کای Stories

Refine by tag:
کای
WpAddkai
WpAddسهون
WpAddاکسو
WpAddسکای
WpAddexo
WpAddsekai
WpAddکیونگسو
WpAddجونگین
WpAddsehun
WpAddچانبک
WpAddکایهون
WpAddکایسو
WpAddjongin
WpAddچانیول
WpAddبکهیون
WpAddchanbaek
WpAddfiction
کای
WpAddkai
WpAddسهون
WpAddاکسو
WpAddسکای
WpAddexo
WpAddsekai
WpAddکیونگسو
WpAddجونگین
WpAddsehun
WpAddچانبک
WpAddکایهون
WpAddکایسو
WpAddjongin
WpAddچانیول
WpAddبکهیون
WpAddchanbaek
WpAddfiction

37 Stories

  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •● by la7story
    la7story
    • WpView
      Reads 4,483
    • WpPart
      Parts 23
    🌒 فیک: اهریمنت را به من بسپار 🌘 🌖 کاپل:سکای ، چانبک 🌔 🌓 نویسنده:LA7 🌗 🌑 ژانر:تخیلی،فانتزی،رمنس 🌑 🌕زیر روشنایی نور مهتاب چنان جذاب بود که سینه اش تیر کشید سر انگشتان پسر به شنل مخملی کشیده شد. زیبا ترین تصویری بود که به چشم می دید، زندگی کردن کنار کسی که خوب می دونست چقدر از خودت متنفری چه حسی داشت؟ 🌕 خلاصه؛ تو دنیایی که جادو حرفِ اول رو میزنه و هر کسی با توجه به مقدار جادویی که داره طبقه بندی میشه و پیشرفت می کنه، سهون بدونِ بهره بردن از این موهبت در دور افتاده ترین دهکده ی سرزمینی دوست داشتنی به روز تولد هجده سالگی میرسه... اون همیشه خودش رو ناتوان و وصله ی ناجوری برای این دنیا دیده... در دورترین فاصله از پایتختِ آرزوها، جایی که قدرتمند ترین جادوگر ها زندگی می کنند ولی ... چرا این ژنرالِ تازه وارد جلوش زانو زده ؟!
  • Hundredth Day / OneShot by AylaXee
    AylaXee
    • WpView
      Reads 401
    • WpPart
      Parts 1
    عنوان: صدمین روز - Hundredth Day نویسنده: xee ژانر: تخیلی - Fluffy - رومانتیک زوج: کایلو معرفی:. هر روز و هر ساعت به اسم لذت بردن کارای زیادی میکنیم بی توجه به این موضوع که آیا لذت ما برای بقیه هم لذت بخش هست یا نه، بی توجه دردی که گاهی به بقیه میدیدم انقدر توی این دروغ پیش میریم که دیگه فراموش میکنیم لذت واقعی چه رنگ و بویی داشته و فقط میخوایم باور کنیم داریم لذت میبریم ولو به قیمت نابود کردن وجودخودمون و فقط لحظه ای به خود می آییم که وجود زخمی ما تصمیم به انتقام ازمون میگیره فوروارد: روبی هوف بزرگی کرد "خنگی.. خنگ... یعنی لو هان رو یادت نمیاد؟ البته خب منم اگه اندازه تو به همه چیز جز ارزش ادما فک میکردم مطئنا این پسر رو یادم میرفت، بذار راهنمایی کنم، ترم دوم دانشکده، احیانا یه شوخی خرکی نکردی؟" کای کمی سرشو چپ و راست خم کرد و با نگاه هنگی به اونطرف خیابون سعی داشت به خاطر بیاره چیزی که روبی میگفت ماله 19 سالگیش بود و اون الان 26 سالش بود و حتی یادش نمی امد دیروز چه لباسی پوشیده بوده چه برسه به اینکه بدونه 7 سال پیش چیکار کرده روبی چشمش رو چرخوند، خیلی کلافه بود، به وجود اوردن این بچه یکی از اشتباهاتش بود "هوف... 7 سال پیش اون توی دانشکده شما بورس شد... و شما کَله خرا فک کردین یه سوژه خوب برا مسخره بازیتون پیدا کردین... هنوز یا
  • Wolves Never Cry by shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      Reads 4,117
    • WpPart
      Parts 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
  • RIVAL(kaisoo_translation) by lil_sua
    lil_sua
    • WpView
      Reads 1,470
    • WpPart
      Parts 6
    تمام پسرای کلاسِ a..،از یوجونگ خوششون میومد.اون دختر زیبایی بود.کیونگسو و جونگین هم،رقیب همدیگه بودن و هر کدوم برای به دست آوردن قلب اون دختر،بهترین تلاششونُ میکردن.. اونا از هم نفرت داشتن..ولی مرز باریکی بین عشق و نفرت وجود داره..درسته...؟ writer:sun_gee translator:lil_sua Finished ژانر:اسمات،انمیز تو لاورز،داستان کوتاه
  • Lovelorn ∫ kai.Jennie ∫ by Vevea_Or_Vevea
    Vevea_Or_Vevea
    • WpView
      Reads 150
    • WpPart
      Parts 1
    کای:-جێنی! جێنی: ~بەڵێ کای:-خۆشمدەوێی جێنی:~منیش خۆشمدەوێی 《خۆشەویستیەکەی کای و جێنی؟》
  • 1999 [ Yeongyu ] by stevsoo__
    stevsoo__
    • WpView
      Reads 1,385
    • WpPart
      Parts 5
