ویکوک Stories

Refine by tag:
ویکوک
WpAddvkook
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddکوکوی
WpAddtaekook
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddاسمات
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddفیک
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddامگاورس
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddyoonmin
ویکوک
WpAddvkook
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddکوکوی
WpAddtaekook
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddاسمات
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddفیک
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddامگاورس
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddyoonmin

216 Stories

  • Forbidden Love|𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕| by kv_taejk
    kv_taejk
    • WpView
      Reads 41,227
    • WpPart
      Parts 8
    یهِ مافیا نمیتونه گی باشه حداقل نه واسه رقیب لعنتی اش! Genre:Mafia, Action, romance,smut
  • 𝘍𝘶𝘵𝘶𝘳𝘦 𝘣𝘪𝘳𝘵𝘩  by YKchief_
    YKchief_
    • WpView
      Reads 3,261
    • WpPart
      Parts 1
    شصتش رو روی استخوان ترقوه‌ی پسر کشید و لبش رو جایگزین دستش کرد و نرم بوسید -میدونی زندگی ، بویِ بهشت دقیقا از اینجا میاد _ ژانر : رمنس / فلاف کاپل : تهکوک
  • ویکوک  by KianaIsania
    KianaIsania
    • WpView
      Reads 2,915
    • WpPart
      Parts 1
    مثبت 18
  • وان شات .  by scrmany
    scrmany
    • WpView
      Reads 3,092
    • WpPart
      Parts 1
    کوکی کوچولو روی پورن استار معروف سئول کراش زده و .... وانشات ژانر : اسمات . کاپل : ویکوک
  • 🔴Red Room🔴 by Mandana654
    Mandana654
    • WpView
      Reads 306
    • WpPart
      Parts 1
    در میان هیاهوی شهر، در میان دل مردگی ها و سردرگمی ها فقط آنجاست که گوشی برای شنیدن حرف دل ها هست. از بین شلوغی پر صدای شهر، همین‌جاست که زمانه با پوست و استخوان درک می‌کند تلخی خاطرات سیاه افراد را. همینجاست آدمی که به حرف دل مردم گوش میسپارد و با جان دل اثر آن زخم ها را کم تر و در نهایت جای مانده ی آن را بهبود میبخشد. پارک جیمین روانشناس و روان پزشک برجسته کره قصد دارد به تهیونگ کمک کند تا بتونه به زندگی عادیش برگرده اما در این راه با مشکلاتی رو به رو میشه که..... ژانر: رومنس، روانشناسی، طنز، روزمرگی کاپل اصلی: ویمین، نامجین فرعی: ویکوک، کوکوی #vmin #namjin #vkook #kookv
  • 𝖳𝗎𝗋𝖻𝗎𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾 | 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸 by OctMiracle
    OctMiracle
    • WpView
      Reads 337
    • WpPart
      Parts 3
    Et pov : من یه آواره بودم ، یه گرسنه‌یِ بی پناه.. مثل امروز زمستون بود. نزدیکایِ غروب هیونگ منو پیدا کرد و به خونش برد و بهم غذا و لباس داد.. من شدم برادر کوچیک ترش ، تک برادر مین.. تک پناهِ قلبِ بی پناهش و اونم شد تنها کسی که برایِ یه بچه هفت ساله باقی مونده.. ولی اون روز.. اصلا چیشد که من پام به زندگیت باز شد؟ هیچی یادم نمیاد ، هیچی جز خاکستریِ چشمات و برق موهای پر کلاغیت که رشته های برف چند سالی روش جا خشک کرده بودن.. قلبمو یادم نیست ، مغزمم همینطور.. با پایه خودم اومدم و با پایه خودمم رفتم.. اما چرا انگار یه چیزی میون لبهات گم کردم؟.. یه چیزی مثل دوستت دارم که میدونم هیچوقت بهم نمی‌گفتیش.. من رنگ باختم و مثل رشته موهایِ سفیدت میون سیاهی سقوط کردم.. پیدام کن لووین.. من همون آنایِ گم‌شدتم.. Couple's : Vkook , Yoonmin , Namjin - Short Story - Genre : Romance , Adventure , Crime , Smut.. MORE : @OCTMIRACLE Writer : هیکارو فیکشن به دلیل امتحانات نهایی و کنکور فعلا توقف میخوره .
