چانبک Stories

Refine by tag:
چانبک
WpAddchanbaek
WpAddاکسو
WpAddبکهیون
WpAddچانیول
WpAddexo
WpAddchanyeol
WpAddbaekhyun
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddسهون
WpAddوانشات
WpAddهونهان
WpAddکای
WpAddromance
WpAddعاشقانه
WpAddfanfiction
WpAddکایهون
WpAddsekai
WpAddسکای
چانبک
WpAddchanbaek
WpAddاکسو
WpAddبکهیون
WpAddچانیول
WpAddexo
WpAddchanyeol
WpAddbaekhyun
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddسهون
WpAddوانشات
WpAddهونهان
WpAddکای
WpAddromance
WpAddعاشقانه
WpAddfanfiction
WpAddکایهون
WpAddsekai
WpAddسکای

65 Stories

  • Tɨოe Stoρ by MiniatoR__
    MiniatoR__
    • WpView
      Reads 246
    • WpPart
      Parts 1
    سلام... یه نوشته کوتاه برگرفته از یه آهنگ... تخیلاتی که نوشته شد... کاپل مشخص نکردم که با هر کاپلی که دوست دارید تصورش کنید... به شخصه، برای خودم، این میشه گفت "وانشات" رو از زاویه دید چان برای بک نوشتم... امیدوارم اگه کسی به این نوشته برخورد و خوندش، خوشش بیاد و کم و کاستی هاش رو ببخشه... مینی تون هستم ؛)
  • Bubble love عشق حبابی by Yunaya_a
    Yunaya_a
    • WpView
      Reads 88
    • WpPart
      Parts 5
    زندگی آدما مثل یه حباب رنگی عه از بیرون رنگی و شاد اما از درون کاملا متفاوت .... کاپل: تهکوک /چانبک/ یونمین ژانر : عاشقانه، کمدی، انگست ،اسمات، هپی اند تایم آپ: دوشنبه ها و سه شنبه ها Couples : Vkook / Chanbaek / Yoonmin Genre: romantic/ comedy/ angst /happy end/ smut Up time: Monday/ Tuesday
  • گمشده در رویا by misselahe1
    misselahe1
    • WpView
      Reads 235
    • WpPart
      Parts 1
    هیچ کس وسعت تنهائیم را حس نکرد
  • -THE LAST HALLOWEEN🌙 by Ft_walker
    Ft_walker
    • WpView
      Reads 273
    • WpPart
      Parts 1
    The last Halloween🍂 🎃اخرین هالوین 🎃وضعیت:#مینی_فیک | #درحال_تایپ 🎃کاپل:چانبک / کریسهو 🎃ژانر : رمز آلود . ترسناک . اسمات 🎃 پارت : 1 🎃نویسندها : @hnywalker /@ftwalker 🎃چنل : @hny_fictions /@ft_fictions بکهیون برای زنده نگه داشتن رابطه ی کریس و سوهو تلاش میکنه اما درست وقتی که احساس میکردن همه چیز عالی شده ناگهان وحشتی وجودشون رو فرا گرفت که...
  • cherry kisses by Ninety04
    Ninety04
    • WpView
      Reads 1,618
    • WpPart
      Parts 1
    همه جایی از بدنشون یه گیلاس دارن.روی مچ دست، انگشت، زیر گوش یا روی قوزک پاشون. گیلاس ها از اول زندگی همراهشون بوده؛ از لحظه تولد. یه گیلاس ـه تکی که وقتی عشق زندگیت رو ببوسی، تبدیل به گیلاس دو تایی میشه و اون بوسه ها معروفن به 'بوسه های گیلاسی'. چند هفته بعد از اینکه بکهیون چانیول، دوست/دشمن ـه بچگیش رو توی بازی جرئت و حقیقت میبوسه، گیلاس ـش شروع به گرم شدن میکنه و بکهیون هیچ ایده ای نداره چرا این اتفاق داره میفته....
  • 【ســ♡ــناریو◉↻】 by Bingo_O83
    Bingo_O83
    • WpView
      Reads 254
    • WpPart
      Parts 4
    گاهی آدم ها حوصله نوشتن یه داستان طولانی و ندارن... گاهی هم حال خوندن صدها و هزاران خط داستان نیست... اما دلشون هوایی میشه برای چند خط ساده و تاثیر گذار... اینجا صندوقچه ذهنه... هر سناریویی که تو ذهن آدم ها میاد و به هر دلیلی به داستانِ بلند تبدیل نمیشه... اگه دوست دارید میتونید برامون بفرستید تا با اسم خودتون اینجا قرارش بدیم... ▶◂ 𝕎𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣 : @𝐁𝐢𝐧𝐠𝐨_𝐎83
  • The Chance by moonchaptered
    moonchaptered
    • WpView
      Reads 7
    • WpPart
      Parts 1
    چانیول بدشانس ترین مرد جهانه. از لحظه ای که چشم باز کرد، همه جا پر از هیولا بود. نمی دونست چرا همه ی اتفاق های بد سهم اون بودن. تا روزی که فهمید پرطرفدارترین آیدل کره ,بیون بکهیون, تمام شانسش رو قبل از تولد ازش دزدیده. :«بیون بکهیون.روزهای خوش شانسیت به سر رسیده!به جای همه ی شیاطینی که نمی بینی دنبالت می کنم.خودم شیطان زندگیت میشم!خونت رو تو شیشه می کنم و تا آخرین قطره ی شانست رو سر می کشم. نمی ذارم دیگه حتی یه روز خوش ببینی.»
