Historias de کای

Buscar por etiqueta:
کای
WpAddkai
WpAddسهون
WpAddاکسو
WpAddسکای
WpAddexo
WpAddsekai
WpAddکیونگسو
WpAddجونگین
WpAddsehun
WpAddچانبک
WpAddکایهون
WpAddکایسو
WpAddjongin
WpAddچانیول
WpAddبکهیون
WpAddchanbaek
WpAddfiction
کای
WpAddkai
WpAddسهون
WpAddاکسو
WpAddسکای
WpAddexo
WpAddsekai
WpAddکیونگسو
WpAddجونگین
WpAddsehun
WpAddچانبک
WpAddکایهون
WpAddکایسو
WpAddjongin
WpAddچانیول
WpAddبکهیون
WpAddchanbaek
WpAddfiction

37 Historias

  • Mother por nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      LECTURAS 998
    • WpPart
      Partes 1
    ✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای. ✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیری‌هایش با اجتناب‌ناپذیرهای زندگی. ✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمی‌پسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید. پ.ن: خواننده‌های جان، نمی‌تونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاوره‌خوانی "عادت" کردید، می‌خوام بدونید که می‌تونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید می‌بینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
  • we'll never change por anyianim
    anyianim
    • WpView
      LECTURAS 133
    • WpPart
      Partes 4
    یه چیز شبیه انمیز تو لاورز اما برعکس تصور کنید عاشق کسی شدید که بهتر از هرکسی شما رو درک میکنه و باعث میشه خودتون رو باور کنید و بعد توی یه روز ترکتون کنه و شما چاره‌ای ندارید جز اینکه ازش متنفر شید. این دقیقا احساسیه که بومگیو داره. تهیون بهش خیانت کرد، نه به معنای واقعی خیانت؛ اما در نهایت هرکاری که کرده باشه، اون حق داره که ازش متنفر باشه نه؟
  • My One Shots por Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      LECTURAS 11,554
    • WpPart
      Partes 11
    من این بوک رو درست کردم تا داخلش، داستانهای کوتاه راجب بقیه کاپلهای دوست داشتنی اکسو که کمتر به قشنگیاشون توجه میشه، بزارم و من از خواننده های این بوک میخوام خواهشا کنم بدور از هر تعصبی و با یه دید بی طرف شروع به خوندن این داستانها بکنند تا شاید لذت ببرند. من منتظر خوندن حسهایی که موقع خوندن این نوشته ها داشتید هستم هیلدا*
  • Wolves Never Cry por shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      LECTURAS 4,117
    • WpPart
      Partes 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
  • Painter Angels por kaisooficology
    kaisooficology
    • WpView
      LECTURAS 1,706
    • WpPart
      Partes 10
    ¨*•𝑭𝒊𝒄 𝑵𝒂𝒎𝒆: Painter Angels ¨*•𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Fluff, Fantasy, Smut ¨*•𝑪𝑼𝑷: Kaisoo ¨*•𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: Naj
  • baby sooyy por Sahar7850
    Sahar7850
    • WpView
      LECTURAS 1,429
    • WpPart
      Partes 6
    پدر و مادر کای توی تصادف میمیرن کای هم که از کل زندگی یه عمو براش مونده بود که اونم اهمیتی بهش نداد و پسش زد تصمیم میگیره با ارث پدرومادرش به سئول بره و در اونجا به گرفتن یه بچه ی مطیع از پرورشگاه اقدام می‌کنه ژانر : روزمره ، عاشقانه ، رومنس ، اسمات ، امپرگ کاپل اصلی: کایسو
  • Poverty & Pride por nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      LECTURAS 5,643
    • WpPart
      Partes 8
    Genre: omegaverse, drama, romance Couples: sekai, chanbaek Channel: @parkfamily_fictions توضیحات تکمیلی اضافه خواهد شد.
  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •● por la7story
    la7story
    • WpView
      LECTURAS 4,483
    • WpPart
      Partes 23
    🌒 فیک: اهریمنت را به من بسپار 🌘 🌖 کاپل:سکای ، چانبک 🌔 🌓 نویسنده:LA7 🌗 🌑 ژانر:تخیلی،فانتزی،رمنس 🌑 🌕زیر روشنایی نور مهتاب چنان جذاب بود که سینه اش تیر کشید سر انگشتان پسر به شنل مخملی کشیده شد. زیبا ترین تصویری بود که به چشم می دید، زندگی کردن کنار کسی که خوب می دونست چقدر از خودت متنفری چه حسی داشت؟ 🌕 خلاصه؛ تو دنیایی که جادو حرفِ اول رو میزنه و هر کسی با توجه به مقدار جادویی که داره طبقه بندی میشه و پیشرفت می کنه، سهون بدونِ بهره بردن از این موهبت در دور افتاده ترین دهکده ی سرزمینی دوست داشتنی به روز تولد هجده سالگی میرسه... اون همیشه خودش رو ناتوان و وصله ی ناجوری برای این دنیا دیده... در دورترین فاصله از پایتختِ آرزوها، جایی که قدرتمند ترین جادوگر ها زندگی می کنند ولی ... چرا این ژنرالِ تازه وارد جلوش زانو زده ؟!
