کای storie

Filtra per tag:
کای
WpAddkai
WpAddسهون
WpAddاکسو
WpAddسکای
WpAddexo
WpAddsekai
WpAddکیونگسو
WpAddجونگین
WpAddsehun
WpAddچانبک
WpAddکایهون
WpAddکایسو
WpAddjongin
WpAddچانیول
WpAddبکهیون
WpAddchanbaek
WpAddfiction
کای
WpAddkai
WpAddسهون
WpAddاکسو
WpAddسکای
WpAddexo
WpAddsekai
WpAddکیونگسو
WpAddجونگین
WpAddsehun
WpAddچانبک
WpAddکایهون
WpAddکایسو
WpAddjongin
WpAddچانیول
WpAddبکهیون
WpAddchanbaek
WpAddfiction

37 Storie

  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •● di la7story
    la7story
    • WpView
      LETTURE 4,483
    • WpPart
      Parti 23
    🌒 فیک: اهریمنت را به من بسپار 🌘 🌖 کاپل:سکای ، چانبک 🌔 🌓 نویسنده:LA7 🌗 🌑 ژانر:تخیلی،فانتزی،رمنس 🌑 🌕زیر روشنایی نور مهتاب چنان جذاب بود که سینه اش تیر کشید سر انگشتان پسر به شنل مخملی کشیده شد. زیبا ترین تصویری بود که به چشم می دید، زندگی کردن کنار کسی که خوب می دونست چقدر از خودت متنفری چه حسی داشت؟ 🌕 خلاصه؛ تو دنیایی که جادو حرفِ اول رو میزنه و هر کسی با توجه به مقدار جادویی که داره طبقه بندی میشه و پیشرفت می کنه، سهون بدونِ بهره بردن از این موهبت در دور افتاده ترین دهکده ی سرزمینی دوست داشتنی به روز تولد هجده سالگی میرسه... اون همیشه خودش رو ناتوان و وصله ی ناجوری برای این دنیا دیده... در دورترین فاصله از پایتختِ آرزوها، جایی که قدرتمند ترین جادوگر ها زندگی می کنند ولی ... چرا این ژنرالِ تازه وارد جلوش زانو زده ؟!
  • ❣once upon a time:desire🩸❤️‍🔥🏍🔧 di Reshiedmaroh
    Reshiedmaroh
    • WpView
      LETTURE 3,819
    • WpPart
      Parti 15
    بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حس‌هاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد. اون مرد بوی قوی‌ترین و سیاه‌ترین قهوه‌ی جهانو می‌داد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه. بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثه‌هاش به خارش افتاد؛ خون توی گوش‌هاش غرش می‌کرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد. _من چه مرگم شده؟ هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود... کاپل: چانبک⁦⁠♡⁩ سکای♡⁩
  • remember me(kaisoo_translation) di lil_sua
    lil_sua
    • WpView
      LETTURE 2,075
    • WpPart
      Parti 31
    با خاطرات از دست رفته و فراموش شده کیونگسو،جونگین بالاخره آماده س که شوهر خوبی برای سوجونگ باشه ولی کیونگسو هرگز نمی خواد تسلیم بشه. پ.ن:این بوک فصل دوم I still love you هست. main writer :@seohoverse translator :@lil_sua ژانر؛درام،رومنس
  • we'll never change di anyianim
    anyianim
    • WpView
      LETTURE 133
    • WpPart
      Parti 4
    یه چیز شبیه انمیز تو لاورز اما برعکس تصور کنید عاشق کسی شدید که بهتر از هرکسی شما رو درک میکنه و باعث میشه خودتون رو باور کنید و بعد توی یه روز ترکتون کنه و شما چاره‌ای ندارید جز اینکه ازش متنفر شید. این دقیقا احساسیه که بومگیو داره. تهیون بهش خیانت کرد، نه به معنای واقعی خیانت؛ اما در نهایت هرکاری که کرده باشه، اون حق داره که ازش متنفر باشه نه؟
  • Broken Pieces di LKOAVIE
    LKOAVIE
    • WpView
      LETTURE 27,403
    • WpPart
      Parti 49