  • Sairai by AdatheNyx
    AdatheNyx
    • WpView
      Reads 12,078
    • WpPart
      Parts 16
    عنوان: سای‌رای🎴 ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋 کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸 محدودیت سنی🔞 "خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزه‌ی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..." توی این روایت قراره براتون از تجربه‌ی مرگ و زندگی دوباره‌ام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان...‌ یه تصادف پیش‌بینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جی‌هون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم.‌‌.. (*سای‌رای: تو زبان ژاپنی چند واژه‌ی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)
  • •~The day I saw you~• by PZ6104
    PZ6104
    • WpView
      Reads 322
    • WpPart
      Parts 1
    °•روزی که دیدمت•° "وانشات" -کاپل: چانبک -ژانر: رمنس، فلاف، روزمره! +۲۷ام اکتبر اولین روزی که دیدمت...
  • Black Scorpion by blacklaus
    blacklaus
    • WpView
      Reads 912
    • WpPart
      Parts 2
    اونا درست میگن ، تو خطرناکی بیون بکهیون ولی نه برای من. '𝘽𝙡𝙖𝙘𝙠 𝙨𝙘𝙤𝙧𝙥𝙞𝙤𝙣𝙨 , 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬 𝘢𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯,𝘤𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭,𝘴𝘮𝘶𝘵,𝘣𝘥𝘴𝘮,𝘢𝘯𝘨𝘴𝘵
  • Remember! by CallMeNilara
    CallMeNilara
    • WpView
      Reads 8,467
    • WpPart
      Parts 24
    "یادت باشه! اگه تو نباشی، هر بار هوا سرد بشه و سپتامبر از راه برسه، من یاد تو می‌افتم. هر وقت از کنار اون مغازه کتابفروشی قدیمی رد بشم، یاد تو می‌افتم. هر بار که از اون پل رد بشم و آسمون پر ستاره‌ی بالای سرم رو ببینم، یاد تو می‌افتم. لعنت بهت... حتی فکر کنم با نفس کشیدن هم یاد تو بیافتم. حالا... حالا بهم بگو. چطور می‌تونی بری وقتی یه خری مثل من دوستت داره؟!" ☁️☁️☁️ "Remember!" Couples: Vkook, Chanbaek Genre: slice of life, romance Writer: Nilara Telegram Channel: @Vellichor_magazine
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 690
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • 💛my favorite boy 💛 by TootooFoxy
    TootooFoxy
    • WpView
      Reads 751
    • WpPart
      Parts 7
    💞پسر مورد علاقه من ✍️نویسنده: توتو🦊🐾 👬کاپل: کاپلهای اصلی اکسو تائوریس _ هونهان _ سولی _چانبک _ کایسو_ شیوچن 📽️ژانر : رمنس _ انگست _ هپی اند _ +18 ➖من دیگه با تو جایی نمیام بَک. بودن با تو و ادامه این رابطمون تنها باعث میشه آینده بدی و برای هم رقم بزنیم. متاسفم که حس میکردم عاشقت شدم. بپذیر که این رابطه باید همینجا تموم بشه!...
  • •●letters●• by TheStrawberryGirl14
    TheStrawberryGirl14
    • WpView
      Reads 219
    • WpPart
      Parts 1
    اولین داستان از مجموعه •●Letters●• •●Genre:Romace;Angst;Oneshot●• •●writer:TheStrawberryGirl14●• بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود. اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود. لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
  • 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳➤ by HunFou
    HunFou
    • WpView
      Reads 123
    • WpPart
      Parts 1
    𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯 : 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳(مبارز خیابانی) 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝑢𝘵, 𝘈𝘯𝘨𝘦𝘴𝘵, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬, 𝘏𝘶𝘯𝘏𝘢𝘯, 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 *داستان حاوی پدیده ی تناسخه وابتدای داستان درمورد گذشته وجنگ جهانی دوم صحبت شده خلاصه : دختری در اتاق تلفنی با پسری حرف میزندوتوجیه اش میکند که در مهمانی دیشب کنار هیچکسی نخوابیده. مردِ خانواده سریال در حال پخش را نگاه میکند وزنش کتلت سرخ میکند. نه ... خبری از این روزمره گی ها نیست! در گیر ودار آتش وگلوله .. و حمله ی ناگهانی نازی ها به لهستان ِ بیقرار یک پسر ِ آزادی خواه وپناهنده.. درگیر عشقی ناگهانی و شاید ممنوعه با یک افسرِ بالامقامِ ارتشِ دشمن میشود؛ تراژدی جالبیست وقتی که آن افسر به قصد پیدا کردن سردسته ِ گروه ِ کوچک شورشی و آزادی خواه در قالب یک جوریست ِ بی حاشیه به اونزدیک میشود.‌..¡ وشاید یک درام ِ ساده اما زخمی. اولین برخوردشان در خیابان شلوغ وپر ترددِ "کِری کاوز" ِ ورشوو، وقتی که بکهیون انبوهی روزنامه در دست داشت و باید همه را میفروخت، اما انگار کسی آنجا به اخبارِ روزِ لهستانِ به استعمار رفته علاقه ای نداشت. ووقتی باناامیدی خواست ازآنجا دل بکند سایه ی بلندی رویش افتاد.‌.