  • 💎 King Kai 👑 por TheBluieD
    TheBluieD
    • WpView
      LECTURAS 8,153
    • WpPart
      Partes 16
    👑King Kai👑 Couple : Kaisoo 💕 Genre : Historical ⛩ , Smut 🔞 , Romance ❤ Writer : BlueD🌙 همه دربرابر کیم کای ، سومین پادشاه از خاندان کیم ... یعنی هیچکس نبود کنارش باشه و کمکش کنه ؟؟؟
  • my Twin | همزاد من  por Bibblor
    Bibblor
    • WpView
      LECTURAS 94
    • WpPart
      Partes 2
    کاپل : کایجونگ ژانر : تاریخی ، تخیلی ، درام کی فکرشو میکرد که مسابقه تیراندازی امسال ، باعث بشه همزادش رو ملاقات کنه ؟
  • در یک قدمی تو ♡ One step away from you por fafaexo_12
    fafaexo_12
    • WpView
      LECTURAS 1,883
    • WpPart
      Partes 20
    داستانی عاشقانه و تاریخی با کلی حس و حال خوب💙💫 "اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم و سومین گناه.... نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم گناهم این است "تسلیم شدن" گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده" • آدم اگه دو بار عاشق بشه دو بار اشتباه می کنه حالا اگه عاشق یه آدم تکراری بشه گناهش دو برابر هم میشه... ژانر : تاریخی ، درام ، عاشقانه کاپل اصلی : جی اون(آیو) ، کیونگسو (دی او) زمان آپ : نامشخص این اولین تجربه منه لطفا حمایتم کنید🥰 داستان رو بخونید و لذت ببرید و یک نکته پارت ها کوتاه هستند پس برای رسیدن به اتفاقات اصلی کمی صبور باشید😉 اگه خوشتون اومد ووت و کامنت فراموش نشه ♥️
  • My Sexy Monster  por MochiAm
    MochiAm
    • WpView
      LECTURAS 1,641
    • WpPart
      Partes 1
    One-Shot Couple:SEKAI genre:comedy, supernatural, smut سهون: ببین جوجه خون آشام کله آبی،درسته که خیلی وحشی هستی و دیشب تقریبا نیمه جونم کردی ولی اینا باعث نمیشه من ازت بگذرم پس بیا یه معامله ای بکنیم...
  • ❣once upon a time:desire🩸❤️‍🔥🏍🔧 por Reshiedmaroh
    Reshiedmaroh
    • WpView
      LECTURAS 3,819
    • WpPart
      Partes 15
    بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حس‌هاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد. اون مرد بوی قوی‌ترین و سیاه‌ترین قهوه‌ی جهانو می‌داد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه. بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثه‌هاش به خارش افتاد؛ خون توی گوش‌هاش غرش می‌کرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد. _من چه مرگم شده؟ هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود... کاپل: چانبک⁦⁠♡⁩ سکای♡⁩
  • RIVAL(kaisoo_translation) por lil_sua
    lil_sua
    • WpView
      LECTURAS 1,470
    • WpPart
      Partes 6
    تمام پسرای کلاسِ a..،از یوجونگ خوششون میومد.اون دختر زیبایی بود.کیونگسو و جونگین هم،رقیب همدیگه بودن و هر کدوم برای به دست آوردن قلب اون دختر،بهترین تلاششونُ میکردن.. اونا از هم نفرت داشتن..ولی مرز باریکی بین عشق و نفرت وجود داره..درسته...؟ writer:sun_gee translator:lil_sua Finished ژانر:اسمات،انمیز تو لاورز،داستان کوتاه
  • Hundredth Day / OneShot por AylaXee
    AylaXee
    • WpView
      LECTURAS 401
    • WpPart
      Partes 1