  • Astron  by RainbowChild7
    RainbowChild7
    • WpView
      Reads 6,590
    • WpPart
      Parts 9
    دوباره شروع کردی اره ؟ نه نه ببین به من گوش بده ... یقشو گرفت و از روی صندلی بلندش کرد ... ژانر : روزمره ، انگست ، درام، رومنس کاپل: تهکوک
  • My diary " Vkook | Completed by karotumi
    karotumi
    • WpView
      Reads 4,949
    • WpPart
      Parts 11
    خلاصه: نفس عمیقی میکشمو دفترچه خاطراتم رو باز میکنم. به صفحاتش نگاهی میکنمو لبخند تلخی میزنم. چقدر زود صفحاتش با زندگی روزمره و تلخ من پر شده بود. "تلخی از شیرینی متنفر نیست، مثل ترکیب قهوه و شکر. تو... ترکیبی از مواد تلخ و شیرینی و همین موجب شده خاص باشی، من تورو با وجود تلخ بودنت خواستم" کاپل اصلی: ویکوک. Vkook کاپل فرعی: سپ. Sope شروع: 17 اگست 2021 پایان: 22 دسامبر 2021 (بعضی از پارت هارو پابلیشش رو 2022 زده دلیلش اینه که من غلطای املاییمو تازه درست کردم وگرنه شروع و پایانش همینه)
  • walk in paris by aidaabbasi1383
    aidaabbasi1383
    • WpView
      Reads 1,393
    • WpPart
      Parts 17
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه --- (فصل اول) ژانر:عاشقانه،تاریخی،اسمات کاپل:ویکوک،سپ
  • ☠•ғᴜᴛᴜʀᴇ ᴍᴇᴍᴏʀɪᴇs•☠ by Atibts
    Atibts
    • WpView
      Reads 3,855
    • WpPart
      Parts 3
    اون ناخواسته وارد بازیی شد که هیچ اطلاعاتی دربارش نداشت . تنها چیزی که میدونست این بود که باید زنده بمونه ، پس چه کسی بهتر از اون که ازش برای زنده موندن استفاده کنه؟..... . . . _بسیار خب ، ورود همگیتون رو به این بازی "مرگ و زندگی"تبریک میگم اول از همه ، خاطراتی که شما مالکش هستین به اونا میگن خاطرات آینده(FUTURE MEMORIES) وقتی که قراره مالک یکی از خاطرات آینده یکی دیگه رو بکشه جمله مرگ براش ظاهر میشه که جمله هشدار دهنده "بن بست (DEAD END)" هستش. حالا هویت همدیگرو پیدا کنین و پرچم بن بست های همدیگرو بالا ببرین و اگر قرار بود کشته بشین به هر وسیله ای سعی کنین جلوی اونو بگیرین زات این بازی مرگ و زندگی اینشکلیه. برنده نهایی یعنی آخرین فردی که اینجا بمونه جانشین من خواهد شد ، خدای زمان و مکان زندگی یا مرگ بکشید قبل از اینکه کشته بشید و فاتح قلمرو حکومتی من بشید..... . . کاپل اصلی•ویکوک کاپل فرعی•........ ژانر•خشن °رمنس ° تخیلی °اسمات° کمی معمایی.... 🛑متوقف شده🛑 نویسنده• •KIM KoKO ________________________ این فیک از روی انیمه "خاطرات آینده" نوشته شده
  • Daddy's Little Boy [VKook] by H_The_Universe
    H_The_Universe
    • WpView
      Reads 7,346
    • WpPart
      Parts 3
    [پسر کوچولوی بابا] چندشاتی. ____ - می‌شه به‌جاش فقط‌ تو رو بغل کنم؟ پسر‌ کوچک‌تر توی تخت چرخید و پشتش رو به تهیونگ کرد: - نه‌خیر! من عروسک نیستم هیونگی! ____ کاپل: ویکوک ژانر: رمنس، فلاف، اندکی لیتل اسپیس
  • |𝐇𝐀𝐄𝐓𝐇𝐄𝐑| by Poroshie
    Poroshie
    • WpView
      Reads 10,100
    • WpPart
      Parts 13
    -تو درست ترین اشتباه منی! +به اندازه تمام گل های اماریلیس دلتنگتم! -من از آسمون اومده بودم ، اونجا ستاره ها فقط از تو حرف میزدن. +نورِ من. کیم . تِ . ه . یو . نگ! "نمی‌دانم چگونه است که اینقدر برای من آشنا هستی یا چرا احساس می‌کنم کمتر با تو آشنا می‌شوم و بیشتر انگار به یاد دارم که تو کی هستی. چقدر هر لبخند، هر زمزمه ای مرا به این نتیجه غیرممکن نزدیک می کند که قبلاً تو را می شناختم، قبلاً دوستت داشتم، در زمانی دیگر، در مکانی متفاوت." -Lang Lear- ... 《𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒:𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑑𝑟𝑎𝑚𝑎, 𝑠𝑚𝑢𝑡, 𝑚𝑢𝑠𝑖𝑐𝑎𝑙》 《𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒:𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘》