  • exo short oneshots. by kpopxslv
    kpopxslv
    • WpView
      Reads 2,318
    • WpPart
      Parts 8
    ⠀⠀⠀
  • [ 𝘛𝘩𝘦 𝘧𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘳𝘢𝘪𝘯 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘺𝘦𝘢𝘳 ] by bloodyblossom_
    bloodyblossom_
    • WpView
      Reads 158
    • WpPart
      Parts 1
    • 𝙵𝚒𝚌𝚝𝚒𝚘𝚗: 𝚃𝚑𝚎 𝚏𝚒𝚛𝚜𝚝 𝚛𝚊𝚒𝚗 𝚘𝚏 𝚝𝚑𝚎 𝚢𝚎𝚊𝚛 • 𝙶𝚎𝚗𝚛𝚎: 𝙵𝚕𝚞𝚏𝚏, 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎 • 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚋𝚊𝚎𝚔 • 𝙾𝚗𝚎_𝚜𝚑𝚘𝚝 -هی صبر کن من هنوز رنگین کمون رو ندیدم. +رنگین کمون می‌خوای چیکار تا وقتی من رو‌به‌روت وایستادم؟! • 𝙵𝚒𝚗𝚍 𝚖𝚎 𝚑𝚎𝚛𝚎: @a_drop_of_blossom
  • ugly fan and hot fucker by MAYA0247
    MAYA0247
    • WpView
      Reads 329,111
    • WpPart
      Parts 52
    name:ugly fan and hot fucker couple:chanbeak Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف writet: maya^^ وضعیت:کامل شده⁦☑️⁩ قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇ _تو خیلی زشتی بیون!❎ پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند! بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت. _ببخشید قربان!💢 _البته میتونی جذاب باشی! _چطوری؟ بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد _اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥 و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده] by layboom
    layboom
    • WpView
      Reads 39,398
    • WpPart
      Parts 48
    ✴️Wake up and save me✴️ "بیدارشو و نجاتم بده" نویسند : boom✨ ژانر : رومنس، درام، اسمات، انگست، رازآلود، جنائی... کاپل ها : چانبک(اصلی)، کایبک، کایسو، هونهان و کریسبک،... 🔥 خلاصه 🔥 تلاقی دو زندگی متفاوت... از دست دادن عزیزان... تنهایی... جدایی از عشق اول و عاشق یه مرده شدن ؟! بیون بکهیون پسر هفده ساله ی یه خانواده ی معمولی با زور پیرمردی که برای نوه ی از دست رفته اش آرزوهایی داره دزدیده میشه و برای همیشه مسیر زندگیش تغییر میکنه... روز ها و شب ها با اون جسم بی حرکت سر کردن بهش حس مرگ میداد ، اما هیچ وقت تصور نمی‌کرد که با باز شدن اون چشم ها و صدا زده شدن اسمش با اون تُن صدا چنان بلایی سرش بیاد که دنیای تاریکش زیر و رو بشه... "+تو جدی زنده ای ؟! _فکر کنم...تو چی فکر می‌کنی ؟! +نمی‌دونم...فقط میدونم هیچ وقت نبودی ، بودنت عجیبه !! _ولی تو از یه جایی به بعد بودی...من داشتمت...چه با میل خودت چه با زور...تو برای من بودی و همیشه هم میمونی " 💌 #chanbaek #exo
  • ❣once upon a time:desire🩸❤️‍🔥🏍🔧 by Reshiedmaroh
    Reshiedmaroh
    • WpView
      Reads 3,819
    • WpPart
      Parts 15
    بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حس‌هاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد. اون مرد بوی قوی‌ترین و سیاه‌ترین قهوه‌ی جهانو می‌داد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه. بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثه‌هاش به خارش افتاد؛ خون توی گوش‌هاش غرش می‌کرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد. _من چه مرگم شده؟ هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود... کاپل: چانبک⁦⁠♡⁩ سکای♡⁩