    عنوان: صدمین روز - Hundredth Day نویسنده: xee ژانر: تخیلی - Fluffy - رومانتیک زوج: کایلو معرفی:. هر روز و هر ساعت به اسم لذت بردن کارای زیادی میکنیم بی توجه به این موضوع که آیا لذت ما برای بقیه هم لذت بخش هست یا نه، بی توجه دردی که گاهی به بقیه میدیدم انقدر توی این دروغ پیش میریم که دیگه فراموش میکنیم لذت واقعی چه رنگ و بویی داشته و فقط میخوایم باور کنیم داریم لذت میبریم ولو به قیمت نابود کردن وجودخودمون و فقط لحظه ای به خود می آییم که وجود زخمی ما تصمیم به انتقام ازمون میگیره فوروارد: روبی هوف بزرگی کرد "خنگی.. خنگ... یعنی لو هان رو یادت نمیاد؟ البته خب منم اگه اندازه تو به همه چیز جز ارزش ادما فک میکردم مطئنا این پسر رو یادم میرفت، بذار راهنمایی کنم، ترم دوم دانشکده، احیانا یه شوخی خرکی نکردی؟" کای کمی سرشو چپ و راست خم کرد و با نگاه هنگی به اونطرف خیابون سعی داشت به خاطر بیاره چیزی که روبی میگفت ماله 19 سالگیش بود و اون الان 26 سالش بود و حتی یادش نمی امد دیروز چه لباسی پوشیده بوده چه برسه به اینکه بدونه 7 سال پیش چیکار کرده روبی چشمش رو چرخوند، خیلی کلافه بود، به وجود اوردن این بچه یکی از اشتباهاتش بود "هوف... 7 سال پیش اون توی دانشکده شما بورس شد... و شما کَله خرا فک کردین یه سوژه خوب برا مسخره بازیتون پیدا کردین... هنوز یا
  • 𝐈 𝐇𝐞𝐚𝐫 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐕𝐨𝐢𝐜𝐞 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓ por Oyun1485
    Oyun1485
    • WpView
      LECTURAS 1,946
    • WpPart
      Partes 3
    [صداتو میشنوم | I Hear Your Voice] Genre : Romance, War, Drama Mini fic Happy end Writer : Oyun Jongin, Kyungsoo, jennie •دولت کره جنوبی دستور میده تا همه اسیرهای آمریکایی رو به کشورشون برگردونن اما خلبان و مامور دولتی کیم جونگین متوجه میشه یه دختر از پرواز جا مونده و با اینکه از مقامات دستور میگیره تا نیمه شب از شر اون دختر خلاص بشه اما ترجیح میده اونو به کشورش برگردونه... "تو قشنگ ترین ملودی زندگیمی که فقط خودم میتونم بشنوم..."
  • Интуиция por adbluD
    adbluD
    • WpView
      LECTURAS 107
    • WpPart
      Partes 1
    پیدا کردن شخصی بدون اینکه دنبالش گشته باشی یا منتظرش بوده باشی؛ مثل معجزه ای که خدا فرستاده و زندگیتو از این رو به اون رو کرده موقعی که انتظارشو نداشتی و داشتی از هم می پاشیدی. ‧₊˚🖇️⠀세. ▭ 카이. ₊˚🎧⊹ Couple: Sekai Kaihun ◯⃘ .OneShot ࣪✦ Genre : Dram Romance - @AdOcean . ⊹ 🪵 ₊
  • asshole apostle por Cute_sooo
    Cute_sooo
    • WpView
      LECTURAS 304
    • WpPart
      Partes 1
    𝑪𝒖𝒑: #sekai 𝑵𝒂𝒎𝒆: asshole apostle 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝐿𝑒𝓂𝑜𝓃 ^Oneshot^
  • Embrace my heart(kaisoo_translation) por lil_sua
    lil_sua
    • WpView
      LECTURAS 3,082
    • WpPart
      Partes 24
    کیونگسو و جونگین،کارآموزای یک شرکت معروف کیپاپن..اونا عاشق همدیگه میشن..ولی آیا این عشق میتونه در برابر موانع، دووم بیاره..؟یا اینکه اونا رو از پا در میاره..؟ writer:sun_gee translator:lil_sua ژانر:روزمره،رومنس.
  • Dark Destiny [FULL]  por Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      LECTURAS 951
    • WpPart
      Partes 2
    نام:سرنوشت تلخ کاپل:سکای ژانر: انگست، سداند نویسنده:هیلدا ******************* دلم خیلی برای خودم میسوزه... خنده داره،نه؟!...معلومه خنده داره...اونم خیلی...منی که ترحم برام تنفر به حساب میومد حالا خودم برای خودم دل میسوزونم... چقدر بدبخت شدم... چه بلایی سرم آوردی... یجوری زمینم زدی که هنوز پا در هوا موندم... بی انگیزه...کرخت...سست...بی هدف... نفس کشیدنام ادامه داره ولی خیلی بی حسم. ولی بدون دلم خیلی برات تنگ شده.