    [ و دو ستاره با پیراهن سفید، در شب نگاهت، یکدیگر را می‌بوسیدند! ] COUPLE : YEONGYU GENRE : ANGEST / ROMANCE / SMUT THE WRITER : MISUN
  • baby sooyy by Sahar7850
    Sahar7850
    • WpView
      Reads 1,429
    • WpPart
      Parts 6
    پدر و مادر کای توی تصادف میمیرن کای هم که از کل زندگی یه عمو براش مونده بود که اونم اهمیتی بهش نداد و پسش زد تصمیم میگیره با ارث پدرومادرش به سئول بره و در اونجا به گرفتن یه بچه ی مطیع از پرورشگاه اقدام می‌کنه ژانر : روزمره ، عاشقانه ، رومنس ، اسمات ، امپرگ کاپل اصلی: کایسو
  • My One Shots by Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      Reads 11,554
    • WpPart
      Parts 11
    من این بوک رو درست کردم تا داخلش، داستانهای کوتاه راجب بقیه کاپلهای دوست داشتنی اکسو که کمتر به قشنگیاشون توجه میشه، بزارم و من از خواننده های این بوک میخوام خواهشا کنم بدور از هر تعصبی و با یه دید بی طرف شروع به خوندن این داستانها بکنند تا شاید لذت ببرند. من منتظر خوندن حسهایی که موقع خوندن این نوشته ها داشتید هستم هیلدا*
  • my Twin | همزاد من  by Bibblor
    Bibblor
    • WpView
      Reads 94
    • WpPart
      Parts 2
    کاپل : کایجونگ ژانر : تاریخی ، تخیلی ، درام کی فکرشو میکرد که مسابقه تیراندازی امسال ، باعث بشه همزادش رو ملاقات کنه ؟
  • Mother by nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Reads 998
    • WpPart
      Parts 1
    ✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای. ✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیری‌هایش با اجتناب‌ناپذیرهای زندگی. ✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمی‌پسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید. پ.ن: خواننده‌های جان، نمی‌تونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاوره‌خوانی "عادت" کردید، می‌خوام بدونید که می‌تونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید می‌بینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
  • ❣once upon a time:desire🩸❤️‍🔥🏍🔧 by Reshiedmaroh
    Reshiedmaroh
    • WpView
      Reads 3,819
    • WpPart
      Parts 15
    بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حس‌هاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد. اون مرد بوی قوی‌ترین و سیاه‌ترین قهوه‌ی جهانو می‌داد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه. بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثه‌هاش به خارش افتاد؛ خون توی گوش‌هاش غرش می‌کرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد. _من چه مرگم شده؟ هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود... کاپل: چانبک⁦⁠♡⁩ سکای♡⁩
  • Dark Destiny [FULL]  by Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      Reads 951
    • WpPart
      Parts 2
    نام:سرنوشت تلخ کاپل:سکای ژانر: انگست، سداند نویسنده:هیلدا ******************* دلم خیلی برای خودم میسوزه... خنده داره،نه؟!...معلومه خنده داره...اونم خیلی...منی که ترحم برام تنفر به حساب میومد حالا خودم برای خودم دل میسوزونم... چقدر بدبخت شدم... چه بلایی سرم آوردی... یجوری زمینم زدی که هنوز پا در هوا موندم... بی انگیزه...کرخت...سست...بی هدف... نفس کشیدنام ادامه داره ولی خیلی بی حسم. ولی بدون دلم خیلی برات تنگ شده.
  • 𝐈 𝐇𝐞𝐚𝐫 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐕𝐨𝐢𝐜𝐞 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓ by Oyun1485
    Oyun1485
    • WpView
      Reads 1,946
    • WpPart
      Parts 3
    [صداتو میشنوم | I Hear Your Voice] Genre : Romance, War, Drama Mini fic Happy end Writer : Oyun Jongin, Kyungsoo, jennie •دولت کره جنوبی دستور میده تا همه اسیرهای آمریکایی رو به کشورشون برگردونن اما خلبان و مامور دولتی کیم جونگین متوجه میشه یه دختر از پرواز جا مونده و با اینکه از مقامات دستور میگیره تا نیمه شب از شر اون دختر خلاص بشه اما ترجیح میده اونو به کشورش برگردونه... "تو قشنگ ترین ملودی زندگیمی که فقط خودم میتونم بشنوم..."
