روزها ازش متنفری؟"
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 oleh thegriya
    thegriya
    • WpView
      Membaca 8,966
    • WpPart
      Bab 11
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  • ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من oleh Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Membaca 350,337
    • WpPart
      Bab 103
    گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
  • 𝑀𝒴 𝒟𝒜𝐹𝒯 𝒜𝐿𝒫𝐻𝒜 oleh laladoo2008
    laladoo2008
    • WpView
      Membaca 16,417
    • WpPart
      Bab 40
    غذات امگا ! به تو ربطی نداره + جدی؟ چون تا جایی که من میدونم بچه ی تو شکمت بچه ی منه!با من لج نکن اماگ- اره افرین بچه ای که 4 ماه فاکی منو توی بدترین شرایط باهاش ول کردی بچه ای که عملا حاصل تج... و این دست الفا بود که جلوی دهن امگا قرار گرفت و مانع از تکمیل کردن حرفش شد! الفا غرید: راجع به بچه ی من درست حرف بزن
  • 𝑺𝒕𝒐𝒏𝒆 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑷𝒐𝒘𝒆𝒓 oleh sani0w
    sani0w
    • WpView
      Membaca 118,746
    • WpPart
      Bab 32
    «کامل شده» داستان از اینجا شروع میشه که بعد از 1000 سال یک شخص آواتار با تمامی قدرت ها بدنیا میاد ولی هنوز با بدنیا نیومدنش لواتاریا جنگ رو با خوناشام ها و گرگینه ها شروع میکنن. کیــم تهیونگ رییس تمامی خوناشام ها و کیــم نامجون آلفا و رییس پک گرگینه ها با متحد شدن هم دیگه به جنگ با لواتاریا میرن و داستان با دنیا اومدن جئون جانگ کوک با چشمای رنگی شروع میشه...... ❥𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑩𝒐𝒐𝒌:𝒔𝒕𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒑𝒐𝒘𝒆𝒓 ❥𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌-𝒀𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ❥𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆-𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒐𝒓𝒔-𝑺𝒎𝒖𝒕 ❥𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:𝑺𝒂𝒏𝒂𝒛
  • marble eyes|چشم‌ تیله ای oleh Vkook_40
    Vkook_40
    • WpView
      Membaca 17
    • WpPart
      Bab 2
    اسپویل نمیکنم😝 ژانر:کمدی,رومنس،فیکچت
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ oleh tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Membaca 50,207
    • WpPart
      Bab 10
    Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...
  • love/hate/revenge(kookv) oleh foxsismm
    foxsismm
    • WpView
      Membaca 14,104
    • WpPart
      Bab 8
    جئون جونگ کوک آلفایی که امگای خودشو باردار کرده زندگی خوبی کنار هم دارن اما ناگهان امگاش یعنی تهیونگ ترکش میکنه و اون دوران سختیو پشت سر میزاره حالا پنج سال گذشته جئون جونگ کوک صاحب بزرگترین شرکت کره جنوبیه و هرروز به فکر انتقام از امگایی که زمانی عاشقش بوده... -رایحهآشنایی به مشامش میرسه... کاپل:تھکوک کوکمین_یونمین_نامجين
  • •🔞vkook _ kookv🔞• oleh saba13871387
    saba13871387
    • WpView
      Membaca 141,250
    • WpPart
      Bab 10
    از کاپل ویکوک و کوکوی وانشات مینویسم ⚠️توجه⚠️ ▪اگر سنتون کمتر از ۱۸ ساله و علاقه ای به ژانر اسمات ندارین توصیه میکنم از همین الان نخونیدش▪ نویسنده: Hwang_jiwoo
  • Vkook_hub oleh Allin2021
    Allin2021
    • WpView
      Membaca 177,933
    • WpPart
      Bab 41
    Couple: vkook/Kookv Book name 💕 vkook_hub اینجا داستان‌های کوتاه با ژانرهای مختلف آپلود میشه💕
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی oleh lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Membaca 353
    • WpPart
      Bab 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