    🧡فروپاشیده🧡 *کامل شده* چانیول یه وکیل خشک و مقرراتیه که دفتر خاطرات پسری به دستش میرسه و زندگیش رو زیر و رو میکنه! (اقتباسی از یک رمان دوست داشتنی) ژانر:رومنس،درام،انگست،روانشناسی،اسمات کاپل:چانبک
  • My One Shots di Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      LETTURE 11,557
    • WpPart
      Parti 11
    من این بوک رو درست کردم تا داخلش، داستانهای کوتاه راجب بقیه کاپلهای دوست داشتنی اکسو که کمتر به قشنگیاشون توجه میشه، بزارم و من از خواننده های این بوک میخوام خواهشا کنم بدور از هر تعصبی و با یه دید بی طرف شروع به خوندن این داستانها بکنند تا شاید لذت ببرند. من منتظر خوندن حسهایی که موقع خوندن این نوشته ها داشتید هستم هیلدا*
  • TXT [one-shot] di stevsoo__
    stevsoo__
    • WpView
      LETTURE 118
    • WpPart
      Parti 1
    just one-shot ! . . by misun
  • JUNGLE BEAST:S01✔ di l-zizi-l
    l-zizi-l
    • WpView
      LETTURE 39,622
    • WpPart
      Parti 41
    'ئەهریمەنەکان خەیاڵین بۆ قبووڵڪردن' چیرۆکەکە لە سێ بەرگ پێک دێت دارستانی ئەهریمەنی بەرگی یەکەمی زنجیرە چیرۆکەکەیە:) بەرگی دووەمی زنجیرە چیرۆکەکە ناوی شانشینی ئاگرە:)
  •  𓏲࣪ ִֶָ𝐌𝐨𝐨𝐧 𝐒𝐭𝐨𝐧𝐞𓂃 di hony_shadkam
    hony_shadkam
    • WpView
      LETTURE 33,739
    • WpPart
      Parti 30
    𓏲࣪ ִֶָ𝐌𝐨𝐨𝐧 𝐒𝐭𝐨𝐧𝐞𓂃 "کنسرت بزرگ‌ترین بوی بند جهان با اجرای شش نفره اعضا در سئول به پایان رسید. اعضا برای تور بزرگ خود در آمریکا آماده می‌شوند، همچین گفته می‌شود همگی از جواب دادن به سوالات درمورد کیم تهیونگ طفره می‌روند. با گذشت دوسال هنوز هیچ علت رسمی برای نبود عضو محبوب در کنسرت‌ها و برنامه‌های بی‌تی‌اس در دست نیست" *** + آخ ببخشید دستم خورد قلبِ‌تون شکست جنابِ کیم. _ آخ ببخشید دستم خورد از چشم‌هام افتادید جنابِ جئون. ┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─ ᯥ Main Couple ➟ Kookv ᯥ Genre ➟ Romance, Rpf, Kpop, Angst, Smut
  • 1999 [ Yeongyu ] di stevsoo__
    stevsoo__
    • WpView
      LETTURE 1,385
    • WpPart
      Parti 5
    [ و دو ستاره با پیراهن سفید، در شب نگاهت، یکدیگر را می‌بوسیدند! ] COUPLE : YEONGYU GENRE : ANGEST / ROMANCE / SMUT THE WRITER : MISUN
  • A lost dream.Full Part di oh_seh_pid987
    oh_seh_pid987
    • WpView
      LETTURE 2,924
    • WpPart
      Parti 35
    Full part کاپل: سکای + کایهون +چانبک خلاصه ای از داستان: _این ۲۸ امین نیمه شبی هست که اینور دنیا ،شب رو صبح نمیکنم ،در واقع بهتره بگیم شب رو تا صبح فکر میکنم و غصه های ناتمومم در حال زاد و ولد با سرعت سرسام آوری هستن.... ____ _شما به مربی تکواندو نیازی ندارید ؟!!؟ ____ _مگه نشنیدی کمپانی معروفه و آیدل ها هم دونه درشت ! ___ _من اوه سهونم،انگار که رییس جمهور امریکاست و همه باید بشناسنش! ___ _همه چی تموم شد..اخرین رویام هم گم شد...دیگه توان و انگیزه ای برای شروع دوباره نمونده...نکنه این رویاهای من نیستن که گم میشن...شاید خودم گم شدم؟!؟
  • ATTACHED(kaisoo_translation) di lil_sua
    lil_sua
    • WpView
      LETTURE 5,727
    • WpPart
      Parti 21
    وقتی که مرد مافیایی کیم جونگین... عاشق عکاس جوان، دو کیونگسو میشه... main writer: sun_gee translator:lil_sua ژانر:اسمات،اکشن.