  • [ 𝘉𝘪𝘵𝘵𝘦𝘳 ; 𝘒𝘢𝘪𝘚𝘰𝘰 ] by ilyunishit
    ilyunishit
    • WpView
      Reads 4,391
    • WpPart
      Parts 10
    • [ مثل یه طعم تلخی، که بعد از یبار چشیدنت نمیشه فراموشت کرد. ] ° ° ° ° ° ° - 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 , 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍.
  • we'll never change by anyianim
    anyianim
    • WpView
      Reads 133
    • WpPart
      Parts 4
    یه چیز شبیه انمیز تو لاورز اما برعکس تصور کنید عاشق کسی شدید که بهتر از هرکسی شما رو درک میکنه و باعث میشه خودتون رو باور کنید و بعد توی یه روز ترکتون کنه و شما چاره‌ای ندارید جز اینکه ازش متنفر شید. این دقیقا احساسیه که بومگیو داره. تهیون بهش خیانت کرد، نه به معنای واقعی خیانت؛ اما در نهایت هرکاری که کرده باشه، اون حق داره که ازش متنفر باشه نه؟
  • My Sexy Monster  by MochiAm
    MochiAm
    • WpView
      Reads 1,641
    • WpPart
      Parts 1
    One-Shot Couple:SEKAI genre:comedy, supernatural, smut سهون: ببین جوجه خون آشام کله آبی،درسته که خیلی وحشی هستی و دیشب تقریبا نیمه جونم کردی ولی اینا باعث نمیشه من ازت بگذرم پس بیا یه معامله ای بکنیم...
  • Painter Angels by kaisooficology
    kaisooficology
    • WpView
      Reads 1,706
    • WpPart
      Parts 10
    ¨*•𝑭𝒊𝒄 𝑵𝒂𝒎𝒆: Painter Angels ¨*•𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Fluff, Fantasy, Smut ¨*•𝑪𝑼𝑷: Kaisoo ¨*•𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: Naj
  • My Romeo *OSH* ✔️ by I_YEON_I
    I_YEON_I
    • WpView
      Reads 20,258
    • WpPart
      Parts 24
    "مەبەستت ئەوەیە من دەخەیتە داوی خۆشەویستی خۆتەوە؟" "بەڵێ.....وە بەچاوی خۆت دەیبینیت!" "ئەی ئەگەر نەمکرد؟" "ئەوکات...من دوور دەکەومەوە تۆش بۆت دەردەکەوێت کەوتوویتەتە خۆشەویستی منەوە...بەباشی ئەمەت لەبیر بێت ئۆھ سێھون!" "دەکرێت ئەمە بەڕکابەری دابنێم؟" "وای دابنێ و بەڵێنت پێ دەدەم کەمن دەیبەمەوە!" لەزمانی عەرەبییەوە وەرگیراوە ھەموو مافەکانی دەگەڕێتەوە بۆ خاوەنەکەی....
  • A lost dream.Full Part by oh_seh_pid987
    oh_seh_pid987
    • WpView
      Reads 2,924
    • WpPart
      Parts 35
    Full part کاپل: سکای + کایهون +چانبک خلاصه ای از داستان: _این ۲۸ امین نیمه شبی هست که اینور دنیا ،شب رو صبح نمیکنم ،در واقع بهتره بگیم شب رو تا صبح فکر میکنم و غصه های ناتمومم در حال زاد و ولد با سرعت سرسام آوری هستن.... ____ _شما به مربی تکواندو نیازی ندارید ؟!!؟ ____ _مگه نشنیدی کمپانی معروفه و آیدل ها هم دونه درشت ! ___ _من اوه سهونم،انگار که رییس جمهور امریکاست و همه باید بشناسنش! ___ _همه چی تموم شد..اخرین رویام هم گم شد...دیگه توان و انگیزه ای برای شروع دوباره نمونده...نکنه این رویاهای من نیستن که گم میشن...شاید خودم گم شدم؟!؟
  • Your Shiny Eyes [FULL]  by Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      Reads 72,176
    • WpPart
      Parts 46
    اسم:چشمان درخشان تو کاپل:سکای، کریسیول ژانر:رمنس، انگست، ددی کینک، اسمات نویسنده:هیلدا چنل: AmorFiction خلاصه: اوه سهون 32ساله رئیس یه شرکت بزرگ هر روز که به شرکت میاد با یه پسر17ساله کیوت که اصرار داره بهش علاقمنده مواجه میشه که ازش میخواد باهم یه رابطه عاشقانه رو تجربه کنن. تفاوت سنی زیادشون میتونه مانعی باشه برای رد کردن اون پسر کوچولو یا بالأخره کیم جونگین با پافشاری میتونه آجوشی مورد علاقشو راضی به شروع یه رابطه‌ی عجیب بکنه؟!