  • Our destiny by Vzsal7
    Vzsal7
    • WpView
      Reads 30,482
    • WpPart
      Parts 11
    جونگ کوک امگا پسری که از بچگی روی پای خودش وایساده و سختی های زیادی کشیده ... به کمک دوستش وارد شرکت RG میشه ولی نمیدونه که از اونجا زندگیش عوض میشه..... ~~~ کیم تهیونگ گفت الان بهش؟ یا من اشتباه شنیدم شاید گفت پارک تهیونگ نه؟ ولی گفت کیم تهیونگ یعنی همونی که من بهش فحش دادم و البتهههه اه همونی که باهاش سکس داشتم رئیس شرکته.... ~~~ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی: یونمین،نامجین ،جیهوپ زمان آپ‌:نامعلوم فیک اولمع حمایت کنید دوستان👋😅🤗
  • 【ســ♡ــناریو◉↻】 by Bingo_O83
    Bingo_O83
    • WpView
      Reads 254
    • WpPart
      Parts 4
    گاهی آدم ها حوصله نوشتن یه داستان طولانی و ندارن... گاهی هم حال خوندن صدها و هزاران خط داستان نیست... اما دلشون هوایی میشه برای چند خط ساده و تاثیر گذار... اینجا صندوقچه ذهنه... هر سناریویی که تو ذهن آدم ها میاد و به هر دلیلی به داستانِ بلند تبدیل نمیشه... اگه دوست دارید میتونید برامون بفرستید تا با اسم خودتون اینجا قرارش بدیم... ▶◂ 𝕎𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣 : @𝐁𝐢𝐧𝐠𝐨_𝐎83
  • Bottom Of My Heart by Delenefer
    Delenefer
    • WpView
      Reads 1,216
    • WpPart
      Parts 2
    میتونید آهنگ هارو از دیلیم دانلود کنید: @itsDevilishAngel یا آیدی بدید که براتون بفرستم. محض خالی شدن احساساتم نوشته میشن .. و اکثرا با کاپل ویکوک چون قابل درک تره براتون.
    +13 more
  • Pasta.about you by madonstory
    madonstory
    • WpView
      Reads 953
    • WpPart
      Parts 4
    _میگن وقتی عاشق میشی خودتو توی چشمهاش میبینی؛ بعد تو من خودمو توی چشمهای هیچکس ندیدم، درواقع اصلا به چشمهای کسی نگاه نکردم...
  • Go Master / KookV  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 13,969
    • WpPart
      Parts 10
    ژانر مافیایی با داستانی جذاب که نفس توی سینه حبس میکنه خلاصه جونگکوک طی یک اشتباه با کوچکترین پسر رئیس مافیا که به اختلال مازوخیست مبتلاست، میخوابه و باعث میشه تا تهیونگ در حین رابطه جنسی آسیب ببینه سرنوشت جونگکوک به دستای پدر خشنی میفته که جز تهیونگ،هیچ نقطه ضعفی نداره
  • vanilla extract🎻☕ by Negin155189
    Negin155189
    • WpView
      Reads 211
    • WpPart
      Parts 2
    name: vanilla extract☕🎻 Genre:daily,romance,smut couple:vkook هیچ وقت فکرش و هم نمیکرد که معتاد بوی وانیل بشه ... اما انگار نیمه شیرین زندگیش تازه شروع شده بود دیگه دنیا خاکستری نبود نه تاوقتی که اون دوتا گوی مشکی بهش لبخند میزدن و مشامش از بوی شیرینی وانیلی پر میشه ... مردی دل خسته همراه دختر سه سالش ،دختری که تنهاثمره ازدواج شکست خوردشه ...به کشور مادریش برمیگرده شاید آرامش از دست رفتشو دوباره پیدا کنه ....
  • Slamdelice | Vkook by sararis
    sararis
    • WpView
      Reads 79
    • WpPart
      Parts 3
    سقوط تهیونگ، سقوط بند بود. در یک شب لعنتی در گاراژ، یک هلِ ناخواسته، یک ضربه، و یک قلب شکسته کافی بود تا جونگکوک همه‌چیز را پشت سر بگذارد. نوعی تبعیدِ خودخواسته. حالا، بعد از یازده سال، در یک سالن تاریک... فقط یک نفر روی سکو ایستاده. آیا یازده سال سکوت، بالاخره به اعتراف می‌رسد؟ ______ Genre:Drama_Angst_bandfic_smut