  • Bitch Boy ᶜᵒᵐᵖᶫᵉᵗᵉ di NabiLand_fiction
    NabiLand_fiction
    • WpView
      LETTURE 8,025
    • WpPart
      Parti 46
    ✨️اولین داستان من🦋 #استریت بکهیون یه پسر ۲۷ ساله است که زمانی شروع کرد به تنهایی زندگی کردن؛مشکلی نداشت و ازش لذت می‌برد، آدم‌های موردعلاقه‌اش یا به قول معروف هم عقیده‌اش رو دور خودش جمع کرده بود. با مدرک تقلبی پزشکی زندگیش رو می‌چرخوند، نیازی به یادگیری پزشکی نداشت چون فقط می‌خواست جیب آدم‌ها رو خالی کنه، پس حتی اگر یه آدم سالم اما ثروتمند به تورش می‌خورد امکان داشت سرطان داشته باشه. این قانون بیون بکهیون بود. کل زندگیش توی دستور جراحی آدم‌های سالم ، گرفتن پول اضافه و لذت بردن ازشون خلاصه می‌شد. فکر می‌کرد خیلی وقت پیش تصمیمات بزرگ زندگیش رو گرفته تا این که یه تصمیم به ظاهر کوچیک گرفت. تصمیمی که قرار بود رقم حساب بانکیش رو بالا ببره همه چیز رو تغییر داد. تصمیمی که نمی‌دونست قرار راه زندگیش رو به سمت پسری بکشونه که همه‌‌ی عمر ازش فراری بود. به قلم نوری‌یل که در سایه‌روشن خیال، پروانه‌ها را نگهبان واژه‌ها ساخته🩵🦋 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭, 𝘱𝘰𝘭𝘪𝘤𝘦, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆જ⁀➴ 𝐄𝐗𝐎 ᴮᵃᵉᵏʰʸᵘⁿ ,ᴸᵃʸ,ᵏᵃⁱ 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤𝐏𝐢𝐧𝐤 ʲⁱˢᵒᵒ,ᴶᵉⁿⁿⁱᵉ 𝐑𝐞𝐝𝐕𝐞𝐥𝐯𝐞𝐭 ʸᵉʳⁱ
  • فقط اتفاق افتاد || یونبین di rahaxiu
    rahaxiu
    • WpView
      LETTURE 3,422
    • WpPart
      Parti 9
    ترجمه شده هیچوقت فکرشو نمیکردن که یه شب مستی به همچین چیزی منجر بشه.
  • Tacenda di mellirora
    mellirora
    • WpView
      LETTURE 1,309
    • WpPart
      Parti 3
    "پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.
  • Wolves Never Cry di shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      LETTURE 4,119
    • WpPart
      Parti 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
  • asshole apostle di Cute_sooo
    Cute_sooo
    • WpView
      LETTURE 304
    • WpPart
      Parti 1
    𝑪𝒖𝒑: #sekai 𝑵𝒂𝒎𝒆: asshole apostle 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝐿𝑒𝓂𝑜𝓃 ^Oneshot^
  • Embrace my heart(kaisoo_translation) di lil_sua
    lil_sua
    • WpView
      LETTURE 3,082
    • WpPart
      Parti 24
    کیونگسو و جونگین،کارآموزای یک شرکت معروف کیپاپن..اونا عاشق همدیگه میشن..ولی آیا این عشق میتونه در برابر موانع، دووم بیاره..؟یا اینکه اونا رو از پا در میاره..؟ writer:sun_gee translator:lil_sua ژانر:روزمره،رومنس.
  • baby sooyy di Sahar7850
    Sahar7850
    • WpView
      LETTURE 1,430
    • WpPart
      Parti 6
    پدر و مادر کای توی تصادف میمیرن کای هم که از کل زندگی یه عمو براش مونده بود که اونم اهمیتی بهش نداد و پسش زد تصمیم میگیره با ارث پدرومادرش به سئول بره و در اونجا به گرفتن یه بچه ی مطیع از پرورشگاه اقدام می‌کنه ژانر : روزمره ، عاشقانه ، رومنس ، اسمات ، امپرگ کاپل اصلی: کایسو
  • Mirage [ Completed ] di ByunAbner
    ByunAbner
    • WpView
      LETTURE 9,112
    • WpPart
      Parti 48
    رابطه‌اش با سهون قبل روز تولدش عالی بود. سهون با خنده نگاهش میکرد و خاطرات روزش رو براش تعریف میکرد. وقتی میدیدش بغلش میکرد و کلی کارهای دیگه که دوستهای صمیمی با هم میکنن؛ ولی بعد از اون روز نحس، حتی یک بار هم خنده‌اش رو ندیده بود.. همش نگاه‌های سرد و دیوونه کننده! در مقابل این رفتارهای سهون بکهیون جوابی به جز معذرت خواهی نداشت. اما برای چی عذرخواهی میکرد؟ اون واقعا حق داشت تا از این یکنواختی زندگیش خسته بشه.. سهون چش شده بود؟ اون به هیچ عنوان سهونی نبود که قول داده بود همیشه کنار دوستش، بکهیون باشه.. درسته. دوستش، بکهیون! سهون هیچوقت هیچ قولی به شریک زندگیش، بکهیون نداده بود... کاپل: سهبک ، چانبک (یک‌طرفه) ژانر: درام ، هیجان انگیز ، رمانتیک ، مافیا ، اسمات هپی اند.